تعداد اوصاف قائم، وصف ابروها

دارالهدایه| یکی از شیوه‌های استدلال بر وجود (دو مهدی ویا دو قائم ویا دو صاحب امر) در آخرالزمان، تمسک ‏به احادیثی است که در آن صحبت از اوصاف وشمایل شده است.  اتباع احمد بصری با استناد به این اوصاف و تفاوت بین آنها  قائل به وجود دو شخصیت تحت ‏عنوان (قائم یا مهدی یا صاحب امر) شده‌اند واز این طریق قصد دارند تا بر وجود مهدی اول تخيلی خود ‏استدلال نمایند؛ نوشتار حاضر به نقد یکی از مستندات این فرقه می پردازد.

دو قائم

آنان با استدلال به توصیف  «علی بن مهزیار» از امام زمان (عج) و قرار ‏دادن این اوصاف در کنار  حدیث امام باقر (ع)، قائل به وجود دو مهدی و دو قائم و دو صاحب ‏امر در آخرالزمان شده اند. ابتدا به توصیف علی بن مهزیار اشاره نموده و سپس حدیث شریف  امام باقر (ع) را ‏ذکر کرده و نکاتی پیرامون این دو، بیان می‌نماییم:

عَنْ حَبِيبِ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ يُونُسَ بْنِ شَاذَانَ اَلصَّنْعَانِيِّ قَالَ: دَخَلْتُ عَلَى عَلِيِّ بْنِ إِبْرَاهِيمَ بْنِ مَهْزِيَارَ اَلْأَهْوَازِيِّ فَسَأَلْتُهُ عَنْ  آلِ  أَبِي مُحَمَّدٍ عَلَيْهِ السَّلاَمُ فَقَالَ… فَدَخَلْتُ فَإِذَا أَنَا بِهِ جَالِسٌ قَدِ اِتَّشَحَ بِبُرْدِهِ وَ اِتَّزَرَ بِأُخْرَى وَ قَدْ كَسَرَ بُرْدَتَهُ عَلَى عَاتِقِهِ وَ هُوَ كَأُقْحُوَانَةِ أُرْجُوَانٍ قَدْ تَكَاثَفَ عَلَيْهَا اَلنَّدَى وَ أَصَابَهَا أَلَمُ اَلْهَوَى وَ إِذَا هُوَ كَغُصْنِ بَانٍ أَوْ قَضِيبِ رَيْحَانٍ سَمْحٌ سَخِيٌّ تَقِيٌّ نَقِيٌّ، ١.لَيْسَ بِالطَّوِيلِ اَلشَّامِخِ وَ لاَ بِالْقَصِيرِ اَللاَّزِقِ بَلْ مَرْبُوعُ اَلْقَامَةِ، ٢.مُدَوَّرُ اَلْقَامَةِ، ٣.صَلْتُ اَلْجَبِينِ، ۴.أَزَجُّ اَلْحَاجِبَيْنِ ۵.أَقْنَى اَلْأَنْفِ، ۶.سَهْلُ اَلْخَدَّيْنِ، ٧.عَلَى خَدِّهِ اَلْأَيْمَنِ خَالٌ كَأَنَّهُ فُتَاتُ مِسْكٍ عَلَى رَضْرَاضَةِ عَنْبَرٍ فَلَمَّا أَنْ رَأَيْتُهُ بَدْأَتُهُ بِالسَّلاَمِ فَرَدَّ عَلَيَّ أَحْسَنَ مَا سَلَّمْتُ عَلَيْهِ…
حبيب بن محمّد بن يونس بن شاذان صنعانى گفت: به خدمت على بن ابراهيم بن مهزيار اهوازى رسيدم و در مورد اولاد امام حسن عسكرى عليه السّلام از ايشان سؤال كردم. على بن ابراهيم بن مهزيار اهوازى گفت: …من هم داخل خيمه شدم، ديدم كه آن حضرت نشسته و دو پارچه دربر داشت، يكى را روى شانه انداخته بود و دومى را به كمر بسته بود. يك‌ طرف بردى را كه به شانۀ مباركش بسته بود برگردانيده و به دوشش انداخته بود، حضرت مانند گل ارغوانى بود كه شبنم روى آن نشسته بود و نسيم هوا آن را حركت بدهد و در اين حال امام عليه السّلام مثل شاخه سرو و ساقه ريحان بود،حضرت آقا و بخشنده و متقى بود، ١.قدش نه خيلى بلند بود نه كوتاه، بلكه قامت مبارك حضرت متوسط‍‌ بود،٢.سر مبارك حضرت گرد بود، ٣.پيشانى‌اش بلند بود، ۴.ابروهايش كمانى بود و به‌هم پيوسته، ۵.بينى مبارك نازك و بلند بود و ۶.گونه هایش هموار ٧.سمت راست صورت، خالى داشت كه گويا پارۀ مشك روى صفحه عنبر چكيده باشد. تا حضرت را ديدم سلام كردم، جوابى بهتر از سلام من مرحمت فرمودند… 

الغيبة (للطوسي)، ج۱، ص۲۶۳

 

و اما حدیث امام باقر (ع):

 عَنْ حُمْرَانَ بْنِ أَعْيَنَ قَالَ: قُلْتُ لِأَبِي جَعْفَرٍ اَلْبَاقِرِ عَلَيْهِ السَّلاَمُ جُعِلْتُ فِدَاكَ إِنِّي قَدْ دَخَلْتُ اَلْمَدِينَةَ وَ فِي حَقْوَيَّ هِمْيَانٌ فِيهِ أَلْفُ دِينَارٍ وَ قَدْ أَعْطَيْتُ اَللَّهَ عَهْداً أَنَّنِي أُنْفِقُهَا بِبَابِكَ دِينَاراً دِينَاراً أَوْ تُجِيبَنِي فِيمَا أَسْأَلُكَ عَنْهُ فَقَالَ يَا حُمْرَانُ سَلْ تُجَبْ وَ لاَ تُنْفِقَنَّ دَنَانِيرَكَ فَقُلْتُ سَأَلْتُكَ بِقَرَابَتِكَ مِنْ رَسُولِ اَللَّهِ صَلَّى اَللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ أَنْتَ صَاحِبُ هَذَا اَلْأَمْرِ وَ اَلْقَائِمُ بِهِ قَالَ لاَ قُلْتُ فَمَنْ هُوَ بِأَبِي أَنْتَ وَ أُمِّي فَقَالَ ذَاكَ ١.اَلْمُشْرَبُ حُمْرَةً ٢.اَلْغَائِرُ اَلْعَيْنَيْنِ ٣.اَلْمُشْرِفُ اَلْحَاجِبَيْنِ ۴.اَلْعَرِيضُ مَا بَيْنَ اَلْمَنْكِبَيْنِ ۵.بِرَأْسِهِ حَزَازٌ وَ ۶.بِوَجْهِهِ أَثَرٌ رَحِمَ اَللَّهُ مُوسَى.

حمران بن أعين گويد: به امام باقر عليه السّلام عرض كردم: فدايت گردم من در حالى كه كيسه چرمينى به كمر داشتم كه هزار دينار در آن بود وارد مدينه شدم و با خدا عهد كردم كه آن نقد را بر در خانۀ شما يك دينار يك دينار انفاق كنم تا اينكه در آنچه از تو راجع به آن سؤال مى‌كنم به من پاسخ دهى. پس آن حضرت فرمودند: اى حمران بپرس كه پاسخ شنوى و دينارهاى خود را نيز انفاق مكن؛ پس عرض كردم: شما را به خويشاوندى و بستگى كه با رسول خدا صلّى اللّٰه عليه و آله داريد از شما مى‌پرسم آيا شما صاحب اين امر و قائم بدان هستید؟ فرمودند: خیر؛ عرض كردم: پدر و مادرم فداى تو، پس او چه كسى است‌؟ فرمودند: او شخصى است ١.سرخ و سفيد ٢.داراى چشمانى گود و فرو رفته و ٣.ابروانى پرپشت و برجسته و ۴.شانه‌اى پهن و ۵.بر سرش حزاز (پوسته‌اى كه از سر فرو مى‌ريزد) و ۶.بر صورتش اثرى است، خداوند موسى را رحمت كند. 

الغيبة (للنعماني)، ج۱،ص۲۱۵

ادعای پیروان فرقه

اتباع احمد بصری می‌گویند: اوصاف چهره امام مهدی (ع): قد متوسط، ابرو به هم پیوسته، صورت سفید، گونه ‏راست خال دارد، پیشانی کشیده، صورت گرد و… می‌باشد؛ اما در بعضی روایات اوصافی را ‏برای مهدی، قائم و صاحب امر ذکر کرده‌اند که با این اوصاف سازگار نیست.‏ مثلا جسم اسرائیلی، طویل القامة، اسمر اللون یا مُشرَب حمرةً یعنی سبزه است. «مُشرف الحاجبین» یعنی  «ابروان به سمت بالا» دارد. «مشرف الحاجبین» هر معنایی داشته ‏باشد با «ازجّ الحاجبین» فرق می‌کند. آیا می‌شود یک نفر با این همه اوصاف متعارض ‏باشد؟ پس یکی اوصاف حضرت مهدی است و دیگری اوصاف مهدی اول. متاسفانه اتباع احمد بصری برای نیل به اهداف شوم خود، عامدانه و مغرضانه مطالبی ‏می‌گویند و استدلالاتی کودکانه در جهت عوام فریبی بیان می‌کنند. ‏ آن‌ها برای ترجمهٔ «مشرف الحاجبین»، می‌گویند: «ابروان به سمت بالا»؛ اما ترجمهٔ این عبارت اینگونه است: «ابروانی پر ‏پشت و برجسته». آیا بین توصیف «علی بن مهزیار اهوازی» یعنی «ابروان به هم پیوسته و کمانی» و روایت امام باقر(ع)» یعنی «ابروانی پر پشت و برجسته» تعارضی ‏وجود دارد؟!   آیا این دو وصف متفاوت، دو وصف مانعة الجمع بوده و در ابروان واحد جمع نمی‌شود؟!  به عبارت دیگر: آیا وجود ابروی کمانی و به هم چسبیده و پرپشت محال می‌باشد؟!

 

 

 

توضیح حدیث

مرحوم علامهٔ مجلسی پس از نقل این حدیث می‌گوید:‏ المشرف الحاجبین یعنی در وسط دو ابرو ارتفاع وجود دارد… این تعبیر علامهٔ مجلسی، در حقیقت اشاره به ابروان بالا و کمانی حضرتش دارد.‏ جالب‌تر اینکه همین معنا در پاورقی حدیث کتاب «الغيبة نعماني» وجود دارد؛ اما متاسفانه اتباع احمد بصری هیچ اشاره‌ای به آن نمی‌کنند.  پس بر اساس ترجمهٔ «علامه مجلسی» و «مرحوم نعمانی» نیز هیچگونه تعارضی با توصیف «علی بن مهزیار» ‏وجود ندارد ودر هر دو اشاره به «کمانی بودن ابرو» شده است.‏ عجیب‌تر اینکه اتباع می‌گویند: مشرف الحاجبین یعنی ابرو بالا؛ اما مغرضانه ‏در مقام جلوه دادن تعارض بین وصف «ابرو بالا» با وصف «ابرو پیوسته و کمانی» ‏می‌باشند با اینکه این اوصاف، قابل جمع در ابروان واحد هستند.

سید

دیدگاهتان را بنویسید