دارالهدایه| در بررسی ادعای جریان احمد بصری درباره وحدت شخصیت یمانی و مهدی اول، این گروه استدلال می‌کنند که در صورت تفاوت این دو شخصیت، لازم است مهدی اول به عنوان یکی از مهدیین دوازده‌گانه بر یمانی حجت باشد. بر اساس این دیدگاه، مهدی اول در این صورت نقش رهبر اصلی در فرآیند ظهور را ایفا خواهد کرد و یمانی به عنوان یاری‌دهنده عمل خواهد نمود. این در حالی است که در منابع روایی شیعه، توصیفات متفاوتی از نقش و جایگاه یمانی ارائه شده است. این مقاله به بررسی دقیق این ادعا، تحلیل مستندات هر دو دیدگاه و مقایسه آن با روایات معتبر خواهد پرداخت تا امکان ارزیابی علمی این مسئله فراهم آید.

ادعای یگانگی یمانی  و مهدی اول

ادعای اتباع احمد بصری درباره وحدت شخصیت یمانی و مهدی اول، چنین است که اگر مهدی اول و یمانی یکی نباشند، لازم است یکی از این دو، بر دیگری حجت باشد همچنین می‌گویند نظر به اینکه امامان و مهدیین دوازده‌گانه که مهدی اول نیز یکی از آنهاست حجت‌های خدا بر تمام خلایق هستند، اگر این دو نفر یک شخصیت نباشند، مهدی اوّل بر یمانی نیز حجّت خواهد بود و اوست که رهبر زمینه‌ساز ظهور امام علیه السلام می‌شود؛ به این ترتیب، یمانی، یاری‌کنندۀ آن رهبر زمینه‌ساز خواهد شد و چنین سخنی صحیح نیست؛ زیرا یمانی زمینه‌ساز اصلی و فرماندۀ حرکت ظهور مقدس است؛ بنابراین می‌بایست مهدی اول، همان یمانی و یمانی، همان مهدی اوّل باشد.

جواب به ادعا

در جواب می‌گوییم که این سخنان بسیار سُست‌ و بی‌ارزش است؛ زیرا از زمان امامان معصوم علیهم السلام تا به امروز، شیعیان هرگز نگفته‌اند که پس از ائمه، دوازده مهدی از فرزندان امام‌مهدی علیهم السلام خواهند آمد. ضمن اینکه، این سخن مخالف احادیث صحیح و متواتری است که تعداد امامان علیهم السلام را تنها دوازده نفر می‌داند که اولین آنان، امیر‌المؤمنین، علی‌بن‌ابی‌طالب علیه السلام و آخرین آنان، مهدی منتظَر است. در نتیجه، مهدی اوّل چه در زمان ظهور و چه غیر آن، هرگز وجود نخواهد داشت تا تردید شود که آیا او همان یمانی است یا شخصی دیگر است؟ اگر از تمام روایاتی که ائمه علیهم السلام دربارۀ دوازده امام نقل کرده‌اند چشم پوشی کنیم و از باب جدل بپذیریم که پس از امام‌مهدی علیه السلام، دوازده مهدی عهده‌دار امر امامت خواهند شد، باید گفت که چنین سخنی مستلزم وجود مهدی اول در عصر ظهور نیست؛ زیرا ممکن است، او ده سال یا بیست سال پس از ظهور متولد شود. اینکه احمد‌اسماعیل خود را مهدی اول دانسته نیز بی‌ارزش است؛ زیرا نه تنها ادعایی صرف و بی‌دلیل است، بلکه دلیل قوی برخلاف آن وجود دارد. صرف نظر از اینکه احمد‌اسماعیل ارتباط نَسَبی با امام‌زمان علیه السلام ندارد، مهدی اول حتی اگر وجود خارجی داشته باشد فرزند بلافصل امام‌مهدی علیه السلام است، نه از نوادگانِ نوادگانش؛ چنان‌که احمد‌اسماعیل ادعا می‌کند و می‌پندارد که امام‌زمان علیه السلام جدّ چهارم اوست. این فرد، حتی شایستگی امامت در نماز را هم ندارد و صرفاً فردی عامّی است و خطاهای او در قرائت آیات قرآن نیز فراوان و فاحش است؛ حتی بسیاری از کودکان مسلمان دچار آن اشتباهات نمی‌شوند؛ پس چگونه پیروی از او لازم است؟

مهدی اول یا یمانی

حتی اگر از همۀ این مباحث صرف نظر کنیم و بگوییم که مهدی اول در زمان ظهور وجود خواهد داشت، هیچ دلیلی نداریم که او را همان یمانی بدانیم. اشکالی ندارد که این دو نفر، دو شخصیت متفاوت باشند. مهدی اوّل، یکی از فرزندان امام‌مهدی علیه السلام باشد و یمانی هم یکی از رهبرانی باشد که به یاری امام‌زمان علیه السلام برمی‌خیزند. این دو منافاتی با هم ندارند. اینکه اتباع احمد اسماعیل ادعا کرده اند که اگر این دو نفر، یک شخصیت نباشند، لازم می‌آید که مهدی اوّل رهبر انقلاب زمینه‌سازی باشد و یمانی دارای مقام دوم شود و یاری‌گر او باشد، این برداشت صحیح نیست؛ زیرا یمانی، همان زمینه‌ساز و فرماندۀ حرکت ظهور مقدس است. این استدلال، خطایی فاحش از سوی فرقهٔ احمد بصری است؛ زیرا رهبر حرکت ظهور، شخص امام‌زمان علیه السلام است نه مهدی اولی که تنها در خیال احمد اسماعیل و پیروان او موجود است و نه یمانی که احمد‌اسماعیل و یارانش بدون هیچ دلیلی، او را زمینه‌ساز اصلی و رهبر حرکت ظهور معرفی کرده‌اند. همچنین، حتی اگر بپذیریم که مهدی اول در زمان ظهور وجود خواهد داشت، مانعی ندارد که او شخصیتی غیر از یمانی باشد؛ به این صورت که مهدی اول در زمان ظهور ساکت است؛ اما یمانی از علائم ظهور امام علیه السلام و از دعوت‌کنندگان به اوست.

سید

دیدگاهتان را بنویسید