دارالهدایه| اتباع احمد بصری با تمسک به تفاوت های ذکر شده در مورد اوصاف جسمی ‏قائم و صاحب امر، قائل به دو قائم شده‌اند. مثلا در بعضی عبارات آمده است «أسمر ‏اللون» و گاهی هم آمده است «أبيض مشرب حمرةً» گاهی آمده «قدش متوسط» وگاهی ‏آمده «جسمش اسرائیلی» است.‏ در این مقاله به نقد و بررسی ادعاهای این جریان درباره تعدد قائم می پردازیم.

ادعای چندگانگی قائم

اتباع احمد بصری بر این باورند که هر جا عبارات «أبيض مشرب حمرةً» و یا «قد متوسط» ‏باشد منظور امام زمان (عج) بوده.  وهر جا عبارات «أسمر » و یا  «جسم اسرائیلی» باشد مراد، احمداسماعیل بصری می‌باشد؛ زیرا این اوصاف با هم متعارض بوده و ‏قابل جمع در شخص واحد نمی‌باشد. اتباع احمد بصری می‌گویند:

‏در خبر علی بن مهزیار اوصاف امام مهدی اینگونه است که… قد حضرت مهدی ‏متوسط است و کمی حضرتش شکم دارد… شبیه‌ترین به پیامبر خداست خَلقاً وخُلقاً… اما درباره قائم ومهدی [اول] گفته‌اند که شبیه موسی است وجسمش اسرائیلی [قد ‏بلند وچهارشانه است] و رنگش عربی [وتیره] است…

در مورد امام مهدی {قائم} گفته‌اند که ‏رنگش سفید [مخلوط به قرمز] است وصورتش مثل ماه و روشن است وبقدری روشن ‏است که نورش بر سیاهی محاسن حضرت غالب می‌شود… این اوصاف تفاوت دارد با آن ‏کسی که رنگش عربی و اسمر و تیره است و این رنگ با رنگ سفید مخلوط با قرمز فرق ‏دارد. اتباع احمد بصری بر اساس گزارش علی بن مهزیار می‌گویند که قد امام زمان متوسط است و کمی ‏حضرتش شکم دارد… شبیه‌ترین به پیامبر خداست خَلقاً وخُلقاً… اما دربارهٔ مهدی اول تخیلی اتباع فرموده اند که شبیه موسی است وجسمش اسرائیلی [قد بلند وچهارشانه ‏است]؛ اما اتباع احمد بصری در این مورد رعایت انصاف را نکرده و با گزینش حدیثی خاص و عدم ذکر ‏احادیث دیگر، غرض ورزی نموده اند.

روایات توصیف چهره حضرت

به گزارش ذیل از جناب «علی بن مهزیار» دقت فرمایید:‏
عَنْ حَبِيبِ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ يُونُسَ بْنِ شَاذَانَ اَلصَّنْعَانِيِّ قَالَ: دَخَلْتُ عَلَى عَلِيِّ بْنِ إِبْرَاهِيمَ بْنِ مَهْزِيَارَ اَلْأَهْوَازِيِّ فَسَأَلْتُهُ عَنْ  آلِ  أَبِي مُحَمَّدٍ عَلَيْهِ السَّلاَمُ فَقَالَ… فَدَخَلْتُ فَإِذَا أَنَا بِهِ جَالِسٌ قَدِ اِتَّشَحَ بِبُرْدِهِ وَ اِتَّزَرَ بِأُخْرَى وَ قَدْ كَسَرَ بُرْدَتَهُ عَلَى عَاتِقِهِ وَ هُوَ كَأُقْحُوَانَةِ أُرْجُوَانٍ قَدْ تَكَاثَفَ عَلَيْهَا اَلنَّدَى وَ أَصَابَهَا أَلَمُ اَلْهَوَى وَ إِذَا هُوَ كَغُصْنِ بَانٍ أَوْ قَضِيبِ رَيْحَانٍ سَمْحٌ سَخِيٌّ تَقِيٌّ نَقِيٌّ، ١.لَيْسَ بِالطَّوِيلِ اَلشَّامِخِ وَ لاَ بِالْقَصِيرِ اَللاَّزِقِ بَلْ مَرْبُوعُ اَلْقَامَةِ، ٢.مُدَوَّرُ اَلْقَامَةِ، ٣.صَلْتُ اَلْجَبِينِ، ۴.أَزَجُّ اَلْحَاجِبَيْنِ ۵.أَقْنَى اَلْأَنْفِ، ۶.سَهْلُ اَلْخَدَّيْنِ، ٧.عَلَى خَدِّهِ اَلْأَيْمَنِ خَالٌ كَأَنَّهُ فُتَاتُ مِسْكٍ عَلَى رَضْرَاضَةِ عَنْبَرٍ فَلَمَّا أَنْ رَأَيْتُهُ بَدْأَتُهُ بِالسَّلاَمِ فَرَدَّ عَلَيَّ أَحْسَنَ مَا سَلَّمْتُ عَلَيْهِ…
حبيب بن محمّد بن يونس بن شاذان صنعانى گفت: به خدمت على بن ابراهيم بن مهزيار اهوازى رسيدم و در مورد اولاد امام حسن عسكرى عليه السّلام از ايشان سؤال كردم. على بن ابراهيم بن مهزيار اهوازى گفت: …من هم داخل خيمه شدم،ديدم كه آن حضرت نشسته و دو پارچه دربر داشت، يكى را روى شانه انداخته بود و دومى را به كمر بسته بود.يك‌طرف بردى را كه به شانۀ مباركش بسته بود برگردانيده و به دوشش انداخته بود،حضرت مانند گل ارغوانى بود كه شبنم روى آن نشسته بود و نسيم هوا آن را حركت بدهد و در اين حال امام عليه السّلام مثل شاخه سرو و ساقه ريحان بود،حضرت آقا و بخشنده و متقى بود، ١.قدش نه خيلى بلند بود نه كوتاه، بلكه قامت مبارك حضرت متوسط‍‌ بود،٢.سر مبارك حضرت گرد بود، ٣.پيشانى‌اش بلند بود، ۴.ابروهايش كمانى بود و به‌هم پيوسته، ۵.بينى مبارك نازك و بلند بود و ۶.گونه هایش هموار ٧.سمت راست صورت، خالى داشت كه گويا پارۀ مشك روى صفحه عنبر چكيده باشد. تا حضرت را ديدم سلام كردم، جوابى بهتر از سلام من مرحمت فرمودند… 

الغيبة (للطوسي)، ج۱، ص۲۶۳

>توضیح قامت قائم

همانطور که ملاحظه فرمودید «علی بن مهزیار» در مقام توصیف قامت دلربای معشوق ‏می‌گوید: «نه خیلی بلند بود و نه کوتاه بلکه قامت متوسط بود». مستحضر هستید که عباراتی مانند  «قامت متوسط» دلالت بر قامتی معین با سانتی متری ‏خاص «مثلا  ‏cm‏۱۸۰» ندارد؛ بلکه این عنوان شامل یک بازه و محدوده‌ی طولی می‌باشد؛مثلا در زمان ما، افرادی که قدّی بین  «۱۷۰» تا «۱۹۰» سانتی متر داشته باشند در زمره ‏«قامت متوسطان» محسوب می‌گردند.‏ از سویی دیگر بحث قامت از امور نسبی می‌باشد؛ مثلا کسی که دارای قدّی «۱۷۵ سانتی ‏متری» است، از فردی با قدّ «۱۹۰ سانتی متری»، با عنوان «قد بلند» یاد می‌کند در حالی ‏که هر دو فرد در محدوده‌ی افراد «مربوع القامة/قامت متوسط» می‌باشند.‏ بر این اساس ممکن است از منظر شخصی، فردی توصیف به «قامت متوسط» بشود ‏وهمین فرد از منظر شخصی دیگر توصیف به «قد بلند» گردد؛ لذا توصیف علی بن مهزیار از امام زمان به «قامت متوسط» با توصیف  «قد بلند» از ‏سوی اهل بیت در مورد حضرتش قابل جمع می‌باشد؛ زیرا هر یک بر اساس دیدگاه ‏خاصی اقدام به این توصیفات نموده‌اند. نا گفته نماند که همواره باید تابع دیدگاه معصومین علیهم السلام باشیم. بر اساس این که اتباع به شباهت امام زمان(عج) به پیامبر خدا ‌‏(ص) در خَلق و در خُلق اعتراف کردند، باید قائل به قامتی بلندتر از متوسط برای امام زمان(عج) بشوند؛ به روایت ذیل که حضرت امیرالمؤمنين علیه السلام، رسول الله صل الله عليه وآله وسلم را وصف می‌کنند، آمده است: وَ قَالَ اَلْكَازِرُونِيُّ فِي رِوَايَةٍ عَنْ  عَلِيٍّ عَلَيْهِ السَّلاَمُ يَصِفُهُ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ لِأَعْرَابِيٍّ: إِذَا نَظَرْتَ إِلَى رَسُولِ اَللَّهِ صَلَّى اَللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ عَرَفْتَهُ لَيْسَ بِالطَّوِيلِ اَلْمُتَثَنِّي وَ لاَ اَلْقَصِيرِ اَلْفَاحِشِ…  حضرت امیرالمؤمنين (ص) در وصف پیامبر (ص) فرمودند: ایشان خیلی بلند نبودند وخیلی کوتاه هم نبودند.
بحار الأنوار الجامعة لدرر أخبار الأئمة الأطهار علیهم السلام، ج۱۶، ص۱۸۶

در نقلی دیگر آمده است که شخصی به دنبال رسول خدا می‌گشت در حالی که ایشان را ‏نمی‌شناخت مردم اینگونه ایشان را وصف کردند: فِي رِوَايَةِ  صَفْوَانَ اَلْجَمَّالِ عَنْ  أَبِي عَبْدِ اَللَّهِ عَلَيْهِ السَّلاَمُ وَ عَنْ  سَعْدٍ اَلْإِسْكَافِ عَنْ  أَبِي جَعْفَرٍ عَلَيْهِ السَّلاَمُ:… قَالُوا فَإِنَّ  نَبِيَّ اَللَّهِ أَطْوَلُ مِنَ اَلرَّبْعَةِ وَ أَقْصَرُ مِنَ اَلطَّوِيلِ اَلْفَاحِش…  امام باقر (ع) فرمودند:… همانا نبی خدا بلند‌تر از متوسط است و کوتاه‌تر از خیلی بلند است.‏
بحار الأنوار الجامعة لدرر أخبار الأئمة الأطهار علیهم السلام، ج۱۶، ص۱۸۴

دو پیامبر!

این نقل‌ها تعارضی با هم ندارند؛ زیرا بر اساس «نقل اول» قامت خیلی بلند از ‏رسول خدا (ص) نفی شده است و بر اساس «نقل دوم»، قامتی بلندتر از متوسط برای حضرتش ‌‏(ص) ثابت می‌گردد.‏ البته ممکن اتباع احمد بصری به این احادیث برخورد کنند، ناگزیر قائل به وجود دو ‏پیامبر به نام محمد (ص) خواهند شد ! در نقلی دیگری نسبت به اوصاف پیامبر خدا (ص) اینگونه وارد شده است: وَ فِي رِوَايَةٍ عَنْهُ عَلَيْهِ السَّلاَمُ أَيْضاً قَالَ: كَانَ  رَسُولُ اَللَّهِ صَلَّى اَللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ…لاَ قَصِيرٌ وَ لاَ طَوِيلٌ وَ هُوَ إِلَى اَلطُّولِ أَقْرَبُ..  حضرت امیرالمؤمنين علیه السلام فرمودند: پیامبر (ص) نه کوتاه و نه بلند بودند و [قد] ایشان به بلندی نزدیک بودند.‏
بحار الأنوار الجامعة لدرر أخبار الأئمة الأطهار علیهم السلام، ج۱۶، ص۱۹۰
جهت اطلاع از دیگر اوصاف پیامبر خدا  «صلوات الله علیه وآله» می‌توانید به کتاب ‏شریف «بحارالانوار،ج:١۶،ص:١۴۴،باب٨،اوصافه فی خلقته و شمائله و خاتم النبوة» رجوع فرمایید.‏

شبیه موسی

اتباع احمد بصری می‌گویند: «اما درباره قائم و مهدی [اول] گفته‌اند که شبیه موسی است وجسمش اسرائیلی [قد ‏بلند و چهارشانه] است»  ‏آنها گمان نموده اند که احادیث مشتمل بر عبارات «شبیه موسی یا جسم اسرائیلی» ‏مربوط به مهدی اول تخیلی آن‌ها می‌باشد؛ زیرا امام زمان (عج) شبیه موسی نبوده و جسمش اسرائیلی نیست؛ اما متأسفانه باز هم دست به عوام فریبی زده و با سوء استفاده از  «روانشناسی تلقین» و عدم ذکر ‏احادیث دیگر، در جهت نیل به اهداف شوم خود گام برداشته اند.
امام رضا (ع) ضمن حدیثی فرمودند:‏
وَ حَدَّثَنَا مُحَمَّدُ بْنُ هَمَّامٍ قَالَ حَدَّثَنَا أَحْمَدُ بْنُ مَابُنْدَاذَ وَ عَبْدُ اَللَّهِ بْنُ جَعْفَرٍ اَلْحِمْيَرِيُّ قَالاَ حَدَّثَنَا أَحْمَدُ بْنُ هِلاَلٍ قَالَ حَدَّثَنَا اَلْحَسَنُ بْنُ مَحْبُوبٍ اَلزَّرَّادُ قَالَ: قَالَ لِيَ اَلرِّضَا عَلَيْهِ السَّلاَمُ إِنَّهُ يَا  حَسَنُ سَيَكُونُ فِتْنَةٌ صَمَّاءُ صَيْلَمٌ يَذْهَبُ فِيهَا كُلُّ وَلِيجَةٍ وَ بِطَانَةٍ وَ فِي رِوَايَةٍ يَسْقُطُ فِيهَا كُلُّ وَلِيجَةٍ وَ بِطَانَةٍ وَ ذَلِكَ عِنْدَ فِقْدَانِ  اَلشِّيعَةِ اَلثَّالِثَ مِنْ وُلْدِي يَحْزَنُ لِفَقْدِهِ أَهْلُ اَلْأَرْضِ وَ اَلسَّمَاءِ كَمْ مِنْ مُؤْمِنٍ وَ مُؤْمِنَةٍ مُتَأَسِّفٍ مُتَلَهِّفٍ حَيْرَانَ حَزِينٍ لِفَقْدِهِ ثُمَّ أَطْرَقَ ثُمَّ رَفَعَ رَأْسَهُ وَ قَالَ بِأَبِي وَ أُمِّي سَمِيُّ جَدِّي وَ شَبِيهِي وَ شَبِيهُ مُوسَى بْنِ عِمْرَانَ…
حسن بن محبوب زرّاد گويد: امام رضا عليه السّلام به من فرمودند: «اى حسن در آينده‌اى نه چندان دور گرفتارى شديد و مصيبت بارى كه گوش از شنيدن فرياد كر و تيغش برنده است واقع خواهد شد كه دوستيها و همرازيها از ميان خواهد رفت – و در روايت ديگر«همۀ دوستيها و همرازيها و همدليها فرو خواهد ريخت» – و آن زمانى است كه شيعه سومين فرزندم را از دست بدهد كه براى ناپديد شدن او اهل آسمان و زمين جملگى اندوهگين شوند چه بسيار مرد و زن با ايمان كه به خاطر ناپديدشدنش متأسّف و غمناك و سرگردان و دلتنگ شوند؛ سپس آن حضرت سر به زير افكند و بعد سر برداشت و فرمود: پدر و مادرم فداى آن همنام جدّم كه شبيه من و شبيه موسى بن عمران است… 

الغيبة (للنعماني)، ج۱، ص۱۸۰

با توجه به این روایت مشخص می‌گردد که امام رضا (ع) سخن از امام زمان (عج) و ‏فتنه‌های آن دوران به میان آورده و ایشان را هم نام رسول خدا (ص) (که در ‏احادیث فراوان به این هم نامی اشاره شده است) و شبیه حضرت موسی معرفی ‏می‌نماید.‏ در روایتی دیگر از امام باقر (ع) به شباهت جسمانی امام زمان {قائم} (عج) و حضرت موسی (ع) اشاره شده است:

 عَنْ حُمْرَانَ بْنِ أَعْيَنَ قَالَ: قُلْتُ لِأَبِي جَعْفَرٍ اَلْبَاقِرِ عَلَيْهِ السَّلاَمُ جُعِلْتُ فِدَاكَ إِنِّي قَدْ دَخَلْتُ اَلْمَدِينَةَ وَ فِي حَقْوَيَّ هِمْيَانٌ فِيهِ أَلْفُ دِينَارٍ وَ قَدْ أَعْطَيْتُ اَللَّهَ عَهْداً أَنَّنِي أُنْفِقُهَا بِبَابِكَ دِينَاراً دِينَاراً أَوْ تُجِيبَنِي فِيمَا أَسْأَلُكَ عَنْهُ فَقَالَ يَا حُمْرَانُ سَلْ تُجَبْ وَ لاَ تُنْفِقَنَّ دَنَانِيرَكَ فَقُلْتُ سَأَلْتُكَ بِقَرَابَتِكَ مِنْ رَسُولِ اَللَّهِ صَلَّى اَللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ أَنْتَ صَاحِبُ هَذَا اَلْأَمْرِ وَ اَلْقَائِمُ بِهِ قَالَ لاَ قُلْتُ فَمَنْ هُوَ بِأَبِي أَنْتَ وَ أُمِّي فَقَالَ ذَاكَ ١.اَلْمُشْرَبُ حُمْرَةً ٢.اَلْغَائِرُ اَلْعَيْنَيْنِ ٣.اَلْمُشْرِفُ اَلْحَاجِبَيْنِ ۴.اَلْعَرِيضُ مَا بَيْنَ اَلْمَنْكِبَيْنِ ۵.بِرَأْسِهِ حَزَازٌ وَ ۶.بِوَجْهِهِ أَثَرٌ رَحِمَ اَللَّهُ مُوسَى.

حمران بن أعين گويد: «به امام باقر عليه السّلام عرض كردم: فدايت گردم من در حالى كه كيسه چرمينى به كمر داشتم كه هزار دينار در آن بود وارد مدينه شدم و با خدا عهد كردم كه آن نقد را بر در خانۀ شما، يك دينار يك دينار انفاق كنم تا اينكه در آنچه از تو راجع به آن سؤال مى‌كنم به من پاسخ دهى؛ پس آن حضرت فرمود: اى حمران بپرس كه پاسخ شنوى و دينارهاى خود را نيز انفاق مكن؛ پس عرض كردم: شما را به خويشاوندى و بستگى كه با رسول خدا صلّى اللّٰه عليه و آله داريد از شما مى‌پرسم آيا شما صاحب اين امر و قائم بدان هستى‌؟ فرمود: نه؛ عرض كردم: پدر و مادرم فداى شما، پس او چه كسى است‌؟ فرمود: او شخصى است ١.سرخ و سفيد ٢.داراى چشمانى گود و فرو رفته، ٣.ابروانى پرپشت و برجسته و ۴.شانه‌اى پهن، ۵.بر سرش حزاز (پوسته‌اى كه از سر فرو مى‌ريزد)و ۶.بر صورتش اثرى است، خداوند موسى را رحمت كند».

الغيبة (للنعماني)، ج۱،ص۲۱۵

و در روایتی که از منابع عامه نقل شده و اتباع آن‌را به احمد بصری تأویل میبرند، به «اسرائیلی» بودن جسم امام زمان(عج) اشاره شده است:
بِإِسْنَادِهِ عَنْ  حُذَيْفَةَ قَالَ قَالَ  رَسُولُ اَللَّهِ صَلَّى اَللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ: اَلْمَهْدِيُّ رَجُلٌ مِنْ وُلْدِي لَوْنُهُ لَوْنٌ عَرَبِيٌّ وَ جِسْمُهُ جِسْمٌ إِسْرَائِيلِيٌّ عَلَى خَدِّهِ اَلْأَيْمَنِ خَالٌ كَأَنَّهُ كَوْكَبٌ دُرِّيٌّ يَمْلَأُ اَلْأَرْضَ عَدْلاً كَمَا مُلِئَتْ جَوْراً يَرْضَى فِي خِلاَفَتِهِ أَهْلُ اَلْأَرْضِ وَ أَهْلُ اَلسَّمَاءِ وَ اَلطَّيْرُ فِي اَلْجَوِّ.
باين اسناد حذيفه روايت ميكند كه رسول اللّٰه (صلّى اللّه عليه و آله) فرمود كه مهدى مردى باشد از ولد من كه لون او لون عربى باشد و جسم او جسم اسرائيلى، بر گونۀ راست او خالى باشد گوئيا كوكب رخشنده است، پر گرداند زمين را از داد و عدل همچنان كه پر بوده باشد از جور و راضى باشند در خلافت او أهل زمين و أهل آسمان و مرغان در هوا.

کشف الغمة في معرفة الأئمة، ج۲، ص۴۶۹

پرکننده زمین از عدل و داد

نکتهٔ جالب توجه اینست که تنها کسی که در  روایات به ‏عنوان «پر کننده زمین از عدل و داد» مطرح شده است وجود نازنین امام دوازدهم حضرت قائم می‌باشد ‏و لا غیر.‏ به نمونه‌ای از آن روایات در اشاره می‌شود:

امام صادق علیه السلام فرمودند: امام حسین بن علی علیه السلام یک شب قبل از شهادتشان فرمودند: همانا رسول خدا (ص) به من فرمود: ای فرزندم تو به سوی عراق رهسپار می‌شوی و در زمینی به نام عموراء و کربلا  فرود می‌آیی و در آنجا به شهادت می‌رسی و اصحاب تو نیز به شهادت می‌رسند؛ پس فرمودند: بدانید آن وعدهٔ پیامبر (ص) به من نزدیک شده است و من فردا به سوی جدم رسول خدا ص سیر می‌نمایم؛ پس هر کس از شما دوست دارد بازگردد همین امشب بازگردد که من به او اذن دادم و از جانب من در حل و اجازه ی به بازگشت می‌باشد و در این کلام ( اذن به بازگشت) تاکید فرمودند؛ پس بعضی از اصحاب آن حضرت فرمودند: والله از تو جدا نخواهیم شد تا انکه به همان مسیر و مقصدی که تو رفته ای ما نیز به همراه تو وارد شویم؛ پس امام علیه السلام زمانی که این وفاداری اصحاب خویش را دیدند فرمودند: پس بشارت باد بر شما به بهشت؛ پس به خدا قسم همانا ما بعد از شهادتمان مکث می‌کنیم (در عالم دیگر) تا آن زمانی که خداوند بخواهد؛ سپس خداوند ما و شما را خارج خواهد کرد و رجعت خواهیم نمود، زمانی که قائم ما ظهور می‌نماید و از دشمنان ما انتقام می‌گیرد و من و شما مشاهده می‌کنیم دشمنانمان را در غل ها و زنجیر ها و در انواع عذاب و خواری و ذلت؛پس بعضی از اصحاب به حضرت گفتند: این قائم شما چه کسی است ای پسر رسول خدا؟ فرمودند: هفتمین فرزند از پسرم محمد بن علی الباقر. (توجه: امام باقر علیه السلام در کربلا حاضر بودند و اصحاب، امام باقر علیه السلام را دیده بودند و می‌شناختند) و او حجة بن الحسن پسر علی پسر محمد  پسر علی پسر موسی پسر جعفر پسر محمد پسر علی پسرم می‌باشد و او کسی است که مدتی طولانی غیبت می‌نماید سپس ظهور مینماید و زمین را مملو از قسط و عدل می‌نماید بعد از اینکه مملوء از ظلم و جور شده است.

احمد بصری نیز در یکی از کتاب های اولیهٔ خود اعتراف می‌کند که شخصی که  زمین را پر از عدل و داد می‌کنند، امام زمان (عج) می‌باشند:

بر این اساس، توصیف امام زمان { قائم} (عج) به  «شبیه موسی» و همچنین توصیف ایشان به «اشبه الناس برسول الله (ص) خَلقاً و خُلقاً» هیچگونه تعارضی با هم نداشته و قابل جمع در فرد واحد می‌باشد. چنانچه بیان شد امام زمان (عج) از نظر جسمانی شبیه حضرت موسی علیه و علی نبينا وآله السلام و همچنین طبق روایت مورد استناد اتباع، دارای جسمی اسرائیلی هستند و تلاش اتباع برای تحریف روایات بی ثمر ماند؛ علاوه بر شباهت جسمانی به شباهت های دیگری بین امام زمان (عج) و حضرت موسی (ع) اشاره شده است:

توضیح شباهت قائم با حضرت موسی

۱. شباهت قائم در «مخفی بودن ولادت» و «غائب شدن از قوم خود»:
عَبْدِ اَللَّهِ بْنِ سِنَانٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اَللَّهِ عَلَيْهِ السَّلاَمُ قَالَ سَمِعْتُهُ يَقُولُ: فِي اَلْقَائِمِ سُنَّةٌ مِنْ  مُوسَى بْنِ عِمْرَانَ عَلَيْهِ السَّلاَمُ فَقُلْتُ وَ مَا سُنَّةُ مُوسَى بْنِ عِمْرَانَ فَقَالَ خَفَاءُ مَوْلِدِهِ وَ غَيْبَتُهُ عَنْ قَوْمِهِ فَقُلْتُ وَ كَمْ غَابَ مُوسَى بْنُ عِمْرَانَ عَلَيْهِ السَّلاَمُ عَنْ قَوْمِهِ وَ أَهْلِهِ فَقَالَ ثَمَانِيَ وَ عِشْرِينَ سَنَةً.
عبد اللّٰه بن سنان گويد: از امام صادق عليه السّلام شنيدم كه مى‌فرمودند: در امام قائم سنّتى از موسى بن عمران عليه السّلام است، گفتم: سنّت موسى بن عمران چه بود؟ فرمودند: خفاء مولد و غيبتش از قومش، گفتم: چقدر موسى بن عمران عليه السّلام از قوم و خاندانش غيبت كرد؟ فرمودند: بيست و هشت سال.
کمال الدين و تمام النعمة، ج۲، ص۳۴۰

سَدِيرٍ اَلصَّيْرَفِيِّ قَالَ: دَخَلْتُ أَنَا وَ  اَلْمُفَضَّلُ بْنُ عُمَرَ وَ دَاوُدُ بْنُ كَثِيرٍ اَلرَّقِّيُّ وَ  أَبُو بَصِيرٍ وَ أَبَانُ بْنُ تَغْلِبَ عَلَى مَوْلاَنَا  اَلصَّادِقِ عَلَيْهِ السَّلاَمُ… قَالَ إِنَّ اَللَّهَ تَعَالَى ذِكْرُهُ أَدَارَ فِي اَلْقَائِمِ مِنَّا ثَلاَثَةً أَدَارَهَا لِثَلاَثَةٍ مِنَ اَلرُّسُلِ قَدَّرَ مَوْلِدَهُ تَقْدِيرَ مَوْلِدِ  مُوسَى عَلَيْهِ السَّلاَم…
سدير صيرفى گفته است: من و مفضل بن عمر و داوود بن كثير رقى و ابو بصير و ابان بن تغلب به محضر مبارك مولايمان امام صادق عليه السّلام رسيديم… فرمودند: خداوند تبارك و تعالى در مورد قائم ما كارى خواهد كرد كه در مورد سه تن از انبيا انجام داده است؛ تولد او را نظير تولد موسى مقدر فرمود…

الغيبة (للطوسي)، ج۱، ص۱۶۷

۲. شباهت در «اصلاح شدن امر در یک شب»:
حَدَّثَنَا عَلِيُّ بْنُ أَحْمَدَ بْنِ مُوسَى اَلدَّقَّاقُ رَضِيَ اَللَّهُ عَنْهُ قَالَ حَدَّثَنَا مُحَمَّدُ بْنُ هَارُونَ اَلصُّوفِيُّ قَالَ حَدَّثَنَا أَبُو تُرَابٍ عَبْدُ اَللَّهِ بْنُ مُوسَى اَلرُّويَانِيُّ قَالَ حَدَّثَنَا عَبْدُ اَلْعَظِيمِ بْنُ عَبْدِ اَللَّهِ بْنِ عَلِيِّ بْنِ اَلْحَسَنِ بْنِ زَيْدِ بْنِ اَلْحَسَنِ بْنِ عَلِيِّ بْنِ أَبِي طَالِبٍ عَلَيْهِ السَّلاَمُ اَلْحَسَنِيُّ قَالَ: دَخَلْتُ عَلَى سَيِّدِي مُحَمَّدِ بْنِ عَلِيِّ بْنِ مُوسَى بْنِ جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عَلِيِّ بْنِ اَلْحُسَيْنِ بْنِ عَلِيِّ بْنِ أَبِي طَالِبٍ عَلَيْهِ السَّلاَمُ وَ أَنَا أُرِيدُ أَنْ أَسْأَلَهُ عَنِ اَلْقَائِمِ أَ هُوَ اَلْمَهْدِيُّ أَوْ غَيْرُهُ فَابْتَدَأَنِي فَقَالَ لِي يَا أَبَا اَلْقَاسِمِ إِنَّ اَلْقَائِمَ مِنَّا هُوَ اَلْمَهْدِيُّ اَلَّذِي يَجِبُ أَنْ يُنْتَظَرَ فِي غَيْبَتِهِ وَ يُطَاعَ فِي ظُهُورِهِ وَ هُوَ اَلثَّالِثُ مِنْ وُلْدِي وَ اَلَّذِي بَعَثَ مُحَمَّداً صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ بِالنُّبُوَّةِ وَ خَصَّنَا بِالْإِمَامَةِ إِنَّهُ لَوْ لَمْ يَبْقَ مِنَ اَلدُّنْيَا إِلاَّ يَوْمٌ وَاحِدٌ لَطَوَّلَ اَللَّهُ ذَلِكَ اَلْيَوْمَ حَتَّى يَخْرُجَ فِيهِ فَيَمْلَأَ اَلْأَرْضَ قِسْطاً وَ عَدْلاً كَمَا مُلِئَتْ جَوْراً وَ ظُلْماً وَ إِنَّ اَللَّهَ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى لَيُصْلِحُ لَهُ أَمْرَهُ فِي لَيْلَةٍ كَمَا أَصْلَحَ أَمْرَ كَلِيمِهِ  مُوسَى عَلَيْهِ السَّلاَمُ إِذْ ذَهَبَ لِيَقْتَبِسَ لِأَهْلِهِ نَاراً فَرَجَعَ وَ هُوَ رَسُولٌ نَبِيٌّ ثُمَّ قَالَ عَلَيْهِ السَّلاَمُ أَفْضَلُ أَعْمَالِ  شِيعَتِنَا اِنْتِظَارُ اَلْفَرَجِ.
عبد العظيم حسنىّ‌ گويد: بر مولاى خود امام جواد عليه السّلام وارد شدم و مى‌خواستم از قائم پرسش كنم كه آيا مهدى هم اوست يا غير او؟ امام آغاز سخن كرد و فرمود: اى ابو القاسم قائم ما همان مهدىّ‌ است كسى كه بايد در غيبتش او را انتظار كشند و در ظهورش او را فرمان برند و او سومين از فرزندان من است و سوگند به كسى كه محمّد صلّى اللّٰه عليه و آله و سلّم را به نبوّت مبعوث فرمود و ما را به امامت مخصوص گردانيد اگر از عمر دنيا جز يك روز باقى نمانده باشد خداوند آن روز را طولانى گرداند تا در آن قيام كند و زمين را پر از عدل و داد نمايد همچنان كه آكنده از ظلم و جور شده باشد و خداى تعالى امر او را در يك شب اصلاح فرمايد چنان كه امر موسى كليم اللّٰه عليه السّلام را اصلاح فرمود، او رفت تا براى خانواده‌اش شعله‌اى آتش بياورد امّا چون برگشت او رسول و پيامبر بود.سپس فرمود: برترين اعمال شيعيان ما انتظار فرج است.

کمال الدين و تمام النعمة، ج۲، ص۳۷۷

شباهت در «دوام ترس»، «طولانی بودن غیبت»، «مخفی بودن ولادت» و «سختی شیعیان در دورهٔ غیبت»:
عَاصِمِ بْنِ حُمَيْدٍ اَلْحَنَّاطِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ اَلثَّقَفِيِّ اَلطَّحَّانِ قَالَ: دَخَلْتُ عَلَى  أَبِي جَعْفَرٍ مُحَمَّدِ بْنِ عَلِيٍّ اَلْبَاقِرِ عَلَيْهِ السَّلاَمُ وَ أَنَا أُرِيدُ أَنْ أَسْأَلَهُ عَنِ  اَلْقَائِمِ مِنْ  آلِ مُحَمَّدٍ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ فَقَالَ لِي مُبْتَدِئاً يَا  مُحَمَّدَ بْنَ مُسْلِمٍ إِنَّ فِي  اَلْقَائِمِ مِنْ آلِ مُحَمَّدٍ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ شَبَهاً مِنْ خَمْسَةٍ مِنَ اَلرُّسُلِ  يُونُسَ بْنِ مَتَّى وَ يُوسُفَ بْنِ يَعْقُوبَ وَ  مُوسَى وَ  عِيسَى وَ  مُحَمَّدٍ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ فَأَمَّا شَبَهُهُ مِنْ  يُونُسَ بْنِ مَتَّى فَرُجُوعُهُ مِنْ غَيْبَتِهِ وَ هُوَ شَابٌّ بَعْدَ كِبَرِ اَلسِّنِّ وَ أَمَّا شَبَهُهُ مِنْ يُوسُفَ بْنِ يَعْقُوبَ عَلَيْهِمَا اَلسَّلاَمُ فَالْغَيْبَةُ مِنْ خَاصَّتِهِ وَ عَامَّتِهِ وَ اِخْتِفَاؤُهُ مِنْ إِخْوَتِهِ وَ إِشْكَالُ أَمْرِهِ عَلَى أَبِيهِ يَعْقُوبَ عَلَيْهِ السَّلاَمُ مَعَ قُرْبِ اَلْمَسَافَةِ بَيْنَهُ وَ بَيْنَ أَبِيهِ وَ أَهْلِهِ وَ شِيعَتِهِ وَ أَمَّا شَبَهُهُ مِنْ  مُوسَى عَلَيْهِ السَّلاَمُ فَدَوَامُ خَوْفِهِ وَ طُولُ غَيْبَتِهِ وَ خَفَاءُ وِلاَدَتِهِ وَ تَعَبُ شِيعَتِهِ مِنْ بَعْدِهِ مِمَّا لَقُوا مِنَ اَلْأَذَى وَ اَلْهَوَانِ إِلَى أَنْ أَذِنَ اَللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ فِي ظُهُورِهِ وَ نَصْرِهِ وَ أَيَّدَهُ عَلَى عَدُوِّهِ…

محمّد بن مسلم گويد: بر امام باقر عليه السّلام وارد شدم و مى‌خواستم از قائم آل محمّد پرسش كنم، امام باقر عليه السّلام پيش از آنكه من سؤال كنم فرمود: اى محمّد بن مسلم! در قائم آل محمّد شباهتى با پنج تن از انبياء وجود دارد: يونس بن متى و يوسف بن يعقوب و موسى و عيسى و محمّد صلوات اللّٰه عليهم؛ امّا شباهت او با يونس بن متى آن است كه وقتى پس از غيبت خود در كبر سن باز مى‌گردد جوان است،امّا شباهت او با يوسف بن يعقوب آن است كه از خاصّ‌ و عامّ‌ غايب مى‌شود و از برادرانش نيز مختفى است و امر او بر پدرش هم پوشيده است با وجود آنكه مسافت بين او و بين پدرش و خاندان و شيعيانش كم بود، امّا شباهت او با موسى دوام خوف و طول غيبت و خفاء ولادت و رنج شيعيانش پس از وى است كه آزار و اذيّت و خوارى مى‌بينند تا آنكه خداى تعالى اذن ظهور دهد و او را بر دشمنانش نصرت و تأييد فرمايد… 

کمال الدين و تمام النعمة، ج۱، ص۳۲۷

سید

دیدگاهتان را بنویسید