سوءبرداشت پیروان احمد بصری از سخنان مرحوم شیخ علی کورانی
دارالهدایه| جریان احمد بصری و پیروان او در سالهای اخیر با بهرهگیری گزینشی از سخنان علما و محققان شیعه، تلاش کردهاند مشروعیت ادعاهای خویش را اثبات کنند. این در حالی است که با اندکی دقت و بررسی روشن میشود بسیاری از استنادات آنان یا تحریفشده است یا در تقابل آشکار با سایر مواضع همان علما قرار دارد. یکی از نمونههای مهم این سوءاستفادهها، برداشتهای نادرست آنان از سخنان مرحوم شیخ علی کورانی در کتاب «عصر ظهور» است. بررسی دقیق این موضوع نشان میدهد که ادعاهای احمد بصری و پیروانش نه تنها با مبانی اعتقادی مکتب اهلبیت(ع) سازگار نیست، بلکه با دیدگاههای صریح و مکتوب مرحوم کورانی نیز در تضاد آشکار قرار دارد. از همین رو، واکاوی استناد اتباع احمد بصری به سخنان ایشان میتواند پرده از بخشی دیگر از انحرافات فکری این جریان بردارد و ابعاد تازهای از تحریف و تدلیس صورتگرفته را آشکار سازد.
بیانات شیخ علی کورانی
سخنان مرحوم شیخ علی کورانی به شرح ذیل است:
نکتهٔ اول
مرحوم شیخ علی کورانی رجعت را در زمین و در زمان امام عصر (عج) میدانند؛ در حالی که این امر باطل کنندهٔ ادعای احمد بصری میباشد که اعتقاد دارد رجعت بعد از دوازده مهدی و در آسمان خواهد بود.
نکتهٔ دوم
احمد بصری و اتباع وی معتقدند که مهدیین از فرزندان امام عصر (عج) و دارای مقام امامت هستند؛ در حالی که در هیچ روایتی از روایات اهل بیت علیهم السلام تصریح نشده است که فرزندان امام عصر (عج) دارای مقام امامت میباشند؛ علاوه بر این، در روایات متواتر تأکید شده است که جانشینان پیامبر (ص) دوازده نفر میباشند.
نکتهٔ سوم
چه بسا منظور ایشان حکومت یازده مهدی همزمان و نه به صورت نسل به نسل بوده و این حکومت در زمان امام زمان (عج) میباشد؛ یعنی مهدیین صرفاً کسانی هستند در طول حکومت امام زمان (عج) حکومت خواهند کرد نه اینکه دارای مقام امامت باشند.
نکتهٔ چهارم
در همین کتاب مرحوم کورانی روایاتی را ذکر میکنند که بیانگر رجعت امام حسين (ع) و حکومت طولانی مدت ایشان خواهد بود؛ در حالی که طبق ادعای احمد بصری جایی برای حکومت امام حسین(ع) نخواهد بود؛ زیرا آخرین کسی که حکومت میکند مهدی دوازدهم تخيلی آنها میباشد.
جالب است بدانید که مرحوم کورانی در کتاب «دجال بصرة» که آنرا در نقد احمد بصری نگاشته و منظور ایشان از دجال بصره احمد بصری میباشد، به صراحت ادعای احمد مبنی بر این که فرزند با واسطهٔ امام عصر (عج) میباشد را رد میکنند و اشکالاتی بر حدیث موسوم به وصیت وارد میکنند که در صورت آگاهی یافتن اتباع احمد بصری از این سخنان، دیگر هرگز نباید به سخنان ایشان جهت تایید ادعاهای خود استناد کنند:
اتباع احمد بصری به یک سخنرانی دیگری از مرحوم شیخ علی کورانی استناد کرده اند. جالب اینجاست که در آن سخنرانی مرحوم کورانی یمانی را از یمن دانسته و ادعا میکنند که یمانی وزیر امام زمان (عج) و واجب الطاعة میباشد؛ البته در کتاب «عصر ظهور» نیز به واجب الطاعة بودن یمانی اشاره میکنند! بنابراین اصل موضوع شخصیت یمانی واقعی میباشد نه احمد بصری؛ زیرا چنانچه بیان شد مرحوم کورانی احمد بصری را «دجال بصره» نامیده است؛ ابتدا بهتر است که مرحوم کورانی به ادعا های اتباع احمد بصری پاسخ بدهد، سپس ما پاسخ مرحوم کورانی را خواهیم داد:
لازم الذکر است که مرحوم کورانی در کتاب «عصر ظهور»، حضرت خضر (ع) را وزیر امام زمان (عج) معرفی میکنند.
شیخ علی کورانی و وزیر امام زمان (عج)
اما در این مورد که مرحوم کورانی میفرمایند یمانی واجب الطاعة و وزیر امام زمان (عج) میباشد، هیچ نصی برای آن وجود ندارد (البته مقصود ایشون از یمانی، یمانی «یمن» میباشد نه مدعی دروغینی مانند احمد بصری).
جالب است بدانید احمد بصری در کتاب «الحواري الثالث عشر» یا «حواری سیزدهم» وزارت را از خود نفی میکند؛ وی در این کتاب روایتی را از رسول خدا(ص) نقل میکند که تصریح میکند وزیر امام مهدی (عج)، حضرت عیسی(ع) است (الحواري الثالث عشر، ص۱۹۹) همچنین در کتاب «العجل» یا «گوساله» به صراحت اعلام میکند که وزیر امام مهدی (عج) حضرت عیسی (ع) است:
نتیجه گیری
در پایان، استناد پیروان احمد بصری به آثار و سخنان مرحوم شیخ علی کورانی نیز مانند دیگر موارد، با تحریف و تقطیع همراه است. در حالیکه مرحوم کورانی در کتاب عصر ظهور، رجعت را در زمین و در زمان امام عصر (عج) میدانند و در کتاب دجال بصرة به صراحت احمد بصری را «دجال بصره» معرفی کردهاند، اتباع احمد بصری بخشهایی از سخنان ایشان را مصادره به مطلوب کردهاند. افزون بر این، مرحوم کورانی هرگز برای فرزندان امام عصر (عج) مقام امامت قائل نبوده و در توضیح شخصیت یمانی، او را فردی از یمن دانسته نه مدعیای چون احمد بصری. حتی در موضوع وزارت امام مهدی (عج)، مرحوم کورانی به حضرت خضر (ع) اشاره کرده، در حالیکه خود احمد بصری در کتابهای الحواری الثالث عشر و العجل، وزارت را از خود نفی کرده و آن را به حضرت عیسی (ع) نسبت داده است. بنابراین، بهرهبرداری از نام مرحوم کورانی توسط این جریان، نمونهای آشکار از تناقضگویی و تحریف در روش تبلیغی آنان است.








