بررسی دلالت روایت تولد مهدی در مدینه

دارالهدایه| جریان مدعی یمانی ادعا می کند در برخی روایاتی که اشاره به مکان تولد ” مهدی ” شده است، شهر مدینه مکان این تولد معرفی شده، این درحالیست که امام زمان عج در سامرا چشم به جهان گشودند؛ آنان تلاش دارند تا با بیان چنین شبهه ای، مراد از مدینه را شهری دربصره عراق معرفی نموده و این روایت را بر احمد اسماعیل بصری منطبق سازند، مقاله پیش رو درصدد نقد و بررسی این ادعا برآمده است.

ادعای تولد مهدی در مدینه

اتباع احمد بصری با استناد به روایت ذیل می‌گویند: منظور از «مهدی» که تولدش در  «مدینه» می‌باشد، احمد بصری است؛ زیرا امام مهدی (عج) در سامرا متولد شده اند؛ چگونگی نقل روایت توسط اتباع احمد بصری: عن علي بن أبي طالب، قال: «المهدي‏ مولده‏ بالمدينة». 

التشريف بالمنن في التعريف بالفتن،ص:١۵۴

محل تولد احمد بصری، روستای «الهویر» از توابع شهرستان «مدینه» استان «بصره» است:

 

همچنین احمد بصری می‌گوید که ائمه (ع)، فرستاده امام مهدی (عج) را با اسم و مکان سکونت و صفات و اسم وی «احمد» و از  «بصره» معرفی کرده اند:

 

 

 

این سخن احمد بصری ادعایی بیش نیست و مصداق افترا بستن بر ائمه اطهار (ع) هست. اتباع احمد برای اینکه اثبات کنند که ائمه (ع) به مکان سکونت احمد بصری اشاره کرده اند، با تدلیسی نابخردانه به روایت ذیل استناد می‌کنند:

 

همانطور که از این متن مشخص است، اتباع احمد بصری آن را برای یکدیگر و کسی که از آنها در مورد مکان تولد امام خیالی شان سوال می کند، ارسال می‌کنند؛ اما افرادی که سواد کافی ندارند، آنچه را که اتباع احمد بصری ارسال می‌کنند را نشناخته و نمی‌دانند که روایت کامل چیست تا مراد از کلام امام معصوم را بفهمند.  اینک روایت کامل را نقل می‌کنیم تا تدلیس و فریب این جماعت نمایان شود:

حدّثنا نعيم، حدّثنا عبد اللّه بن مروان عن القاسم بن عبد الرحمن عمّن حدّثه عن علي بن أبي طالب، قال: «المهدي‏ مولده‏ بالمدينة من أهل بيت النبيّ صلّى اللّه عليه و سلّم، و اسمه اسم نبيّ‏، و مهاجره بيت المقدس، كثّ اللحية، أكحل العينين، برّاق الثنايا، في وجهه خال، أقنى، أجلى، في كتفه علامة النبيّ، يخرج براية النبيّ صلّى اللّه عليه و سلّم، من مرط  مخملة، سوداء مربّعة، فيها حجر، لم تنشر منذ توفّي رسول اللّه صلّى اللّه عليه و سلّم، و لا تنشر حتى يخرج المهدي، يمدّه اللّه بثلاثة آلاف من الملائكة يضربون وجوه من خالفهم‏ و أدبارهم، يبعث و هو ما بين الثلاثين إلى الأربعين».
نعیم به ما گفت: عبدالله بن مروان از قاسم بن عبدالرحمن از کسی که آن را از علی بن ابی طالب نقل کرده ما را حدیث کرد که علی بن ابی طالب (عليه السلام) فرمود: زادگاه مهدی «مدينه» است. او از اهل بيت پيامبر (صلی الله عليه و آله و سلم) می باشد و نامش نام پيامبر است و به بيت المقدس هجرت می کند. او دارای لحيه ای پر و چشمانی مشکين و دندان های پيشينش سفيد است و در صورتش خالی [هاشمی] است. چهره ای گيرا و روشن دارد. در شانه اش نشانه ای از پيامبر [مُهر نبوّت] می باشد. با پرچم رسول خدا (صلی الله عليه و آله و سلم) خروج خواهد کرد، پرچمی که از موهای سياه به صورت چهارگوش بافته شده و در آن علامت و نشانه ی خاص (بازدارنده) است، چنين پرچمی تا زمان وفات پيامبر خدا (صلی الله عليه و آله و سلم) ديده نشده و نخواهد شد تا آن که مهدی (عليه السلام) خروج کند. خداوند او را با سه هزار فرشته ياری می دهد؛فرشتگانی که با توانمندی نيروهای پيشين و نيروهای پشتيبانی دشمن را نابود می کنند. مهدی (عجل الله تعالي فرجه الشريف) به هنگام ظهور بين ٣٠ تا ۴٠ ساله خواهد بود.
التشريف بالمنن في التعريف بالفتن،ج۱، ص۱۵۴

عنوان باب:ما نقله المصنّف من كتاب الفتن لابن حماد > الباب ۱۶۱، فيما ذكره نعيم من زيادة [في] صفة المهديّ

نکات مهم روایت تولد مهدی

نکتهٔ اول: مهدی همان امام دوازدهم است!

روایت از امام دوازدهم صحبت کرده است نه کسی دیگر و اصل کتاب و عنوان باب و روایاتی که در آن موجودند، همه آنها قرائنی است بر اینکه مراد، امام دوازدهم است.

نکتهٔ دوم

این حدیث منحصراً از عامه نقل شده است آن هم فقط توسط «نعیم بن حماد» که نزد خود عامه اعتباری ندارد و در مضمون ڪاملاً منفرد است و تازه نگفته: متولد مدینه؛ بلکه گفته: «مولده بالمدینة» که می‌تواند به معنای محل رشد در «مَدِينَة» باشد. روایت ذیل را مشاهده فرمایید:
مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ  أَحْمَدَ بْنِ إِسْحَاقَ عَنْ أَبِي هَاشِمٍ اَلْجَعْفَرِيِّ قَالَ: قُلْتُ لِأَبِي مُحَمَّدٍ عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ جَلاَلَتُكَ تَمْنَعُنِي مِنْ مَسْأَلَتِكَ فَتَأْذَنُ لِي أَنْ أَسْأَلَكَ فَقَالَ سَلْ قُلْتُ يَا سَيِّدِي هَلْ لَكَ وَلَدٌ فَقَالَ نَعَمْ فَقُلْتُ فَإِنْ حَدَثَ بِكَ حَدَثٌ فَأَيْنَ أَسْأَلُ عَنْهُ قَالَ  بِالْمَدِينَةِ.
ابى هاشم جعفرى گويد: به ابى محمد (امام حسن عسكرى عليه السّلام ) گفتم: بزرگواريت مرا از پرسش از تو باز مى‌دارد، به من اجازه مى‌دهى چيزى از تو بپرسم‌؟ فرمودند: بپرس، گفتم: اى آقاى من، شما پسرى داريد؟ فرمودند: آرى، گفتم: اگر پيش آمدى شد كجا از او پرسش كنم‌؟ فرمودند: در مدينه.

الکافي، ج۱، ص۳۲۸

نکتهٔ سوم

روایت ذکر می‌کند که مهدی از «مدینه» هست ( بدون اعراب و حرکت گذاری ) لذا معلوم نیست که لفظ «مدینه» به «فتح میم» یا «ضم میم» هست و معنای روایت با «فتح میم» حول شهر خاص هست؛ اما اینکه این شهر در کجا واقع شده روایت از آن ساکت است و تصریح به این نسبت یافت نمی‌شود و به «ضم میم» نیز همراه با «تصغير و کوچک کردن» لفظ بر وزن «فُعَیل» می باشد که برای کوچک کردن استعمال می‌گردد؛ به این‌ معنا که محل تولد در شهر کوچکی می باشد اما در کدام شهر؟روایت مورد نظر سخنی از این مطلب نیاورده است و بر ماست که روایت را به همان صورتی که هست اخذ کنیم، اگر نسبت به مطلبی ساکت بود، سکوت کنیم و اگر سخنی گفت در همان حد سخن بگوییم؛ اما مراد از «الف و لام» در «المدینه» چیست؟ آیا برای جنس است؟ یعنی جنس شهر که در این حالت معنا این گونه می باشد که مهدی در «مدینه يا شهر» متولد شده است هر شهری که باشد یا مراد «الف و لام عهد» است به این معنا که شهر خاصی مد نظر است که روشن می‌باشد این عهد، عهد ذکری نیست (یعنی اشاره به شهر مشخصی که ذکرش در روایت گذشته باشد) و «عهد حضوری» هم نیست به معنای اینکه معنایی از آن اراده شده باشد که نزد متکلم و مخاطب مشخص است همان‌گونه که در آیه اکمال ( الیوم اکملت لکم…) که مطلب نزد گوینده و شنونده مشخص است؛ یعنی روزی که نزد متکلم و شنونده، مد نظر است که این عهد در اینجا منتفی است. بنابراین «عهد ذهنی» باقی می ماند، به این معنا که مطلب نزد شنوندهٔ روایت لحاظ شده است؛ اما این ملحوظ ذهنی نزد ما موجود نیست در نتیجه احتمال قوی می‌دهیم که مراد از آن، «مدينه سامراء» که حضرت مهدی(عج) در آن جا متولد شده، می‌باشد، نه شهری در بصره و این موافق با بقیه روایات ذکر شده برای مکان ولادت امام دوازدهم است؛ در نتیجه واضح می‌گردد تصریحی بر آنچه که طرفداران احمد بصری ادعا کرده اند وجود ندارد. تذکر: مردم عراق «اَلِمْدَيْنَة» میگویند نه  «اَلمُدَيْنَة».

نکتهٔ چهارم

روایت ذکر می کند که «مهدی» در کتفش علامت نبوت است و چنانکه می‌دانید،  کتف جزئی از جسم مادیست ولی احمد بصری اعتراف می‌کند که در پشتش علامت نبوت نیست بلکه آن را در روح می داند و این ادعا واقعا خنده دار است؛ زیرا کتف ظهور در جسم دارد و دلیلی بر تأویل آن نیست؛ در ضمن فایده علامتی که دیده نمی‌شود ،چیست؟ همچنین وجود این علامت در روح نیز فایده ای ندارد و دلیل انکار آن ک، عدم وجود این علامت در احمد بصری است؛ بنابراین تصمیم می‌گیرد که این علامت را از اساس انکار کند تا کسی آن را از او مطالبه نکند؛ در نتیجه علامت را از اساس و در پشت نبی (ص) انکار می‌کند.

 

 

نکتهٔ پنجم

روایت می‌فرماید که این پرچم در زمان رسول نشر داده شد و قطعا می‌دانیم پرچمی که در زمان رسول (ص) نشر داده شد بر آن «البیعة لله» نوشته نشده بود و پرچم احمد بصری شباهتی با پرچمی که در زمان رسول (ص) بالا برده شد ندارد و او آن را ابداع کرده و ساخته است؛ در نتیجه ویژگی هایی که در روایت وارد شده، قطعا با پرچم احمد بصری تطابق ندارد.

نکتهٔ ششم

حتی اگر بپذیریم و بگوییم این پرچم همان پرچمی است که در زمان رسول خدا (ص) بوده است، این پرچم هنگام خروج حضرت مهدی (عج) بالا برده می‌شود  و احمد بصری طبق گمانش تا الان خروج نکرده بلکه او در حال حاضر در مرحله ظهور و تبلیغ است و سپس خروج خواهد کرد و مخالفانش را خواهد کشت؛ این قسمت نیز مخالف چیزی است که او ادعا می‌کند و در واقع قبل از اینکه خروج کند پرچم را نشر داده و این موضوع باعث باطل شدن ادعایش می‌گردد. روایت مورد بحث در کتاب «الفتن» نعیم بن حماد:

اما نکته جالبی که وجود دارد اینست که اتباع احمد بصری  در سایت رسمی خود این روایت را با اعراب و حرکت گذاری و به صورت «بِالْمَدِينَةِ» نقل کرده اند تا تدلیس و جعل آنها بیش از پیش آشکار شود:
دانلود اسکن المدینه بالفتح

سید

دیدگاهتان را بنویسید