آیا روایات دال بر یاری یمانی متواتر هستند؟
دارالهدایه| فرقه مدعی یماني در راستای اثبات عقیده خود مبنی بر وجوب اطاعت از یمانی، در ادعایی دیگر قائل شده اند که روایات دال بر یاری و همراهی یمانی متواتر بوده است، لذا نیازی به بررسی سندی نبوده و محتوای آن قابل قبول می باشد؛ در این نوشتار به نقد ادعای تواتر روایات یاری یمانی اشاره می کنیم.
تواتر روایت یمانی
احمدبصری در کلامی عجیب میگوید: روایاتی که دلالت بر یاریکردن یمانی و بیعتکردن با او و پیروی از او و اهل آتشبودن متخلفان از بیعت با او میکنند، فراوان و محکماند.
نصيحة إلی طلبة الحوزات العلمية و إلى کل من يطلب الحق، ص٢٧
بدیهی است که هیچ روایتی دراینباره، وجود ندارد؛ مگر تک روایتی ضعیف که در آن، یاریکردن یمانی را امری مستحب ذکر کردهاند. در خصوص واجببودن بیعت با یماني و اینکه بیعت نکردن با او مساوی با جهنمیشدن است، هیچ روایتی با چنین مضمونی وجود ندارد و معلوم نیست که احمدبصری، دربارۀ کدام روایاتِ فراوان و محکم حرف میزند.
احمدبصری در جایی دیگر، در شرح حدیث (حفظ جان برای امام زمان علیه السلام) میگوید:
«این حدیث، دلالت بر این دارد که نشستن و حفظ جان، تا زمان خروج اماممهدی علیه السلام از مکه، بر پیوستن بهپرچم یمانی ارجحیّت دارد و پس از اینکه از استدلالهای سابق، بیارزشبودن این نظریه و پوچی تفکّر کسی که امثال این نظریه را مطرح میکند، روشن شد، سؤالی میپرسیم و آن این است که: آیا مردم، باید از تو (نویسندۀ کتاب) اطاعت کنند یا از ائمه؟ ائمه، مردم را بهشتافتن بهسوی یمانی و یاری او امر میکنند و تو، مردم را امر به عدم یاری یمانی و عدم پیروی از او کرده و میگویی که این فرموده امامباقر: «جانم را برای صاحب الأمر نگاه میدارم»، دلالت بر آن میکند که نباید یماني را یاری کرد؛ با اینکه این روایت متشابه است و به هیچ وجه، دلالت بر راهنمایی مردم به دستکشیدن از یاری یماني ندارد؛ بلکه چیزی که حدیث بر آن دلالت میکند، محافظت از جان است تا زمانی که حرکت امام علیه السلام آغاز شود و حرکت امام علیه السلام با یمانی آغاز میشود؛ پس چرا سرگردان میشوید و به کجا میروید؟»
نصيحة إلى طلبة الحوزات العلمية و إلى کل من يطلب الحق، ص٢۵
پاسخ: اینکه میگوید ائمه علیهم السلام مردم را به یاریکردن یماني امر کردهاند، کذب و دروغبستن به اهلبیت علیهم السلام است؛ زیرا هیچ روایتی بر وجوب یاریکردن یماني دلالت نمیکند و دربارۀ حجیت نداشتن روایتی که احمدبصری به آن استناد میکند نیز توضیح دادیم.