دارالهدایه| در ادامه بحث از حدیث چهلم از کتاب چهل حدیث مهدیین ناظم العقیلی، نهمین روایتی که ناظم العقیلی تحت عنوان حدیث چهلم آورده که در واقع حدیث «چهل و هشتم» مورد استناد اتباع جهت اثبات امامت احمد اسماعیل همبوشی و مهدیین تخیلی آنان می‌باشد، به شرح ذیل است:

حدیث مهدیین

مَالِكٍ اَلْجُهَنِيِّ عَنِ اَلْأَصْبَغِ بْنِ نُبَاتَةَ قَالَ: أَتَيْتُ أَمِيرَ اَلْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلاَمُ فَوَجَدْتُهُ يَنْكُتُ فِي اَلْأَرْضِ فَقُلْتُ لَهُ يَا أَمِيرَ اَلْمُؤْمِنِينَ مَا لِي أَرَاكَ مُفَكِّراً تَنْكُتُ فِي اَلْأَرْضِ أَ رَغْبَةً مِنْكَ فِيهَا قَالَ لاَ وَ اَللَّهِ مَا رَغِبْتُ فِيهَا وَ لاَ فِي اَلدُّنْيَا قَطُّ وَ لَكِنِّي تَفَكَّرْتُ فِي مَوْلُودٍ يَكُونُ مِنْ ظَهْرِ  اَلْحَادِي  عَشَرَ مِنْ وُلْدِي هُوَ اَلْمَهْدِيُّ اَلَّذِي يَمْلَأُهَا عَدْلاً وَ قِسْطاً كَمَا مُلِئَتْ ظُلْماً وَ جَوْراً يَكُونُ لَهُ حَيْرَةٌ وَ غَيْبَةٌ تَضِلُّ فِيهَا أَقْوَامٌ وَ يَهْتَدِي فِيهَا آخَرُونَ…

ترجمه حدیث

از اصبغ بن نباته وارد شده كه گفت: نزد اميرمؤمنان عليه السلام آمدم و ايشان را در انديشه ديدم كه با انگشت بر زمين خط می‌كشیدند. گفتم: ای اميرمؤمنان! چرا شما رادر فكر می‌بینم و در زمين خط می‌كشید. آيا به آن رغبتی داريد؟فرمودند: نه. به خدا سوگند! به آن و به دنيا حتی يک روز هم هرگز رغبت نداشته ام، اما درباره مولودی فكر می‌کنم كه از سلاله فرزند يازدهم من است و او مهدی است كه زمين را پس از آن‌كه از ظلم پر شده، از عدل سرشار می‌كند، او را غيبت و حيرتی است كه اقوامی در آن گمراه شده و اقوامی هدايت يابند… الغيبة (للطوسي)، ج۱، ص ۱۶۴.

نکتهٔ اول: تشکیک در مهدیین

احمد بصری و اتباع وی با استناد به عبارت «فَكَّرْتُ فِي مَوْلُودٍ يَكُونُ مِنْ ظَهْرِ اَلْحَادِي عَشَرَ مِنْ وُلْدِي؛ درباره مولودی فكر می‌کنم كه از سلاله فرزند يازدهم من است»، اعتقاد دارند که منظور از این مولود شخصی غیر از امام دوازدهم بوده و آن احمد اسماعیل همبوشی است. در حقیقت در برخی از نسخه های این روایت در کتاب های مختلف تصحیف اتفاق افتاده و عبارت مورد بحث در اصل به این شکل می‌باشد: «فَكَّرْتُ فِي مَوْلُودٍ يَكُونُ مِنْ ظَهْرِي اَلْحَادِيَ عَشَرَ مِنْ وُلْدِي؛ داشتم فکر می کردم درباره مولودی که از سلالهٔ من، یازدهمین از فرزندانم می‌باشد». با این بیان هیچگونه شک و شبهه ای در این‌که منظور از «مَوْلُودٍ»، امام عصر (عج) می‌ باشند، باقی نمی‌ماند. این روایت در کتاب های «تقريب المعارف، الغيبة (للنعماني)، کفاية الأثر، إعلام الوری بأعلام الهدی، النجم الثاقب، بدون اختلاف با عبارت «مِنْ ظَهْرِي اَلْحَادِيَ عَشَرَ» آمده است. همچنین این روایت در سه کتاب  «الکافي»، «کمال الدین» و  «الغیبة، شیخ طوسی» مورد اختلاف است و با دو لفظ من «مِنْ ظَهْرِي اَلْحَادِيَ عَشَرَ» و «مِنْ ظَهْرِي اَلْحَادِيَ عَشَرَ» که در نسخه های قدیمی و معتبر و تحقیق شدهٔ و همچنین کتاب هایی که این روایت را از این سه منبع، نقل کرده اند، به عبارت «مِنْ ظَهْرِي اَلْحَادِيَ عَشَرَ» اشاره شده است. شایان ذکر است که در نقل کتاب «الإختصاص» نیز اختلاف وجود دارد؛ اما با توجه به اینکه سند نقل کتاب «الإختصاص»، همان سند نقل کتاب «کمال الدين» هست و علامه مجلسی نیر این عبارت را بصورت «مِنْ ظَهْرِي اَلْحَادِيَ عَشَرَ» از کتاب «الإختصاص» نقل کرده، شکی در صحت عبارت «مِنْ ظَهْرِي اَلْحَادِيَ عَشَرَ» در این کتاب نیز باقی نمی‌ماند.

نکتهٔ دوم: فهم علما

علمایی که این روایت را در کتاب های خود نقل کرده اند، از آن برداشت سیزده امام نکرده، بلکه روایت را در باب های مربوط به نصوص امامت ائمهٔ دوازده گانه و غیبت امام دوازدهم درج کرده اند و این قرینه ای است قوی بر اینکه لفظ صحیح «مِنْ ظَهْرِي اَلْحَادِيَ عَشَرَ»، می‌باشد و حرف «ي» در برخی از نسخه ها از عبارت افتاده است و زمانی که اختلاف نسخه به وجود آمد، اصل بر افتادگی خواهد بود نه زیادت؛ یعنی اصل بر آنست که در برخی از نسخه ها تصحیف رخ داده و حرف «ي» در عبارت «مِنْ ظَهْرِي اَلْحَادِيَ عَشَرَ»، نوشته نشده است. اینک به چند نمونه از عناوین باب هایی که علما روایت مورد بحث را در آن درج کرده اند، اشاره می‌کنیم: مرحوم کلینى در اصول کافی: باب في الغيبة. شیخ صدوق در کمال الدین: باب ما أخبر به أمير المؤمنين علي بن أبي طالب عليه السّلام من وقوع الغيبة بالقائم الثاني عشر من الأئمة عليهم السّلام. مرحوم نعمانی در الغیبه: ما روي في أنّ الأئمة إثنا عشر إماما و أنّهم من الله و بإختياره‌. شیخ مفید در الإختصاص: في إثبات إمامة الأئمة الاثني عشر عليهم السلام. شیخ طوسی در الغیبه: روایت مورد نظر را در استدلال بر امامت امام عصر عجل الله تعالی فرجه الشریف و غیبت ایشان نقل نموده اند. 

نقل شیخ طوسی

ایشان می‌فرمایند: اخباری که مدت‌ها پیش از امامت و غیبت فرزند امام حسن عسکری علیه السلام از سوی پدران بزرگوار ایشان علیهم السلام منتشر  و در جامعه اسلامی رواج یافته است، همگی بر امامت و صحت غیبت فرزند برومند امام حسن عسکری علیه السلام دلالت دارند. این اخبار به وجود غیبتی برای صاحب این امر اشاره دارند و شامل روایاتی درباره نشانه‌های غیبت و حوادثی که در زمان غیبت رخ می‌دهند، می‌باشند. همچنین، ایشان دو نوع غیبت را ذکر می‌کنند که یکی از دیگری طولانی‌تر است. در غیبت اول، اخبار و اطلاعاتی از ایشان وجود دارد و شناخته شده است، اما در غیبت دوم، اخبار ایشان ناشناخته بوده و هیچ اطلاعی در دست نمی باشد. در این زمان، سفرای امام از احوال حضرت باخبر می‌شوند، اما در غیبت دوم یا غیبت کبری، ارتباط مردم با حضرت به‌طور کامل از طریق سفرا و نواب قطع شده و دیگر ارتباطی برقرار نمی‌گردد. پس موضوع غیبت [با خصوصیاتی که گفتم] موافق مضمون اخبار و روایات است. اگر صحّت غیبت و امامت ایشان نبود، موضوعات بالا، با مضمون اخبار موافق نمی شدند، چون این اخبار چیزهایی است که از طرف خداوند بر زبان پیامبر صلی الله علیه و آله جاری شده است. و این راهی است که بزرگان ما از قدیم بر آن اعتماد داشته اند. ما فقط بخش کوچکی از اخباری که شامل این مطالب هستند را برای این که صحّت ادعای ما معلوم شود، ذکر می‌کنیم. سپس روایت مورد بحث را از جمله این روایات ذکر می‌کنند.

نکتهٔ سوم: متشابه بودن روایت

بر فرض محال، اگر نسخهٔ مورد استناد فرقهٔ احمد اسماعیل بصری صحیح باشد، این روایت یک روایت متشابهی خواهد بود که باید آن را به روایات محکم، یعنی روایات حصر امامت در دوازده امام ارجاع نمود و این روایت قابلیت تحمل یک ترکیب نحوی دیگری را دارد که طبق این ترکیب نحوی، این روایات با روایات حصر امامت در دوازده امام، ( بدون اشاره به مسئله مهدیین ) قابل جمع خواهد بود. این ترکیب نحوی بدین گونه است که در عبارت «وَ لَكِنِّي تَفَكَّرْتُ فِي مَوْلُودٍ يَكُونُ مِنْ ظَهْرِ اَلْحَادِي عَشَرَ مِنْ وُلْدِي» می‌توان «مِنْ وُلْدِي» را صفتی برای «مَوْلُودٍ» دانست که در این‌صورت ترجمهٔ این عبارت به این صورت خواهد بود:«مولودی از نفر یازدهم که آن مولود از نسل مناست». طبق این ترکیب نحوی، این روایت بر شخصی غیر از امام دوازدهم شیعیان، حضرت حجة بن الحسن العسکري عجل الله تعالی فرجه الشریف دلالت نخواهد داشت. 

مهدیین یا امام زمان؟

در روایت قرینهٔ دیگری نیز وجود دارد که دلالت می‌کند که منظور از این مولود، امام زمان می‌باشد. (بنابراین نمیتوان از روایت، مسئله مهدیین را نتیجه گرفت) این قرینه آن است که  این مولود همان کسی است که زمین را پر از عدل و داد می‌کند: «اَلَّذِي يَمْلَأُهَا عَدْلاً وَ قِسْطاً كَمَا مُلِئَتْ ظُلْماً وَ جَوْراً» و در روایات این وصف، وصف اختصاصی امام زمان (عج) می‌باشد که به نمونه ای از این روایات اشاره می‌کنیم:

 

یونس بن عبد الرحمن می‌گوید: به موسى بن جعفر وارد شدم و گفتم: ای فرزند رسول خدا! آیا شما قائم به حق هستید؟ فرمود: من قائم به حق هستم، اما قائم حقیقی کسی است که زمین را از دشمنان خدا پاک کند و آن را از عدل و انصاف پر سازد، همان‌طور که اکنون پر از ظلم و ستم است. او پنجمین فرزند من است و غیبتی طولانی خواهد داشت؛ زیرا از جان خود می‌ترسد و در آن غیبت، برخی از اقوام مرتد خواهند شد و برخی دیگر ثابت قدم خواهند ماند. سپس فرمود: خوشا به حال شیعیان ما چراکه در غیبت قائم ما به رشته ما چنگ زده‌ اند و بر دوستی ما و بیزاری از دشمنان ما ثابت قدم هستند. آنها از ما هستند و ما نیز از آنها. ما آنها را به عنوان شیعیان خود می‌پذیریم و آنها نیز ما را به امامت می‌شناسند. پس خوشا به حال آنها و به خدا سوگند، آنان در روز قیامت هم‌درجه ما خواهند بود. احمد بصری در کتاب «سرگردانی» اعتراف می‌کند که منظور از کسی که زمین را پر از عدل و داد می‌کند، حضرت حجت بن الحسن عسکری عجل الله تعالی فرجه الشریف می‌باشد و حجت را بر خود و اتباع خود تمام می‌کند:

 

سید

دیدگاهتان را بنویسید