بررسی فقره یا اباالعباس انت امام الناس درخطبه البیان
دارالهدایه| از دیرباز مدعیان دروغین، جهت حق جلوه دادن خویش، به روایاتی استدلال کرده اند که این روایات در شأن یکی از حضرات معصومین علیهم السلام صادر شده و این مدعیان با ایجاد شک و تردید در مصادیق حقیقی این روایت، همواره تلاش کرده اند که عبارات مذکور در روایات را مصادره کرده و در شأن خود جلوه دهند، یکی از شبهات وارد شده دراینباره، فقره روایتی است که در ادامه به نقد و بررسی آن اشاره خواهد شد.
ادعای احمد بصری درباره فقره مذکور
احمد بصری با استناد به روایت ذیل میگوید که منظور از عبارت «اَلْمُكَنَّى بِعَمِّهِ» – کسی که هم کنیه عمویش هست – خودش میباشد:
حَدَّثَنَا أَبِي رَضِيَ اَللَّهُ عَنْهُ قَالَ حَدَّثَنَا مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى اَلْعَطَّارُ قَالَ حَدَّثَنَا جَعْفَرُ بْنُ مُحَمَّدِ بْنِ مَالِكٍ قَالَ حَدَّثَنِي حَمْدَانُ بْنُ مَنْصُورٍ عَنْ سَعْدِ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ عِيسَى اَلْخَشَّابِ قَالَ: قُلْتُ لِلْحُسَيْنِ بْنِ عَلِيٍّ عَلَيْهِ السَّلاَمُ أَنْتَ صَاحِبُ هَذَا اَلْأَمْرِ قَالَ لاَ وَ لَكِنْ صَاحِبُ اَلْأَمْرِ اَلطَّرِيدُ اَلشَّرِيدُ اَلْمَوْتُورُ بِأَبِيهِ اَلْمُكَنَّى بِعَمِّهِ يَضَعُ سَيْفَهُ عَلَى عَاتِقِهِ ثَمَانِيَةَ أَشْهُرٍ
عيسى خشّاب گويد: به امام حسين عليه السّلام گفتم: آيا شما صاحب الامر هستيد؟ فرمود: خير؛ وليكن صاحب الامر طريد و شريد و خونخواه پدرش و داراى كنيۀ عمويش مىباشد او شمشيرش را هشت ماه روى دوش خود مىنهد.
کمال الدين و تمام النعمة، ج۱، ص ۳۱۸
وی میگوید مراد از كنيه، اين است كه بگويی: «ابو فلان» و مراد از عمو در اين روايت «عباس بن علی(ع)» میباشد و جهت تأیید ادعای خود به قمستی از خطبة البيان که منسوب به امام علی (ع) است و به شرح ذیل میباشد، استناد میکند:
… ثمّ قال: لو شئت لأوقرت من تفسير فاتحة الكتاب سبعين بعيرا ق وَ الْقُرْآنِ الْمَجِيدِ كلمات خفيّات الأسرار و عبارات جليات الآثار و ينابيع عوارف القلوب من مشكاة لطائف الغيوب، لمحات العواقب كالنجوم الثواقب، نهاية الفهوم بداية العلوم، الحكمة ضالّة كلّ حكيم، سبحان القديم، يفتح الكتاب و يقرأ الجواب يا أبا العبّاس أنت إمام الناس، سبحان من يحيي الأرض بعد موتها و ترد الولايات إلى بيوتها. يا منصور تقدّم إلى بناء الصور ذلك تقدير العزيز العليم.
إلزام الناصب في إثبات الحجة الغائب عجل الله تعالى فرجه الشريف، ج٢؛ص١٩٧.
روایت اول، در مقاله قبل، به صورت کامل بررسی شده و اثبات شد که صفات یاد شده، مختص امام مهدی(عج) میباشند و احمد بصری سعی در سرقت آنها داشته است. اکنون ادعای احمد بصری مبنی بر روایت دوم، که قسمتی از «خطبة البيان» هست و احمد بصری طبق آن روایت خود را مصداق عبارت «یا ابالعباس انت امام الناس» میداند، بررسی میشود.
غير معتبر بودن خطبة البیان
این خطبه دارای اشکالات سندی و محتوایی بوده و علمای بسیاری آن را فاقد اعتبار دانسته اند که جهت آگاهی از دیدگاه های علماء در مورد این خطبه، به برخی از آراء ایشان اشاره میشود:
مرحوم علّامة مولی محمدباقر مجلسی: وما ورد من الأخبار الدالة على ذلك كخطبة البيان وأمثالها فلم توجد إلا في كتب الغلاة وأشباههم.
در احادیث معتبره چیزی درباره این معانی مشتبهة نرسیده است. و روایاتی از قبیل “خطبه البیان” و امثال آن که دال بر این مطالب (همچون تفویض) است فقط در کتب غالیان و افراد شبیه به آنها یافت میشود.
میرزای قمی در «شرح خطبة البیان» [مرکز احیا، شماره نسخه: ۳۶۲۶/۱] عباراتی مانند «أنا خالق السماوات والأرض»و«أنا الرزاق»و.. که به امیرالمؤمنین علیه السلام نسبت داده شده میگوید: نسبت این خطبه به آن جناب ثابت نیست و در احدی از کتب معتبره امامیه و در کلام هیچ عالمی که بر او اعتمادی باشد ندیدهام، بلی این خطبه و نظیر آن در کلام بعضی صوفی مسلکان هست از جمله در کتاب رجب برسی. میرزای قمی سپس اشاره به استناد فیض کاشانی در کتاب قرة العیون به این خطبه میکند و ضمن بیاعتبار دانستن آن میگوید ظاهرا تکیه فیض بر کتاب برسی است. ایشان ضمن ذکر اینکه خطبة البیان و خطبه طتنجیه هیچ سندی ندارد محتوای آن را نیز خلاف عقل و نقل میشمارد.
نظرات دیگر علما درباره خطبه البیان
مرحوم ملّا خلیل قزوینی:
مَا لَمْ يَتَكَلَّمْ بِهِ، عبارت است از بعضِ روايات دروغ مخالفان از امير المؤمنين عليه السلام كه منافى آن در اين خطبه است، مثل خطبه اى كه غُلات افترا كرده اند بر امير المؤمنين عليه السلام و آن را «خُطْبَةُ الْبَيَان» مى نامند
صافی در شرح کافی، ج۲، ص۴۳۹
مرحوم سیّد اسماعیل الطبرسی:
خطبة البیان را اصحاب ما نقل ننمودهاند و گفته اند: این خطبه را بعضی غُلات موضوع (جعل) نمودند، و آن را نسبت دادند به حضرت امیرالمؤمنین سلام الله علیه و اصل ناقلین این خطبه هم نیز بعضی از عامّه میباشند! … خطبة البیان اعتباری ندارد.
کفایة الموحدین، ج۱، ص۵۱۶.
سید مصطفی آل سید حیدر کاظمی:
مستند صحیحی برای این خطبه نیافتم و هیچکدام از محدثان بزرگ مانند «کلینی»، «صدوق» و «شیخ طوسی» آن را نقل نکردهاند و عدم ذکر این خطبه توسط مرحوم علامه مجلسی اعلی الله مقامه الشریف که احاطه به اخبار داشتند به منزله وهن این خطبه است.
و ایضا این خطبه مبتلی به آفات حدیثی بسیار است از جمله:
۱. بلاغت ندارد و از امیر البیان بعید است (اشتباهات عربی / صرفی و نحوی بسیار دارد)
۲. فراوانی تکرار الفاظ.
۳_ بسیاری از الفاظ آن در زبان عربی معنی ندارد و واضح نیست (برخی الفاظ آن حتی فارسی است و احتمال جعل از طرف یک فارس زبان بالاست)
بشارة الإسلام، ص۱۱۰.
مرحوم آية الله العظمی خويي:
از مرحوم خویی استفتاء کردند نظر شما راجع به خطبة منسوبة به امیرالمومنین علیه السلام مسماة به خطبة البیان چیست؟
در جواب فرمودند: این خطبه هیچ اساسی ندارد و معتبر نمیباشد
صراط النجاة، ج۱، ص۴۷۱، س۱۳۳۱.
پس با توجه به سند ضعیف «خطبة البیان» و اشکالات اساسی که به آن وارد میشود، بزرگان علمای شیعه از انتساب این خطبه به حضرت امیرالمؤمنين (علیهالسلام) خودداری کرده و آن را در کتابهای خود ذکر نکرده و بعضی آن را ساخته و پرداخته غلات و صوفیه دانسته اند.
ادعای عوام فریبانه احمد بصری درباره فقره مورد ادعا
احمد بصری قبل از ذکر روایت دوم میگوید: «این روایت نزد شیعه و اهل سنت روایت شده»؛ ولی نگفته چگونه نزد شیعه روایت شده؟ زیرا به روایتی که تنها یک قرن پی در یک کتاب نقل شده است نمیتوان گفت که توسط «شیعه» روایت شده است. پس اگر مقصود وی اغلب شیعه است، این دروغی است که دلیلی بر آن نیست و بر نقل یک عالم از کتب عامه نمیتوان گفت: «شیعه روایت کردند» و این خلاف اصطلاح واستعمال عرفی عبارت است؛ زیرا زمانی گفته میشود شیعه نقل کرده است که طرقی نزد شیعه داشته باشد؛ در حالیکه این روایت طریق شیعی ندارد بلکه تنها در کتاب «الزام الناصب» وجود دارد؛ پس چگونه امامی است که بدیهیات روایات و کاربرد اصطلاحات را نمیداند؟ بنابراین به کاربردن این عبارت جز تدلیس وتلبیس نامیده نمیشود و ادعای این مدعی را ابطال میکند.
عدم مطابقت محتوای خطبة با ادعای احمد بصری
این خطبه درباره امیرالمؤمنین (ع) سخن میگوید و به شخصی دیگری اشاره ای نشده است؛ پس احمد بصری از کجا آمده تا عبارت مورد استناد اشاره ای به کنیه اش باشد؟ و آیا از او ذکری در روایت به میان آمده تا این فراز به وی منصرف باشد؟ پس به چه دلیلی این کنیه را به خود نسبت میدهد و روایت را تأویل میکند؟ ظاهر از این خطاب، قول مستمعین به امیرالمؤمنین (ع) است که هنگامی که وی را خطاب میکردند، به نام فرزندش «عباس» مکنیٰ میکردند [ابوالعباس]؛ پس حاضرین امیرالمؤمنین (ع) را خطاب قرار میدادند که ایشان امام آنهاست و در آن زمان احمد بصری در کار نبود که وی را مخاطب قرار دهند و به امامتش شهادت دهند.
به علاوه، احمد بصری ادعا میکند [امر مهدیین وامامتش] از اسرار بود، لذا اگر مردم این کلام را گفتند و احمد بصری را میشناختند، پس سری در میان نیست! پس حسب ظاهر کلام مردم، خطاب به امیرالمؤمنین (ع) بود. در ضمن حضرت عباس بن علی علیهما السلام نمیتوانند عموی احمد بصری باشند؛ زیرا نسب احمد بصری به ائمه بر نمیگردد و طایفه ی او علوی نبوده و از طایفه همبوش است. در نهایت، روایتی که احمد اسماعیل همبوشی جهت اثبات مدعای خود به آن استناد کرده، ضعیف بوده و بسیاری از علمای شیعه آن را غیر معتبر دانسته اند، به علاوه عبارت «یا ابالعباس انت إمام الناس»، خطاب مستمعین به حضرت امیرالمؤمنين علیه السلام است و به هیچ وجه نمیتواند به شخصی مانند احمد اسماعیل همبوشی بصری که در آن زمان وجود خارجی نداشته و حیات وی در حال حاضر نیز در هاله ای از ابهام است، اشاره ای داشته باشد.
کتابنامه
مرآة العقول في شرح أخبار آل الرسول، مجلسي، محمد باقر، تهران، دار الكتب الإسلاميّة، ١٤٠٤ ق.
شرح خطبة البیان، قمی، میرزا أبوالقاسم، بیجا، بینا ، بیتا.
صافي در شرح کافي، قزوینی، ملا خليل، قم، دارالحدیث، ۱۴۲۹ق.
کفایة الموحدین فی عقاید الدين، طبرسی نوری، سید اسماعیل، قم، رسالت، ۱۳۹۶ش.
بشارة الإسلام في علامات المهدي (ع)، کاظمی، مصطفی، بیروت، مؤسسة البلاغ، ۱۴۲۸ق.
صراط النجاة في أجوبة الإستفتاءات، خوئی، سید ابوالقاسم، قم، دفتر نشر برگزیده، ۱۴۱۶ق.

