دارالهدایه| ناظم العُقیلی که یکی از نمایندگان رسمی مدعی یمانی می‌باشد، جهت اثبات عقیده جریان خود، مبنی بر وجود ۱۲ امام از فرزندان امام مهدی(عج)، کتابی به نام  «چهل حدیث در مورد مهدیین و فرزندان قائم (ع)» تالیف نموده، که در آن کتاب به زعم خود به چهل حدیث در اثبات دوازده امام بعد از امام مهدی (عج) اشاره می‌کند؛ وی مدعی است:

ادعای ناظم العقیلی درباره مهدیین

۱.امامت در ۱۲ امام محصور نیست. ۲.مهدیین بعد از امام زمان (عج) مقام وصایت و امامت دارند. ۳.مهدیین همان عترت و فرزندان امام زمان (عج) هستند.

حدیث چهاردهم کتاب مهدیین

یکی دیگر از احادیثی که ناظم العقيلی در کتاب «چهل حدیث در مورد مهدیین و فرزندان قائم (ع)» جهت اثبات ادعاهای سه گانه خود به عنوان حدیث چهاردهم به آن استناد نموده است، به صورت ذیل است: العلامة المجلسي ـ فی دعاء طویل ـ قال: منْ أَصْلٍ قَدِيمٍ مِنْ مُؤَلَّفَاتِ قُدَمَائِنَا… اللَّهُمَّ كُنْ لِوَلِيِّكَ فِي خَلْقِكَ وَلِيّاً وَ حَافِظاً وَ قَائِداً وَ نَاصِراً حَتَّى تُسْكِنَهُ أَرْضَكَ طَوْعاً وَ تُمَتِّعَهُ مِنْهَا طَوْلًا و تَجْعَلَهُ وَ ذُرِّيَّتَهُ فِيهَا الْأَئِمَّةَ الْوَارِثِين. ترجمه: علامه مجلسی دعائی طولانی را ذکر کرده و می‌گوید: از اصل و نسخه‌ای قدیمی از مولفات پیشینیان ما [آمده است] … بارالها! برای ولیت در خلقت، سرپرست و حافظ و راهبر و ناصر باش تا این که او را در زمینت از روی رغبت ساکن کنی و او را از آن در مدتی طولانی بهره‌مند گردانی  و او و ذریه او را در آن از ائمه وارثین قرار دهی… 

بحار الأنوار، ج:۸۶، ص:٣٣٣ ــ ٣۴٠

کلام مدعی درباره مهدیین

ناظم العقیلي پس از نقل عبارات فوق می‌گوید: «و هذا الدعاء مشابه للذی سبقه، فی النص علی وراثة المهدیین من ذریة الامام المهدی(ع) و کونهم ائمه و خلفاء لله فی الارض» ترجمه: و این دعا، مشابه دعای قبل است در دلالت داشتن بر  وراثت مهدیین از ذریه امام زمان(ع) و این که آنان ائمه و خلفاء خدا در زمین هستند.

نکته اول

اتباع احمد بصری با تمسک به این دعا وجود فرزندانی را برای امام زمان (ع) در حال حاضر نتیجه می‌گیرند  ولی حقیقت امر چیز دیگری است و آنچه از این دعا فهمیده می‌شود این است که حضرت مهدی (ع) در طول عمر شریف خویش دارای فرزند می‌باشند اما این که در حال حاضر فرزندان ایشان موجود بوده یا در آینده متولد می‌شوند، از متن دعا چیزی فهمیده نمی‌شود.

نکته دوم

مرحوم علامه مجلسی این دعا را به معصومین نسبت نمی‌دهد بلکه فقط می‌گوید: «مِنْ أَصْلٍ قَدِيمٍ مِنْ مُؤَلَّفَاتِ قُدَمَائِنَا/ از اصل و نسخه‌ای قدیمی از مولفات پیشینیان ما»، اما ناظم العقیلي صراحتا عبارات این دعا را تحت عنوان «الحدیث الرابع عشر/ حدیث چهاردهم» آورده و از این طریق به مخاطب القاء می‌کند که این عبارات، حدیث بوده و از معصومین صادر شده است. مضافاً این که مرحوم علامه مجلسی از نویسنده این اصل قدیمی هیچ نامی به میان نمی‌آورد که این امر دلالت بر نامشخص بودن نویسنده آن در نزد ایشان دارد.

نکته سوم

ممکن است برخی از اتباع احمد بصری بگویند: مرحوم علامه مجلسی، نام کتاب خویش را  «بحارالانوار الجامعة لدرر اخبار الائمة الاطهار» قرار داده است که از این نام گذاری متوجه می‌شویم هر آنچه در این کتاب وجود دارد سخنان معصومین (ع) می‌باشد. در پاسخ به این سخن می‌گوییم: از نام کتاب مرحوم علامه مجلسی، ادعای اتباع احمد بصری ثابت نمی‌شود؛ زیرا اگر اکثر محتوای کتاب علامه را سخنان معصومین (ع) تشکیل دهد، اطلاق نام «بحارالانوار الجامعة لدرر اخبار الائمة الاطهار» بر آن کتاب صحیح می‌باشد. حتی گاهی ممکن است که نام نوشتاری، از موضوع یکی از بخش‌های آن اتخاذ شده باشد. مثلا در دومین و طولانی ترین سوره قرآن چون در چند آیه سخن از ماجرای گاو بنی اسرائیل به میان آمده است، این سوره به «سوره بقره» نام گذاری شده است. با مراجعه به کتاب شریف «بحار الأنوار»، خلاف ادعای اتباع احمد بصری ثابت می‌شود؛ زیرا در این کتاب فراوانی حکایات تاریخی و سخنان غیر معصومین نیز به چشم می‌خورد.

نکته چهارم

اگر شخصی بر انتساب این دعا به معصومین (ع) اصرار بورزد، دو راه در پیش رو دارد:

راه اول

کلمه «الْأَئِمَّةِ» در عبارت «وَ تَجْعَلَهُ وَ ذُرِّيَّتَهُ مِنَ الْأَئِمَّةِ الْوَارِثِينَ» را به معنای اصطلاحی بگیرد که در این صورت مراد  پیشوایانِ مفترض الطاعةای هستند که خلیفه خدا روی زمین بوده و دارای عصمت و علم الهی و … می‌باشند. پس یعنی ما در این دعا از خدا می‌خواهیم تا ذریه امام زمان(ع) را جزو این پیشوایان قرار داده و آنان را وارث در زمین گرداند.  در صورت پذیرش این معنی، دعای مذکور با احادیث فراوان در بحث امامان و خلفاء و اوصیاء دوازده گانه بعد از پیامبر(ع) تعارض داشته که باید بر اساس راهکارهای موجود در باب تعارض پیش رفت. رَوَى اَلْعَلاَّمَةُ قُدِّسَتْ نَفْسُهُ مَرْفُوعاً إِلَى زُرَارَةَ بْنِ أَعْيَنَ قَالَ: سَأَلْتُ اَلْبَاقِرَ عَلَيْهِ السَّلاَمُ فَقُلْتُ جُعِلْتُ فِدَاكَ يَأْتِي عَنْكُمُ اَلْخَبَرَانِ أَوِ اَلْحَدِيثَانِ اَلْمُتَعَارِضَانِ فَبِأَيِّهِمَا آخُذُ فَقَالَ عَلَيْهِ السَّلاَمُ يَا زُرَارَةُ خُذْ بِمَا اِشْتَهَرَ بَيْنَ أَصْحَابِكَ وَ دَعِ اَلشَّاذَّ اَلنَّادِرَ فَقُلْتُ يَا سَيِّدِي إِنَّهُمَا مَعاً مَشْهُورَانِ مَرْوِيَّانِ مَأْثُورَانِ عَنْكُمْ فَقَالَ عَلَيْهِ السَّلاَمُ خُذْ بِقَوْلِ أَعْدَلِهِمَا عِنْدَكَ وَ أَوْثَقِهِمَا فِي نَفْسِكَ…  زرارة میگوید: از امام محمّد باقر (عليه السّلام) پرسيدم: فدايتان گردم، هنگامی که از جانب شما دو خبر يا حديث متعارض به دست ما مى‌رسد کدام يک را بگيريم؟ فرمود: آن را که بين دوستانت مشهور است بگير و شاذ نادر را رها کن. عرض کردم: آن ها هر دو مشهورند و از شما روايت شده اند. فرمودند: سخن آن که عادل تر و مورد اطمينان تر است را بگير…

بحار الأنوار الجامعة لدرر أخبار الأئمة الأطهار علیهم السلام، ج:۲، ص:۲۴۵

بر اساس این سخن امام باقر (ع)، نقل «علامه مجلسی» قابل تمسک نمی‌باشد؛ زیرا وجود امامان ـ به معنای اصطلاحی ـ از ذریه امام زمان(ع) هیچ گونه شهرتی بین اصحاب نداشته و بلکه مخالف مشهور است.‌‌

راه دوم

کلمه «الْأَئِمَّةِ» در عبارت «وَ تَجْعَلَهُ وَ ذُرِّيَّتَهُ مِنَ الْأَئِمَّةِ الْوَارِثِينَ» را به معنای لغوی بگیرد ـ یعنی پیشوایان – که در این صورت از خدا می‌خواهیم تا ذریه امام زمان(ع) را جزو پیشوایان و حاکمان و وارثین در زمین قرار دهد.   به عبارتی دیگر: کلمه «امام» از نظر لغوی به معنای پیشوا می‌باشد.در لسان العرب، ذیل ماده «أمم» آمده است: الإِمامُ‏: كلُّ من‏ ائتَمَّ‏ به قومٌ كانوا على الصِّراطِ المستقيمِ أَو كانوا ضالِّين‏… الإِمامُ‏ الّذِي يُقْتَدى بِهترجمه: امام، هر کسی را گویند که قومی به او اقتدا کند، چه بر صراط مستقیم باشند و چه گمراه… امام کسی است که به او اقتدا می‌شود. پس با توجه به این معنای لغوی، اطلاق کلمه  «امام» بر پیش نماز و فرماندهان جنگی و حاکمان و مدیران حکومتی و… صحیح می‌باشد؛ زیرا آنان کسانی هستند که افرادی به آنها اقتدا می‌کنند. با پذیرش این معنا، دیگر تعارضی بین دعای مذکور و روایات مربوط به تعداد امامان و اوصیاء بعد از پیامبر(ص) ایجاد نمی‌شود؛ زیرا منظور از امام در این روایات به معنای اصطلاحی می‌باشد. جالب اینجاست که احمد اسماعیل همبوشی هم کلمه «الْأَئِمَّةِ» را به معنای لغوی ـ یعنی پیشوایان ـ می‌داند که بر این اساس، استدلال ناظم العقیلي به عبارت «تَجْعَلَهُ وَ ذُرِّيَّتَهُ فِيهَا الْأَئِمَّةَ الْوَارِثِين» در جهت اثبات مقام امامت ـ به معنای اصطلاحی ـ برای فرزندان امام زمان(ع) عقیم می‌ماند. اگر عبارت «تَجْعَلَهُ وَ ذُرِّيَّتَهُ فِيهَا الْأَئِمَّةَ الْوَارِثِين» را بپذیریم ،این فراز اشاره به آیه «وَ نُريدُ أَنْ نَمُنَّ عَلَى الَّذينَ اسْتُضْعِفُوا فِي الْأَرْضِ وَ نَجْعَلَهُمْ أَئِمَّةً وَ نَجْعَلَهُمُ الْوارِثين‏» خواهد داشت. 

ادعای احمد بصری درباره مهدیین

احمد اسماعیل بصری پس از ذکر آیه فوق چنین می‌گوید: وهؤلاء الذين يريد الله أن يجعلهم أئمة هم آل محمد(ع) الأئمة والمهديون(ع)  و كذلك الثلاث مائة و ثلاثة عشر أصحاب الإمام المهدي(ع)…  ترجمه: آن‌هایی که خدا می‌خواهد ائمه قرارشان دهد همان آل محمد(ع) هستند یعنی ائمه و مهدیون(ع)  و همچنین ۳۱۳ نفر اصحاب امام مهدی(ع) می‌باشند.

بیان الحق و السداد، ج:١، ص:۱۳

از سوی دیگر در روایات هیچ سخنی از مقام امامت ـ به معنای اصطلاحی ـ برای ۳۱۳ یار امام زمان(ع) نشده است و احمد اسماعیل هم چنین مقامی را در کتب خویش برای آنان ذکر نکرده است. بنابراین می‌توان فهمید که احمداسماعیل، کلمه «الْأَئِمَّةِ» را در آیه به معنای لغوی ـ یعنی پیشوایان ـ گرفته است؛ لذا ۳۱۳ یار امام زمان(ع) را از مصادیق آن ذکر می‌کند. بر این اساس، کلمه «الْأَئِمَّةِ» در دعای مذکور نیز به همان معنای لغوی بوده و از خدا می‌خواهیم تا فرزندان امام زمان (ع) را جزو پیشوایان و حاکمان و مدیران و … قرار دهد. لازم به ذکر است که اگر اتباع احمد بصری کلمه «الْأَئِمَّةِ» در آیه را به معنای اصطلاحی دانسته و بر آن اصرار ورزند، به ناچار باید قائل به مقام امامت برای ۳۱۳ یار امام زمان(ع) هم بشوند و تعداد امامان در فرقه خویش را ۳۳۷ نفر اعلام کنند: ۳۳۷ = ۱۲ امام + ۱۲ مهدی + ۳۱۳ یار اما همان‌طور که بیان شد، در هیچ – روایتی مقام امامت ـ به معنای اصطلاحی به یاران امام زمان(ع) نسبت داده نشده است؛ لذا ادعای اتباع احمد بصری مبنی بر انتساب این مقام به ایشان، سخنی گزاف و بدون دلیل می‌باشد لذا بهتر است کسانی که اندر خم اثبات امامت مهدیین مانده‌اند، سخن از امامت افراد دیگر به میان نیاورند.

سید

دیدگاهتان را بنویسید