شبهه: حضرت یعقوب بوسیله خواب حضرت یوسف، به نبوتش علم پیدا کرد
دارالهدایه| جریان احمد اسماعیل بصری در راستای اثبات حجیت خواب تلاش نموده تا از برخی آیات قرآن کریم سوء استفاده نموده و از آن در راستای اهداف و ادعاهای خودش بهره برداری نماید، در این مقاله به یکی دیگر از آیات مدنظر وی و نقد ادعای این مدعی اشاره خواهیم کرد.
استدلال احمد به حجیت خواب
از جمله آیاتی که جریان احمد همبوشی جهت اثبات حجیت خواب در شناخت حجت الهی به آن استدلال میکند، آیات شریفه ذیل است: إِذْ قَالَ يُوسُفُ لِأَبِيهِ يَا أَبَتِ إِنِّي رَأَيْتُ أَحَدَ عَشَرَ كَوْكَبًا وَالشَّمْسَ وَالْقَمَرَ رَأَيْتُهُمْ لِي سَاجِدِينَ؛ [ياد كن] زمانى را كه يوسف به پدرش گفت اى پدر من [در خواب] يازده ستاره را با خورشيد و ماه ديدم ديدم [آنها] براى من سجده مى كنند (یوسف: ۴). قَالَ يَا بُنَيَّ لَا تَقْصُصْ رُؤْيَاكَ عَلَى إِخْوَتِكَ فَيَكِيدُوا لَكَ كَيْدًا إِنَّ الشَّيْطَانَ لِلْإِنْسَانِ عَدُوٌّ مُبِينٌ؛ [يعقوب] گفت اى پسرك من خوابت را براى برادرانت حكايت مكن كه براى تو نيرنگى مىانديشند زيرا شيطان براى آدمى دشمنى آشكار است (یوسف: ۵). وَكَذَلِكَ يَجْتَبِيكَ رَبُّكَ وَيُعَلِّمُكَ مِنْ تَأْوِيلِ الْأَحَادِيثِ وَيُتِمُّ نِعْمَتَهُ عَلَيْكَ وَعَلَى آلِ يَعْقُوبَ كَمَا أَتَمَّهَا عَلَى أَبَوَيْكَ مِنْ قَبْلُ إِبْرَاهِيمَ وَإِسْحَاقَ إِنَّ رَبَّكَ عَلِيمٌ حَكِيمٌ؛ اين چنین پروردگارت تو را برمى گزيند و از تعبير خوابها به تو میآموزد و نعمتش را بر تو و بر خاندان يعقوب تمام مى كند همان گونه كه قبلا بر پدران تو ابراهيم و اسحاق تمام كرد در حقيقت پروردگار تو داناى حكيم است (یوسف: ۶). محتوا: در این سه آیه ماجرای خواب دیدن یوسف علیه السلام بیان شده که وقتی آن را برای پدر تعریف کرد، پدر به او توصیه نمود خوابش را برای برادرانش نگوید که به وی حسودی میورزند و در ادامه از عطا شدن علم تأویل خواب به وی خبر میدهد.
نکات آیه
و از این آیات سه نکته به اثبات میرسد: الف: بعضی خوابها صادقه هستند. ب: بعضی خوابها دارای تعبیر هستند. ج: علم تعبیر خواب از علوم اعطایی به برخی انبیاء علیهم السلام میباشد؛ و این اعطای تأویل
احادیث به حضرت یوسف علیه السلام سه بار دیگر در قرآن تاکید شده است. ١. «وَ لِنُعَلِّمَهُ مِنْ تَأْوِيلِ الْأَحَادِيثِ وَ اللَّهُ غَالِبٌ عَلَى أَمْرِهِ وَ لكِنَّ أَكْثَرَ النَّاسِ لاَ يَعْلَمُونَ» (یوسف: ۲۱). ٢. «رَبِّ قَدْ آتَيْتَنِي مِنَ الْمُلْكِ وَ عَلَّمْتَنِي مِنْ تَأْوِيلِ الْأَحَادِيثِ» (یوسف: ۱۰۱). ٣. «ذلِكُما مِمَّا عَلَّمَنِي رَبِّي» (یوسف: ۳۷).
نکات مهم درباره خواب حضرت یوسف
از این دو نکته نیز نباید غافل شد که اولاً:حضرت یوسف علیه السلام با این خواب به نبوت نرسید، زیرا او این خواب را در سن کودکی و سالها قبل از رسیدن به نبوت دید: قَالَ عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ فَحَدَّثَنِي أَبِي عَنْ عَمْرِو بْنِ شِمْرٍ عَنْ جَابِرٍ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ عَلَيْهِ السَّلاَمُ: …فَرَأَى يُوسُفُ هَذِهِ اَلرُّؤْيَا وَ لَهُ تِسْعُ سِنِينَ.
همچنانکه حضرت یعقوب علیه السلام مساله انتخاب یوسف علیه السلام را با صیغه مضارع مطرح می نماید: «وَ كَذلِكَ يَجْتَبِيكَ رَبُّكَ»، یعنی اینکه تو بعداً به مقام نبوت خواهی رسید.
نبوت در خواب
و اگر در بعضی روایات چنین آمده که: انبیاء بر پنج قسمند و یک نوع کسی است که «وَ مِنْهُمْ مَنْ يُنَبَّأُ فِي مَنَامِهِ مِثْلَ يُوسُفَ وَ إِبْرَاهِيمَ»، مرادش این نیست که یوسف علیه السلام در خواب به پیامبری رسیده است زیرا یوسف علیه السلام را در کنار ابراهیم علیه السلام نام میبرد در حالیکه خواب ابراهیم علیه السلام سالها بعد از نبوتش بود و ربطی به پیامبری او نداشت، بلکه منظور اینست که در خواب به ایشان وحی می شده است، همچنانکه این را با صیغه مضارع بیان کرده که دلالت بر استمرار دارد.
تعبیر خواب یوسف
ثانیاً: بر خلاف توهم عده ای، تعبیر خواب آن حضرت این نبود که وی در آینده به نبوت می رسد، بلکه طبق تصریح خود قرآن و بعضی روایات، تعبیر این خواب، پادشاهی حضرت یوسف علیه السلام و سجده پدر و مادر و برادران برای خدا در مقابل او بوده است: «وَ رَفَعَ أَبَوَيْهِ عَلَى الْعَرْشِ وَ خَرُّوا لَهُ سُجَّداً وَ قالَ يا أَبَتِ هذا تَأْويلُ رُءْيايَ مِنْ قَبْلُ قَدْ جَعَلَها رَبِّي حَقًّاً؛ و پدر و مادرش را به تخت برنشانيد و [همه آنان] پيش او به سجده درافتادند و [يوسف] گفت اى پدر اين است تعبير خواب پيشين من به يقين پروردگارم آن را راست گردانيد» (یوسف: ۱۰۰). وَ فِي رِوَايَةِ أَبِي اَلْجَارُودِ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ عَلَيْهِ السَّلاَمُ قَالَ : تَأْوِيلُ هَذِهِ اَلرُّؤْيَا أَنَّهُ سَيَمْلِكُ مِصْرَ وَ يَدْخُلُ عَلَيْهِ أَبَوَاهُ وَ إِخْوَتُهُ، أَمَّا اَلشَّمْسَ فَأُمُّ يُوسُفَ رَاحِيلُ وَ اَلْقَمَرَ يَعْقُوبُ وَ أَمَّا أَحَدَ عَشَرَ كَوْكَباً فَإِخْوَتُهُ فَلَمَّا دَخَلُوا عَلَيْهِ، سَجَدُوا شُكْراً لِلَّهِ وَحْدَهُ حِينَ نَظَرُوا إِلَيْهِ، وَ كَانَ ذَلِكَ اَلسُّجُودُ لِلَّهِ. امام باقر علیه السلام درباره تأویل این رؤیا فرمود:یوسف به زودی پادشاه مصر شده و پدر و مادر و برادرانش بر او وارد میشوند. امّا خورشید مادر یوسف راحیل، و قمر پدر او یعقوب، و ستارهها برادران اویند که وقتی در مصر بر او وارد میشوند، سجده شکر الهی را بجا آورده و از هیبت و جمال یوسف، پروردگار را سپاس میگویند و این سجده برای خداوند بوده است.
تفسير القمي،ج:۱،ص:۳۳۹
ادعای فرقه یمانی
اما جریان احمد بصری با بی توجهی به آنچه گفته شد، میگوید: در اینجا میبینیم رؤیای حضرت یوسف علیه السلام نه تنها برای خود او بلکه برای پدرش حضرت یعقوب علیه السلام که از پیامبران و حجتهای معصوم خداوند است راهی برای شناخت حجت میباشد؛ زیرا حضرت یعقوب با دیدن این رؤیا از جانب حضرت یوسف علیه السلام، او را از برگزیدگان پروردگار و در زمره دیگر حجتهای خدا یعنی حضرت ابراهیم و حضرت اسحاق علیهما السلام میبیند. همچنین گفتار حضرت یعقوب علیه السلام به حضرت یوسف علیه السلام که خواب خود را برای برادرانت بازگو مکن که برای تو نقشه خطرناک میکشند نشانه آن است که رؤیای صادقه از راههای شناخت حجت برای مردم نیز بوده است. زیرا با این خوابی که حضرت یوسف علیه السلام دیده بود برادرانش پی به حجت بودن او میبردند:
بین يدي الصيحة قراءة في الأحلام منهجاً وعلماً، ص۵۶ و ۶۰.
ادعای احمد بصری درباره خواب یوسف نبی
و خود احمد می گوید: «آیا قرآن را نخوانده اید و در داستان یوسف علیه السلام تفکر نکرده اید که چگونه حضرت یعقوب علیه السلام در حالیکه پیامبر خداست، در قرآن و آن کتاب خداست، رؤیای یوسف علیه السلام را دلیل تشخیص مصداق خلیفه خدا که آن یوسف علیه السلام بود، معتبر دانست؛ و یوسف را بر حذر داشت که این رؤیا را به برادران خود نگوید، زیرا با این رؤیا، او را خواهند شناخت و در نهایت ممکن است همان اتفاقی که برای هابیل افتاد، برای او نیز تکرار شود. آیا این اقرار واضح قرآنی، به حجیت رؤیا، در تشخیص مصداق خلیفة الله در زمین نیست؟». خطبه پنجم محرم، ص۱۴-۱۵.
نیز می نگارد: «برادران یوسف از فرزندان پیامبران بودند و دین را به خوبی می شناختند و از جایگاه رؤیا نسبت به اینکه نص الهی بر خلیفه خدا در زمین است آگاهی داشتند. برای همین اگر خواب یوسف را می شنیدند می فهمیدند آن برای تشخیص یوسف علیه السلام به عنوان خلیفه خدا در زمین می باشد و از این جهت یعقوب ترسید آنها بر یوسف حسد برند و ماجرای هابیل و قابیل دوباره تکرار شود». عقائد الإسلام، ص۷۴.
خلاصه ادعای این جریان سه مساله است: ۱. اینکه تعبیر خواب یوسف علیه السلام رسیدن به پیامبری بوده است. ۲. اینکه حضرت یعقوب از طریق خواب یوسف علیهما السلام حجت بعد از خود را شناخت. ۳. اینکه برادران هم از طریق رؤیای او خلیفه بعدی را شناختند و برای همین به وی حسد بردند و اصلاً آنها می دانستند رؤیا نصی الهی بر حجت های خداست.
نکته اول: خواب شخصی
آیه از خواب کسی سخن می گوید که قرار است در آینده حجت خدا شود، پس یک قضیه شخصی است و اطلاقی ندارد تا شامل خواب دیدن افراد عادی در طریق شناخت حجت گردد.
نکته دوم: فهمیدن نبوت با خواب!
دلیلی نداریم که حضرت یعقوب علیه السلام از این خواب، حجت بعد از خود را شناخته باشد، و به عبارت دیگر از این خواب فهمیده باشد که قرار است یوسف به پیامبری برسد؛ زیرا وقتی ایشان خواب فرزندش را شنید، دو مطلب به او گفت، یکی اینکه وی بعداً به مقام نبوت می رسد و دوم اینکه خداوند علم تاویل خواب را به او تعلیم خواهد نمود، در حالیکه عطا شدن علم تعبیر خواب به یوسف علیه السلام ربطی به محتوای خواب او ندارد. و به عبارت دیگر: شبهه اینست كه حضرت یعقوب علیه السلام چگونه از رؤیای یوسف علیه السلام مساله عطا شدن علم تعبير خواب به او را كشف نمود؟ در نتیجه می توان گفت حضرت یعقوب علیه السلام از قبل می دانست کدام فرزندش به پیامبری خواهد رسید و این را کتمان میکرد تا یوسف علیه السلام آن خواب را دید و حضرت یعقوب علیه السلام هم آنچه را قبلاً می دانست به او فرمود نه اینکه خواب یوسف علیه السلام را تعبیر به نبی شدن وی در آینده نموده باشد.
کلام امام صادق علیه السلام
بلکه این مطلب در روایتی از امام صادق علیه السلام تایید شده که فرمودند: مُحَمَّدٌ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ اَلْحُسَيْنِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ إِسْمَاعِيلَ عَنْ أَبِي إِسْمَاعِيلَ اَلسَّرَّاجِ عَنْ بِشْرِ بْنِ جَعْفَرٍ عَنْ مُفَضَّلِ بْنِ عُمَرَ عَنْ أَبِي عَبْدِ اَللَّهِ
عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ قَالَ سَمِعْتُهُ يَقُولُ: أَ تَدْرِي مَا كَانَ قَمِيصُ يُوسُفَ عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ قَالَ قُلْتُ لاَ قَالَ إِنَّ إِبْرَاهِيمَ عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ لَمَّا أُوقِدَتْ لَهُ اَلنَّارُ أَتَاهُجَبْرَئِيلُ عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ بِثَوْبٍ مِنْ ثِيَابِ اَلْجَنَّةِ فَأَلْبَسَهُ إِيَّاهُ فَلَمْ يَضُرَّهُ مَعَهُ حَرٌّ وَ لاَ بَرْدٌ فَلَمَّا حَضَرَ إِبْرَاهِيمَ اَلْمَوْتُ جَعَلَهُ فِي تَمِيمَةٍ وَ عَلَّقَهُ عَلَى إِسْحَاقَ وَ عَلَّقَهُ إِسْحَاقُ عَلَى يَعْقُوبَ فَلَمَّا وُلِدَ يُوسُفُ عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ عَلَّقَهُ عَلَيْهِ فَكَانَ فِي عَضُدِهِ حَتَّى كَانَ مِنْ أَمْرِهِ مَا كَانَ فَلَمَّا أَخْرَجَهُ يُوسُفُ بِمِصْرَ مِنَ اَلتَّمِيمَةِ وَجَدَ يَعْقُوبُ رِيحَهُ وَ هُوَ قَوْلُهُ «إِنِّي لَأَجِدُ رِيحَ يُوسُفَ لَوْ لا أَنْ تُفَنِّدُونِ » فَهُوَ ذَلِكَ اَلْقَمِيصُ اَلَّذِي أَنْزَلَهُ اَللَّهُ مِنَ اَلْجَنَّةِ قُلْتُ جُعِلْتُ فِدَاكَ فَإِلَى مَنْ صَارَ ذَلِكَ اَلْقَمِيصُ قَالَ إِلَى أَهْلِهِ ثُمَّ قَالَ كُلُّ نَبِيٍّ وَرِثَ عِلْماً أَوْ غَيْرَهُ فَقَدِ اِنْتَهَى إِلَى آلِ مُحَمَّدٍ صَلَّى اَللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ.
الکافي،ج:۱،ص:۲۳۲
پیراهن یوسف علیه السلام همان لباس بهشتی بود که جبرئیل برای ابراهیم علیه السلام هنگام افروختن آتش بر ضد او آورد و ویژگیش این بود که گرما و سرما در آن اثر نمی کرد و ابراهیم به هنگام وفات آن را همراه اسحاق نمود و اسحاق همراه یعقوب کرد و چون یوسف متولد شد یعقوب آن را به بازوی یوسف بست و این پیراهن به آل محمد رسیده است.
نکته روایت
این روایت بیانگر آنست که پیراهن ابراهیم علیه السلام به حجت های خدا به ارث می رسیده است ـ همچنانکه در حدیث آمده که آن لباس فعلاً در اختیار آخرین وصی یعنی امام زمان علیه السلام می باشد – لذا وقتی حضرت یعقوب علیه السلام به محض تولد یوسف علیه السلام آن را به بازوی وی می بندد و او را وارث لباس ابراهیم علیه السلام قرار می دهد، مشخص است که از همان اول میداند کدامیک از فرزندانش قرار است حجت خدا شود. فَرُوِيَ: أَنَّ اَلْقَائِمَ عَلَيْهِ السَّلاَمُ إِذَا خَرَجَ يَكُونُ عَلَيْهِ قَمِيصُ يُوسُفَ وَ مَعَهُ عَصَا مُوسَى وَ خَاتَمُ سُلَيْمَانَ عَلَيْهِمُ السَّلاَمُ. و روايت شده كه چون قائم ظهور كند پيراهن يوسف را در بردارد و عصاى موسى و خاتم سليمان با او است.
کمال الدين و تمام النعمة،ج:۱،ص:۱۴۳
تاویل خواب یعقوب نبی
و این برداشت شواهد دیگری نیز دارد، از جمله اینکه یعقوب علیه السلام نمیگوید تاویل خواب تو اینست، بلکه انتخاب شدن یوسف علیه السلام را تنظیر به خواب دیدن او میکند و میگوید: همانطور که خداوند تو را با نشان دادن این خواب تکریم نموده، با انتخاب کردنت نیز تو را اکرام مینماید: «وَ كَذَلِكَ يَجْتَبِيكَ…». و این به وضوح میرساند که حضرت یعقوب علیه السلام دارد از غیب خبر می دهد نه اینکه در صدد تعبیر خواب یوسف علیه السلام باشد. از طرفی وقتی حضرت یعقوب علیه السلام از حسد و کید برادران خبر میدهد، واضح است که آنها را لایق مقام پیامبر شدن نمیداند، پس این خواب باعث شناخت حضرت یعقوب علیه السلام نسبت به حجت بعدی نشده است.
نکته سوم: تاویل خواب یوسف
همانطور که عرض شد تاویل خواب یوسف علیه السلام این نبود که به پیامبری می رسد بلکه این بود که به پادشاهی می رسد و این تصریح قرآن است که وقتی خانواده اش به مصر آمدند و در پیشگاه او برای خدا سجده نمودند یوسف علیه السلام فرمود: این تاویل رؤیای من است که در گذشته دیده بودم که خدا آن را محقق نمود: «وَ رَفَعَ أَبَوَيْهِ عَلَى الْعَرْشِ وَ خَرُّوا لَهُ سُجَّداً وَ قالَ يا أَبَتِ هذا تَأْويلُ رُءْيايَ مِنْ قَبْلُ قَدْ جَعَلَها رَبِّي حَقًّاً» (یوسف: ۱۰۰) همچنین در بعضی روایات به این مساله تصریح شده است؛ از جمله: وَ فِي رِوَايَةِ أَبِي اَلْجَارُودِ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ عَلَيْهِ السَّلاَمُ قَالَ: تَأْوِيلُ هَذِهِ اَلرُّؤْيَا أَنَّهُ سَيَمْلِكُ مِصْرَ وَ يَدْخُلُ عَلَيْهِ أَبَوَاهُ وَ إِخْوَتُهُ، أَمَّا اَلشَّمْسَ فَأُمُّ يُوسُفَ رَاحِيلُ وَ اَلْقَمَرَ يَعْقُوبُ وَ أَمَّا أَحَدَ عَشَرَ كَوْكَباً فَإِخْوَتُهُ فَلَمَّا دَخَلُوا عَلَيْهِ، سَجَدُوا شُكْراً لِلَّهِ وَحْدَهُ حِينَ نَظَرُوا إِلَيْهِ، وَ كَانَ ذَلِكَ اَلسُّجُودُ لِلَّهِ. امام باقر علیه السلام درباره تأویل این رؤیا فرمود: یوسف به زودی پادشاه مصر شده و پدر و مادر و برادرانش بر او وارد میشوند؛ امّا خورشید مادر یوسف راحیل، و قمر پدر او یعقوب، و ستارهها برادران اویند که وقتی در مصر بر او وارد میشوند، سجده شکر الهی را بجا آورده و از هیبت و جمال یوسف، پروردگار را سپاس میگویند و این سجده برای خداوند بوده است.
امام باقر علیه السلام فرمودند: تاویل این خواب آن بود که یوسف در آینده پادشاه مصر خواهد شد و خانواده اش بر او وارد شده، برای خدا سجده می کنند.
روایت دیگر
و حتی در روایتی به سند صحیح دارد که وقتی یوسف علیه السلام خواب خود را برای یعقوب علیه السلام گفت، ایشان اندوهگین شد و منتظر امتحانی درباره یوسف گشت و این کاملاً می رساند که تعبیر خواب او پیامبر شدن نبوده و إلا اینکه ناراحتی ندارد و باید بسیار خوشحال هم شد: حَدَّثَنَا مُحَمَّدُ بْنُ مُوسَى بْنِ اَلْمُتَوَكِّلِ رَضِيَ اَللَّهُ عَنْهُ قَالَ حَدَّثَنَا عَبْدُ اَللَّهِ بْنُ جَعْفَرٍ اَلْحِمْيَرِيُّ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى عَنِ اَلْحَسَنِ بْنِ مَحْبُوبٍ عَنْ مَالِكِ بْنِ عَطِيَّةَ عَنِ اَلثُّمَالِيِّ قَالَ: …فَقُلْتُ لِعَلِيِّ بْنِ اَلْحُسَيْنِ عَلَيْهِ السَّلاَمُ جُعِلْتُ فِدَاكَ مَتَى رَأَى يُوسُفُ اَلرُّؤْيَا فَقَالَ … فَلَمَّا رَأَى يُوسُفُ اَلرُّؤْيَا وَ أَصْبَحَ يَقُصُّهَا عَلَى أَبِيهِ يَعْقُوبَ فَاغْتَمَّ يَعْقُوبُ… محمّد بن موسى بن متوكّل رضى اللّٰه عنه مىگويد: عبد الله بن جعفر حميرى از احمد بن محمّد بن عيسى از حسن بن محبوب از مالك بن عطيّة از ثمالى وى مىگويد: …راوى مىگويد: محضر مبارك على بن الحسين عليهما السّلام عرض كردم: فدايت شوم يوسف در چه وقت و زمانى آن خواب را ديد؟ امام عليه السّلام فرمودند: … هنگامى كه يوسف خواب را ديد و بامداد آن را بر پدرش يعقوب تعريف نمود، يعقوب مغموم و محزون گشت…
عدم دلالت خواب یوسف نبی
همچنین نکته مهم دیگری در اینجا وجود دارد که توجه به آن، فهم عدم دلالت خواب یوسف علیه السلام بر پیامبر شدنش را روشن تر می کند، و آن اینکه: در روایات تصریح شده که تاویل سجده خورشید و ماه بر یوسف علیه السلام سجده پدر و مادرش به هنگام پادشاهی او بوده است. لذا اگر خواب او را تأویل به مقام معنوی و پیامبر شدن وی ببریم، لازمه اش این می شود که مقام یوسف پیامبر از یعقوب پیامبر آنقدر بالاتر بوده که مورد سجده پدر قرار گرفته است، در حالیکه چنین مطلبی حتی به ذهن کسی هم خطور نکرده چه برسد به گفتن آن.
نکته چهارم: تعریف رویا به برادران
علت اینکه پدر به یوسف علیه السلام فرمود خواب را به برادرانت نگو این نبود که آنها پی به حجت بودن او میبردند و به این خاطر وی را می کشتند. بلکه چون تعبیر خواب یوسف علیه السلام این بود که به مقام دنیویِ بالایی میرسد آنها چشم دیدن آن را نداشتند. غیر از اینکه یوسف همین طوری هم مورد حسد ایشان بود و با اینکه خواب را نگفت باز هم آنها نقشه قتل او را کشیدند، بر خلاف قتل هابیل توسط قابیل که به جهت شناخته شدن حجت الهی بود.
اطلاع برادران یوسف نبی
همچنانکه این ادعای احمد که برادران یوسف از جایگاه رؤیا نسبت به اینکه نص الهی بر خلیفه خدا در زمین است آگاهی داشتند به این استدلال که آنها از فرزندان پیامبران بودند و دین را به خوبی می شناختند واقعاً مضحک است؛ زیرا صرف فرزند پیامبر بودن دلیل آگاهی و شناخت نسبت به دین نیست و پسر نوح مثال بارز آنست، از طرفی انعکاس رفتار آنها در سوره یوسف نسبت به پدر و برادرشان کاملاً مشخص میکند آنها جایگاهی از نظر دینی نداشته اند، غیر از اینکه در هیچ آیه و روایتی کوچکترین اشاره ای به آگاهی آنها نسبت به دین و شریعت نشده است؛ همچنانکه خود احمد برای اثبات دوران فترت به احادیثی درباره “زید” استناد می کند که او حتی نمی دانسته پدرش امام سجاد علیه السلام امام منصوب از طرف خداوند است.