نقد تعدد شخصیت یمانی
دارالهدایه| یکی از ادعاهای فرقه مدعی یمانی، تعدد این شخصیت می باشد، درواقع این جریان تلاش می کند تا به نوعی ثابت نماید که یمانی یک شخصیت نبوده و شخصیت های متعددی یمانی می باشند، این ادعا درحالی مطرح گشته است که اشتباهات متعددی به باور مذکور وجود دارد؛ در این مقاله به نقد این ادعا میپردازیم.
یک یمانی یا چند یمانی!؟
با توجه به اینکه یماني از علائم حتمی ظهور است، امکان تعدد آن وجود ندارد؛ زیرا در این صورت فایدهای در معرفی آن بهعنوان علامت وجود ندارد؛ چون امکان تشخیص مصداق مورد نظر وجود نخواهد داشت. هنگامی که اتباع احمدبصری متوجه شدند که روایات بر خروج یمانی از «یمن» دلالت میکند و امام آنها اهل «بصره» است، سعی کردند که از لابهلای برخی روایات و توجیهات خود ساخته، تعدد یماني را توجیهی برای بَصریبودن امام خود مطرح کنند.
حیدر الزیادی، از اتباع احمدبصری، در اینباره میگوید:
«از طریق روایات اهلبیت (ع) مشخص میشود که شخصیت یماني در روایات، متعدد و با صیغههای مختلف ذکر شده و هر بار یک جانب از قضیه را متوجّه میشویم؛ لذا مشخّص میشود که آن یماني که از یمن میآید، کسی غیر از یماني خاصِ امام (ع) است که رسول خدا (ص) و امامباقر (ع ) او را یاد کرده و دربارۀ او فرمودند: روی برگردانده از او در آتش است و ایشان دست راست اماممهدی (عج) و رهبر لشکریانش و او همان مولایی است که بیعت را از مردم برای امام میگیرد؛ در نتیجه یماني رهبر لشکریان و دست راست اماممهدی(عج) است؛ همان طور که انقلابهای آلمحمد (ع)، تمهیدی برای امام قائم (عج) بوده؛ لذا این انقلابها یمانیّه هستند؛ زیرا آنها منسوب به یمانی بوده و رهبر و مسبِّب انقلاب، یمانی است که به اهلبیت علیهم السلام نسبت داده میشود. همینطور کسی که به سفیانی نسبت داده میشود، سفیانی خواهد بود و از اینجا متوجه میشویم که سیصدوسیزده نفر یاران اماممهدی (عج) نیز یمانی هستند و آن هم با توجه بهنسبت آنها به رهبرشان یماني خواهند بود؛ زیرا که او اولین آنها و صاحبشان بوده؛ بنابراین هر کدام از آنها انقلابی را برپا کند، به نام انقلاب یماني نامیده میشود؛ در نتیجه امر بر کسی که روایات تعدد یمانی را مشاهده کند، پوشیده نمیگردد و در صورتی که یمانيِ خاص بیعتگیرنده بیاید، روی گرداننده از ایشان از اهل آتش است و او حجتی از حجتهای خداوند، بر سرزمینش بوده و معصوم است.»
الیماني الموعود حجة الله، ص١٠٧
پاسخ به شبهه
در پاسخ به این شبهه باید گفت: اضافه بر اینکه هیچ دلیلی بر آن نیست، آن یماني که روایات به خروجش از یمن اشاره میکنند علامت حتمی ظهور است و در هیچ روایتی به یماني دیگر که در عصر ظهور خروج میکند، اشاره نشده است. نکتۀ خندهدار در کلام حیدر الزیادی آنجاست که وی میگوید: یمانی رهبر لشکر امامزمان علیه السلام است و رهبر لشکر یمانی، یک یمانی دیگر است. واقعاً چگونه عقل انسان قبول میکند که یمانی مسئولیت رهبری لشکر امامزمان علیه السلام را به عهده بگیرد و لشکری را که به او اختصاص دارد رها کند؟ در کجا چنین چیزی ذکر شده است؟ گویا فراموش کردهاند که مخاطب آنها، انسانهای عاقل هستند. اگر یمانی در عصر ظهور صاحب یک لشکر خاص باشد، باید رهبر لشکر خود باشد نه اینکه در یک زمان رهبر لشکر دیگر هم شود. نکتۀ جالب تر در کلام حیدر الزیادی، آنجاست که میگوید: همۀ سیصدوسیزده پیرو امامزمان علیه السلام یمانی هستند؛ چون به رهبر آنها، یعنی یمانی منسوب هستند؛ بنابراین چنانچه هر کدام از آنها قیام کند، قیام یمانی محسوب میشود. بدیهی است که هیچ دلیلی وجود ندارد که یماني از سیصد و سیزده یار امامزمان علیه السلام باشد؛ لذا با این حال چگونه یماني رهبر آنها خواهد بود؟ چنانچه قبول کنیم که یمانی یکی از سیصدوسیزده نفر است، چرا اصحاب به یمانی منسوب میشوند ولی به امامزمان علیه السلام منسوب نمیشوند؟ در حالی که امامزمان علیه السلام هم رهبر یماني و هم رهبر سیصد و سیزده نفر است. اضافه بر نکتهای که عرض کردیم، میگوییم که اهمیّت نسبت یاران امامزمان علیه السلام به یماني چیست؟ چرا آنها و انقلاب اماممهدی علیه السلام را به یماني بودن توصیف کنیم؟ نظیر این شبهات در کلام غالب اتباع احمد بصری و امام آنها پیدا میشود. کلامی که به هیچ عقل و نقلی مستند نیست و به هیچوجه استحقاق بررسی و نقد هم ندارد.