آیا پرچم های سیاه مشرقی مربوط به خروج خراسانی هستند یا یمانی؟

دارالهدایه| ناظم عقیلی، در‌باره پرچم های سیاه، روایتی از کتاب «الفتن نعیم‌بن‌حماد» نقل می‌کند که به گمان خود ثابت کند پرچم سیاه مربوط به جنبش یمانی است:

مستند ادعا

عن الحسن أن رسول‌الله صلی الله علیه وسلم، ذکر بلاء یلقاه اهل‌بیته حتی یبعث الله رایة من‌ المشرق‌ سوداء، من نصرها نصره الله، و من خذلها خذله الله حتی یأتوا رجلا اسمه کاسمی فیولوه أمرهم، فیؤیده الله وینصره‌. 

پیامبر اکرم صل الله علیه و آله به بلائی که دامن گیر اهل‌بیت ایشان می‌شود، اشاره کردند تا آنجا که خداوند پرچمی سیاه از سمت خراسان می‌فرستد. هر‌کس این پرچم را یاری کند، خدا را یاری کرده و کسی که خوار کند، خداوند او را خوار سازد. این پرچم‌ها با مردی هم‌نام من، بیعت می‌کنند و خداوند آن‌ها را به‌یاری او تأیید می‌کند.

الفتن (ابن حماد)، ص١٨٩

دلالت بر یمانی؟

ناظم عقیلی، دربارۀ دلالت روایت فوق بر یماني می‌گوید:

«اگر بگوییم که این پرچم‌ها، پرچم‌های یمانی نباشند، در این صورت تناقض بزرگی پیش می‌آید؛ زیرا در این صورت، یماني مأمور به یاری این پرچم‌ها شده و اگر این پرچم‌ها را یاری نکند، به خواری محکوم می‌شود؛ در حالی‌که مقام یمانی از چنین اتّصافی به‌دور است؛ زیرا امام‌باقر (ع) پرچم یمانی را به هدایت‌ کننده‌ترین پرچم توصیف می‌کند؛ لذا با توجه به آنچه بیان شد که پیروزی و فتح با او بوده و او همان پرچمی است که فتح و پیروزی را به امام‌مهدی(عج) تقدیم می‌کند؛ لذا اینک، هیچ فراری نیست از این قول که این پرچم سیاه مشرقی، همان پرچم یمانی است یا اینکه پیرو او و جزئی از انقلاب مقدسش باشد؛ بلکه اوصاف آن پرچم، با اوصاف پرچم یماني تطابق داشته و بر آن تأکید دارد.» 

پژوهشی در شخصیت یماني موعود، ج۱ص۵۷

پاسخ به دلالت بر یمانی

در پاسخ به استدلال عقیلی، چنانچه بگوییم که پرچم سیاه مشرق، غیر از پرچم یمانی است، هیچ‌گونه تناقضی پیش نمی‌آید؛ زیرا پرچم یماني با پرچم‌های سیاه مشرق، از چند جهت متفاوت است:

جهت اول: پرچم یمانی و خراسانی

پرچم‌های سیاه، از مشرق خروج می‌کنند؛ در حالی که پرچم یمانی، از یمن خروج خواهد کرد. سید‌بن‌طاووس در‌این‌باره نقل می‌کند:

عن جابر عن أبی جعفر علیه السلام قال: یخرج شاب من بنی هاشم بکفه الیمنی خمال ویأتی من خراسان برایات سود بین یدیه شعیب‌بن‌صالح یقاتل أصحاب السفیانی فیهزمهم. 

جابر از امام باقر عليه السلام نقل می‌کند که فرمودند: جوانی از بنی هاشم، به‌همراه پرچم‌های سیاه، از خراسان خروج خواهد کرد. در کف دست راستش علامتی است و شخصی به نام شعیب‌بن‌صالح، در رکاب او قرار دارد. او با اصحاب سفیانی می‌جنگند و آن‌ها را شکست می‌دهد.

الملاحم و الفتن، ص۵۳

در همان صفحه از کتاب ملاحم، آمده است:

عَنْ ثَوْبَانَ، قَالَ: إِذَا رَأَيْتُمُ اَلرَّايَاتِ اَلسُّودَ خَرَجَتْ مِنْ قِبَلِ خُرَاسَانَ ، فَأْتُوهَا وَ لَوْ حَبْواً عَلَى اَلثَّلْجِ، فَإِنَّ فِيهَا خَلِيفَةَ اَللَّهِ اَلْمَهْدِيَّ. 

ثوبان می‌گوید: اگر پرچم‌های سیاهی را دیدید که از خراسان خروج می‌کنند، حتّی اگر سینه‌خیز به‌روی برف هم شده، به‌آن‌ها بپیوندید؛ زیرا در میان آن‌ها، مهدی، خلیفۀ خداوند وجود دارد.

الملاحم و الفتن، ج۱، ص۵۳

اگر این روایت و روایات دیگری را که بر خروج پرچم‌های سیاه از مشرق دلالت می‌کنند، کنار هم بگذاریم، نتیجه می‌گیریم که پرچم‌های سیاه مشرق به سر‌لشکری شعیب‌بن‌صالح، همان  پرچم‌های خراسانی خواهند بود.

جهت دوم: علائم ظهور

برخی از روایاتی که در آن‌ها، از علائم حتمی ظهور سخن به میان آمده است، یمانی و خراسانی را بر یکدیگر عطف کرده‌اند. از قواعد بدیهی ادبیات عرب این است که سبب جواز عطف، لزوم تغایر در معطوف و معطوفٌ‌علیه است؛ بنابراین اگر یمانی و خراسانی واحد باشند، بر یکدیگر عطف نمی‌شوند.

جهت سوم: خراسانی علامت مستقل؟

اگر حرکت خراسانی، دنباله‌رو یا جزئی از حرکت یمانی باشد، نمی‌توان از خراسانی به‌عنوان یک علامت مستقل سخن گفت؛ همان‌گونه که روایات از شعیب‌بن‌صالح، به‌عنوان علامتی مستقل از خراسانی سخن نگفته‌اند و او را به‌عنوان سر‌لشکر خراسانی معرفی کرده‌اند؛ اما در رابطه با سخن عقیلی که می‌گوید: «اگر نگوییم که پرچم‌های مشرق، پرچم‌های یمانی هستند، در این صورت، یمانی مأمور به یاری این پرچم‌ها می‌شود و اگر این پرچم‌ها را یاری نکند، به خواری محکوم می‌شود؛ در حالی‌که مقام یمانی از چنین اتّصافی به‌دور است.»

بطلان کلام عقیلی روشن است؛ زیرا هدف از حرکت یمانی و خراسانی، یاری امام‌زمان علیه السلام است و کسی خوار می‌شود که در مقابل این دو حرکت، ایستادگی کند؛ پس تا زمانی که هدف هر دو واحد باشد، همراهی با خراسانی مستلزم دشمنی با یمانی نیست؛ همچنان  که یاری‌رسانی به یمانی، ملازم دشمنی با خراسانی نیست.

در نتیجه، پرچم‌های سیاه، از پرچم‌های یمانی مستقل هستند و وصف هدایتگری، سبب اتحاد آن‌ها نمی‌شود؛ اگرچه هدف واحد دارند.

سید

دیدگاهتان را بنویسید