بررسی حدیث هشتم کتاب چهل حدیث مهدیین
دارالهدایه| ناظم العُقیلی که یکی از نمایندگان رسمی مدعی یمانی میباشد، جهت اثبات عقیده جریان خود، مبنی بر وجود ۱۲ امام از فرزندان امام مهدی(عج)، کتابی به نام «چهل حدیث در مورد مهدیین و فرزندان قائم (ع)» تالیف نموده، که در آن کتاب به زعم خود به چهل حدیث در اثبات دوازده امام بعد از امام مهدی (عج) اشاره میکند؛ وی مدعی است:
ادعای ناظم درباره مهدیین
۱.امامت در ۱۲ امام محصور نیست. ۲.مهدیین بعد از امام زمان (عج) مقام وصایت و امامت دارند. ۳.مهدیین همان عترت و فرزندان امام زمان (عج) هستند.
حدیث هشتم مهدیین
یکی دیگر از احادیثی که ناظم العقيلی در کتاب «چهل حدیث در مورد مهدیین و فرزندان قائم (ع)» جهت اثبات ادعاهای سه گانه خود به عنوان حدیث هشتم به آن استناد نموده است، حدیث ذیل میباشد: عن كعب الأحبار قال: هم اثنا عشر فإذا كان عند انقضائهم فيجعل مكان اثنى عشر اثنا عشر مثلهم و كذلك وعد الله هذه الأمة فقرأ «وَعَدَ اللَّهُ الَّذِينَ آمَنُوا مِنْكُمْ وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ لَيَسْتَخْلِفَنَّهُمْ فِي الْأَرْضِ كَمَا اسْتَخْلَفَ الَّذِينَ مِنْ قَبْلِهِمْ» و كذلك فعل ببني إسرائيل. ترجمه: کعب الاحبار گوید: آنها دوازده نفر هستند پس زمانی که هنگام پایان آنها رسد به جای آن دوازده نفر، دوازده نفر مثل آنان را قرار میدهد و این چنین خدا این امت را وعده داد. سپس این آیه را خواند «وَعَدَ اللَّهُ الَّذِينَ آمَنُوا مِنْكُمْ وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ لَيَسْتَخْلِفَنَّهُمْ فِي الْأَرْضِ كَمَا اسْتَخْلَفَ الَّذِينَ مِنْ قَبْلِهِمْ» و همین طور خدا با بنی اسرائیل انجام داد.
تفسیر ابن أبي حاتم، ج: ٨، ص: ٢۶٢٨
نکته اول
عبارات فوق، حدیث نبوده بلکه گفتار کعب الأحبار یکی از جاعلان معروف حدیث میباشد. او ابو اسحاق کعب بن ماتع حمیری یمانی، معروف به کعب الأحبار است. امام باقر (ع) ضمن حدیثی او را دروغگو خوانده اند: عَنْ زُرَارَةَ قَالَ: كُنْتُ قَاعِداً إِلَى جَنْبِ أَبِي جَعْفَرٍ عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ وَ هُوَ مُحْتَبٍ مُسْتَقْبِلُ اَلْكَعْبَةِ فَقَالَ أَمَا إِنَّ اَلنَّظَرَ إِلَيْهَا عِبَادَةٌ فَجَاءَهُ رَجُلٌ مِنْ بَجِيلَةَ يُقَالُ لَهُ عَاصِمُ بْنُ عُمَرَ فَقَالَ لِأَبِي جَعْفَرٍ عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ إِنَّ كَعْبَ اَلْأَحْبَارِ كَانَ يَقُولُ إِنَّ اَلْكَعْبَةَ تَسْجُدُ لِبَيْتِ اَلْمَقْدِسِ فِي كُلِّ غَدَاةٍ فَقَالَ أَبُو جَعْفَرٍ عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ فَمَا تَقُولُ فِيمَا قَالَ كَعْبٌ فَقَالَ صَدَقَ اَلْقَوْلُ مَا قَالَ كَعْبٌ فَقَالَ أَبُو جَعْفَرٍ عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ كَذَبْتَ وَ كَذَبَ كَعْبُ اَلْأَحْبَارِ مَعَكَ وَ غَضِبَ.
ترجمه: زراره گويد: در كنار امام باقر عليه السّلام نشسته بودم كه آن حضرت در مقابل كعبه روى پاى مباركش نشسته و زانوهايش را در بغل گرفته بود، فرمود : هان! نگاه به كعبه عبادت است. ناگاه مرد بجلى – به نام عاصم بن عمر – نزد حضرتش آمد و گفت: كعب الأحبار مىگفت: كعبه در هر صبحگاه براى بيت المقدس سجده مىكند. امام باقر عليه السّلام فرمود: نظر تو دربارۀ سخن كعب چيست؟ گفت: راست گفته، سخن همان است كه كعب گفته است. آن حضرت فرمود: تو دروغ گفتى و كعب الأحبار نيز با تو دروغ گفته است. آنگاه حضرتش خشمگين شد…
مضافا این که «تفسیر ابن أبي حاتم» از منابع عامه بوده و هیچگونه حجیتی بر شیعیان ندارد. همین نکته اول برای بطلان استدلال ناظم العقیلی به حدیث هشتم کفایت میکند أما نکات و اشکالات بیشتری را بیان مینماییم. ناظم العقیلی از ابتدای کتاب «چهل حدیث در مورد مهدیین و فرزندان قائم (ع)» تا کنون قادر به اثبات امامت مهدیین و فرزندی آنها برای امام زمان (ع) از احادیث نشده است لذا به ناچار تمسک به سخنان افرادی چون «کعب الأحبار» کرده تا بلکه بتوانند در تایید فرقه خود سخن پراکنی نموده و عوام الناس را در دام خویش گرفتار نمایند.
نکته دوم
جالب این است «کعب الأحبار» ک، گفتار خویش را به پیامبر (ص) نسبت نمیدهد اما ناظم العقیلی اصرار دارد که او این خبر را از پیامبر (ص) نقل نموده و عبارات «کعب الأحبار» را تحت عنوان «الحدیث الثامن/حدیث هشتم» در کتابش ذکر میکند.
نکته سوم
این قول کعب الأحبار را «شیخ صدوق ره» در «خصال» (به جهت الزام عامه به وجود دوازده خلیفه بوسیله ی اقوال خود آنها) ذکر نموده است؛ اما با این حال میبینیم که هیچ کلامی از دو گروه دوازده نفره در آن نیست و تنها به دوازده خلیفه ی الهی اشاره میکند. البته ناظم نیز به این مطلب استشهاد کرده است؛ اما این سند در حقیقت نقض ادعای ناظم و نقض نقل عامه از کلام کعب الأحبار است و ثابت میکند که بنابر اصح حتی در کلام کعب هم تنها به دوازده خلیفه اشاره شده است و نه دو گروه دوازده نفره. حَدَّثَنَا أَبُو اَلْقَاسِمِ قَالَ حَدَّثَنَا أَبُو عَبْدِ اَللَّهِ قَالَ حَدَّثَنَا اَلْحَسَنُ بْنُ عَلِيٍّ قَالَ حَدَّثَنَا اَلْوَلِيدُ بْنُ مُسْلِمٍ قَالَ حَدَّثَنَا صَفْوَانُ بْنُ عَمْرٍو عَنْ شُرَيْحِ بْنِ عُبَيْدٍ عَنْ عَمْرٍو اَلْبَكَّائِيِّ عَنْ كَعْبِ اَلْأَحْبَارِ : قَالَ فِي اَلْخُلَفَاءِ هُمُ اِثْنَا عَشَرَ فَإِذَا كَانَ عِنْدَ اِنْقِضَائِهِمْ وَ أَتَى طَبَقَةٌ صَالِحَةٌ مَدَّ اَللَّهُ لَهُمْ فِي اَلْعُمُرِ كَذَلِكَ وَعَدَ اَللَّهُ هَذِهِ اَلْأُمَّةَ ثُمَّ قَرَأَ وَعَدَ اَللّهُ اَلَّذِينَ آمَنُوا مِنْكُمْ وَ عَمِلُوا اَلصّالِحاتِ لَيَسْتَخْلِفَنَّهُمْ فِي اَلْأَرْضِ كَمَا اِسْتَخْلَفَ اَلَّذِينَ مِنْ قَبْلِهِمْ قَالَ وَ كَذَلِكَ فَعَلَ اَللَّهُ بِبَنِي إِسْرَائِيلَ وَ لَيْسَتْ بِعَزِيزٍ أَنْ تَجْمَعَ هَذِهِ اَلْأُمَّةَ يَوْماً أَوْ نِصْفَ يَوْمٍ وَ إِنَّ يَوْماً عِنْدَ رَبِّكَ كَأَلْفِ سَنَةٍ مِمّا تَعُدُّونَ.
عمرو بكائى از كعب الاحبار نقل مىكند كه در بارۀ خلفا گفت:آنان دوازده نفرند كه وقتى به پايان رسيدند و طبقۀ شايستهاى سر كار آمدند،خداوندعمر آنان را طولانى مىكند، خداوند به اين امت چنين وعده داده است، سپس اين آيه را خواند: «خداوند به كسانى كه ايمان آوردهاند و كارهاى شايسته انجام دادهاند، وعده داده كه آنان را جانشينان زمين كند همان گونه كه كسانى را كه پيش از آنان بودند جانشينان كرده بود»او گفت: خداوند با بنى اسرائيل هم چنين كرد و دشوار نيست كه اين امت را يك روز و يا يك نصف روز يك جا جمع كند. «و همانا يك روز نزد پروردگارت مانند هزار سال است از آنچه مىشمرند».
توضیح روایت
مراد از عبارت «عند انقضائهم/ هنگام پایان آنها»، زمان حضرت مهدی (ع) میباشد که در پایان ائمه (ع) قرار دارند، نه این که مراد بعد از حضرت مهدی (ع) باشد. اگر مراد بعد از ایشان میبود باید گفته میشد «بعد انقضائهم». مضافاً که این آیه بر اساس روایات مرتبط با امام زمان (ع) میباشد لذا این هم قرینهی دیگری است که عبارت «عند انقضائهم/ هنگام پایان آنها» به معنای آنچه در بالا گفته شد میباشد. و همچنین مراد از عبارت «طبقة صالحه/ گروه صالحی»، ۳۱۳ یار امام زمان (ع) میباشند؛ زیرا در روایتی آیه فوق را در مورد قائم (ع) و اصحاب او ذکر کردهاند: حَدَّثَنَا أَحْمَدُ بْنُ مُحَمَّدِ بْنِ سَعِيدٍ اِبْنُ عُقْدَةَ قَالَ حَدَّثَنَا أَحْمَدُ بْنُ يُوسُفَ بْنِ يَعْقُوبَ اَلْجُعْفِيُّ أَبُو اَلْحَسَنِ مِنْ كِتَابِهِ قَالَ حَدَّثَنَا إِسْمَاعِيلُ بْنُ مِهْرَانَ قَالَ حَدَّثَنَا اَلْحَسَنُ بْنُ عَلِيِّ بْنِ أَبِي حَمْزَةَ عَنْ أَبِيهِ وَ وُهَيْبٍ عَنْ أَبِي بَصِيرٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اَللَّهِ عَلَيْهِ السَّلاَمُ: فِي مَعْنَى قَوْلِهِ عَزَّ وَ جَلَّ- وَعَدَ اَللّهُ اَلَّذِينَ آمَنُوا مِنْكُمْ وَ عَمِلُوا اَلصّالِحاتِ لَيَسْتَخْلِفَنَّهُمْ فِي اَلْأَرْضِ كَمَا اِسْتَخْلَفَ اَلَّذِينَ مِنْ قَبْلِهِمْ وَ لَيُمَكِّنَنَّ لَهُمْ دِينَهُمُ اَلَّذِي اِرْتَضى لَهُمْ وَ لَيُبَدِّلَنَّهُمْ مِنْ بَعْدِ خَوْفِهِمْ أَمْناً يَعْبُدُونَنِي لا يُشْرِكُونَ بِي شَيْئاً قَالَ نَزَلَتْ فِي اَلْقَائِمِ وَ أَصْحَابِهِ.
ترجمه
ابو بصير از امام صادق عليه السّلام روايت كرده كه در معنى فرمايش خداى تعالى كه مىفرمايد« وَعَدَ اَللّهُ اَلَّذِينَ آمَنُوا مِنْكُمْ وَ عَمِلُوا اَلصّالِحاتِ » …:خداوند به كسانى از شما كه ايمان آورده و كردار شايسته نمايند وعده فرموده است كه آنان را حتما خلافت در روى زمين بخشد همان گونه كه پيشينيان را خلافت بخشيد و دين پسنديدۀ آنان را كه بر ايشان بدان راضى بود بر همۀ اديان پيروز گرداند و آنان را پس از هراسشان از دشمنان ايمنى بخشد و تنها مرا پرستش كنند و چيزى را با من شريك قرار ندهند «آن حضرت فرمود:اين آيه در بارۀ حضرت قائم و ياران او نازل شده است».
الغيبة (للنعماني)، ج: ۱، ص: ۲۴۰
نکته چهارم
این تفسیر به رأی و شخصی «کعب الأحبار» از آیه صحیح نیست و مخالف روایات است. باز هم تکرار می کنیم که اصلاً نیازی نیست که به این تفسیر بپردازیم و باطل بودن آن را نشان بدهیم، این تفسیر از اهل بیت نیست و بنابراین هیچ حجیتی و اهمیتی ندارد، اصلاً چه کسی به کعب الأحبار اجازه تفسیر قرآن داده است؟ اتباع با چه رویی تفسیر قرآن را از کعب الأحبار یهودی میگیرند؟ اما با این حال، می خواهیم اثبات کنیم که علاوه بر این مطالب، این تفسیر باطل میباشد؛ زیرا طبق تفاسیر و روایات اهل بیت علیهم السلام، منظور از « کسانی که به آن ها وعده داده شده است»، خود دوازده امام میباشند، و منظور از «کما استخلف الذین من قبلهم» انبیاء و اوصیاء انبیاء گذشته میباشند؛ اما این تفسیر «کعب الأحبار» و «ناظم العقیلی» دقیقا مخالف این روایات است؛ زیرا هر دوی آنها تصریح میکنند که منظور آنست که دوازده نفر و بعد از آنها دوازده نفر دیگر میآیند. کعب الأحبار میگوید: به جای آن دوازده نفر، دوازده نفر مثل آن ها میآیند. ناظم العقیلی، تفسیر کعب الأحبار را به مهدیین تفسیر کرده است؛ یعنی ناظم العقیلی گروه اول «لنستخلفنهم» را دوازده مهدی دانسته است و گروه گذشته «کما استخلف الذین من قبلهم» را دوازده امام و حال آنکه صریح روایات و واقع بر خلاف این مطلب است و این استخلاف را منحصر و خاص در وجود ائمه علیهم السلام بیان کرده است و اقوام گذشته را انبیا گذشته معرفی نموده است و هیچ حرفی از خلافت احدی جز ۱۲ امام علیهم السلام در میان نیست. به نمونه هایی از این روایات اشاره میشود:
روایت مورد بحث
وَ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ قَالَ… لَقَدْ قَالَ اَللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ فِي كِتَابِهِ لِوُلاَةِ اَلْأَمْرِ مِنْ بَعْدِ مُحَمَّدٍ صَلَّى اَللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ خَاصَّةً: «وَعَدَ اَللّهُ اَلَّذِينَ آمَنُوا مِنْكُمْ وَ عَمِلُوا اَلصّالِحاتِ لَيَسْتَخْلِفَنَّهُمْ فِي اَلْأَرْضِ كَمَا اِسْتَخْلَفَ اَلَّذِينَ مِنْ قَبْلِهِمْ » إِلَى قَوْلِهِ «فَأُولئِكَ هُمُ اَلْفاسِقُونَ » يَقُولُ أَسْتَخْلِفُكُمْ لِعِلْمِي وَ دِينِي وَ عِبَادَتِي بَعْدَ نَبِيِّكُمْ كَمَا اِسْتَخْلَفَ وُصَاةَ آدَمَ مِنْ بَعْدِهِ حَتَّى يَبْعَثَ اَلنَّبِيَّ اَلَّذِي يَلِيهِ: «يَعْبُدُونَنِي لا يُشْرِكُونَ بِي شَيْئاً» يَقُولُ يَعْبُدُونَنِي بِإِيمَانٍ لاَ نَبِيَّ بَعْدَ مُحَمَّدٍ صَلَّى اَللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ فَمَنْ قَالَ غَيْرَ ذَلِكَ «فَأُولئِكَ هُمُ اَلْفاسِقُونَ» فَقَدْ مَكَّنَ وُلاَةَ اَلْأَمْرِ بَعْدَ مُحَمَّدٍ بِالْعِلْمِ وَ نَحْنُ هُمْ فَاسْأَلُونَا فَإِنْ صَدَقْنَاكُمْ فَأَقِرُّوا وَ مَا أَنْتُمْ بِفَاعِلِينَ.
امام باقر عليه السّلام فرمودند… خداى عز و جل در كتاب خود نسبت به امامان بعد از محمد صلّى اللّه عليه و اله بالخصوص فرموده: «وعده داده خدا به آن كسانى كه گرويدند و كارهاى شايسته كردند كه آنها را در زمين جانشين كند چنانچه كسانى كه پيش از آنها بودند جانشين كرد(نور/۵۴)» تا آنجا كه فرمايد: (و توانا كند آنها را بر دينى كه برايشان پسنديده و به جاى ترس به آنها آسودگى دهد تا مرا بپرستند و هيچ چيز را شريك من ندانند و هركس بعد از آن كافر شود) «آنان همان فاسقانند» مىفرمايد: شما را جانشين كردهام براى علم خود و دين خود و عبادت خودم پس از پيامبر خودم چنانچه جانشين نمودم اوصياء آدم عليه السّلام را بعد از او تا مبعوث شد آن پيامبر بزرگى كه دنبال او بود «مرا بپرستند و هيچ چيز را برايم شريك نياورند» مىفرمايد: مرا بپرستند با عقيده به اينكه بعد از محمد صلّى اللّه عليه و آله پيامبرى نيست و هركس جز آن گويد از فاسقان است محققاً امامان بعد از محمد صلّى اللّه عليه و اله را توانائى علمى داده، و ما از آنهائيم پس از ما بپرسيد، اگر به شما راست گفتيمپس اقرار كنيد به امامت ما و شما اين كار را نكنيد.
روایت دیگر
اَلْحُسَيْنُ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ مُعَلَّى بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ اَلْوَشَّاءِ عَنْ عَبْدِ اَللَّهِ بْنِ سِنَانٍ قَالَ: سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اَللَّهِ عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ عَنْ قَوْلِ اَللَّهِ جَلَّ جَلاَلُهُ: «وَعَدَ اَللّهُ اَلَّذِينَ آمَنُوا مِنْكُمْ وَ عَمِلُوا اَلصّالِحاتِ لَيَسْتَخْلِفَنَّهُمْ فِي اَلْأَرْضِ كَمَا اِسْتَخْلَفَ اَلَّذِينَ مِنْ قَبْلِهِمْ» قَالَ هُمُ اَلْأَئِمَّةُ. عبد اللّه بن سنان مىگويد:امام صادق عليه السّلام در تفسير قول خداوند«خداوند از ميان شما كسانى را كه ايمان آورده و كارهاى شايسته انجام دادند وعده داده است كه در زمين،آنها را به حكومت رساند چنانچه پيشينيان آنها به حكومت گماشت (نور/۵۵)» فرمود: ايشان ائمه هستند.
در نقل مرحوم استرابادی از مرحوم کلینی، عبارت فوق اینگونه میباشد: قَالَ مُحَمَّدُ بْنُ يَعْقُوبَ رَحِمَهُ اَللَّهِ رَوَى اَلْحُسَيْنُ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ مُعَلَّى بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ اَلْوَشَّاءِ عَنْ عَبْدِ اَللَّهِ بْنِ سِنَانٍ قَالَ: سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اَللَّهِ عَلَيْهِ السَّلاَمُ
عَنْ قَوْلِ اَللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ وَعَدَ اَللّهُ اَلَّذِينَ آمَنُوا مِنْكُمْ وَ عَمِلُوا اَلصّالِحاتِ لَيَسْتَخْلِفَنَّهُمْ فِي اَلْأَرْضِ كَمَا اِسْتَخْلَفَ اَلَّذِينَ مِنْ قَبْلِهِمْ قَالَ نَزَلَتْ فِي عَلِيِّ بْنِ أَبِي طَالِبٍ وَ اَلْأَئِمَّةِ مِنْ وُلْدِهِ عَلَيْهِمُ السَّلاَمُ. یعنی آیه درباره امام علی (ع) و ائمه از فرزندانش(ع) نازل شده شده است. تأويل الآيات الظاهرة في فضائل العترة الطاهرة، ج: ۱، ص: ۳۶۵
دیگر روایات
امیرالمومنین (ع) ضمن روایتی این آیه را در مورد ائمه (ع) دانسته و فرمودند: تَفْسِيرُ اَلنُّعْمَانِيِّ، فِيمَا رَوَاهُ عَنْ أَمِيرِ اَلْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلاَمُ قَالَ:… فَقَالَ سُبْحَانَهُ وَعَدَ اَللّهُ اَلَّذِينَ آمَنُوا مِنْكُمْ وَ عَمِلُوا اَلصّالِحاتِ إِلَى قَوْلِهِ:
لا يُشْرِكُونَ بِي شَيْئاً وَ هَذَا إِنَّمَا يَكُونُ إِذَا رَجَعُوا إِلَى اَلدُّنْيَا… امیرالمؤمنين (ع) فرمودند:… و این مربوط به زمانی میباشد که به دنیا رجعت نمودند…
بحار الأنوار الجامعة لدرر أخبار الأئمة الأطهار علیهم السلام، ج: ۵۳، ص: ۱۱۸
مرحوم «شیخ حر عاملی» در کتاب «الإیقاظ»، پس از ذکر این آیه چنین میگوید: قد وَرَدَت أحاديثُ كثيرةٌ بِتفسيرِها فى الرَّجعةِ، عَلى أنَّها نصٌّ فى ذلكَ . . . و قد تَقَدَّمَ نَقلُ الطبرسي اجماعَ العترةِ الطاهرةِ عَلى تفسيرِ هذهِ الآيةِ بالرَّجعةِ احادیث بسیاری وارد شده که تفسیر آیه را در رجعت بیان میکند مضافا این که آیه، نصّ در آن است [و تصریح در رجعت دارد]… و سابقاً از «مرحوم طبرسی» نقل کردیم که عترت طاهرة اجماعاً، این آیه را به رجعت تفسیر کردهاند.
الإيقاظ من الهجعة بالبرهان على الرجعة، صفحه: ۱۰۷
با دقت در معنای آیه نیز کاملا مشخص میگردد که این وعده الهی به ائمه (ع) مربوط به زمان رجعت میباشد؛ زیرا استخلاف و جانشینی در زمین به همراه استقرار تشیع و یکتا پرستی در عالم هستی ــ آن هم بدون هیچگونه ترس و خوفی ــ فقط در عصر ظهور امام زمان (ع) و دوران رجعت ائمه (ع) محقق میگردد.