دارالهدایه| ناظم العُقیلی که یکی از نمایندگان رسمی مدعی یمانی می‌باشد، جهت اثبات عقیده جریان خود، مبنی بر وجود ۱۲ امام از فرزندان امام مهدی(عج)، کتابی به نام «چهل حدیث در مورد مهدیین و فرزندان قائم (ع)» تالیف نموده، که در آن کتاب به زعم خود به چهل حدیث در اثبات دوازده امام بعد از امام مهدی (عج) اشاره می‌کند؛ وی مدعی است:

کلام ناظم درباره مهدیین

۱.امامت در ۱۲ امام محصور نیست. ۲.مهدیین بعد از امام زمان (عج) مقام وصایت و امامت دارند. ۳.مهدیین همان عترت و فرزندان امام زمان (عج) هستند.

حدیث بیست و ششم مهدیین

یکی دیگر از احادیثی که ناظم العقيلی در کتاب «چهل حدیث در مورد مهدیین و فرزندان قائم (ع)» جهت اثبات ادعاهای سه گانه خود به عنوان حدیث بیست و ششم به آن استناد نموده است، به صورت ذیل است: الشیخ علی الیزدی الحائری فی إلزام الناصب قال: عن السید الثقة الجلیل الفقیه السید نعمة الله الجزائری; فی بعض مولفاته عن ابن عباس فی حدیث طویل عن امیرالمومنین (ع): … و أمّا قوله‏ تَنَزَّلُ الْمَلائِكَةُ فإنّه لمّا بعث اللّه محمّدا صلّى اللّه عليه و آله و معه تابوت من درّ أبيض له اثنا عشر بابا، فيه رقّ أبيض فيه أسامي الاثني عشر فعرضه على رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله و أمره عن ربّه أنّ الحقّ لهم و هم أنوار. قال: و من هم يا أمير المؤمنين؟ قال: أنا و أولادي الحسن و الحسين و علي بن الحسين و محمد بن علي و جعفر بن محمّد و موسى بن جعفر و علي بن موسى و محمد بن علي و علي بن محمد و الحسن بن علي و محمد بن الحسن صاحب الزمان صلوات اللّه عليهم أجمعين، و بعدهم‏ أتباعنا و شيعتنا المقرّون بولايتنا المنكرون لولاية أعدائنا…

ترجمه حدیث مهدیین

شیخ علی یزدی حائری در کتاب الزام الناصب گوید: سید ثقه جلیل فقیه سید نعمت الله جزائری در بعضی از مولفاتش از ابن عباس در حدیث بلندی از امیرالمومنین (ع) نقل می‌کند که: … و اما سخن پروردگار «تَنَزَّلُ الْمَلائِكَةُ» پس هنگامی که خداوند محمد (ص) را مبعوث کرد و همراه او صندوقچه‌ای از مروارید سفید بود که ۱۲ در داشت. در آن صندوقچه ورقه‌ای سفید بود که اسامی ۱۲ نفر در آن نوشته شده بود. پس آن را بر رسول خدا (ص) عرضه کرد و ایشان را از سوی پروردگارش امر نمود که: حق برای آنان است و آنها نورهایی هستند. [بیهس] پرسید: آنان چه کسانی هستند ای امیرالمومنین؟ حضرتش فرمودند: من و فرزندانم حسن و حسین و علی بن الحسین و محمد بن علی و جعفر بن محمد و موسی بن جعفر و علی بن موسی و محمد بن علی و علی بن محمد و الحسن بن علی و محمد بن الحسن صاحب الزمان، و بعد آنها پیروان و شیعیان ما هستند که اقرار به ولایت ما داشته و منکر ولایت دشمنان ما هستند… إلزام الناصب، ج۱، ص۱۰۶.

نکته اول

در حدیث فوق هیچ اشاره‌ای به موضوع مهدیین و فرزندی آنان برای امام زمان (ع) و مقام امامت آنها نشده است.

 نکته دوم

ناظم العقیلی در ادامه می‌گوید: «این روایت به استمرار نزول در شب قدر بر پیروان و شیعیان اهل بیت (ع) ـ که اقرار به ولایت اهل بیت (ع) دارند ـ اشاره دارد» اما همانطور که مشاهده نمودید، در این حدیث هیچ سخنی از نزول ملائکه بر امامان ۱۲گانه (ع) یا پیروان ایشان به میان نیامده است؛ ولی ناظم العقیلی سعی دارد با تلقین به مخاطب، نزول ملائکه را بر پیروان اهل بیت (ع) نتیجه بگیرد.

نکته سوم

آنچه از ظهور این حدیث فهمیده می‌شود این است: «صندوقچه‌ای بر پیامبر (ص) نازل شده که حاوی برگه‌ای سفید است. در آن برگه، اسامی ۱۲ امام ثبت شده و بعد آن‌ها [اسامی] پیروان و شیعیان ایشان ذکر شده است»  در حدیث معراج هم به این مضمون ـ یعنی وجود اسامی شیعیان پس از نام اهل بیت (ع) ـ اشاره شده است. آری، وقتی ملائکه احوال حضرت علی (ع) را از پیامبر (ص) پرسیدند، حضرت در پاسخ فرمودند: «او در زمین است، آیا او را می‌شناسید؟ ملائکه گفتند: چگونه او را نشناسیم در حالی که هر ساله به حج بیت المعمور می‌رویم و روی آن برگه‌ای سفید است که در آن اسم محمد و اسم علی و حسن و حسین و امامان و شیعیان آنها تا روز قیامت است…» الکافی، ج۳، ص۴۸۴.

نکته چهارم

لازم به ذکر است که حدیث مورد استناد ناظم العقیلی، آشفتگی‌هایی دارد. مجدداً به بخشی از فرازهای آن دقت فرمایید: ….و اما سخن پروردگار «تنزل الملائکة» پس هنگامی که خداوند محمد (ص) را مبعوث کرد و همراه او صندوقچه‌ای از مروارید سفید بود که ۱۲ در داشت. در آن صندوقچه ورقه‌ای سفید بود که اسامی ۱۲ نفر در آن نوشته شده بود؛ پس آن را بر رسول خدا (ص) عرضه کرد و ایشان را از سوی پروردگارش امر نمود که: حق برای آنان است و آنها نورهایی هستند.  از دو خط اول اینگونه فهمیده می‌شود که آن صندوقچه در هنگام مبعث، همراه پیامبر (ص) بوده است اما در خطوط انتهایی با این عبارت مواجه می‌شویم:«پس آن را بر رسول خدا ص عرضه کرد و…» که فهمیده می‌شود این صندوقچه همراه پیامبر (ص) نبوده و کسی آن برگه را بر ایشان عرضه کرده است. از سویی، مرحوم یزدی حائری این حدیث را به «مرحوم سید نعمت الله جزائری» نسبت می‌دهد؛ اما نامی از کتاب ایشان به میان نمی‌آورد. مجدداً به عبارت مرحوم یزدی حائری در کتاب «الزام الناصب» دقت فرمایید:«سید ثقه جلیل فقیه سید نعمت الله جزائری در بعضی از مولفاتش از ابن عباس در حدیث بلندی از امیرالمومنین ع نقل می‌کند…» 

نکته مهم

ای کاش احمد بصری که مدعی علم الهی است، ، پرده از این ابهام بسیار ساده ـ که ممکن است برخی آشنایان با نسخ خطی از آن مطلع باشند ـ برداشته و اشاره به نام تالیف مرحوم جزائری می‌نمود. پس از جستجو، این حدیث در تالیفات  «محمدخان کرمانی» ـ از بزرگان فرقه شیخیه، م ۱۳۲۴ هـ.ق ـ به نام الکتاب المبین پیدا می‌شود اما باز هم نام کتاب مرحوم جزائری در آن مشخص نمی‌باشد. کرمانی در کتابش چنین می‌آورد: «كتاب الدمعة الساكبة عن السيد الجزايري في بعض مؤلفاته ما لفظه حدثنا ابوطالب الابي ايده الله قال حدثنا ابويوسف القاضي قال حدثنا ابوبكر المقري قال حدثنا عبيد بن ادم العسقلاني قال حدثني ابي ادم قال حدثني عمار عن ليث عن مجاهد عن ابن‌عباس…» در کتاب الدمعة الساکبة از سید جزائری در بعضی از تالیفاتش چنین آمده است: ابوطالب ابی از ابو یوسف قاضی از ابوبکر مقری از عبید بن ادم عسقلانی از ابی ادم از عمار از لیث از مجاهد از ابن عباس…  الکتاب المبین، ج۱، ص۳۴۷. احتمالاً مراد محمدخان کرمانی، کتاب هشت جلدی الدمعة الساکبة تالیف مرحوم محمد باقر بهبهانی ـ م ۱۲۸۵ هـ.ق ـ است اما
در این کتاب چنین حدیثی وجود ندارد. 
راقم سطور، کتاب دیگری به نام الدمعة الساکبة که در فاصله زمانی بین کرمانی تا مرحوم جزائری نوشته شده باشد را پیدا نکرد.

اضافات کتاب

 لازم به ذکر است که نقل کرمانی اضافاتی بر نقل کتاب الزام الناصب دارد که به فرازی از آن ـ عبارات زیر خط‌دار ـ اشاره می‌شود:  «و اما قوله تنزل الملائكة فانه لما بعث الله محمدا (ص) بأذن ربهم أتدري ايّ اذن كان قال لا قال انزل الله تعالي جبرئيل (ع) و معه تابوت من الدر ابيض (كذا) له اثناعشر بابا فيه رق ابيض فيه اسامي الاثني‌عشر فعرضه علس رسول الله (ص)…» … و اما سخن پروردگار  «تنزل الملائکة» پس هنگامی است که خداوند محمد (ص) را مبعوث کرد، «باذن ربهم» آیا می‌دانی کدام اذن بود؟ پاسخ داد: نه، حضرتش فرمودند: خدای تعالی جبرئیل را نازل کرد و همراه او صندوقچه‌ای از مروارید سفید بود که ۱۲ در داشت. در آن صندوقچه ورقه‌ای سفید بود که اسامی ۱۲ نفر در آن نوشته شده بود؛ پس آن را بر رسول خدا (ص) عرضه کرد… این نقل، برخی از ابهامات و آشفتگی‌هایی که در ابتدای همین نکته بیان گردید را بر طرف می‌سازد اما باز هم هیچ ظهوری در نزول ملائکه بر پیروان اهل بیت (ع) ندارد؛ بلکه صرفاً سخن از آمدن اسامی پیروان اهل بیت (ع) پس از نام ۱۲ امام به میان آمده است که در نکته سوم به آن اشاره شد.

نکته پنجم

شکی در این نیست که عنایات ویژه خداوند متعال در شب قدر شامل حال شیعیان اهل بیت (ع) نیز می‌شود اما بر اساس روایات، نزول ملائکه در شب قدر مخصوص امامان ۱۲گانه (ع) می‌باشد و آنان، والیان شب قدر هستند: أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى قَالَ حَدَّثَنَا اَلْحَسَنُ بْنُ اَلْعَبَّاسِ بْنِ اَلْحَرِيشِ عَنْ أَبِي جَعْفَرِ بْنِ عَلِيٍّ عَنْ آبَائِهِ عَلَيْهِمُ السَّلاَمُ: أَنَّ أَمِيرَ اَلْمُؤْمِنِينَ صَلَوَاتُ اَللَّهِ عَلَيْهِ قَالَ لِعَبْدِ اَللَّهِ بْنِ اَلْعَبَّاسِ إِنَّ  لَيْلَةَ اَلْقَدْرِ فِي كُلِّ سَنَةٍ وَ إِنَّهُ يَنْزِلُ فِي تِلْكَ اَللَّيْلَةِ أَمْرُ  اَلسَّنَةِ وَ لِذَلِكَ  اَلْأَمْرِ  وُلاَةٌ بَعْدَ رَسُولِ اَللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ فَقَالَ اِبْنُ عَبَّاسٍ مَنْ هُمْ قَالَ أَنَا وَ أَحَدَ عَشَرَ مِنْ صُلْبِي أَئِمَّةٌ مُحَدَّثُونَ. امیرالمومنین (ع) در خطاب به ابن عباس فرمودند: همانا شب قدر، در هر سال است که امر سال در آن شب نازل می‌شود و برای آن امر، والیانی بعد از رسول خدا (ص) است. ابن عباس گوید: آنها کیستند؟ حضرتش فرمودند: من و یازده تن از صلب من که امامان محدَّث هستند.کفاية الأثر في النص على الأئمة الإثنی عشر، ص۲۲۱.

نکته ششم

جالب اینجاست که احمد بصری در کتاب گوساله با ذکر دو روایت اعتراف می‌کند که  شب قدر مربوط به ۱۲ امام می‌باشد و هیچ سخنی از مهدیین به میان نمی‌آورد. به تصویر پیش رو دقت فرمایید:

 

احمد بصری در کتاب گوساله با ذکر دو روایت اعتراف می‌کند که  شب قدر مربوط به ۱۲ امام می‌باشد و هیچ سخنی از مهدیین به میان نمی‌آورد.

 

نکته هفتم

ناظم العقیلی در ادامه چنین می‌گوید: این روایت به استمرار نزول در شب قدر بر پیروان و شیعیان اهل بیت (ع) ـ که اقرار به ولایت اهل بیت (ع) دارند ـ اشاره دارد و این شیعیان، اولیای هدایت شده از ذریه امام مهدی (ع) هستند، همان کسانی که فرمانروایی امت را بعد از پدرشان (ع) به دست می‌گیرند و دلیل آن، روایت پیش رو است: ابابصیر به امام صادق (ع) گوید: ای پسر رسول خدا (ص) از پدرتان شنیدم که فرمودند: «بعد از قائم، ۱۲ مهدی می‌باشد» امام صادق (ع) فرمودند: تنها ۱۲ مهدی فرمود، نه ۱۲ امام و آنها قومی از شیعیان ما هستند که مردم را به مودت ما و معرفت حق ما دعوت می‌کنند. پس توصیف امام از آنها در این روایت، همانند توصیف در روایت قبل است: «بعد از آنان، پیروان و شیعیان ما هستند که اقرار به ولایت ما داشته و منکر ولایت دشمنان ما هستند».

پاسخ به شببه شب قدر و مهدیین

و اما پاسخ: اولاُ: در حدیث ۲۶ هیچ سخنی از نزول ملائکه به میان نیامده است که در نکته دوم به آن اشاره شد. ثانیاً: ناظم العقیلی با تمسک به حدیث ابابصیر و بیان شباهت بین دو حدیث، قصد دارد تا حدیث ۲۶ را مرتبط با مهدیین بداند که در پاسخ عرض می‌کنیم: هر گردی، گردو نیست. در حقیقت با توجه به آنچه که از معنای حدیث در نکته سوم بیان شد، می‌فهمیم که هیچ ارتباطی بین حدیث ۲۶ و روایت ابابصیر وجود ندارد. ثالثاً: لازم به ذکر است که در حدیث ابابصیر به نفی مقام امامت از مهدیین تصریح شده است که این مطلب، بطلان فرقه مدعی یمانی را ثابت می‌نماید. جهت توضیح بیشتر پیرامون حدیث ابابصیر به نقد حدیث چهارم رجوع فرمایید.

نکته هشتم

ناظم العقیلی در ادامه چنین می‌گوید:  «پس اعتقاد بر آن است که حکومت بعد از امام مهدی (ع) برای مدتی طولانی استمرار دارد، پس در این فاصله ـ بعد از امام مهدی (ع) ـ ملائکه در شب قدر بر چه کسی نازل می‌شوند؟ لذا نمی‌توان معنای روایت اول ـ یعنی حدیث ۲۶ ـ را جز بر فرزندان امام مهدی (ع) حمل کرد، همان کسانی که وصفشان در روایات به  «ائمه» و «قوام» گذشت» در پاسخ می‌گوییم:

پاسخ به شبهه استمرار حکومت بعد امام مهدی (مهدیین)

اولاً: همانطور که در نکته دوم بیان کردیم در روایت ۲۶ هیچ_سخنی از نزول ملائکه بر امامان (ع) و شیعیان آنان وجود ندارد. ثانیاً: حکومت عدل الهی پس از امام زمان (ع) با رجعت ائمه (ع) یقیناً استمرار داشته و نزول ملائکه در شب قدر بر ایشان صورت می‌گیرد.  لازم به ذکر است که فرقه مدعی یمانی علاوه بر بازی در مفهوم رجعت، زمان آن را مربوط به دوران پس از مهدی دوازدهم می‌داند ـ آن هم در آسمان اول! نه در زمین ـ اما در این زمینه هیچگونه نصی در روایات وجود ندارد.  جهت توضیح بیشتر پیرامون مساله رجعت، به نقد حدیث بیست و پنج مراجعه فرمایید.  ثالثاُ: ناظم العقیلی ادعا نمود که ذریه امام مهدی (ع) در روایات، به  «ائمه» و «قوام» توصیف شده‌اند؛ اما سابقاً بیان نمودیم که در این باره هیچگونه نصی وجود ندارد. جهت توضیح بیشتر، به نقد احادیث  ۱۱، ۱۳، ۱۴، ۱۵ و ۱۹ رجوع فرمایید.

نکته نهم

در فرازی از حدیث ۲۶، امام زمان (ع) به عنوان آخرین وصی پیامبر (ص) معرفی شده است که این مطلب، فرقه مدعی یمانی را بر باد می‌دهد زیرا آنان بر این باورند که آخرین وصی پیامبر (ص)، امام زمان (ع) نبوده بلکه مهدی دوازدهم می‌باشد؛ به عبارات ذیل از حدیث دقت فرمایید: … فلمّا بقي آدم عليه السّلام في الدنيا و عاش فيها أربعمائة سنة أنزل اللّه عليه تابوتا من نور له اثنا عشر بابا، لكلّ باب وصي قائم يسير بسيرة الأنبياء. قال: يا ربّ من هؤلاء؟ قال اللّه عزّ و جلّ: يا آدم أوّل الأنبياء أنت و الثاني نوح و الثالث إبراهيم و الرابع موسى و الخامس عيسى و السادس محمد خاتم الأنبياء. و أمّا الأوصياء أوّلهم شيث ابنك و الثاني سام بن نوح و الثالث إسماعيل بن إبراهيم و الرابع يوشع بن نون و الخامس شمعون الصفا و السادس علي بن أبي طالب عليه السّلام و آخرهم القائم من ولد محمد الذي أظهر به ديني على الدين كلّه و لو كره المشركون…
پس هنگامی که آدم در دنیا ۴۰۰ سال زندگی کرد، خدا تابوتی از نور که ۱۲ در داشت را بر او نازل نمود که برای هر دری، وصی قائمی است که به روش انبیاء عمل می‌کند. آدم گفت: خدایا! اینان کیستند؟ خدا فرمود:
ای آدم، اولین انبیاء تو هستی و دومین نوح، و سومین ابراهیم، و چهارمین موسی، و پنجمین عیسی، و ششمین محمد خاتم الانبیاء است.

آخرین اوصیا یا مهدیین؟

 و اما اوصیاء، اولین آنان شیث فرزندت، و دومین سام بن نوح، و سومین اسماعیل بن ابراهیم، و چهارمین یوشع بن نون، و پنجمین شمعون صفا، و ششمین علی بن ابیطالب (ع) و آخرین آنان قائم از فرزندان محمد است که به وسیله او دینم را بر همه ادیان ظاهر می‌سازم حتی اگر مشرکان اکراه داشته باشند. الزام الناصب، ج۱، ص۱۰۵. به تصریح این روایت، حضرت قائم (ع) آخرین اوصیاء است که خدا به وسیله او دین خود را ظاهر می‌سازد. اگر گفته شود: «قائم در این روایت، امام زمان (ع) نیست بلکه مراد مهدی اول و یمانی است»، در پاسخ ‌گوییم: اولاً: طبق اعتقاد فرقه مدعی یمانی، اخرین وصی پیامبر (ص) مهدی دوازدهم می‌باشد، نه مهدی اول یا یمانی. ثانیا: هیچ نصی وجود ندارد که از مهدی اول یا یمانی تعبیر به قائم شده باشد. ثالثاً: در این روایت هم هیچ اشاره‌ای به بحث مهدیین یا یمانی نشده است؛ بلکه در آن برگه سفید ـ که جبرئیل بر رسول خدا (ص) عرضه کرد ـ فقط از نام امامان ۱۲گانه (ع) و پیروان ایشان سخن به میان آمده است.

قائم کیست

رابعاً: در روایات متواتر، از امام دوازدهم تعبیر به قائم شده است لذا قطعا مراد از آخرین اوصیاء، همان امام زمان (ع) است. به روایات ذیل دقت فرمایید: عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ سَعِيدِ بْنِ غَزْوَانَ عَنْ أَبِي بَصِيرٍ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ ع قَالَ: يَكُونُ تِسْعَةُ أَئِمَّةٍ بَعْدَ الْحُسَيْنِ بْنِ عَلِيٍّ تَاسِعُهُمْ قَائِمُهُمْ. ابو بصير از امام باقر عليه السّلام نقل مى‌كند كه حضرت فرمودند: بعد از حسين عليه السّلام امامان نه نفر هستند كه نهمين آن‌ها قائم آن‌هاست. الکافي، ج۱، ص۵۳۳. سُلَيْمِ بْنِ قَيْسٍ اَلْهِلاَلِيِّ عَنْ سَلْمَانَ اَلْفَارِسِيِّ رَحِمَهُ اَللَّهُ قَالَ: دَخَلْتُ عَلَى اَلنَّبِيِّ صَلَّى اَللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ وَ إِذَا اَلْحُسَيْنُ عَلَى فَخِذَيْهِ وَ هُوَ يُقَبِّلُ عَيْنَيْهِ وَ يَلْثِمُ فَاهُ وَ هُوَ يَقُولُ أَنْتَ سَيِّدٌ اِبْنُ سَيِّدٍ أَنْتَ إِمَامٌ اِبْنُ إِمَامٍ أَبُو  اَلْأَئِمَّةِ أَنْتَ حُجَّةٌ اِبْنُ حُجَّةٍ أَبُو حُجَجٍ  تِسْعَةٍ مِنْ صُلْبِكَ تَاسِعُهُمْ قَائِمُهُمْ. سليم بن قيس هلالى از سلمان فارسى نقل مى‌كند كه گفت: نزد پيامبر(صلّى الله عليه و آله) وارد شدم و حسين (عليه السّلام) روى زانوان آن حضرت بود و از دو چشم و دهان وى مى‌بوسيد و مى‌فرمود: تو آقا پسر آقا هستى، تو امام پسر امام هستى، تو پدر امامان هستى، تو حجت پسر حجت هستى، تو پدر نه حجت از نسل خود هستى كه نهمين آنان، قائم آنان خواهد بود. الخصال ج ۲، ص ۴۷۵.

آخرین اوصیاء

خامساُ: در فراز فوق، خداوند از آخرین اوصیاء با چنین وصفی یاد می‌کند: «به وسیله او دینم را بر همه ادیان ظاهر می‌سازم حتی اگر مشرکان اکراه داشته باشند».  این توصیف، اشاره به آیه ۳۳ سوره توبه دارد که خدا می‌فرماید: «… لِيُظْهِرَهُ عَلَى الدِّينِ كُلِّهِ وَ لَوْ كَرِهَ الْمُشْرِكُون‏» بر اساس روایات، آیه فوق مربوط به امام زمان (ع) بوده و این وعده الهی  به دست ایشان عملی خواهد شد؛به روایات ذیل دقت فرمایید: عَنْ عَبْدِ اَلرَّحْمَنِ بْنِ سَابِطٍ قَالَ قَالَ الْحُسَيْنُ بْنُ عَلِيٍّ (ع)‏: مِنَّا اثْنَا عَشَرَ مَهْدِيّاً أَوَّلُهُمْ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ عَلِيٌّ (ع) وَ آخِرُهُمُ التَّاسِعُ مِنْ وُلْدِي وَ هُوَ الْقَائِمُ بِالْحَقِّ يُحْيِي اللَّهُ بِهِ‏ الْأَرْضَ بَعْدَ مَوْتِها وَ يُظْهِرُ بِهِ دِينَ الْحَقِ‏ عَلَى‏ الدِّينِ‏ كُلِّهِ‏ وَلَوْ كَرِهَ‏ الْمُشْرِكُون ‏…  امام حسین (ع) فرمودند: از ما ۱۲ مهدی است که اولین آنها امیرالمومنین علی (ع) است و آخرین آنان، نهمین فرزند من همان قائم به حق است که خدا به وسیله او زمین را بعد از مردنش زنده می‌کند و به وسیله او دین حق را بر همه ادیان ظاهر می‌سازد حتی اگر مشرکان اکراه داشته باشند. کفاية الأثر في النص على الأئمة الإثنی عشر، ص۲۳۱

روایات تفسیر آیه

عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ اَلثَّقَفِيِّ قَالَ سَمِعْتُ أَبَا جَعْفَرٍ مُحَمَّدَ بْنَ عَلِيٍّ اَلْبَاقِرَ عَلَيْهِ السَّلاَمُ يَقُولُ: الْقَائِمُ مِنَّا مَنْصُورٌ بِالرُّعْبِ مُؤَيَّدٌ بِالنَّصْر… وَ يُظْهِرُ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ بِهِ دَيْنَهُ‏ عَلَى‏ الدِّينِ‏ كُلِّهِ‏ وَ لَوْ كَرِهَ‏ الْمُشْرِكُون‏… قُلْتُ: يَا ابْنَ رَسُولِ اللَّهِ مَتَى يَخْرُجُ قَائِمُكُم‏ قَالَ إِذَا تَشَبَّهَ الرِّجَالُ بِالنِّسَاءِ وَ النِّسَاءُ بِالرِّجَالِ… خُرُوجُ السُّفْيَانِيِّ مِنَ الشَّامِ وَ الْيَمَانِيِّ مِنَ الْيَمَنِ وَخَسْفٌ بِالْبَيْدَاء … فَعِنْدَ ذَلِكَ خُرُوجُ قَائِمِنَا… امام باقر علیه السلام فرمودند‌: قائم از ما، یاری شده به رعب و وحشت، و تایید شده به پیروزی است… و خدا به وسیله او دینش را بر همه ادیان ظاهر می‌سازد حتی اگر مشرکان اکراه داشته باشند… گفتم: ای پسر رسول خدا، قائم شما چه زمانی خروج می‌کند؟ حضرتش فرمودند: زمانی که مردان به زنان و زنان به مردان شبیه شوند… خروج سفیانی از شام و یمانی از یمن و فرو رفتن در سرزمین بیداء… پس در این هنگام، خروج قائم ما محقق می‌شود…کمال الدين و تمام النعمة، ج۱، ص۳۳۰. همانطور که مشاهده فرمودید، این روایت به آیه ۳۳ سوره توبه اشاره داشته و آن را مربوط به قائم می‌داند و یکی از علائم این قائم را خروج یمانی از یمن توصیف می‌کند لذا این آیه مربوط به یمانی نمی‌باشد.

نتیجه بحث مهدیین

پس با توجه به مطالب فوق، مراد از قائم در عبارت «و آخرین آنان قائم از فرزندان محمد است که به وسیله او دینم را بر همه ادیان ظاهر می‌سازم حتی اگر مشرکان اکراه داشته باشند» از حدیث ۲۶ وجود نازنین حضرت مهدی (ع) می‌باشد، نه یمانی و مهدی اولِ مورد اعتقاد فرقه مدعی یمانی.

سید

دیدگاهتان را بنویسید