دارالهدایه| ناظم العُقیلی که یکی از نمایندگان رسمی مدعی یمانی می‌باشد، جهت اثبات عقیده جریان خود، مبنی بر وجود ۱۲ امام از فرزندان امام مهدی(عج)، ( مهدیین) کتابی به نام «چهل حدیث در مورد مهدیین و فرزندان قائم (ع)» تالیف نموده، که در آن کتاب به زعم خود به چهل حدیث در اثبات دوازده امام بعد از امام مهدی (عج) اشاره می‌کند؛ وی مدعی است:

ادعای ناظم درباره مهدیین

۱.امامت در ۱۲ امام محصور نیست. ۲.مهدیین بعد از امام زمان (عج) مقام وصایت و امامت دارند. ۳.مهدیین همان عترت و فرزندان امام زمان (عج) هستند. یکی دیگر از احادیثی که ناظم العقيلی در کتاب «چهل حدیث در مورد مهدیین و فرزندان قائم (ع)» جهت اثبات ادعاهای سه گانه خود به عنوان حدیث شانزدهم به آن استناد نموده است، به صورت ذیل است:

روایت مهدیین

اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَيْهِ وَ عَلَى آلِهِ مِنْ آلِ طه وَ يس وَ اخْصُصْ وَلِيَّكَ وَ وَصِيَّ نَبِيِّكَ وَ أَخَا رَسُولِكَ وَ وَزِيرَهُ وَ وَلِيَّ عَهْدِهِ إِمَامَ الْمُتَّقِينَ وَ خَاتَمَ الْوَصِيِّينَ لِخَاتَمِ النَّبِيِّينَ مُحَمَّدٍ (ص) وَ ابْنَتِهِ الْبَتُولَ وَ عَلَى سَيِّدَيْ شَبَابِ أَهْلِ الْجَنَّةِ مِنَ الْأَوَّلِينَ وَالْآخِرِينَ وَ عَلَى الْأَئِمَّةِ الرَّاشِدِينَ الْمَهْدِيِّينَ السَّالِفِينَ الْمَاضِينَ وَ عَلَى النُّقَبَاءِ الْأَتْقِيَاءِ الْبَرَرَةِ الْأَئِمَّةِ الْفَاضِلِينَ الْبَاقِينَ وَ عَلَى بَقِيَّتِكَ فِي أَرْضِكَ الْقَائِمِ بِالْحَقِّ فِي الْيَوْمِ الْمَوْعُودِ وَ عَلَى الْفَاضِلِينَ الْمَهْدِيِّينَ الْأُمَنَاءِ الْخَزَنَة…  بارالها! بر او و خاندانش از آل طه و یس درود فرست، و ولیّت را و وصی نبیّت را و برادر رسولت را و وزیرش را و ولی عهدش امام متقین و خاتم وصیین برای خاتم نبیین (ص) را به درود و صلوات مخصوص گردان و [درود فرست بر] دخترش بتول و بر دو آقای جوانان اهل بهشت از اولین و آخرین و بر ائمه راشدین مهدیین گذشته و بر نقباء اتقیاء نیکو، امامان فاضل باقی مانده و بر باقی مانده تو در زمینت که قائم به حق در روز موعود است و بر فاضلین مهدیین امینان خزانه‌دار.
فقه الرضا، ص۴۰۳، و بحارالأنوار، ج۹۹، ص۲۲۸

نکته اول مهدیین

در دعای فوق هم هیچ سخنی از فرزندی مهدیین برای امام زمان (ع) و مقام امامت آن‌ها به میان نیامده لذا ادعای ناظم العقیلی مبنی بر فرزندی مهدیین برای امام زمان (ع) و مقام امامت آنها با استناد به این دعا، سخنی گزاف می‌باشد.

نکته دوم

مأخذ این دعا، کتاب (فقه الرضا) بوده و ناظم العقیلی در پاورقی کتابش، مولف آن را امام رضا (ع) معرفی می‌کند. اما انتساب این کتاب به امام رضا (ع) در بین علماء محل اختلاف است و برخی  بر این باورند که  این کتاب تالیف امام هشتم، حضرت علی بن موسی الرضا (ع) است (همچون مرحوم مجلسی اول در روضة المتقین، ج۱، ص۱۶، و لوامع صاحبقرانی، ج۱ص۶۱۳ و علامه مجلسی در بحارالأنوار، ج۱ص۱۱) و برخی دیگر  انتساب این کتاب را به ایشان نفی می‌کنند (همچون مرحوم شیخ حر عاملی در وسائل الشیعه، ج۳۰، ص۱۵۹). این کتاب حدود ۹۰۰ سال پس از شهادت امام رضا (ع)، در زمان مرحوم محمد تقی مجلسی ـ پدر علامه مجلسی ـ آشکار می‌گردد و علمای قبل از قرن دهم هیچ اشاره‌ای به آن نداشته و نام آن را در کتب خود ذکر نکرده‌اند. اغلب علمای معاصر نیز انتساب این کتاب به امام رضا (ع) را نپذیرفته‌اند.

نکته مهم

ناگفته نماند گمانه زنی‌هایی پیرامون مولف این کتاب صورت گرفته است که در زیر به دو نمونه از آن‌ها اشاره می‌شود: برخی کتاب (فقه الرضا) را تالیف علی بن بابویه ـ پدر شیخ صدوق ـ می‌دانند.(خاتمه مستدرک الوسائل، ج۱،ص۲۳۶). بعضی دیگر قائلند که این کتاب، همان کتاب (التکلیف) شلمغانی است. (مرحوم آیة الله سید حسن صدر در اثبات این ادعا کتابی با عنوان (فصل القضاء فی الکتاب المشتهر بفقه الرضا) تالیف نموده‌اند). بنابراین در انتساب کتاب (فقه الرضا) به امام رضا (ع) تردید جدی وجود داشته و لذا دعای مورد بحث از حیث سندی معتبر نمی‌باشد. جالب‌تر این که در کتاب‌های (الجواب المنیر، ج۳ سوال۲۸۱، الوصیة المقدسة، ۵۱) به همین دعا از کتاب «فقه الرضا» اشاره می‌شود اما مولف آن علی بن بابویه ـ پدر شیخ صدوق ـ معرفی می‌گردد. آری، احمد بصری – مدعی علم الهی – با تایید این کتاب‌، جهل خود را بر همگان آشکار نموده است؛ زیرا ناظم العقیلی بر خلاف کتاب‌های فوق، مولف کتاب «فقه الرضا» را امام رضا (ع) معرفی می‌نماید و احمد هم کتاب او را مورد تایید قرار می‌دهد.

نکته سوم

با صرف نظر از  ناشناخته بودن مؤلف کتاب و ضعف سندی این دعا، در نقل مرحوم علامه مجلسی (بحارالأنوار، ج۸۴، ص۲۱۲) از کتاب فقه الرضا عبارت «و علی الفاضلین المهدیین الامناء الخزنة» وجود نداشته بلکه عبارت «و علی النقباء الاتقیاء البررة الفاضلین المهذبین الامناء الخزنة» نقل شده است. بنابراین در فراز مورد استناد ناظم العقیلی اختلاف نسخه وجود دارد که این امر بطلان استدلال وی را به دنبال داشته و عدم اشاره به این اختلاف نسخه از سوی او حکایت از سوء نیت و غرض ورزی وی دارد.

نکته چهارم

علی فرض صحت و پذیرش نسخه «وَ عَلَى الْفَاضِلِينَ الْمَهْدِيِّينَ الْأُمَنَاءِ الْخَزَنَة» در این فراز هیچ اشاره‌ای به فرزندی مهدیین برای امام زمان (ع) نشده و از مقام امامت برای آن‌ها ذکری به میان نیامده است برخلاف ائمه ۱۲گانه که در این دعا ـ در فرازهای ذیل ـــ به امامت آنان تصریح شده است: وَ عَلَى الْأَئِمَّةِ الرَّاشِدِينَ الْمَهْدِيِّينَ السَّالِفِينَ الْمَاضِينَ وَ عَلَى النُّقَبَاءِ الْأَتْقِيَاءِ الْبَرَرَةِ الْأَئِمَّةِ الْفَاضِلِينَ الْبَاقِينَ وَ عَلَى بَقِيَّتِكَ فِي أَرْضِكَ الْقَائِمِ بِالْحَقِّ فِي الْيَوْمِ الْمَوْعُودِ وَ عَلَى الْفَاضِلِينَ الْمَهْدِيِّينَ الْأُمَنَاءِ الْخَزَنَةِ…  این مهدیین ـ در صورت پذیرش وجود آنان ـ همان کسانی هستند که امام صادق (ع) در حدیث زیر به آن‌ها اشاره می‌فرمایند:  عنْ أَبِي بَصِيرٍ قَالَ: قُلْتُ لِلصَّادِقِ جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدٍ (ع) يَا ابْنَ رَسُولِ اللَّهِ إِنِّي سَمِعْتُ مِنْ أَبِيكَ (ع) أَنَّهُ قَالَ يَكُونُ بَعْدَ الْقَائِمِ اثْنَا عَشَرَ مَهْدِيّاً فَقَالَ إِنَّمَا قَالَ اثْنَا عَشَرَ مَهْدِيّاً وَ لَمْ يَقُلْ اثنا عشر اماما و لکنهم قوم من شیعتنا یدعون الناس الی موالاتنا و معرفة حقنا. ابوبصیر [که از خواص اصحاب امام صادق و از صاحبان اسرار ایشان است] به امام صادق می‌گوید: من از پدرتان، امام باقر علیه السلام، شنیدم که فرمودند: بعد از قائم، دوازده مهدی وجود دارد. پس امام صادق سلام الله علیه فرمودند: همانا پدرم فرمود دوازده مهدی، و هرگز نفرموده دوازده امام، و لکن آن ها قومی از شیعیان ما هستند که مردم را به ولایت ما و معرفت حق ما دعوت می کنند. 

کمال الدین، ج۲، ص۳۵۸

نکته پنجم

لازم به ذکر است که در صورت صحت و پذیرش عبارت «وَ عَلَى الْفَاضِلِينَ الْمَهْدِيِّينَ الْأُمَنَاءِ الْخَزَنَة» این احتمال که مراد از مهدیین، همان امامان مذکور در فرازهای قبل باشند منتفی نمی‌باشد. به عبارات زیر دقت فرمایید: …وَ عَلَى الْأَئِمَّةِ الرَّاشِدِينَ الْمَهْدِيِّينَ السَّالِفِينَ الْمَاضِينَ وَ عَلَى النُّقَبَاءِ الْأَتْقِيَاءِ الْبَرَرَةِ الْأَئِمَّةِ الْفَاضِلِينَ الْبَاقِينَ وَ عَلَى بَقِيَّتِكَ فِي أَرْضِكَ الْقَائِمِ بِالْحَقِّ فِي الْيَوْمِ الْمَوْعُودِ وَ عَلَى الْفَاضِلِينَ الْمَهْدِيِّينَ الْأُمَنَاءِ الْخَزَنَة… یعنی در حقیقت پس از این که بر امامان قبل از امام رضا (ع) با عنوان «الْمَهْدِيِّينَ» و بر امامان دیگر با عنوان  «الْفَاضِلِينَ» صلوات و درود فرستاده شد، مجددا در انتها بر همه امامان تحت عنوان   «الْفَاضِلِينَ الْمَهْدِيِّينَ» درود فرستاده می‌شود. در این صورت، باز هم استدلال ناظم العقیلی برای اثبات وجود مهدیین تخیلی باطل شده و این دعا ارتباطی با ادعای وی ندارد.

نکته ششم

لازم به ذکر است که در این دعا از امام زمان (ع) با عنوان قائم یاد شده و پر شدن زمین از عدل و داد یکی از شئون ایشان ذکر شده است. به فرازهای ذیل دقت فرمایید: …اللَّهُمَّ امْلَأِ [بِهِ] الدُّنْيَا قِسْطاً وَ عَدْلًا كَمَا مُلِئَتْ جَوْراً وَ ظُلْماً…  …خداوندا به وسیله وی زمین را پر از عدل و داد فرما، همان‌گونه که از ظلم و جور پر شده است… اما این مطلب بر خلاف سخنان احمد بصری می‌باشد. او در کتاب «عقائد الاسلام» چنین می‌گوید: «…بل و تبیّن بوضوح أن المهدی الذی یملأها عدلاً هو المهدی الأول…» بلکه به وضوح آشکار گشت آن مهدی که زمین را از عدل پر می‌کند همان مهدی اول است.
عقائد الاسلام، ص۵۹
بنابراین استدلال ناظم العقیلی به این دعا، نه تنها ادعاهای وی را ثابت نمی‌نماید بلکه بطلان احمد اسماعیل بصری را به دنبال دارد.

سید

دیدگاهتان را بنویسید