سرقت القاب امام مهدی (عج) توسط مدعی دروغین یمانی

دارالهدایه| یکی از شگرد های مدعیان دروغین، همانند احمد اسماعیل بصری جهت کسب جاه و منزلت در بین افراد ناآگاه، تمسک به روایاتی است که در آن‌ها به بیان ویژگی ها و القاب امام عصر (عج) اشاره و پرداخته شده است. احمد اسماعیل بصری با استناد به روایت ذیل ادعا دارد که مراد از «صاحب الامر» خودش می‌باشد و ویژگی های مذکور، در وصف وی می‌باشند.

مستند ادعای احمدبصری

حَدَّثَنَا أَبِي رَضِيَ اَللَّهُ عَنْهُ قَالَ حَدَّثَنَا  مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى اَلْعَطَّارُ قَالَ حَدَّثَنَا جَعْفَرُ بْنُ مُحَمَّدِ بْنِ مَالِكٍ قَالَ حَدَّثَنِي حَمْدَانُ بْنُ مَنْصُورٍ عَنْ  سَعْدِ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ عِيسَى اَلْخَشَّابِ قَالَ: قُلْتُ لِلْحُسَيْنِ بْنِ عَلِيٍّ عَلَيْهِ السَّلاَمُ أَنْتَ صَاحِبُ هَذَا اَلْأَمْرِ قَالَ لاَ وَ لَكِنْ صَاحِبُ اَلْأَمْرِ اَلطَّرِيدُ اَلشَّرِيدُ اَلْمَوْتُورُ بِأَبِيهِ اَلْمُكَنَّى بِعَمِّهِ يَضَعُ سَيْفَهُ عَلَى عَاتِقِهِ ثَمَانِيَةَ أَشْهُرٍ.

عيسى خشّاب گويد: به امام حسين عليه السّلام گفتم: آيا شما صاحب الامر هستيد؟ فرمود: خير؛ وليكن صاحب الامر طريد و شريد و خونخواه پدرش و داراى كنيۀ عمويش مى‌باشد، او شمشيرش را هشت ماه روى دوش خود مى‌نهد.

کمال الدين و تمام النعمة، ج۱، ص۳۱۸

 

نکته اول: توصیفات و  القاب امام زمان (عج)

حدیث فوق، صفات ذیل را برای صاحب الامر (عج) بیان کرده است:

١. يَضَعُ سَيْفَهُ عَلَى عَاتِقِهِ ثَمَانِيَةَ أَشْهُرٍ

٢. اَلْمُكَنَّى بِعَمِّهِ

٣. اَلطَّرِيدُ اَلشَّرِيدُ

۴. اَلْمَوْتُورُ بِأَبِيهِ

صاحب صفات و القاب در روایات

با بیان روایات مشابه و هم مضمون، صاحب این صفات مشترک مشخص می‌شود:

الف: منظور «اَلطَّرِيدُ اَلشَّرِيدُ» و «اِبْنِ خِيَرَةِ اَلْإِمَاءِ» حجت بن الحسن(عج) است

كِتَابُ اَلْمُقْتَضَبِ، لاِبْنِ اَلْعَيَّاشِ قَالَ حَدَّثَنِي اَلشَّيْخُ اَلثِّقَةُ أَبُو اَلْحُسَيْنِ بْنُ عَبْدِ اَلصَّمَدِ بْنِ عَلِيٍّ فِي سَنَةِ خَمْسٍ وَ ثَمَانِينَ وَ مِائَتَيْنِ عِنْدَ عُبَيْدِ بْنِ كَثِيرٍ عَنْ نُوحِ بْنِ دَرَّاجٍ عَنْ يَحْيَى عَنِ اَلْأَعْمَشِ عَنْ زَيْدِ بْنِ وَهْبٍ عَنْ أَبِي جُحَيْفَةَ وَ اَلْحَارِثِ بْنِ عَبْدِ اَللَّهِ اَلْهَمْدَانِيِّ وَ اَلْحَارِثِ بْنِ شَرِبٍ كُلٌّ حَدَّثَنَا: أَنَّهُمْ كَانُوا عِنْدَ  عَلِيِّ بْنِ أَبِي طَالِبٍ عَلَيْهِ السَّلاَمُ فَكَانَ إِذَا أَقْبَلَ اِبْنُهُ اَلْحَسَنُ يَقُولُ مَرْحَباً بِابْنِ رَسُولِ اَللَّهِ وَ إِذَا أَقْبَلَ  اَلْحُسَيْنُ يَقُولُ بِأَبِي أَنْتَ يَا أَبَا اِبْنِ خِيَرَةِ اَلْإِمَاءِ فَقِيلَ يَا أَمِيرَ اَلْمُؤْمِنِينَ مَا بَالُكَ تَقُولُ هَذَا  لِلْحَسَنِ وَ هَذَا  لِلْحُسَيْنِ وَ مَنِ اِبْنُ خِيَرَةِ اَلْإِمَاءِ فَقَالَ ذَاكَ اَلْفَقِيدُ اَلطَّرِيدُ اَلشَّرِيدُ  محمد بْنُ اَلْحَسَنِ بْنِ عَلِيِّ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عَلِيِّ بْنِ مُوسَى بْنِ جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عَلِيِّ بْنِ اَلْحُسَيْنِ هَذَا وَ وَضَعَ يَدَهُ عَلَى رَأْسِ اَلْحُسَيْنِ عَلَيْهِ السَّلاَمُ.

از جمعی روایت شده که آن ها در خدمت امام علی (ع) بودند؛ حضرت به فرزندش امام حسن(ع) فرمود: مرحبا! ای پسر پیغمبر! و چون امام حسین(ع) آمد، فرمود: پدر و مادرم قربانت شود اى پدر فرزند بهترین كنیزان! عرض شد یا امیر المؤمنین چرا بحسن آن طور و بحسین این طور خطاب فرمودى؟ و فرزند بهترین كنیزان كیست؟ فرمود: او گم شده ایست كه از كسان و وطن دور و مهجور است، نامش «م ح م د» فرزند حسن بن على بن محمد بن على بن موسى بن جعفر بن محمد بن على بن الحسین است، در این وقت حضرت دست مبارك بر روى سر امام حسین علیه السّلام نهاد و فرمود همین حسین!

بحار الأنوار الجامعة لدرر أخبار الأئمة الأطهار علیهم السلام، ج۵۱، ص۱۱۰

این روایت نص بر آنست که «اَلطَّرِيدُ اَلشَّرِيدُ»، امام حجة بن الحسن العسکری (عج) می‌باشند.

ب: منظور از «اَلطَّرِيدُ اَلشَّرِيدُ»، «اَلْمَوْتُورُ بِأَبِيهِ» و «اِبْنِ خِيَرَةِ اَلْإِمَاءِ»، حضرت حجة بن الحسن العسكري (عج) می‌باشد

زَكَرِيَّا بْنِ يَحْيَى بْنِ اَلنُّعْمَانِ اَلصَّيْرَفِيِّ  قَالَ سَمِعْتُ عَلِيَّ بْنَ جَعْفَرٍ يُحَدِّثُ اَلْحَسَنَ بْنَ اَلْحُسَيْنِ بْنِ عَلِيِّ بْنِ اَلْحُسَيْنِ فَقَالَ: وَ اَللَّهِ لَقَدْ نَصَرَ اَللَّهُ  أَبَا اَلْحَسَنِ اَلرِّضَا عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ… فَبَكَى اَلرِّضَا عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ ثُمَّ قَالَ يَا عَمِّ أَ لَمْ تَسْمَعْ أَبِي وَ هُوَ يَقُولُ قَالَ رَسُولُ اَللَّهِ صَلَّى اَللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ بِأَبِي اِبْنُ خِيَرَةِ اَلْإِمَاءِ اِبْنُ اَلنُّوبِيَّةِ اَلطَّيِّبَةِ اَلْفَمِ اَلْمُنْتَجَبَةِ اَلرَّحِمِ وَيْلَهُمْ لَعَنَ اَللَّهُ اَلْأُعَيْبِسَ وَ ذُرِّيَّتَهُ صَاحِبَ اَلْفِتْنَةِ وَ يَقْتُلُهُمْ سِنِينَ وَ شُهُوراً وَ أَيَّاماً يَسُومُهُمْ خَسْفاً وَ يَسْقِيهِمْ كَأْساً مُصَبَّرَةً وَ هُوَ اَلطَّرِيدُ اَلشَّرِيدُ اَلْمَوْتُورُ بِأَبِيهِ وَ جَدِّهِ صَاحِبُ اَلْغَيْبَةِ يُقَالُ مَاتَ أَوْ هَلَكَ أَيَّ وَادٍ سَلَكَ أَ فَيَكُونُ هَذَا يَا عَمِّ إِلاَّ مِنِّي فَقُلْتُ صَدَقْتَ جُعِلْتُ فِدَاكَ.

زكريا بن يحيى بن نعمان صيرفى مى‌گويد: شنيدم على بن جعفر براى حسن بن حسين بن على بن حسين مى‌گفت: بخدا سوگند كه خداوند ابو الحسن الرضا عليه السّلام را يارى كرد… امام رضا عليه السّلام گريست و سپس فرمود: عمو جان نشنيدى كه پدرم مى‌فرمود: رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله فرموده: پسر بهترين كنيزان، فرزند كنيز نوبى‌نژاد خواهد آمد، واى بر آنان، خدا لعنت كند اعيبس و نژادش را كه فتنه‌انگيز است و آن‌ها را چند سال و چند ماه و چند روز مى‌كشد، به خوارى آن‌ها را مى‌راند و جام ناگوار تلخى به كامشان مى‌ريزد و اوست آن آواره، رانده و خونخواه پدر و جدش، آن كس كه از ديده‌ها پنهان شود، پس مردم بگويند: مرد يا اينكه هلاك شد يا بكدام دره افتاده و رفته است‌؟ من عرض كردم: راست گفتى قربانت شوم. 

الکافي، ج۱، ص۳۲۲

بیان: در اینکه «اِبْنُ خِيَرَةِ اَلْإِمَاءِ» امام مهدی (عج) می‌باشند و مصداق این روایت، کسی شک و اختلافی ندارد؛ اما این روایت را شیخ مفید (ره) در کتاب «الارشاد» از «مرحوم کلینی» و بسند ایشان نقل می‌نماید، که البته با اندکی تفاوت ذکر شده است:

زَكَرِيَّا بْنِ يَحْيَى بْنِ اَلنُّعْمَانِ قَالَ سَمِعْتُ عَلِيَّ بْنَ جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدٍ يُحَدِّثُ اَلْحَسَنَ بْنَ اَلْحُسَيْنِ بْنِ عَلِيِّ بْنِ اَلْحُسَيْنِ فَقَالَ فِي حَدِيثِهِ: لَقَدْ نَصَرَ اَللَّهُ أَبَا اَلْحَسَنِ اَلرِّضَا عَلَيْهِ السَّلاَمُ لَمَّا بَغَى عَلَيْهِ إِخْوَتُهُ وَ عُمُومَتُهُ وَ ذَكَرَ حَدِيثاً طَوِيلاً حَتَّى اِنْتَهَى إِلَى قَوْلِهِ فَقُمْتُ وَ قَبَضْتُ عَلَى يَدِ أَبِي جَعْفَرٍ مُحَمَّدِ بْنِ عَلِيٍّ اَلرِّضَا عَلَيْهِ السَّلاَمُ وَ قُلْتُ لَهُ أَشْهَدُ أَنَّكَ إِمَامٌ عِنْدَ اَللَّهِ فَبَكَى  اَلرِّضَا عَلَيْهِ السَّلاَمُ ثُمَّ قَالَ يَا عَمِّ أَ لَمْ تَسْمَعْ أَبِي وَ هُوَ يَقُولُ قَالَ رَسُولُ اَللَّهِ صَلَّى اَللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ بِأَبِي اِبْنُ خِيَرَةِ اَلْإِمَاءِ اَلنُّوبِيَّةِ اَلطَّيِّبَةِ يَكُونُ مِنْ وُلْدِهِ اَلطَّرِيدُ اَلشَّرِيدُ اَلْمَوْتُورُ بِأَبِيهِ وَ جَدِّهِ صَاحِبُ اَلْغَيْبَةِ فَيُقَالُ مَاتَ أَوْ هَلَكَ أَيَّ وَادٍ سَلَكَ فَقُلْتُ صَدَقْتَ جُعِلْتُ فِدَاكَ.

 زكريا بن يحيى صيرفى می‌گوید: شنيدم على بن جعفر براى حسن بن حسين بن على بن حسين حديث ميگفت و در ضمن سخنانش چنين گفت: همانا خداوند حضرت رضا عليه السّلام را يارى كرد آنگاه كه برادران و عموهايش به او ستم كردند! و حديثى طولانى نقل كند: تا مى‌رسد بدينجا كه على بن جعفر گويد: پس من برخاستم و دست حضرت ابى جعفر محمد بن على (جواد) را گرفته گفتم: گواهى دهم كه تو امام من هستى در نزد خداى عز و جل، پس حضرت رضا عليه السّلام گريست آنگاه فرمود: عموجان مگر نشنيدى كه پدرم مى‌فرمود: رسول خدا (صلّى الله عليه و آله) فرمود: پدرم بفداى پسر بهترين كنيزان پسر كنيز نوبية (اهل نوبة) پاكيزه، از فرزندان او است آن غايب آواره و خونخواه پدر و جدش، آن كس كه از ديده‌ها پنهان شود، پس مردم بگويند: مرد يا اينكه هلاك شد يا بكدام دره افتاده و رفته است‌؟ من عرض كردم: راست گفتى قربانت شوم. 

الإرشاد في معرفة حجج الله على العباد، ج۲، ص۲۷۵

هر چند به دلیل اولویت کتاب «الکافي» و اضبط بودن «شيخ کلینی (ره)» و اینکه «شیخ مفید (ره)» نیز این روایت را از شیخ کلینی (ره) نقل کرده است، نقل کتاب الکافي اولویت بر نقل کتاب الإرشاد دارد؛ اما با این حال در هر دو نقل «خِيَرَةِ اَلْإِمَاءِ» اشاره به مادر امام جواد (ع) دارد؛ ولی آنچه بدیهی است آنست که در هر دو نقل و عبارت ثابت است که صفات «خِيَرَةِ اَلْإِمَاءِ اَلنُّوبِيَّةِ اَلطَّيِّبَةِ اَلْفَمِ اَلْمُنْتَجَبَةِ اَلرَّحِمِ» در وصف مادر امام جواد (ع) می‌باشد و صاحب صفات «اَلطَّرِيدُ – اَلشَّرِيدُ – اَلْمَوْتُورُ بِأَبِيهِ وَ جَدِّهِ – صَاحِبُ اَلْغَيْبَةِ – فَيُقَالُ مَاتَ أَوْ هَلَكَ أَيَّ وَادٍ سَلَكَ» نیز حجة بن الحسن المهدي(عج) می‌باشند؛ اما در نقل الکافي که نقل أصح می‌باشد، «اِبْنُ خِيَرَةِ اَلْإِمَاءِ/فرزند بهترین کنیزان» منظور خود امام مهدی(عج) است؛ چون  بعد از آن می‌گوید: «وَ هُوَ اَلطَّرِيدُ اَلشَّرِيدُ»؛ ولی در نقل کتاب الإرشاد «اِبْنُ خِيَرَةِ اَلْإِمَاءِ» امام جواد (ع) می‌باشند و بعد از آن می‌گوید: «مِنْ وُلْدِهِ اَلطَّرِيدُ اَلشَّرِيدُ» که منظور «وُلد» امام جواد(ع) است؛ یعنی امام «اَلطَّرِيدُ اَلشَّرِيدُ» از «وُلد» امام جواد (ع) است.

پس ثابت است که «اِبْنُ خِيَرَةِ اَلْإِمَاءِ»، طبق نقل الکافي که نقل صحیح است و به قرینه صفات بعدش که خاص به امام مهدی (عج) می‌باشند، صفت امام مهدی (عج) است و همچنین روایات دیگری که صریحا نام بردند از این «اِبْنُ خِيَرَةِ اَلْإِمَاءِ». اما در انتساب امام عصر (عج) به مادر بزرگ ایشان نیز حکمت هایی وجود دارد که دور از ذهن نیست؛ زیرا امام جواد (ع) طبق روایات بابرکت ترین مولود اهل بیت (ع) بوده اند و این برکت به یُمن وجود رحم طیب مادر ایشان بوده است و از برکات وجودی امام جواد (ع) و مادر ایشان، استمرار امامت تا امام مهدی (عج) می‌باشد؛ پس در این روایت نیز که مربوط به قضایای میلاد امام جواد (ع) می‌باشد، اشاره به این مطلب شده است و انتساب امام عصر (عج) به مادر بزرگ ایشان أمر بعیدی نیست؛ همانگونه که در روایات فراوانی به مادر بزرگ بالاترشان یعنی حضرت فاطمة زهرا (س) و حضرت خدیجة(س) نيز نسبت داده شده اند.

بعد از آن‌که به نحو قطع و یقین ثابت گشت صفات «اَلطَّرِيدُ – اَلشَّرِيدُ – اَلْمَوْتُورُ بِأَبِيهِ»، مختص به امام عصر (عج) است و همچنین ثابت است که «اِبْنُ خِيَرَةِ اَلْإِمَاءِ»، امام حجة بن الحسن (عج) بوده و اختلافی در آن نمی‌باشد، اکنون به این حدیث مهم نیز توجه فرمائید که دقیقا «اِبْنُ خِيَرَةِ اَلْإِمَاءِ»، را به «يَضَعُ سَيْفَهُ عَلَى عَاتِقِهِ ثَمَانِيَةَ أَشْهُرٍ» وصف کرده است:

وَ مِنْهَا: فَانْظُرُوا أَهْلَ بَيْتِ نَبِيِّكُمْ فَإِنْ لَبَدُوا فَالْبُدُوا وَ إِنِ اِسْتَنْصَرُوكُمْ فَانْصُرُوهُمْ، فَلَيُفَرِّجَنَّ اَللَّهُ [اَلْفِتْنَةَ] بِرَجُلٍ مِنَّا أَهْلَ اَلْبَيْتِ. بِأَبِي اِبْنُ خِيَرَةِ اَلْإِمَاءِ، لاَ يُعْطِيهِمْ إِلاَّ اَلسَّيْفَ هَرْجاً هَرْجاً، مَوْضُوعاً عَلَى عَاتِقِهِ ثَمَانِيَةَ أَشْهُرٍ… 

و از آن جمله [خطبه امیرالمؤمنين علیه السلام] است که: پس بنگرید به اهل بیت پیامبرتان، اگر بر آنان سخت بگذرد، پس به یاری آنان بشتابید و اگر از شما یاری بخواهند، آنان را یاری کنید که خداوند فتنه را به وسیله مردی از ما اهل بیت فرو خواهد نشاند. پدرم فدای فرزند بهترین کنیزان که چیزی جز شمشیر به ایشان نمی‌دهد، شمشیری که بر دوش خود بر می‌دارد و هشت ماه آن را حمل می‌کند… 

بحار الأنوار الجامعة لدرر أخبار الأئمة الأطهار علیهم السلام، ج۳۴، ص۱۱۸

در روایت فوق به وضوح مشاهده میگردد که «اِبْنُ خِيَرَةِ اَلْإِمَاءِ»، (که ثابت شد حجة بن الحسن المهدی (عج) می‌باشند)، همان شخصی است که شمشیر را هشت ماه بر دوش می‌کشد.

ج: اَلْمُكَنَّى بِعَمِّهِ، حضرت حجة بن الحسن العسكري (عج) است

با توجه به روایات گذشته که صفات امام عصر (عج) در آن ذکر شده بود، صفت «اَلْمُكَنَّى بِعَمِّهِ» نیز در مورد امام عصر (عج) ثابت و واضح می‌باشد؛ همچنانکه طبق روایات، کنیه ی امام مهدی (عج)، «ابو جعفر» می‌باشد؛ همان‌گونه که عموی ایشان نامش  «جعفر» بوده است و لذا به صفت «اَلْمُكَنَّى بِعَمِّهِ» وصف شده اند:

حَدَّثَنَا مُحَمَّدُ بْنُ عَلِيٍّ مَاجِيلَوَيْهِ رَضِيَ اَللَّهُ عَنْهُ قَالَ حَدَّثَنَا  مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى اَلْعَطَّارُ قَالَ حَدَّثَنَا  اَلْحُسَيْنُ بْنُ عَلِيٍّ اَلنَّيْسَابُورِيُّ قَالَ حَدَّثَنَا اَلْحَسَنُ بْنُ اَلْمُنْذِرِ عَنْ  حَمْزَةَ بْنِ أَبِي اَلْفَتْحِ قَالَ: جَاءَنِي يَوْماً فَقَالَ لِيَ اَلْبِشَارَةُ وُلِدَ اَلْبَارِحَةَ فِي اَلدَّارِ مَوْلُودٌ لِأَبِي مُحَمَّدٍ عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ وَ أَمَرَ بِكِتْمَانِهِ قُلْتُ وَ مَا اِسْمُهُ قَالَ سُمِّيَ  بِمُحَمَّدٍ وَ كُنِّيَ بِجَعْفَرٍ.

حسن بن ابى المنذر گويد روزى حمزة بن ابى الفتح نزد من آمد و گفت مژده باد ديشب در خانه براى ابى محمد (امام يازدهم) مولودى متولد شد و دستور داد او را پنهان كنند. گفتم نامش چيست‌؟ گفت محمد است و از او به جعفر كنايه آورند. 

کمال الدين و تمام النعمة، ج۲، ص۴۳۲

قَالَ عَقِيدٌ اَلْخَادِمُ: وُلِدَ وَلِيُّ اَللَّهِ اَلْحُجَّةُ بْنُ اَلْحَسَنِ بْنِ عَلِيِّ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عَلِيِّ بْنِ مُوسَى بْنِ جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عَلِيِّ بْنِ اَلْحُسَيْنِ بْنِ عَلِيِّ بْنِ أَبِي طَالِبٍ صَلَوَاتُ اَللَّهِ عَلَيْهِمْ أَجْمَعِينَ لَيْلَةَ اَلْجُمُعَةِ غُرَّةَ شَهْرِ رَمَضَانَ سَنَةَ أَرْبَعٍ وَ خَمْسِينَ وَ مِائَتَيْنِ مِنَ اَلْهِجْرَةِ وَ يُكَنَّى أَبَا اَلْقَاسِمِ وَ يُقَالُ أَبُو جَعْفَرٍ وَ لَقَبُهُ اَلْمَهْدِيُّ…

عقيد خادم گفت ولى خدا حجت بن حسن بن على بن محمد بن على بن موسى بن جعفر بن محمد بن على بن حسين بن على بن ابى طالب صلوات اللّه عليهم شب جمعه غره رمضان سال دويست و پنجاه و چهار هجرى متولد شد كنيه او ابو القاسم بود و او را ابو جعفر هم ميگفتند لقبش مهدى بود…

کمال الدين و تمام النعمة، ج۲، ص۴۷۴

نکته دوم: انحصار القاب در صاحب الامر(عج)

در تمام مباحثی که ارائه می‌گردد آنست که فرقه احمد اسماعیل همبوشی همواره با ادعاهای واهی و به روش جزیره ای و یا تقطیعی، به سرقت مضامین دینی و روایی می‌پردازند تا با استشهاد جزیره ای و انفکاکی به آن متن و مضمون، بتوانند تاویلات واهی و مصداق سازی های بی دلیل و مضحک خود را بر افراد عامی تحمیل کنن.  همانگونه که بیان شد، احمد بصری دارای عناوین و القابی معرفی می‌شود که مختص امام عصر (عج) می‌باشند؛ اما با ایجاد تفکیک میان مضامین روایی و خانواده روایات و تاویلات و تطبیقات بی دلیل، احمد بصری مصداق این مضامین و صفات معرفی می‌شود. 

اکنون برای تبیین بیشتر یگانگی این صفات در مصداق واحد آن یعنی امام حجة بن الحسن (عج)، و بعد از آن‌که ثابت گشت صفات «اَلطَّرِيدُ – اَلشَّرِيدُ – اَلْمَوْتُورُ بِأَبِيهِ – اَلْمُكَنَّى بِعَمِّهِ – اِبْنُ خِيَرَةِ اَلْإِمَاءِ – يَضَعُ سَيْفَهُ عَلَى عَاتِقِهِ ثَمَانِيَةَ أَشْهُرٍ» مختص امام مهدی (عج) می‌باشند، روایاتی ذکر می‌شود که به وحدت صفات مربوط در امام عصر (عج) در همه این روایات اشاره می‌کند:

عَنْ عَبْدِ اَلْأَعْلَى بْنِ حُصَيْنٍ اَلثَّعْلَبِيِّ عَنْ أَبِيهِ قَالَ: لَقِيتُ أَبَا جَعْفَرٍ مُحَمَّدَ بْنَ عَلِيٍّ عَلَيْهِ السَّلاَمُ فِي حَجٍّ أَوْ عُمْرَةٍ فَقُلْتُ لَهُ كَبِرَتْ سِنِّي وَ دَقَّ عَظْمِي فَلَسْتُ أَدْرِي يُقْضَى لِي لِقَاؤُكَ أَمْ لاَ فَاعْهَدْ إِلَيَّ عَهْداً وَ أَخْبِرْنِي مَتَى اَلْفَرَجُ فَقَالَ إِنَّ اَلشَّرِيدَ اَلطَّرِيدَ اَلْفَرِيدَ اَلْوَحِيدَ اَلْمُفْرِدَ مِنْ أَهْلِهِ اَلْمَوْتُورَ بِوَالِدِهِ اَلْمُكَنَّى بِعَمِّهِ هُوَ صَاحِبُ اَلرَّايَاتِ وَ اِسْمُهُ اِسْمُ نَبِيٍّ فَقُلْتُ أَعِدْ عَلَيَّ فَدَعَا بِكِتَابٍ أَدِيمٍ أَوْ صَحِيفَةٍ فَكَتَبَ لِي فِيهَا. 

عبد الأعلى بن حصين التغلبىّ‌ (كوفى) از پدرش روايت كرده كه گفت: «در سفر حجّ‌ و يا عمره‌اى خدمت امام باقر عليه السّلام رسيدم و به آن حضرت عرض كردم: سنّ‌ من زياد شده و استخوانم فرسوده گشته است و نمى‌دانم ديگر ملاقات شما نصيب من خواهد شد يا نه، پس وصيّتى به من بفرمائيد و مرا خبر دهيد كه فرج كى خواهد بود؟ فرمود: همانا آن آوارۀ رانده‌شدۀ يكّه و تنها و جدا از خانواده، كه خون پدرش خواسته و ستانده نشده است و كنيۀ عموى خويش را دارد، او صاحب پرچم‌ها است و نامش نام پيامبرى است. عرض كردم: دوباره برايم بگوئيد. پس آن حضرت پوستى چرمين و يا صفحه‌اى درخواست نمود و در آن برايم نوشت».

الغيبة (للنعماني) ،ج۱، ص۱۷۸

سَعْدِ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ عِيسَى اَلْخَشَّابِ قَالَ: قُلْتُ  لِلْحُسَيْنِ بْنِ عَلِيٍّ عَلَيْهِ السَّلاَمُ أَنْتَ صَاحِبُ هَذَا اَلْأَمْرِ قَالَ لاَ وَ لَكِنْ صَاحِبُ اَلْأَمْرِ اَلطَّرِيدُ اَلشَّرِيدُ اَلْمَوْتُورُ بِأَبِيهِ اَلْمُكَنَّى بِعَمِّهِ يَضَعُ سَيْفَهُ عَلَى عَاتِقِهِ ثَمَانِيَةَ أَشْهُرٍ.

عيسى خشّاب گويد: به امام حسين عليه السّلام گفتم: آيا شما صاحب الامر هستيد؟ فرمودند:خير؛ اما صاحب الامر، طريد و شريد و خونخواه پدرش و داراى كنيۀ عمويش مى‌باشد او شمشيرش را هشت ماه روى دوش خود مى‌نهد. 

کمال الدين و تمام النعمة، ج۱، ص۳۱۸

علاوه بر این روایات، روایات دیگری نیز وارد شده است که خوانندگان محترم جهت مطالعه می‌توانند به لینک های ذیل مراجعه فرمایند:

حدیث اول

حدیث دوم

توصیف (القاب) امام زمان (عج)

همچنین با توجه به صفات خاصه امام عصر (عج) ثابت گشت که صاحب «يَضَعُ سَيْفَهُ عَلَى عَاتِقِهِ ثَمَانِيَةَ أَشْهُرٍ» امام مهدی (عج) می‌باشند؛ اکنون به روایاتی اشاره می‌شود که ثابت می‌کنند که این عبارت نیز در وصف امام عصر (عج) می‌باشد:

اَلْحَسَنِ بْنِ عَلِيِّ بْنِ أَبِي حَمْزَةَ عَنْ  أَبِيهِ عَنْ أَبِي بَصِيرٍ قَالَ سَمِعْتُ أَبَا جَعْفَرٍ عَلَيْهِ السَّلاَمُ يَقُولُ: فِي صَاحِبِ هَذَا اَلْأَمْرِ سُنَّةٌ مِنْ مُوسَى وَ سُنَّةٌ مِنْ عِيسَى وَ سُنَّةٌ مِنْ  يُوسُفَ وَ سُنَّةٌ مِنْ مُحَمَّدٍ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ فَأَمَّا مِنْ مُوسَى فَخَائِفٌ يَتَرَقَّبُ وَ أَمَّا مِنْ عِيسَى فَيُقَالُ فِيهِ مَا قَدْ قِيلَ فِي  عِيسَى وَ أَمَّا مِنْ  يُوسُفَ فَالسِّجْنُ وَ اَلْغَيْبَةُ وَ أَمَّا مِنْ مُحَمَّدٍ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ فَالْقِيَامُ بِسِيرَتِهِ وَ تَبْيِينُ آثَارِهِ ثُمَّ يَضَعُ سَيْفَهُ عَلَى عَاتِقِهِ ثَمَانِيَةَ أَشْهُرٍ فَلاَ يَزَالُ يَقْتُلُ أَعْدَاءَ اَللَّهِ حَتَّى يَرْضَى اَللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ قُلْتُ وَ كَيْفَ يَعْلَمُ أَنَّ اَللَّهَ تَعَالَى قَدْ رَضِيَ قَالَ يُلْقِي اَللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ فِي قَلْبِهِ اَلرَّحْمَةَ.

ابو بصير گويد از امام باقر عليه السّلام شنيدم كه مى‌فرمود: در صاحب اين امر سنّتى از عيسى و سنّتى از يوسف و سنّتى از محمّد صلوات اللّه عليهم است؛امّا از موسى آن است كه او خائف و منتظر است، امّا از عيسى آن است كه آنچه در بارۀ عيسى گفتند در بارۀ او نيز مى‌گويند، امّا از يوسف زندان و غيبت است و امّا از محمّد صلّى اللّه عليه و آله و سلّم قيام به سيرۀ او و تبيين آثار اوست؛ پس هشت ماه شمشيرش را بر شانۀ خود مى‌گذارد و پيوسته دشمنان خدا را بكشد تا به غايتى كه خداى تعالى خشنود گردد. گفتم: چگونه مى‌داند كه خداى تعالى خشنود شده است‌؟فرمود: خداى تعالى در قلبش رحمت را القا كند.

کمال الدين وتمام النعمة، ج۱، ص۳۲۹

عَنْ أَبِي بَصِيرٍ قَالَ قَالَ أَبُو عَبْدِ اَللَّهِ عَلَيْهِ السَّلاَمُ: لاَ يَخْرُجُ اَلْقَائِمُ عَلَيْهِ السَّلاَمُ حَتَّى يَكُونَ تَكْمِلَةُ اَلْحَلْقَةِ… ثُمَّ قَالَ يَا أَبَا مُحَمَّدٍ إِنَّهُ يَخْرُجُ مَوْتُوراً غَضْبَانَ أَسِفاً لِغَضَبِ اَللَّهِ عَلَى هَذَا اَلْخَلْقِ يَكُونُ عَلَيْهِ قَمِيصُ  رَسُولِ اَللَّهِ صَلَّى اَللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ اَلَّذِي عَلَيْهِ يَوْمَ أُحُدٍ وَ عِمَامَتُهُ اَلسَّحَابُ وَ دِرْعُهُ دِرْعُ رَسُولِ اَللَّهِ صَلَّى اَللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ اَلسَّابِغَةُ وَ سَيْفُهُ سَيْفُ رَسُولِ اَللَّهِ صَلَّى اَللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ ذُو اَلْفَقَارِ يُجَرِّدُ اَلسَّيْفَ عَلَى عَاتِقِهِ ثَمَانِيَةَ أَشْهُرٍ… 

ابو بصير گويد: امام صادق عليه السّلام فرمودند: قائم خروج نخواهد كرد مگر حلقۀ سپاه به كمال و تمام برسد…سپس فرمود: اى أبا محمّد او در حالى كه خون (نياكان خويش كه) مطالبه نشده دارد و خشمگين و متأسّف است به خاطر خشم خداوند بر اين مردم، خروج خواهد كرد، پيراهن رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله كه در روز احد به تن داشت بر تن او است و نيز عمامۀ سحاب او و زره بلند رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و شمشير او [شمشير رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله] ذو الفقار و هشت ماه شمشير برهنه بر دوش دارد… 

الغيبة (للنعماني)، ج۱، ص۳۰۷

در نهایت، صفات مذکور برای صاحب الامر که در روایات مورد استناد احمد اسماعیل همبوشی بیان شده اند، از ویژگی های اختصاصی حضرت حجة بن الحسن العسکري عجل الله تعالی فرجه الشریف بوده و عنوان صاحب الامر نیز – با توجه به حصر امامت در دوازده امام – بر کسی غیر ایشان منطبق نیست و تلاش احمد اسماعیل همبوشی مبنی بر سرقت و مصادره این القاب جز بر بطلان وی نمی‌افزاید.

کتابنامه

بحار الأنوار الجامعة لدُرر أخبار الأئمة الأطهار، مجلسي، محمدباقر، بی‌جا، دارالاحیاء التراث، ١٤٠٣ ق.

الکافي، کلیني، محمد بن یعقوب، تهران، دار الكتب الإسلامية، ۱۴۰۷ ق.

الإرشاد في معرفة حجج الله على العباد، مفید، محمد بن محمد، قم، كنگره شيخ مفيد، ۱۴۱۳ ق‌.

كمال الدين و تمام النعمة، صدوق، محمد بن علی، تهران‌، اسلامیه، ۱۳۹۵ق.

کتاب الغيبة، نعمانی، محمد بن ابراهيم، تهران، نشر صدوق‌، ۱۳۹۷ق.

سید

دیدگاهتان را بنویسید