دارالهدایه| ناظم العُقیلی که یکی از نمایندگان رسمی مدعی یمانی است، جهت اثبات عقیده جریان خود، مبنی بر وجود ۱۲ امام از فرزندان امام مهدی(عج)، کتابی به نام  «چهل حدیث در مورد مهدیین و فرزندان قائم (ع)» تالیف نموده، که در آن کتاب به‌زعم خود به چهل حدیث در اثبات دوازده امام بعد از امام مهدی (عج) به عنوان مهدیین اشاره می‌کند؛ وی مدعی است:

ادعای ناظم درباره مهدیین

۱.امامت در ۱۲ امام محصور نیست. ۲.مهدیین بعد از امام زمان (عج) مقام وصایت و امامت دارند. ۳.مهدیین همان عترت و فرزندان امام زمان (عج) هستند.

حدیث پنجم کتاب چهل حدیث مهدیین

یکی دیگر از احادیثی که ناظم العقيلی در کتاب «چهل حدیث در مورد مهدیین و فرزندان قائم (ع)» جهت اثبات ادعاهای سه‌گانه خود به‌عنوان حدیث پنجم به آن استناد نموده است، حدیث ذیل می‌باشد: عنْ حَبَّةَ الْعُرَنِيِّ قَالَ: خَرَجَ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ (ع) إِلَى الْحِيرَةِ فَقَالَ لَتَصِلَنَّ هَذِهِ بِهَذِهِ وَ أَوْمَى بِيَدِهِ إِلَى الْكُوفَةِ وَالْحِيرَةِ حَتَّى‏ يُبَاعَ الذِّرَاعُ فِيمَا بَيْنَهُمَا بِدَنَانِيرَ وَلَيُبْنَيَنَّ بِالْحِيرَةِ مَسْجِدٌ لَهُ خَمْسُمِائَةِ بَابٍ يصَلِّي فِيهِ خَلِيفَةُ الْقَائِمِ عَجَّلَ الله تَعَالَى فَرَجَهُ لِأَنَّ مَسْجِدَ الْكُوفَةِ لَيَضِيقُ عَنْهُمْ ولَيُصَلِّيَنَّ فِيهِ اثنا عشر اماما عدلا قُلْتُ يَا أَمِيرَ الْمُؤْمِنِينَ وَ يَسَعُ مَسْجِدُ الْكُوفَةِ هَذَا الَّذِي تَصِفُ النَّاسَ يَوْمَئِذٍ قَالَ تُبْنَى لَهُ أَرْبَعُ مَسَاجِدَ مَسْجِدُ الْكُوفَةِ أَصْغَرُهَا وَهَذَا وَمَسْجِدَانِ فِي طَرَفَيِ الْكُوفَةِ مِنْ هَذَا الْجَانِبِ وَهَذَا الْجَانِبِ وَ أَوْمَى بِيَدِهِ نَحْوَ الْبَصْرِيِّينَ وَالْغَرِيَّيْنِ.
ترجمه: حبه عرنی می‌گوید که امیرالمؤمنین (ع) به سمت حیره خارج شد و فرمود: حتماً این با این متصل می‌شود ــ و با دست اشاره به کوفه و حیره کردند ــ تا این‌که یک ذراع [از زمین] بین آن دو به چند دینار فروخته می‌شود و حتماً در حیره مسجدی بنا می‌شود که ۵۰۰ در دارد  که در آن جانشین و خلیفه قائم ـ عجل الله تعالی فرجه ـ نماز می‌خواند زیرا مسجد کوفه برای آنان کوچک است و حتماً در آن ۱۲ امام عدل نماز می‌خوانند. گفتم: یا امیرالمؤمنین، آیا در آن روز مسجد کوفه‌ای که برای مردم توصیفش نمودید وسیع می‌شود؟ حضرتش فرمودند: ۴ مسجد برای آن ساخته می‌شود که مسجد کوفه کوچک‌ترین آن مساجد است و این [یعنی مسجد حیره] و ۲ مسجد در دو طرف کوفه در این‌طرف و این‌طرف و با دست مبارکش به سمت بصره و نجف اشاره فرمودند.

تهذیب الاحکام، ج:۳، ص:۲۵۴

نقد و بررسی

اگر دقت کنیم، این حدیث، مربوط به نماز جماعت است، و از طرفی به کسی که جلو می‌ایستد و مردم به او اقتدا می‌کنند، «امام» گفته می‌شود،  ک«امام جماعت»؛ نه‌فقط در فارسی و یا مثلاً کلام مردم، بلکه در روایات اگر به باب‌های مربوط به نماز جماعت کتاب‌های حدیثی مراجعه کنیم، ده ها حدیث پیدا خواهیم کرد و این مطلب کاملاً واضح می‌شود که به کسی که به او در نماز جماعت اقتدا می‌شود، امام گفته می‌شود، و بنابراین در این حدیث هم، منظور از دوازده امام عدل، دوازده امام جماعت است به‌عنوان نمونه به چند حدیث، از کتاب کافی شریف اشاره می‌شود:

برخی روایات وارد شده

۱.  عَنْ زُرَارَةَ قَالَ: قُلْتُ لِأَبِي عَبْدِ الله عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ مَا يَرْوِي اَلنَّاسُ أَنَّ اَلصَّلاَةَ فِي جَمَاعَةٍ أَفْضَلُ مِنْ صَلاَةِ اَلرَّجُلِ وَحْدَهُ بِخَمْسٍ وَ عِشْرِينَ صَلاَةً فَقَالَ صَدَقُوا فَقُلْتُ اَلرَّجُلاَنِ يَكُونَانِ جَمَاعَةً فَقَالَ نَعَمْ وَ يَقُومُ اَلرَّجُلُ عَنْ يَمِينِ اَلْإِمَامِ. زراره گويد: به امام صادق عليه السّلام عرض كردم: آيا آنچه را كه مردم روايت مى‌كنند كه نماز انسان در حال جماعت، از بیست‌وپنج نمازى كه به‌تنهایی بخواند، بهتر است، درست است‌؟ فرمود: راست گفته‌اند. عرض كردم: آيا دو مرد كه باهم نماز بخوانند، نماز جماعت خواهد بود؟ فرمود: آرى، و يكى از آن دو، بايد در طرف راست امام بايستد.

الکافي، ج:۳، ص:۳۷۱

۲. عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ وَ مُحَمَّدُ بْنُ إِسْمَاعِيلَ عَنِ اَلْفَضْلِ بْنِ شَاذَانَ جَمِيعاً عَنْ حَمَّادِ بْنِ عِيسَى عَنْ حَرِيزٍ عَنْ زُرَارَةَ قَالَ: كُنْتُ جَالِساً عِنْدَ أَبِي جَعْفَرٍ عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ ذَاتَ يَوْمٍ إِذْ جَاءَهُ رَجُلٌ فَدَخَلَ عَلَيْهِ فَقَالَ لَهُ جُعِلْتُ فِدَاكَ إِنِّي رَجُلٌ جَارُ مَسْجِدٍ لِقَوْمِي فَإِذَا أَنَا لَمْ أُصَلِّ مَعَهُمْ وَقَعُوا فِيَّ وَ قَالُوا هُوَ هَكَذَا وَ هَكَذَا فَقَالَ أَمَا لَئِنْ قُلْتَ ذَاكَ لَقَدْ قَالَ أَمِيرُ اَلْمُؤْمِنِينَ صلوات‌الله‌علیه مَنْ سَمِعَ اَلنِّدَاءَ فَلَمْ يُجِبْهُ مِنْ غَيْرِ عِلَّةٍ فَلاَ صَلاَةَ لَهُ فَخَرَجَ اَلرَّجُلُ فَقَالَ لَهُ لاَ تَدَعِ اَلصَّلاَةَ مَعَهُمْ وَ خَلْفَ كُلِّ إِمَامٍ. زراره گويد: روزى در خدمت امام باقر عليه السّلام نشسته بودم كه ناگاه مردى وارد شد و به آن حضرت عرض كرد: قربانت گردم! من در همسايگى مسجد قبيله‌ام خانه‌دارم. اگر با آنان نماز نگزارم پشت سر من حرف مى‌زنند و مى‌گويند: او چنين و چنان است. فرمود: تو چنين مى‌گويى درحالی‌که امير مؤمنان على صلوات‌الله‌علیه فرموده است: هر كس صداى اذان را بشنود و بدون علّت به نماز حاضر
نشود، نماز (كاملى) براى او نيست. مرد خارج شد و آن حضرت به او فرمود: نماز گزاردن با آنان در پشت سر هر امامی را رها مكن…

الکافي، ج:۳، ص:۳۷۲

روایات امام عدل

اما در رابطه با «امام عدل» در روایات (مانند دو روایتی که در ادامه می‌آید)، به امام جماعت مؤمن و شیعه و عادل، که دارای شرایط  امامت جماعت است  «امام عدل» گفته‌شده است:
۱. عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ عَنِ اَلْحَسَنِ بْنِ مَحْبُوبٍ عَنْ عُمَرَ بْنِ يَزِيدَ قَالَ: قُلْتُ لِأَبِي عَبْدِ الله عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ مَا تَقُولُ فِي اَلاِعْتِكَافِ  بِبَغْدَادَ فِي بَعْضِ مَسَاجِدِهَا فَقَالَ لاَ اِعْتِكَافَ إِلاَّ فِي مَسْجِدِ جَمَاعَةٍ قَدْ صَلَّى فِيهِ إِمَامٌ عَدْلٌ بِصَلاَةِ جَمَاعَةٍ وَ لاَ بَأْسَ أَنْ يُعْتَكَفَ فِي مَسْجِدِ اَلْكُوفَةِ وَ اَلْبَصْرَةِ وَ مَسْجِدِ اَلْمَدِينَةِ وَ مَسْجِدِ مَكَّةَ. عمر بن يزيد گويد: به امام صادق عليه السّلام گفتم: نظر شما در مورد اعتكاف در برخى از مساجد بغداد چيست‌؟ فرمود: اعتكاف جز در مسجد جامعى كه امام عادل در آن نماز جماعت گزارده، جايز نيست. اگر در مسجد كوفه، بصره، مسجد مدينه و مسجد مكه اعتكاف انجام شود، اشكالى ندارد.

الکافي، ج:۴، ص:۱۷۶

۲. مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ عُثْمَانَ بْنِ عِيسَى عَنْ سَمَاعَةَ قَالَ: سَأَلْتُهُ عَنْ رَجُلٍ كَانَ يُصَلِّي فَخَرَجَ اَلْإِمَامُ وَ قَدْ صَلَّى اَلرَّجُلُ رَكْعَةً مِنْ صَلاَةٍ فَرِيضَةٍ فَقَالَ إِنْ كَانَ إِمَاماً عَدْلاً فَلْيُصَلِّ أُخْرَى وَ يَنْصَرِفُ وَ يَجْعَلُهُمَا تَطَوُّعاً وَ لْيَدْخُلْ مَعَ اَلْإِمَامِ فِي صَلاَتِهِ كَمَا هُوَ وَ إِنْ لَمْ يَكُنْ  إِمَامٌ  عَدْلٌ فَلْيَبْنِ عَلَى صَلاَتِهِ كَمَا هُوَ… فَإِنَّ اَلتَّقِيَّةَ وَاسِعَةٌ وَ لَيْسَ شَيْءٌ مِنَ اَلتَّقِيَّةِ إِلاَّ وَ صَاحِبُهَا مَأْجُورٌ عَلَيْهَا إِنْ شَاءَ الله. سماعه گويد: از امام عليه السّلام پرسيدم: شخصى نماز مى‌گزارد، سپس امام جماعت حاضر مى‌شود، درحالى‌كه او يك ركعت از نماز واجب خود را خوانده است (چه وظيفه‌اى دارد؟) فرمود: اگر امام، عادل باشد، يك ركعت ديگر بخواند و سلام دهد و آن را نافله قرار دهد و با آن پيشنماز به جماعت وارد شود، و اگر امام عادل نبود، نماز خود را ادامه دهد…زيرا باب تقيّه گسترده است و انسان هرمقدار از تقيّه انجام دهد، به همان مقدار – ان شاء الله – پاداش خواهد برد.

الکافي، ج:۳، ص:۳۸۰

نکته مهم

نکته‌ ای دیگر: از این‌که راوی می پرسد: آیا مسجد کوفه گنجایش این مردم را دارد؟ و امام هم در جواب می فرمایند: ۴ مسجد بنا می‌شود و مسجد کوفه کوچک‌ترین آن هاست… می توان برداشت نمود که این دوازده امام جماعت، در یک زمان هستند، یعنی دوازده نماز جماعت مجزا با امام جماعت های عادل، در مسجد کوفه برگزار خواهد شد.  بحث دیگری که در روایت مورد نظر هست، بحث «خلیفة القائم عجّل الله تعالی فرجه» است، که باز هم واضح است که منظور از «خلیفة» در این گونه روایات، منظور کسی نیست که بعد از امام زمان، امام باشد و منظور وصی امام نیست، بلکه کسی است که به نمایندگی امام، در مسجد حیره نماز می خواند، کسی است که امام او را منصوب کرده است، از طرف امام است؛ مانند روایت ذیل:
أَقُولُ رُوِيَ فِي بَعْضِ مُؤَلَّفَاتِ أَصْحَابِنَا عَنِ اَلْحُسَيْنِ بْنِ حَمْدَانَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ إِسْمَاعِيلَ وَ عَلِيِّ بْنِ عَبْدِ الله اَلْحَسَنِيِّ عَنْ أَبِي شُعَيْبٍ وَ مُحَمَّدِ بْنِ نُصَيْرٍ عَنْ عَمْرِو بْنِ اَلْفُرَاتِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ اَلْمُفَضَّلِ عَنِ اَلْمُفَضَّلِ بْنِ عُمَرَ قَالَ: سَأَلْتُ سَيِّدِيَ اَلصَّادِقَ عَلَيْهِ السَّلاَمُ… قَالَ اَلْمُفَضَّلُ فَمَا يَصْنَعُ بِأَهْلِ مَكَّةَ قَالَ يَدْعُوهُمْ بِالْحِكْمَةِ وَ اَلْمَوْعِظَةِ اَلْحَسَنَةِ فَيُطِيعُونَهُ وَ يَسْتَخْلِفُ فِيهِمْ رَجُلاً مِنْ أَهْلِ بَيْتِهِ وَ يَخْرُجُ يُرِيدُ اَلْمَدِينَةَ… قَالَ اَلْمُفَضَّلُ يَا سَيِّدِي يُقِيمُ بِمَكَّةَ قَالَ لاَ يَا مُفَضَّلُ بَلْ يَسْتَخْلِفُ مِنْهَا رَجُلاً مِنْ أَهْلِهِ فَإِذَا سَارَ مِنْهَا وَثَبُوا عَلَيْهِ فَيَقْتُلُونَهُ فَيَرْجِعُ إِلَيْهِمْ فَيَأْتُونَهُ مُهْطِعِينَ مُقْنِعِي رُؤُسِهِمْ يَبْكُونَ وَ يَتَضَرَّعُونَ وَ يَقُولُونَ يَا مَهْدِيَّ آلِ مُحَمَّدٍ اَلتَّوْبَةَ اَلتَّوْبَةَ فَيَعِظُهُمْ وَ يُنْذِرُهُمْ وَ يَحْذَرُهُمْ وَ يَسْتَخْلِفُ عَلَيْهِمْ مِنْهُمْ خَلِيفَةً وَ يَسِيرُ فَيَثِبُونَ عَلَيْهِ بَعْدَهُ فَيَقْتُلُونَهُ.

بحار الأنوار الجامعة لدرر أخبار الأئمة الأطهار علیهم السلام ج ۵۳، ص ۱

توضیح حدیث

امام زمان صلوات الله علیه، ابتدا در مکه از اهل بیت خودشون، خلیفه ای قرار می دهند اما آن ها ایشان را می کشند، امام برمی گردند و اهل مکه توبه می‌کنند، سپس بار دیگر امام خلیفه ای از خودشون قرار میدهند، اهل مکه او را هم می کشند… بنابراین واضح است که خلیفه در این روایات به معنی امام بعد از امام زمان نیست، بلکه به‌عنوان نماینده ایشان است و به‌عنوان نائب و خلیفه ایشان در مکه…. جالب اینجاست که اتباع احمد بصری به همین حدیث اخیر هم استناد کرده اند و می گویند برای امامت و خلافت مهدیین است!! اما می‌بینید  که به وضوح خود حدیث می فرماید: خلیفه ای  که از اهل بیت امام است،‌را می کشند! یعنی ایشان زنده نمی ماند تا بخواهد بعد امام خلیفه به معنای وصی شود، بلکه ایشان فقط یک نماینده ی امام ع در شهر مکه هستند که شهید می شوند.

نکته مهم

همچنین است روایت مورد نظر، که امام جماعت مسجد حیره، خلیفه امام در آن مسجد است. البته نکته مهم دیگر آن‌که این فرقه و گروه، می‌خواهند از این حدیث، بگویند که این ۱۲ امام عدل، یعنی همان دوازده مهدی، و بنابراین در این حدیث، خلیفه قائم، عجل الله فرجه، غیر از آن ۱۲ امام عدل است؛ یعنی مهدیین میشوند ۱۳ نفر؛ بنابراین واضح است که اگر در حدیثی بگویند خلیفه امام زمان در فلان عمل، به معنای امام
بعد از ایشان نیست، بلکه به معنای نماینده و جانشین امام زمان در همان کار خاص است، چرا که امام زمان، حاکم هستند و به اقصی نقاط نماینده و حاکم می فرستند،‌ که به آن ها «خلیفه» گفته می‌شود یعنی نائب امام زمان در آن قسمت، نماینده امام زمان در آن قسمت؛ مانند جانشین هایی که رسول خدا می گماشتند در مدینه، هنگامی که به خارج از مدینه، مثلاً به جنگ  می رفتند و امیر المؤمنین هم، همراه ایشان بودند. واضح است که پیامبر خدا وقتی به جنگ به خارج مدینه می رفتند، برای خودشون در مدینه جانشین و خلیفه انتخاب می کردند که او هرگز به معنای وصی رسول خدا نیست. تمام مسلمانان قبول دارند که ابن ام مکتوم در حدود ۱۳ بار جانشین رسول خدا در مدینه بودند، (چون نابینا بود نمی توانست به جنگ بیاید) و اتفاقا مهم ترین کار ایشان در مدینه،‌ اقامه نماز جماعت بوده است. مگر آنکه نصی خاص مبنی بر خلافت و وصایت تامه و مطلق  موجود باشد. همچون هزاران نصوص قطعیه ای که درباره ی امیرالمؤمنین علیه السلام و ائمه ی طاهرین علیهم السلام موجود است؛ مثلاً: یا علی انت خلیفتي في کل مومن من بعدي  یا  خلفائي اثني عشر و…

نتیجه گیری

به طور خلاصه آن‌که: این حدیث دلالت واضح بر وجود و امامت این ۱۲ امام جماعت در این مساجد، در نفس زمان حضور امام مهدی علیه السلام می‌نماید، که از کثرت جمعیت، مسجدهای جدید بنا شده و این ۱۲ امام جماعت در آنها نماز می‌خوانند. پس این روایت در تعارض صریح با ادعای احمد بصری است که مهدیین را بعد از خود و از نسل و ذریه ی خود می‌داند که به ترتیب  بعد از  امام عصر  همه حکومت می‌نمایند.

دیدگاهتان را بنویسید