آیا روایت «لاَسْتَبْقَيْتُ نَفْسِي لِصَاحِبِ هَذَا اَلْأَمْرِ» متشابه است؟

دارالهدایه| در مقالات پیشین دریافتیم که اطاعت از یمانی نه تنها واجب نبوده، بلکه طبق برخی روایات هیچ چیزی مهم تر از نگهداری جان خود برای امام زمان عج وجود ندارد، در همین راستا فرقه مدعی یمانی تلاش نموده تا روایت مورد نظر را متشابه جلوه داده و حجیت آنرا مورد تردید قرار دهد. نوشتار حاضر به نقد و بررسی کلمات این جریان می پردازد.

 روایت  نگهداری جان

از جمله روایاتی که دال عدم وجوب پیوستن به یمانی می‌کند، روایت امام باقر علیه السلام دربارهٔ جنبش مشرقی است:

عَنْ أَبِي خَالِدٍ اَلْكَابُلِيِّ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ عَلَيْهِ السَّلاَمُ أَنَّهُ قَالَ: كَأَنِّي بِقَوْمٍ قَدْ خَرَجُوا بِالْمَشْرِقِ يَطْلُبُونَ اَلْحَقَّ فَلاَ يُعْطَوْنَهُ ثُمَّ يَطْلُبُونَهُ فَلاَ يُعْطَوْنَهُ فَإِذَا رَأَوْا ذَلِكَ وَضَعُوا سُيُوفَهُمْ عَلَى عَوَاتِقِهِمْ فَيُعْطَوْنَ مَا سَأَلُوهُ فَلاَ يَقْبَلُونَهُ حَتَّى يَقُومُوا وَ لاَ يَدْفَعُونَهَا إِلاَّ إِلَى صَاحِبِكُمْ قَتْلاَهُمْ شُهَدَاءُ أَمَا إِنِّي لَوْ أَدْرَكْتُ ذَلِكَ لاَسْتَبْقَيْتُ نَفْسِي لِصَاحِبِ هَذَا اَلْأَمْرِ. 

ابو خالد كابلى از امام باقر عليه السّلام روايت كرده است كه آن حضرت فرمود: گوئى مى‌بينم كه قومى در مشرق خروج كرده‌اند و خواستار حقّ‌اند ولى به ايشان داده نمى‌شود، باز خواستار آن مى‌شوند و به آنان داده نمى‌شود، پس چون چنين مى‌بينند شمشيرهاى خود را بر گردن خويش مى‌افكنند (آمادۀ كارزار مى‌شوند) پس آنچه مى‌طلبند به ايشان بدهند ولى ايشان از پذيرفتن آن خوددارى مى‌كنند تا اينكه قيام نمايند و آن را به كسى باز ندهند مگر به صاحب شما، كشتگانشان شهيدند، بدانيد اگر من خود آن را در مى‌يافتم حتما خود را براى صاحب اين امر نگاه مى‌داشتم». 

الغيبة (للنعماني)، ص ۲۷۳

ادعای احمد بصری

احمد بصری در رابطه با این روایت می‌گویند: «این روایت متشابه است و به هیچ وجه، دلالت بر راهنمایی مردم به دست‌کشیدن از یاری یمانی ندارد.»
نصيحة إلى طلبة الحوزات العلمية و إلى کل من يطلب الحق، ص٢۵

پاسخ به ادعا

در پاسخ باید گفت که این کلام به هیچ وجه درست نیست؛ زیرا دلالت این روایت بر اولویت صبر‌کردن و خروج با امام‌زمان علیه السلام، واضح است. قبل از ظهور امام‌زمان علیه السلام، برخی از پرچم‌های ممدوح، خروج می‌کنند که یاری‌کردن آن‌ها نیز توصیه شده است؛ ولی به‌خاطر منزلت و مقام خاص حضرت، طبیعتاً یاری‌رساندن به او، از همراهی غیر او افضل است؛ با این حال، چگونه ممکن است روایتی با چنین وضوحی را متشابه نامید؟ اگر این روایت بدیهی، نزد احمد بصری متشابه است، نزد ما در غایت بداهت است. جالب اینجاست، احمد‌بصری که ادعای امامت می‌کند و مدعی است که علم خود را از امام‌زمان علیه السلام فرا گرفته است، بر این باور است که این عبارت واضح، متشابه است و معنایش را نمی‌داند؛ در حالی که عبارتی که نزد مردم متشابه است، نباید نزد ائمه علیهم السلام متشابه باشد؛ زیرا همان‌گونه که علم به محکمات دارند، علم به متشابهات نیز نزد آن‌هاست و قرآن، در‌این‌باره شهادت می‌دهد:

هُوَ الَّذِی أَنْزَلَ عَلَیک الْکتَابَ مِنْهُ آیاتٌ مُحْکمَاتٌ هُنَّ أُمُّ الْکتَابِ وَأُخَرُ مُتَشَابِهَاتٌ فَأَمَّا الَّذِینَ فِی قُلُوبِهِمْ زَیغٌ فَیتَّبِعُونَ مَا تَشَابَهَ مِنْهُ ابْتِغَاءَ الْفِتْنَةِ وَابْتِغَاءَ تَأْوِیلِهِ وَمَا یعْلَمُ تَأْوِیلَهُ إِلَّا اللَّهُ وَالرَّاسِخُونَ فِی الْعِلْمِ یقُولُونَ آمَنَّا به‌کلٌّ مِنْ عِنْدِ رَبِّنَا وَمَا یذَّکرُ إِلَّا أُولُو الْأَلْبَابِ؛ او کسی است که این کتاب [آسمانی] را بر تو نازل کرد. قسمتی از آن، آیات محکم [صریح و روشن] است که اساس این کتاب است و هر‌گونه پیچیدگی در آیات دیگر، با مراجعه به این‌ها برطرف می‌گردد و قسمتی از آن متشابه است [آیاتی که به‌خاطر بالا‌بودن سطح مطلب و جهات دیگر، در نگاه اول، احتمالات مختلفی در آن می‌رود؛ ولی با توجه به آیات محکم، تفسیر آن‌ها آشکار می‌گردد] اما آن‌ها که در دل‌هایشان انحراف است، به‌دنبال متشابهات‌اند تا فتنه ‌انگیزی کنند و مردم را گمراه سازند و تفسیر نادرستی برای آن می‌طلبند؛ در حالی که تفسیر آن‌ها را جز خدا و راسخان در علم نمی‌دانند: آن‌ها که به‌دنبال فهم و درک اسرار همۀ آیات قرآن در پرتو علم و دانش الهی می‌گویند: «ما به‌همۀ آن ایمان آوردیم، همه از طرف پروردگار ماست.» جز صاحبان عقل، متذکر نمی‌شوند و این حقیقت را درک نمی‌کنند. ‌[آل عمران:۷] 

علم امامان به متشابهات

در ذیل این آیۀ قرآن، روایت زیر صادر شده است:

عَنْ بُرَيْدِ بْنِ مُعَاوِيَةَ عَنْ أَحَدِهِمَا عَلَيْهِمَا اَلسَّلاَمُ : فِي قَوْلِ اَللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ: «وَ مٰا يَعْلَمُ تَأْوِيلَهُ إِلاَّ اَللّٰهُ وَ اَلرّٰاسِخُونَ فِي اَلْعِلْمِ» فَرَسُولُ اَللَّهِ صَلَّى اَللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ أَفْضَلُ اَلرَّاسِخِينَ فِي اَلْعِلْمِ قَدْ عَلَّمَهُ اَللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ جَمِيعَ مَا أَنْزَلَ عَلَيْهِ مِنَ اَلتَّنْزِيلِ وَ اَلتَّأْوِيلِ وَ مَا كَانَ اَللَّهُ لِيُنْزِلَ عَلَيْهِ شَيْئاً لَمْ يُعَلِّمْهُ تَأْوِيلَهُ وَ أَوْصِيَاؤُهُ مِنْ بَعْدِهِ يَعْلَمُونَهُ كُلَّهُ وَ اَلَّذِينَ لاَ يَعْلَمُونَ تَأْوِيلَهُ إِذَا قَالَ اَلْعَالِمُ فِيهِمْ بِعِلْمٍ فَأَجَابَهُمُ اَللَّهُ بِقَوْلِهِ: «يَقُولُونَ آمَنّٰا بِهِ كُلٌّ مِنْ عِنْدِ رَبِّنٰا» وَ اَلْقُرْآنُ خَاصُّ وَ عَامٌّ وَ مُحْكَمٌ وَ مُتَشَابِهٌ وَ نَاسِخٌ وَ مَنْسُوخٌ  فَالرَّاسِخُونُ فِي اَلْعِلْمِ يَعْلَمُونَهُ. 

بريد بن معاويه از يكى از دو امام (باقر يا صادق عليهما السّلام) روايت كرده در تفسير قول خداى عز و جل: «و نمى‌داند تأويل آن را جز خدا و راسخون در علم»[ آل عمران:۶] فرمودند: رسول الله افضل راسخون در علم است، خداى عز و جل به او آموخته است هر چه را بر او فرو فرستاده از تنزيل و تأويل. خدا چيزى را كه تأويل آن را نمى‌دانست به وى نازل نمى‌كرد و اوصياء پس از وى هم همه آن را مى‌دانند و آن كسانى كه تأويل آن را نمى‌دانند چون عالم راسخ در علم كه ميان آنها است از روى علم به آن‌ها بگويد، خدا پذيرش آنها را اعلام كرده به قول خود كه: «مى‌گويند ما بدان ايمان داريم همه آن از نزد پروردگار ما است». قرآن خاص دارد و عام، محكم دارد و متشابه، ناسخ دارد و منسوخ و راسخان در علم همه را مى‌دانند. 

الکافي، ج۱، ص۲۱۳

در این روایت تصریح شده که علم به متشابهات، نزد اوصیای رسول‌الله صل الله علیه و آله است. حال احمد‌بصری که ادعا دارد وصی پیامبر است، باید همانند سایر اوصیای ایشان، علم به متشابهات داشته باشد، نه اینکه به آن‌ها جاهل باشد.  در نتیجه، عبارت مورد نظر، نه تنها هیچ توجیهی برای یاری‌رساندن به یمانی ندارد؛ بلکه بر آن دلالت دارد که یاری‌رساندن به امام‌زمان علیه السلام، بهتر از یاری‌رساندن به غیر اوست و عقل حکم می‌کند که از میان خوب و خوب‌تر، خوب‌تر را انتخاب کنیم.

دلالت زمانی روایت «لاَسْتَبْقَيْتُ نَفْسِي»

از جمله ادعاهای اتباع احمد بصری در رابطه با روایت «لاَسْتَبْقَيْتُ نَفْسِي» این است که می‌گویند: «روایت، دلالت بر حفظ نفس می‌کند تا اینکه حرکت امام‌زمان علیه السلام شروع شود و شروع حرکت امام‌زمان، با شروع حرکت یمانی کلید می‌خورد.» 

دراسة في شخصية الیماني الموعود، ص۸۸

این سخن باطل است؛ زیرا خروج یمانی قبل از امام‌زمان علیه السلام خواهد بود، نه در ابتدای ظهورشان. یمانی، تنها یک علامت همانند علائم دیگر است که بر نزدیکی ظهور امام‌زمان علیه السلام دلالت می‌کند و آنچه در روایت مطلوب است، حفظ نفس جهت پیوستن و یاری‌رساندن به امام‌زمان علیه السلام است. اگر چیزی که اتباع احمد بصری می‌گویند، مقصود روایت باشد، هیچ معنایی برای فرمایش امام: «لاَسْتَبْقَيْتُ نَفْسِي لِصَاحِبِ هَذَا اَلْأَمْرِ»، تصور نمی‌شود؛ زیرا حال کسانی که روایت دربارۀ آن‌ها سخن می‌گوید همانند حال یمانی است: آن‌ها مثل یمانی، پرچمشان را به امام‌زمان علیه السلام خواهند داد و از یاران حضرت خواهند بود.

دعوت شخصی امام باقر(علیه السلام)

همچنین دربارۀ فرمایش امام‌باقر علیه السلام می‌گویند: «امام‌باقر دربارۀ خودشان سخن گفته و می‌فرمایند که اگر من آن زمان را درک کنم نفس خودم را برای صاحب امر نگه می‌دارم. امام علیه السلام نمی‌گویند: هرکس که آن زمان را درک کند، نفس خود را برای صاحب امر نگه دارد، امام‌باقر علیه السلام نسبت به فرمایششان آگاه‌ترند. اهل‌بیت علیهم السلام از کلامشان اهدافی دارند که نمی‌توان آن را درک کرد؛ مگر با توفیق الهی.»
دراسة فی شخصية اليماني الموعود، ص۸۹

در پاسخ می‌گوییم که ریشۀ این کلام، از تحریف کلام اهل‌بیت علیهم السلام نشأت گرفته که عادت اتباع احمد‌بصری است. شکی نیست که چنانچه امام‌باقر علیه السلام قصد داشته باشند شیعیان را به یاری و پیوستن به حرکت منظور امر کنند، نمی‌فرمایند که نفسم را برای صاحب امر نگه می‌دارم؛ زیرا ظاهر کلام ایشان بر این دلالت دارد که بقای نفس، برای امام‌زمان علیه السلام بر همۀ شیعیان أولیٰ و افضل از یاری‌رساندن به این حرکت و حرکات مشابه است؛ چنانچه امام‌باقر علیه السلام در صدد تبیین یک تکلیف خاص به خود و مغایر با تکالیف سایر شیعیان باشد، باید برای راوی تبیین کند تا شیعیان به اشتباه نیفتند و گمان نکنند که این، تکلیف آن‌ها نیز هست و ترک یک امر واجب صورت بگیرد. به‌علاوه، اگر این تکلیف، مختص امام بوده باشد و تکلیف شیعیان مغایر با آن باشد، چه فایده‌ای برای ذکر‌کردن آن برای راوی وجود دارد و حال آنکه هیچ تکلیفی متوجه راوی نیست؟

تطابق مضمونی روایت

همخوانی روایت «لاَسْتَبْقَيْتُ نَفْسِي» با روایاتی که امر به‌سکون و عدم خروج با هر پرچمی قبل از ظهور می‌کنند: در برخی از روایات اشاره به سکون و عدم همراهی جنبش های قبل از امام زمان می‌کنند، از جمله این روایات می‌توان به روایت ذیل اشاره کرد:
عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنْ صَفْوَانَ بْنِ يَحْيَى عَنْ عِيصِ بْنِ اَلْقَاسِمِ قَالَ سَمِعْتُ أَبَا عَبْدِ اَللَّهِ عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ يَقُولُ:… إِذَا كَانَ رَجَبٌ فَأَقْبِلُوا عَلَى اِسْمِ اَللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ وَ إِنْ أَحْبَبْتُمْ أَنْ تَتَأَخَّرُوا إِلَى شَعْبَانَ فَلاَ ضَيْرَ وَ إِنْ أَحْبَبْتُمْ أَنْ تَصُومُوا فِي أَهَالِيكُمْ فَلَعَلَّ ذَلِكَ أَنْ يَكُونَ أَقْوَى لَكُمْ وَ كَفَاكُمْ   بِالسُّفْيَانِيِّ عَلاَمَةً.
عيص بن قاسم گويد: شنيدم امام صادق (عليه السّلام) می‌فرمود: هر گاه ماه رجب فرا رسید، به نام خدا رو بیاورید و اگر تا ماه شعبان به تأخیر انداختید، اشكالی ندارد و حتی اگر دوست دارید که روزه‌هایتان را پیش خانواده و اهل خود بگیرید، شاید برای شما بهتر باشد و برای شما، خروج سفیانی به‌عنوان علامت آن روز، كافی است.

الکافي، ج۸، ص۲۶۴

در این روایت، حضرت می‌فرمایند که شیعیان می‌توانند تا ماه رمضان صبر کنند و به اعمال خویش بپردازند؛ حال اینکه اگر پیوستن به یمانی و پرچم‌های دیگری که هم‌زمان با یمانی خروج می‌کنند واجب بود، دیگر دستور به تأخیر‌انداختن و صبر‌کردن در یاری رسانی، معنا و مفهومی نداشت.

روایات مشابه
در روایات دیگر آمده است:

مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ اَلْحُسَيْنِ عَنْ عَبْدِ اَلرَّحْمَنِ بْنِ أَبِي هَاشِمٍ عَنِ اَلْفَضْلِ اَلْكَاتِبِ قَالَ: كُنْتُ عِنْدَ أَبِي عَبْدِ اَللَّهِ عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ…  قَالَ لاَ تَبْرَحِ اَلْأَرْضَ يَا فَضْلُ حَتَّى يَخْرُجَ اَلسُّفْيَانِيُّ فَإِذَا خَرَجَ اَلسُّفْيَانِيُّ فَأَجِيبُوا إِلَيْنَا يَقُولُهَا ثَلاَثاً وَ هُوَ مِنَ اَلْمَحْتُومِ. 

از فضل كاتب گويد من نزد امام صادق(عليه السّلام)بودم… فرمودد: اى فضل از جاى خود حركت مكن تا سفيانى خروج كند و چون سفيانى خروج كرد بسوى ما رو آوريد – اين جمله را سه بار تكرار كرد – و اين از نشانه‌هاى حتمى است. 

الکافي، ج۸، ص۲۷۴

عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ عُثْمَانَ بْنِ عِيسَى عَنْ بَكْرِ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ سَدِيرٍ قَالَ قَالَ أَبُو عَبْدِ اَللَّهِ عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ : يَا سَدِيرُ اِلْزَمْ بَيْتَكَ وَ كُنْ حِلْساً مِنْ أَحْلاَسِهِ وَ اُسْكُنْ مَا سَكَنَ اَللَّيْلُ وَ اَلنَّهَارُ فَإِذَا بَلَغَكَ أَنَّ اَلسُّفْيَانِيَّ قَدْ خَرَجَ فَارْحَلْ إِلَيْنَا وَ لَوْ عَلَى رِجْلِكَ. 

از سدير گويد: امام صادق (عليه السّلام) فرمودند: ای سدير! ملازم خانه‌ات باش و مانند یکی از فرش‌هایی که در خانه‌ات افتاده است، در خانه باش و مادامی که شب و روز ساکن هستند، تو نیز ساکن باش. هرگاه شنیدی که سفیانی خروج کرده است، تو نیز به‌سوی حضرت حجت علیه السلام روان شو؛ حتی اگر مسیری طولانی را پیاده طی کنی که به او برسی.

الکافي، ج۸، ص۲۶۴

أَبِي بَصِيرٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اَللَّهِ عَلَيْهِ السَّلاَمُ قَالَ إِنَّهُ قَالَ لِي أَبِي عَلَيْهِ السَّلاَمُ: لاَ بُدَّ لِنَارٍ مِنْ آذَرْبِيجَانَ لاَ يَقُومُ لَهَا شَيْءٌ وَ إِذَا كَانَ ذَلِكَ فَكُونُوا أَحْلاَسَ بُيُوتِكُمْ وَ أَلْبِدُوا مَا أَلْبَدْنَا فَإِذَا تَحَرَّكَ مُتَحَرِّكُنَا فَاسْعَوْا إِلَيْهِ وَ لَوْ حَبْواً… 

ابو بصير از امام صادق عليه السّلام روايت كرده كه آن حضرت فرمودند: «پدرم – امام باقر عليه السّلام – به من فرمودند: ناگزير آتشى از ناحيۀ آذربايجان زبانه خواهد كشيد كه هيچ چيز در مقابلش نتواند ايستاد، چون چنين شود خانه‌نشين باشيد (بى‌طرف بمانيد) و تا آنگاه كه ما در خانه نشسته‌ايم شما نيز خانه‌نشين باشيد و چون كسى كه از طرف ما حركت مى‌كند فعّاليت خود را آغاز كرد، به سوى او بشتابید (به هر نحو ممكن) اگر چه بر دست و زانو… 

الغيبة (للنعماني)، ج۱، ص۱۹۴

از مجموع این روایات روشن می‌شود که ائمۀ اطهار علیهم السلام همیشه به شیعیان هشدار می‌دادند که با اقدامات مسلحانۀ  قبل از قیام امام‌زمان علیه السلام همراهی نکنند؛ حتی اگر این اقدام حق باشد. به آن‌ها دستور می‌دادند که در خانه‌های خود بمانند تا زمانی که امام‌زمان علیه السلام خروج کنند و ایشان را همراهی کنند.

از واضح‌ترین روایاتی که بر آنچه گفتیم دلالت می‌کند، روایت زیر است:

اَلْحُسَيْنِ بْنِ خَالِدٍ قَالَ: قُلْتُ لِأَبِي اَلْحَسَنِ اَلرِّضَا (عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ): إِنَّ  عَبْدَ اَللَّهِ بْنَ بُكَيْرٍ كَانَ يَرْوِي حَدِيثاً وَ يَتَأَوَّلُهُ، وَ أَنَا أُحِبُّ أَنْ أَعْرِضَهُ عَلَيْكَ. فَقَالَ: مَا ذَلِكَ اَلْحَدِيثُ قُلْتُ: قَالَ اِبْنُ بُكَيْرٍ: حَدَّثَنِي  عُبَيْدُ بْنُ زُرَارَةَ قَالَ: كُنْتُ عِنْدَ  أَبِي عَبْدِ اَللَّهِ (عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ) أَيَّامَ خُرُوجِ  مُحَمَّدِ بْنِ عَبْدِ اَللَّهِ بْنِ اَلْحَسَنِ، إِذْ دَخَلَ عَلَيْهِ رَجُلٌ مِنْ أَصْحَابِنَا، فَقَالَ لَهُ: جُعِلْتُ فِدَاكَ، إِنَّ  مُحَمَّدَ بْنَ عَبْدِ اَللَّهِ قَدْ خَرَجَ، وَ أَجَابَهُ اَلنَّاسُ، فَمَا تَقُولُ فِي اَلْخُرُوجِ مَعَهُ فَقَالَ  أَبُو عَبْدِ اَللَّهِ (عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ): اُسْكُنْ مَا سَكَنَتِ اَلسَّمَاءُ وَ اَلْأَرْضُ. فَقَالَ  عَبْدُ اَللَّهِ بْنُ بُكَيْرٍ: فَإِذَا كَانَ اَلْأَمْرُ هَكَذَا وَ لَمْ يَكُنْ خُرُوجٌ مَا سَكَنَتِ اَلسَّمَاءُ وَ اَلْأَرْضُ، فَمَا مِنْ قَائِمٍ وَ لاَ مِنْ خُرُوجٍ. فَقَالَ  أَبُو اَلْحَسَنِ (عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ): صَدَقَ  أَبُو عَبْدِ اَللَّهِ (عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ) ، وَ لَيْسَ اَلْأَمْرُ عَلَى مَا تَأَوَّلَهُ  اِبْنُ بُكَيْرٍ إِنَّمَا قَالَ  أَبُو عَبْدِ اَللَّهِ (عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ) اُسْكُنُوا مَا سَكَنَتِ اَلسَّمَاءُ مِنَ اَلنِّدَاءِ، وَ اَلْأَرْضُ مِنَ اَلْخَسْفِ بِالْجَيْشِ.

حسين بن خالد گفته است: به حضرت رضا عليه السّلام عرض كردم: عبد اللّه بن بكير حديثى روايت كرده، آن را تأويل مى‌كرد و من دوست دارم كه آن را به شما عرضه كنم. امام عليه السّلام فرمودند: آن حديث چيست‌؟ من عرض كردم: ابن بكير گفت: عبيد بن زراره روايت كرد كه من در روزگار قيام محمد بن عبد اللّه بن حسن نزد حضرت صادق عليه السّلام بودم كه ناگاه مردى از اصحابمان به نزد ايشان آمد و عرض كرد: جانم فدايت! محمّد بن عبد اللّه قيام كرده و مردم او را پذيرفته‌اند، نظر شما دربارۀ قيام به همراه او چيست‌؟ حضرت صادق عليه السّلام فرمودند: تا آسمان و زمين آرام است، آرام باش و عبد اللّه بن بكير گفت: اگر چنين باشد و تا آسمان و زمين آرام است، قيامى نباشد: نه قيام‌كننده‌اى خواهد بود و نه هيچ قيامى. حضرت رضا عليه السّلام فرمودند: حضرت صادق عليه السّلام درست فرموده‌اند ولى موضوع چنان نيست كه ابن بكير تأويل كرده است. همانا حضرت صادق عليه السّلام فرموده است: تا آسمان از فرياد و زمين از فرو رفتن لشكر آرام باشد، آرام باشيد. 

الأمالي (للطوسي)، ج۱، ص۴۱۲

سید

دیدگاهتان را بنویسید