دارالهدایه| ناظم العُقیلی که یکی از نمایندگان رسمی مدعی یمانی می‌باشد، جهت اثبات عقیده جریان خود، مبنی بر وجود ۱۲ امام از فرزندان امام مهدی(عج)، کتابی به نام  «چهل حدیث در مورد مهدیین و فرزندان قائم (ع)» تالیف نموده، که در آن کتاب به زعم خود به چهل حدیث در اثبات دوازده امام بعد از امام مهدی (عج) اشاره می‌کند؛ وی مدعی است:

ادعای ناظم العقیلی درباره مهدیین

۱.امامت در ۱۲ امام محصور نیست. ۲.مهدیین بعد از امام زمان (عج) مقام وصایت و امامت دارند. ۳.مهدیین همان عترت و فرزندان امام زمان (عج) هستند.

حدیث هفتم چهل حدیث مهدیین

یکی دیگر از احادیثی که ناظم العقيلی در کتاب «چهل حدیث در مورد مهدیین و فرزندان قائم (ع)» جهت اثبات ادعاهای سه گانه خود به عنوان حدیث هفتم به آن استناد نموده است، حدیث ذیل می‌باشد: مُحَمَّدُ بْنُ عَبْدِ اَللَّهِ بْنِ جَعْفَرٍ اَلْحِمْيَرِيُّ عَنْ أَبِيهِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَبْدِ اَلْحَمِيدِ وَ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ اَلْفُضَيْلِ عَنْ أَبِي حَمْزَةَ عَنْ أَبِي عَبْدِ اَللَّهِ عَلَيْهِ السَّلاَمُ فِي حَدِيثٍ طَوِيلٍ أَنَّهُ قَالَ: يَا أَبَا حَمْزَةَ إِنَّ مِنَّا بَعْدَ  اَلْقَائِمِ  أَحَدَ  عَشَرَ  مَهْدِيّاً مِنْ وُلْدِ اَلْحُسَيْنِ عَلَيْهِ السَّلاَمُ. امام صادق (ع) در حدیثی طولانی فرمودند: ای ابا حمزه! همانا از ما بعد از قائم، یازده مهدی از فرزندان حسین علیه السلام است.

الغيبة (للطوسی)، ج:۱، ص:۴۷۸

نکاتی حول روایت

نکته اول

در این حدیث فقط سخن از وجود یازده مهدی از فرزندان امام حسین (ع) پس از قائم به میان آمده است و هیچ دلالتی بر فرزندی مهدیین نسبت به امام زمان (ع) و مقام امامت آنان ندارد.

تنبیه مهم

اگر روایات مهدیین را ناظر به رجعت همان ائمه ی اثنی عشر بدانیم  دلیل امامت آن‌ها در خود ادله ی امامت است نه در این روایات مهدیین و روایات مهدیین تنها اشاره ی به رجعت آنها می‌نماید و اگر مهدیین را طیفی از اصحاب امام عصر عجل الله تعالی فرجه الشریف بدانیم و شخصیت‌هایی غیر از ائمه ی اثنۍعشر، باز این روایات هیچ کدام  دلالت به امامت این مهدیین نمی‌نماید.

نکته دوم

ناظم العقیلی پس از ذکر حدیث فوق می‌گوید: مقصود و مراد از قائم، در اين روايت اولین مهدی از ذريه ی امام مهدی (ع) است، که بعد از ايشان يازده مهدی هستند، همان‌طور که در روايات قبل توضيح داده شده [منظور ناظم روایت ششم کتاب چهل حدیث است]، بعد از امام مهدی (محمد بن حسن عسکری) دوازده مهدی است، نه يازده مهدی. پس هيچ تعارض و تناقضی بین روايات نيست. ناظم العقیلی، قائم در روایت فوق را  بر مهدی اول تطبیق می‌دهد و سپس اشاره‌ای به روایت قبل ـ یعنی حدیث ششم کتاب چهل حدیث مهدیین ـ کرده و به این طریق  تعارض بین این روایت و روایت (دوازده مهدی بعد از قائم) را حل می‌کند. اما غافل از این که در روایت قبل ـ یعنی حدیث ششم ـ مراد از قائم، امام کاظم (ع) است و آن حدیث مربوط به فرقه واقفیه بوده که شرح مفصل آن در بخش قبل بیان شد. بنابراین ادعای ناظم العقیلی ـ مبنی بر این که مراد از قائم در حدیث هفتم، مهدی اول می‌باشد ـ سخنی گزاف و بدون دلیل می‌باشد و همچنان تعارض حدیث هفتم با احادیث دیگر مهدیین که دلالت بر وجود دوازده مهدی بعد از قائم دارد، بر جای باقی می‌ماند. آنچه مسلم است آنست که اطلاق لقب و نام  «قائم» در تمامی روایات تنها بر یک شخص صادق است و او کسی نیست جز امام دوازدهم شیعیان اثنی عشر ، حجة بن الحسن العسکری عجل الله تعالی فرجه الشریف و لا غیر.

تصریح به وجود یک قائم

اهل بیت علیهم السلام نیز تاکید کرده اند که تنها یک قائم وجود دارد: ﻋﻦ ﺯﺭﺍﺭﺓ ﻋﻦ ﺃﺑﻲ ﻋﺒﺪ ﺍﻟﻠﻪ ﻉ ﻓﻲ ﻗﻮﻝ ﺍﻟﻠﻪ «وَ تِلْكَ الْأَيَّامُ نُداوِلُها بَيْنَ النَّاسِ» قَالَ مَا زَالَ مُنْذُ خَلَقَ اللَّهُ آدَمَ دَوْلَةٌ لِلَّهِ وَ دَوْلَةٌ لِإِبْلِيسَ
فَأَيْنَ دَوْلَةُ اللَّهِ أَمَا هُوَ قَائِمٌ وَاحِدٌ.
امام صادق عليه السلام در باره آيه «وَتِلْكَ الأيَّامُ نُدَاوِلُهَا بَيْنَ النَّاسِ» فرمود: از زمانی كه خداوند، حضرت آدم را خلق كرده است، دو دولت وجود داشته است: يكی دولت خداوند و ديگری دولت ابليس. پس دولت خداوند تعالي كجاست؟ آگاه باشيد كه صاحب دولت خدا کسی نیست جز یک قائم واحد.

تفسير العياشي، ج‏:١، ص:١٩٩

نکته حول روایت

اکنون این مطلب را باید دانست که در برخی از روایات از تمامی ائمه ی معصوم به عنوان مهدی یا قائم یاد شده است اما نکته ی مهم آنست که استعمال و وجود این صفت و عنوان در سایر ائمه به عنوان معنای لغوی و صفتی آنست، نه به عنوان شایع و نام مشهور و صفت مصطلح برای آنان. و انصراف این صفت برای قائم (عج) در همان روایات نیز تاکید شده است؛ به این معنا که خوداهل بیت (ع )تاکید کرده اند که هر چند تمام ما ائمه از حیث معنایی  قائم بامر الله هستیم زیرا  اقامه ی شریعت الهی به دست ماست  و لذا در ادعیه و زیارات خطاب به تمام ائمه ع میخوانیم : القوامون بامره  یا اشهد انک قد اقمت الصلاه و… و یا صفت مهدی که تمام ائمه (ع) مصداق اتم و اکمل معنای مهدی میباشند و لذا در زیارت جامعه میخوانیم: و اشهد انکم الائمه الراشدون المهدیون المعصومون…  اما با تمام این موارد خود اهل‌بیت (ع) در همان روایات تاکید کرده اند که انصراف صفت قائم و اصطلاح و شهرت آن  به عنوان یک لقب و نام تنها در مورد قائم یک نفر صادق است و او همان موعود همیشگی و قائم معروف و مهدی مشهور است که با صفت یملا الارض قسطا و عدلا شناخته میشود و شخص و شخصیت او یک نفر بیشتر نیست و صدها رویات او را به عینه نص فرموده اند که قائم و مهدی  کسی نیست جز حجة بن الحسن العسکری (ع). به عنوان نمونه می‌توان به این روایات اشاره کرد:

روایات اهل بیت در اینباره

روایت اول

اَلْحُسَيْنُ بْنُ مُحَمَّدٍ اَلْأَشْعَرِيُّ عَنْ مُعَلَّى بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ اَلْوَشَّاءِ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ عَائِذٍ عَنْ أَبِي خَدِيجَةَ عَنْ أَبِي عَبْدِ اَللَّهِ عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ: أَنَّهُ سُئِلَ عَنِ  اَلْقَائِمِ فَقَالَ كُلُّنَا قَائِمٌ بِأَمْرِ اَللَّهِ وَاحِدٌ بَعْدَ وَاحِدٍ حَتَّى يَجِيءَ صَاحِبُ اَلسَّيْفِ فَإِذَا جَاءَ صَاحِبُ اَلسَّيْفِ جَاءَ بِأَمْرٍ غَيْرِ اَلَّذِي كَانَ. از امام صادق درباره قائم سؤال شد؛ فرمود: همه ما قائم به امر خداوند هستیم، یکی پس از دیگری، تا این‌که صاحب شمشیر بیاید. وقتی او آمد چیزی متفاوت با آن‌چه بوده خواهد آورد.

الکافي، ج:۱، ص:۵۳۶

روایت دوم

عَنْ عَبْدِ الْعَظِيمِ بْنِ عَبْدِ اللَّهِ الْحَسَنِيِّ قَالَ: قُلْتُ لِمُحَمَّدِ بْنِ عَلِيِّ بْنِ مُوسَى إِنِّي لَأَرْجُوكَ أَنْ تَكُونَ الْقَائِمَ مِنْ أَهْلِ بَيْتِ مُحَمَّدٍ الَّذِي يَمْلَأُ الْأَرْضَ قِسْطاً وَ عَدْلًا كَمَا مُلِئَتْ جَوْراً وَ ظُلْماً فَقَالَ ع يَا أَبَا الْقَاسِمِ مَا مِنَّا إِلَّا قَائِمٌ بِأَمْرِ اللَّهِ وَ هادي [هَادٍ] إِلَى دِينِ اللَّهِ وَ لَكِنَّ الْقَائِمَ الَّذِي يُطَهِّرُ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ بِهِ الْأَرْضَ مِنْ أَهْلِ الْكُفْرِ وَ الْجُحُودِ وَ يَمْلَأُهَا عَدْلًا وَ قِسْطاً هُوَ الَّذِي يَخْفَى عَلَى النَّاسِ وِلَادَتُهُ وَ يَغِيبُ عَنْهُمْ شَخْصُهُ وَ يَحْرُمُ عَلَيْهِمْ تَسْمِيَتُهُ وَ هُوَ سَمِيُّ
رَسُولِ اللَّهِ ص وَ كَنِيُّهُ وَ هُوَ الَّذِي تُطْوَى لَهُ الْأَرْضُ وَ يَذِلُّ لَهُ كُلُّ صَعْبٍ يَجْتَمِعُ إِلَيْهِ مِنْ أَصْحَابِهِ عَدَدُ أَهْلِ بَدْرٍ ثَلَاثُمِائَةٍ وَ ثَلَاثَةَ عَشَرَ رَجُلًا مِنْ أَقَاصِي الْأَرْضِ وَ ذَلِكَ قَوْلُ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَ‏ أَيْنَ ما تَكُونُوا يَأْتِ بِكُمُ اللَّهُ جَمِيعاً إِنَّ اللَّهَ عَلى‏ كُلِّ شَيْ‏ءٍ قَدِيرٌ فَإِذَا اجْتَمَعَتْ لَهُ هَذِهِ الْعِدَّةُ مِنْ أَهْلِ الْإِخْلَاصِ أَظْهَرَ أَمْرَهُ فَإِذَا أُكْمِلَ لَهُ الْعَقْدُ وَ هِيَ عَشَرَةُ ألف [آلَافِ‏] رَجُلٍ خَرَجَ بِإِذْنِ اللَّهِ فَلَا يَزَالُ يَقْتُلُ أَعْدَاءَ اللَّهِ حَتَّى يَرْضَى اللَّهُ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى قَالَ عَبْدُ الْعَظِيمِ قُلْتُ لَهُ يَا سَيِّدِي وَ كَيْفَ يَعْلَمُ أَنَّ اللَّهَ قَدْ رَضِيَ قَالَ يُلْقِي فِي قَلْبِهِ الرَّحْمَةَ وَ الْحَدِيثَ بِتَمَامِهِ.

ترجمه روایت

از حضرت عبد العظيم روايت نموده كه گفت: به حضرت امام جواد (ع) عرض كردم: من اميدوارم قائم آل محمد كه مى‏ آيد و زمين را پر از عدل و داد می‌كند چنان كه پر از ظلم و ستم شده باشد، شما باشيد. فرمود: اى ابو القاسم! هر يك از ما ائمه براى پيشرفت فرمان خدا قيام كرده‌ايم و راهنماى دين الهى می‌باشيم ولى آن قائم كه خداوند بوسيله او زمين را از دست كفار و منكران گرفته و پر از عدل و داد ميكند من نيستم. او كسى
است كه ولادتش بر مردم پوشيده خواهد ماند و خودش غائب مى‏ شود و افشاى نامش حرام است. او در نام و كنيه همنام پيغمبر خداست. اوست كه زمين برايش هموار می‌گردد، و هر امر دشوارى برايش آسان مى‏شود، و سيصد و سيزده تن از يارانش به تعداد نفرات لشكر اسلام در جنگ بدر از نقاط دور زمين در اطرافش گرد آيند. چنان كه خداوند در اين آيه شريفه می‌فرمايد: «أَيْنَ ما تَكُونُوا يَأْتِ بِكُمُ اللَّهُ جَمِيعاً. إِنَّ اللَّهَ عَلى‏ كُلِّ شَيْ‏ءٍ قَدِيرٌ». چون اين عده در نزد وى اجتماع كنند، كار او بالا گيرد و بعد از آنكه پيمان وفادارى ميان او و يارانش كه ده هزار مرد می‌باشند، منعقد گرديد، بفرمان الهى قيام می‌نمايد و چندان از دشمنان خدا را بقتل رساند كه خداوند خشنود گردد. عرض كردم: آقا! چگونه بدانيم خداوند خشنود شده است؟ فرمود: خداوند رحمتى بدل وى می‌فرستد و او ميداند كه ديگر خداوند از كشتن آن همه دشمنان دين خشنود شده است.

كفاية الأثر في النص على الأئمة الإثني عشر، ص: ۲۸۲

توضیح روایت

همانطور که در روایات فوق مشاهده می‌فرمایید، هر کدام از ائمه طاهرین عليهم السلام می‌فرمایند همه ی ما اهل‌بیت این صفت قائم به امر الله بودن را داریم اما باز می‌فرمایند آن قائم با عنوان معروف و مشهور و شخص منصرف از قائم  و آن قائم مورد نظر و منصرف به اذهان  و موعود همیشگی و آن‌که صاحب شمشیر است و قاتل اعداء است  و خصوصا صاحب صفت مخصوص و معروف  «يملأ الارض قسطا و عدلا» میباشد، او  تنها یک نفر است، که من نیستم بلکه او فرزند من است. فلذا با دقت در روایات یادشده روشن می‌شود که استعمال این دو واژه بر سایر پیشوایان معصوم (ع)، کاربرد عام و شایعِ و مصطلح این دو لفظ نیست؛ بلکه واژه‌های مورد نظر در مواردی خاص به صورت محدود و با قرینه، بر سایر امامان معصوم نیز اطلاق می‌شود و به عنوان صدق معنا و مفهوم لغوی و نیکوی این صفات، بر آن حضرات منطبق میگردد و نه به نام و لقب شایع و مصطلح.

نکته مهم

در حالی که کاربریِ عام و شایعِ واژه‌های یادشده چیز دیگری است که و در هر زمان و هر کلامی که این دو واژه بدون قرینه به کار برده می‌شوند، آن معنای خاص از آن اراده می‌شود. آن معنای خاص امام موعودی است که قیام به سیف می‌کند و دنیا را از عدل و داد سرشار می‌نماید؛ به تعبیر دیگر، با کثرت استعمال این دو لفظ در امام حجة بن الحسن المهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف و اطلاق همیشگی آن بر ایشان واژه‌های یادشده به  «عَلَم» برای آن حضرت تبدیل شده‌اند و در لسان روایات نیز همواره اطلاق این دو واژه به این نامِ عَلَم و این شخصیت واحد مد نظر میباشد و وقتی به صورت مطلق به کار می‌روند، از آن امام مهدی (عج) به ذهن متبادر می‌شود و این مطلب روشنی است که با اندک مراجعه به روایات قابل فهم است. به عنوان نمونه وقتی در روایات گفته می‌شود قیام قائم نشانه‌هایی دارد، یا نشانه‌های قیام قائم به محتوم و غیرمحتوم تقسیم می‌شوند، یا این‌که قائم دو غیبت خواهد داشت، یا این‌که قائم شباهت‌هایی با انبیا دارد، یا این‌ که پیامبر گرامی اسلام به ظهور مهدی بشارت داده‌اند، یا این‌که به فرموده آن حضرت، مهدی از فرزندان اوست، یا در روایات بیان شده که مهدی از نسل امام علی و فاطمه زهرا است و یا مهدی از نسل حسین است و… در همه این روایات، مقصود از قائم و مهدی همان شخصیت معهود – یعنی امام دوازدهم – است و به همین دلیل بوده که وقتی که پیشوایان معصوم از ظهور مهدی یا نشانه‌های ظهور او یا شباهت‌هایی که او با انبیا دارد و یا ویژگی‌هایی که حکومت او دارد سخن می‌گفتند، اصحابشان این پرسش را مطرح نمی‌کردند که مقصود شما از مهدی و قائم کیست، مهدی اول است یا دوم یا سوم و… این نشان از آن دارد که در ذهن کسانی که در عصر صدور این روایات می‌زیسته‌اند نیز این مطلب مسلّم بوده است که همه این روایات ناظر به شخصیتی خاص است.

نکته سوم

ناظم العقیلی در ادامه چنین می‌گوید:  چه بسا لقب قائم و يا مهدی بر هر يک از ذریه ی امام مهدی (ع) گذاشته شود، همان‌گونه که امام صادق (ع) در روایتی، در مورد فضلیت کوفه فرمودند: «و در آن قائم و قائمان بعد از او، خواهند بود» (و فیها یکون قائمه و القوام من بعده). پس آنان [یعنی فرزندان امام زمان(ع) ] قائمان بعد از قائم (ع) بر امت می‌باشند و هر یک از مهدیین، قائم و مهدی و امام و حجت واجب الاطاعه است. او در این عبارات با تمسک به حدیث امام صادق (ع) می‌کوشد تا اطلاق نام قائم را بر فرزندان امام زمان (ع) صحیح جلوه دهد اما همانطور که مشاهده می‌کنید در حدیث  «و فیها یکون قائمه و القوام من بعده» هیچ سخنی از مهدیین و فرزندان امام زمان (ع) به میان نیامده است لذا ادعای ناظم العقیلی ــ در مورد اطلاق لقب قائم بر فرزندان امام زمان (ع) با تمسک به عبارت (القوام من بعده) ــ سخن گزافی بیش نیست.

نکته چهارم

اطلاق لفظ قائم بر امامان دوازده گانه (ع) در روایات دیده می‌شود لذا مراد امام صادق (ع) از عبارت (و القوام من بعده)، رجعت ائمه (ع) پس از امام زمان (ع) می‌باشد. در روایات فراوانی به رجعت امامان (ع) پس از امام زمان (ع) اشاره شده است که به تعدادی از این روایات اشاره می‌کنیم:

عنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ (ع)‏ سُئِلَ عَنِ الرَّجْعَةِ، أَ حَقٌّ هِيَ؟ قَالَ نَعَمْ، فَقِيلَ لَهُ: مَنْ أَوَّلُ مَنْ يَخْرُجُ‏؟ قَالَ الْحُسَيْنُ‏ يَخْرُجُ عَلَى أَثَرِ الْقَائِمِ (عج)…  ترجمه: از امام صادق (ع) در مورد رجعت سوال شد که آیا حق است؟ حضرتش فرمودند: بله، به ایشان گفتند: اولین کسی که خارج می‌شود کیست؟ حضرت فرمودند: حسین (ع) است که به دنبال قائم (عج) خارج می‌شود…

بحار الأنوار،ج:۵۳،ص:۱۰۳

عن أَبی عَبْدِ اللَّهِ (ع)‏ . . . أَوَّلُ‏ مَنْ يَنْفُضُ عَنْ رَأْسِهِ‏ التُّرَابَ الْحُسَيْنُ بْنُ عَلِيٍّ (ع) فِي خَمْسَةٍ وَ سَبْعِينَ أَلْفاً وَ هُوَ قَوْلُهُ‏ تَعَالَى‏ (إِنَّا لَنَنْصُرُ رُسُلَنا وَ الَّذِينَ آمَنُوا فِي الْحَياةِ الدُّنْيا). ترجمه: امام صادق (ع) فرمودند: … اولین نفری که [رجعت نموده و] خاک از سرش پاک می‌کند حسین بن علی (ع) است، همراه هفتاد وپنج هزار نفر، و به آیه‌ای [در مورد رجعت] اشاره فرمودند (همانا ما رسولانمان وکسانی که ایمان آوردند را، در حیات دنیا یاری می‌کنیم)…

بحار الأنوار،ج:۵۳،ص:۱۰۶

ودیا در ادعیه خطاب به امامان (ع) می‌گوییم: . . . مُقِرٌّ بِرَجْعَتِكُمْ‏ لَا أُنْكِرُ لِلَّهِ قُدْرَة  . . . ترجمه: به رجعت شما اقرار دارم و برای خدا قدرتی را انکار نمی‌کنم.

بحار الأنوار،ج:۵۳، ص:۹۷

. . . وَ أَنَ‏ رَجْعَتَكُمْ‏ حَقٌّ لَا رَيْبَ فِيهَا  . . .  ترجمه: و همانا رجعت شما حق است، شکی در آن نیست.

بحار الأنوار،ج:۵۳، ص:۱۱۷

. . . أَنِّي بِكُمْ مُؤْمِنٌ وَ بِإِيَابِكُم‏  . . . ترجمه: همانا من به شما و بازگشت شما ایمان دارم.

بحار الأنوار،ج:۵۳،ص:۹۲

خلاصه مطلب

در روایت هفتم کتاب چهل حدیث مهدیینِ ناظم العقیلی  فقط سخن از وجود یازده مهدی از فرزندان امام حسین (ع) پس از قائم به میان آمده است و هیچ دلالتی بر فرزندی مهدیین نسبت به امام زمان (ع) و مقام امامت آنان ندارد. ناظم العقیلی، قائم در روایت هفتم را بر مهدی اول تطبیق می‌دهد اما در هیچ نص روایی چنین تطبیقی وجود ندارد. و عنوان قائم اگر در روایات بدون قرینه بیان شود اختصاص به امام مهدی (عج) دارد و هر کسی ادعای قائمیت کند، دروغگوست. در روایات بسیاری به رجعت ائمه (ع) پس از امام زمان (ع) اشاره شده و بر اساس احادیث دیگر  همه امامان قائم به امر الهی هستند، بنابراین مراد از عبارت  «والقوام من بعده» رجعت امامان (ع) می‌باشد.

دیدگاهتان را بنویسید