تحریف سخنان شیخ جلالالدین الصغیر توسط پیروان احمد بصری
دارالهدایه| در سالهای اخیر، یکی از مباحث چالشبرانگیز در حوزه اندیشه مهدوی، ادعاهای جریان احمد بصری و تلاش پیروان او برای استناد به سخنان و دیدگاههای برخی علمای معاصر است. از جمله این موارد، بهرهگیری آنان از گفتههای شیخ جلالالدین الصغیر دربارهی «خروج یمانی» میباشد. در حالی که بررسی دقیق مواضع شیخ الصغیر نشان میدهد که ایشان نهتنها هیچگونه تأییدی بر ادعاهای احمد بصری نداشته، بلکه بارها او را «دجال بصره» نامیده و نقدهای مبسوطی بر اندیشههای او وارد ساخته است.
اهمیت پیگیری استنادات فرقه ها
اهمیت این موضوع از آن جهت است که جریانهای انحرافی همواره با استناد گزینشی به متون و اقوال علما سعی در مشروعیتبخشی به باورهای خود داشتهاند؛ در حالی که رجوع به تمام سخنان و مواضع یک عالم، حقیقت را به گونهای دیگر آشکار میسازد. افزون بر این، جایگاه یمانی در روایات معصومان علیهمالسلام با آنچه برخی مدعیان مطرح میکنند تفاوتهای جدی دارد. از جمله، تصریح احادیث به خروج یمانی از «یمن» نه از عراق، که خود نقضی بر برداشتهای نادرست این جریان است.
این نوشتار میکوشد با تبیین دیدگاههای شیخ جلالالدین الصغیر، نادرستی استنادهای جریان احمد بصری را نشان داده و حقیقت مسئله یمانی را در پرتو آموزههای اهلبیت علیهمالسلام روشن سازد.
بررسی سخنان شیخ جلال الدین صغیر
شيخ جلال الدين الصغير در یک سخنرانی بیان میدارند که خروج یمانی از عراق میباشد و همین امر موجب شده است که اتباع احمد بصری جهت تایید ادعاهای خود به سخنان ایشان استناد کنند.
نکتهٔ اول: شیخ جلال الدین الصغیر احمد بصری را دجال بصره میداند و در جلساتی که داشته به نقد احمد بصری پرداخته و او را به مناظره هم دعوت کرده است.
نکتهٔ دوم: ایشان بیان میدارد که تبعیت از یمانی واجب نبوده و تکلیفی برای پیوستن به وی وجود ندارد.
نکتهٔ سوم: شیخ جلال الدين الصغیر مقام مرجعیت را بالا تر از یمانی دانسته و تکلیف را التزام به مرجعیت میداند.
نکتهٔ چهارم: اتباع احمد بصری اگر سخنان شیخ جلال الدین الصغیر را حجت بدانند باید بقیه نظرات وی را هم حجت بدانند که در این صورت کل اعتقادات آنها نابود خواهد شد و اگر هم حجت ندانند سخنان آقای «شیخ جلال الدین الصغیر» مبنی بر عراقی بودن یمانی خلاف روایات بوده و به هیچ وجه بر ما حجت نخواهد بود؛ زیرا طبق روایات خروج یمانی از «یمن» میباشد:
محمّد بن مسلم گويد: از امام باقر عليه السّلام شنيدم كه مىفرمود:قائم ما منصور به رعب است و مؤيّد به نصر، زمين براى او درنورديده شود و گنجهاى خود را ظاهر سازد و سلطنتش شرق و غرب عالم را فرا گيرد… راوى گويد گفتم: يا ابن رسول اللّٰه! قائم شما كى خروج مىكند؟ فرمود: آنگاه كه مردان به زنان تشبّه كنند و زنان به مردان و مردان به مردان اكتفا كنند و زنان به زنان و صاحبان فروج بر زبر زينها سوار شوند و شهادتهای دروغ پذيرفته شود و شهادتهاى عدول مردود گردد و مردم خونريزى و ارتكاب زنا و رباخوارى را سبك شمارند و از اشرار بخاطر زبانشان پرهيز كنند و سفيانى از شام خروج كند و يمانى از يمن و در بيداء خسوفى واقع شود و جوانى از آل محمّد كه نامش محمّد بن حسن -يا نفس زكيّه- است بين ركن و مقام كشته شود و صيحهاى از آسمان بيايد و بگويد حقّ با او و شيعيان اوست، در اين هنگام است كه قائم ما خروج كند…
کمال الدین، ج۱، ص۳۱۰.
نتیجه گیری
در نتیجه، استناد پیروان احمد بصری به سخنان شیخ جلالالدین الصغیر نیز مانند دیگر موارد، همراه با تقطیع و مصادره به مطلوب است. در حالیکه ایشان احمد بصری را «دجال بصره» مینامد، به نقد اندیشههای او پرداخته و حتی او را به مناظره دعوت کردهاست. افزون بر این، شیخ جلالالدین صغیر صراحتاً تبعیت از یمانی را واجب ندانسته و جایگاه مرجعیت را بالاتر از یمانی معرفی کردهاست. اگر پیروان احمد بصری سخنان ایشان را حجت بدانند، ناچار باید تمام دیدگاههای او را نیز بپذیرند که در این صورت اساس اعتقاداتشان فرو میریزد؛ اما اگر نپذیرند، نمیتوانند به بخشی از سخنان ایشان استناد کنند؛ بهویژه آنکه روایات اهل بیت علیهمالسلام خروج یمانی را نه از عراق، بلکه از یمن میداند. بنابراین، استفادهٔ تبلیغی این جریان از نام و سخنان شیخ جلالالدین الصغیر نیز مانند موارد پیشین، نمونهای روشن از تناقضگویی و تحریف است.
