نقد استناد اتباع احمد بصری به دیدگاههای سید محمد صدر درباره حکومت پس از امام مهدی (عج)
دارالهدایه| از جمله مباحثی که در سالهای اخیر مورد بهرهبرداری جریانهای انحرافی قرار گرفته، موضوع حکومت پس از دوران ظهور و وفات حضرت ولی عصر (عج) است. اتباع احمد بصری در تلاش برای مشروعیتبخشی به ادعاهای خویش، با استناد گزینشی و تحریفآمیز به آثار مرحوم سید محمد صدر، کوشیدهاند نظریه «مهدیین بعد از امام زمان (عج)» را بهعنوان یک اصل مسلم اعتقادی القا کنند.
باور سید محمد صدر درباره حکومت پس از امام مهدی (عج)
این در حالی است که با دقت در سیر تطور اندیشههای سید محمد صدر روشن میشود وی در کتاب «بحث حول الرجعة» از دیدگاه پیشین خود در «تاریخ ما بعد الظهور» عدول کرده و به صراحت بر رجعت ائمه (علیهمالسلام) بهعنوان طرح صحیح حکومت پس از امام مهدی (عج) تأکید میکند. بنابراین، استناد جریان احمد بصری به بخشهایی از آثار ایشان، نه تنها فاقد دقت علمی است، بلکه نمونهای از تحریف مبانی کلامی شیعه به شمار میرود. پژوهش حاضر درصدد است با تبیین دقیق سخنان سید محمد صدر و آشکار ساختن مغالطات اتباع احمد بصری، زمینه فهم صحیح مسئله حکومت بعد از امام زمان (عج) را فراهم آورد.
سید محمد صدر در کتاب «تاریخ ما بعد الظهور» حکومت مهدیین بعد امام زمان (عج) را قبول کرده بودند؛ اما در کتاب «بحث حول الرجعة» از این نظر عدول کرده و فرمودند:
الان نمیخواهیم در باره خلافت بعد از نبی اکرم (ص) صحبت کنیم؛ بلکه میخواهیم دربارهٔ حکومت بعد از حضرت مهدی (عج) صحبت کنیم در این مورد دو احتمال وجود دارد:
احتمال اول
به این صورت هست که ولایت امر بدست اولاد امام زمان (عج) میافتد، کسانی که در اطراف ایشان هستند و صالح هستند و امام مهدی (عج) ایشان را با دست خودشان تربیت کرده اند و در ملأ عام ایشان را مشخص کنند و بگویند امام بعد از من ایشان هستند که در کتاب «تاریخ ما بعد الظهور» به این احتمال اشاره شده است
احتمال دوم
بعد از امام زمان (عج) پدران معصوم ایشان برمیگردند و رجعت میکنند تا بعد از امام مهدی (عج) بین مردم حکومت کنند حال یا بعضی از ایشان یا همه ایشان به شکل غیر منظم رجعت میکنند «مثلا از امام علی (ع) تا امام حسن عسکری (ع) و یا بصورت برعکس یعنی از امام حسن عسکری (ع) و بعد از ایشان امام هادی(ع)» و مانند این و ما نمیتوانیم بصورت قطع و یقین بگوییم طرح اول درست است و منشأ طرح اول از دیدگاه مادی است که بگوییم برگشت به حیات دنیا برای مردگان ممکن نیست و الان بنظر من طرح دوم درست است بخصوص به دلیل وجود دلایلی برای اثبات آن از جمله:
وجه اول: موافقت آن با قرآن کریم و تفسیر حضرت علی (علیه السلام) از «دابة الارض» که در ادامه میآید؛ پس برگشتن ائمه و رجعت ایشان اجمالاً ثابت است چراکه امیرالمؤمنين جزو ایشان بوده و بایستی بگوییم که ایشان برمیگردند ولو که حضرت امیرالمومنین فقط برگردد.
وجه دوم: وجود روایات مستفیض نزد ما که اغلب آنها به مسئله رجعت ائمه اشاره دارد و آنچه واضح است اینست که ما نمیتوانیم بگوییم احتمال و طرح اول برای حکومت بعد از حضرت مهدی علیه السلام صحیح است.
وجه سوم: آنچه که در کتاب «تاریخ ما بعد الظهور» بیان گشت اینست که جامعه از حیث ایمان و هدایت، عمیق و مطمئن گشته باشند آنهم به صورت تدریجی، نه فوراً بعد وفات امام هادی چشم پوشی گردد؛ بلکه امری استمراری و مهم است و موافق آنچیزی است که در قسم اول از رجعت معنوی بیان کردیم که برای اهل تفکر واضح است؛ زمانیکه أمر اینگونه باشد بهناچار جامعه نیاز به حاکمانی دارد که اهمیت به آن را افزایش دهد نه چشم پوشی کرده و یا به صورت برابر انجام دهد.
و واضح است که ما اگر به قول اول بعد امام زمان قائل شویم،حاکمانی مساوی بلکه رو به پایین میباشند…
نتیجه گیری
در نتیجه، بر اساس بررسی دقیق آثار سید محمد صدر، روشن میشود که ایشان در ابتدا در کتاب «تاریخ ما بعد الظهور» احتمال حکومت فرزندان امام مهدی (عج) را مطرح کردهاند، اما در اثر دیگر خود یعنی «بحث حول الرجعة» صریحاً از این دیدگاه عدول کرده و نظریه رجعت ائمه (ع) را به عنوان طرح صحیح معرفی کردهاند. بنابراین استناد اتباع احمد بصری به گفتههای سید محمد صدر، تنها بخشی گزینشی از دیدگاه اولیه ایشان است و با نادیده گرفتن تغییر نظر نهایی وی، نوعی تحریف و تدلیس در نقل اقوال به شمار میآید. از این رو، چنین استنادی نمیتواند پایهای محکم برای اثبات ادعاهای احمد بصری تلقی گردد.


