بررسی تطبیق روایت غلام اصفر الساقین (جوان ساق زرد) بر احمد بصری

دارالهدایه| برخی پیروان مدعی یمانی، مدعی هستند روایاتی ذکر شده‌است که گویا به احمد بصری اشاره دارد. یکی از این روایات، به جوانی با دو ساق زرد و نام احمد اشاره می‌کند. این روایت در بخشی از کتاب با عنوان «روایاتی که به احمد بصری اشاره می‌کند» ذکر شده است. در این مقاله به نقد و بررسی این ادعا خواهیم پرداخت.

جوان ساق زرد یا احمد بصری

علی ابو رغیف در کتاب خود به روایاتی اشاره کرده است که به زعم خود، مؤید احمد بصری می‌باشند. یکی از این روایات، روایت مربوط به جوانی است که دو ساق پای او زرد است و نامش احمد است. وی در بحث «روایاتی که به احمد بصری اشاره می‌کند»، این روایت را چنین بیان کرده است: «میان آنها جوانی است که دو ساق او زرد است و نامش احمد است»:

روایت مورد ادعا

با مراجعه به متن روایت که «إبن شهر آشوب» آن را در باب «إخباره بالمنايا و البلايا و الأعمال‌» آورده است، آشکار می‌شود غلامی که نامش «احمد» است و ساقهای زرد رنگ دارد یکی از حاکمان ظالم در زمان فتنهٔ بنی عباس است. ابن شهر آشوب پس از بیان برخی سخنان حضرت، درباره آشوب های مملکت بنی عباس در «خطبه لؤلؤیه»، سخنان دیگری را به شرح ذیل از حضرت امیرالمؤمنين علیه السلام نقل می‌کند:

وَ ذَكَرَ فِي خُطْبَةِ اَللُّؤْلُؤِيَّةِ: «أَلَا وَ إِنِّی ظَاعِنٌ عَنْ قَرِیبٍ وَ مُنْطَلِقٌ لِلْمَغِیبِ فَارْهَبُوا الْفِتَنَ الْأُمَوِیَّةَ وَ الْمَمْلَکَةَ الْکَسْرَوِیَّةَ وَ مِنْهَا فَکَمْ مِنْ مَلَاحِمَ وَ بَلَاءٍ مُتَرَاکِمٍ تقتل‌ مَمْلَکَةَ بَنِی الْعَبَّاس…قَوْلُهُ (ع) فِی الْخُطْبَةِ الْغَرَّاءِ وَیْلٌ لِأَهْلِ الْأَرْضِ إِذَا دُعِیَ عَلَى مَنَابِرِهِمْ بِاسْمِ الْمُلْتَجِی وَ الْمُسْتَکْفِی وَ لَمْ یُعْرَفِ الْمُلْتَجِی فِی أَلْقَابِهِمْ وَ لَکِنْ لَمَّا بَیَّنَّا صِفَتَهُمْ وَجَدْنَا الْمُلَقَّبَ بِالْمُتَّقِی الَّذِی الْتَجَأَ إِلَى بَنِی حَمْدَانَ ثُمَّ یَذْکُرُ الرَّجُلَ مِنْ رَبِیعَةَ الَّذِی قَالَ فِی أَوَّلِ اسْمِهِ سِینٌ وَ مِیمٌ وَ یَعْقُبُ بِرَجُلٍ فِی اسْمِهِ دَالٌ وَ قَافٌ ثُمَّ یَذْکُرُ صِفَتَهُ وَ صِفَةَ مُلْکِهِ وَ قَوْلُهُ (علیه السلام) «وَ إِنَّ مِنْهُمُ الْغُلَامَ الْأَصْفَرَ السَّاقَیْنِ اسْمُهُ أَحْمَدُ» و قوله (علیه السلام) وَ یُنَادِی مُنَادِی الْجَرْحَى عَلَى الْقَتْلَى وَ دَفْنِ الرِّجَالِ وَ غَلَبَةِ الْهِنْدِ عَلَى السِّنْدِ وَ غَلَبَةِ الْقُفْصِ عَلَى السَّعِیرِ وَ غَلَبَةِ الْقِبْطِ عَلَى أَطْرَافِ مِصْرَ وَ غَلَبَةِ أَنْدُلُسَ عَلَى أَطْرَافِ إِفْرِیقِیَةَ وَ غَلَبَةِ الْحَبَشَةِ عَلَى الْیَمَنِ وَ غَلَبَةِ التُّرْکِ عَلَى خُرَاسَانَ وَ غَلَبَةِ الرُّومِ عَلَى اَلشَّامِ… ظَهَرَ عَلَمُ اللَّعِینِ الدَّجَّالُ ثُمَّ ذَکَرَ خُرُوجَ اَلْقَائِمِ (علیه السلام)». 

 امیر المومنین(ع) در «خُطْبَةِ لُّؤْلُؤِيَّةِ» فرمودند: آگاه باشید که من بار سفر بسته‌ ام و بزودى از این دنیا حرکت مى‌ کنم و به عالم غیب رهسپار مى‌ شوم، بنابراین شما در انتظار فتنه امویّه و سلطنت کسرویّه بوده باشید و منتظر بلاهای پی در پی و قتل در مملکت بنی عباس باشید… و سخن آن حضرت که فرمودند: وای بر اهل زمین، زمانی که بر روی منبرهایشان به اسم  ملتجی و مستکفی دعوت شود و ملتجی شناخته نشود با القابش و لکن زمانی که صفت او را توصیف کردیم، او را ملقب به متقی می‌یابید که به بنی حمدان پناه برده است. سپس نام مردی از شهر ربیعه را برد که در ابتدای اسم او سین و میم بود و پس از او از مردی نام برد که در نامش دال و قاف است، سپس صفت و صفت حکومتش را نام برد و سخن آن حضرت (ع) که فرمودند «و همانا در میان آنها جوانی با ساق های زرد است که نامش احمد است» و سخن آن حضرت (ع) که فرمودند: سپس منادی ندا می‌دهد به دو زخم و قتل، سپس دفن رجال و غلبه هند بر پاکستان و غلبه قفص بر فلسطین و غلبه قبط بر مصر و غلبه اندلس بر آفریقا و غلبه حبشه بر یمن و غلبه ترک بر خراسان و غلبه روم بر شام و… ظهور علم دجال اتفاق افتاده و پس از آن خروج قائم(علیه السلام) است.

المناقب، ج۲، ص۲۷۳

بحار الأنوار، ج۴۱، ص۳۱۸

نظر علما درباره فقره ساق زرد

از این رو برخی علما نیز درباره این فقره چنین فرموده اند:

العلوي (عليه السلام) في أخبار الملاحم والملوك الذين يأتون بعده، وإن منهم الغلام الأصفر الساقين اسمه أحمد. 

در روایت امیر مؤمنان علیه السلام در اخبار حماسه ها و حاکمانی که پس از ایشان می آید آمده است،و از آنها است جوانی را که دو ساق او زرد است و نامش احمد است.

مستدرك سفينة البحار، ج۶، ص٢٩٢

بنابراین غلامی که ساق های زرد داشت، نام یکی از ظالمانی بوده که امیر مؤمنان علیه السلام بنا به نقلی پیش بینی او را کرده بودند. اما «أبو رغیف» که مقید است هر نام احمدی را به احمد اسماعيل ربط دهد، بی تأمل و تنها با دیدن نام «احمد» در روایت آن را به امام خود منسوب کرده است بدون آنکه متوجه کلام فضاحت بار خودش باشد. ناگفته نماند که «دیراوی» در پاسخ به برخی ردیه ها بر پیروان احمد اسماعيل که این رسوایی آن‌ها را به نقل از برخی تالارهای گفتمان طرفدارهای او متذکر شده بود چنین نوشته است:

چنین اشکالی رسوایی است، چون معروف است که اشکال به یک شی در صورتی صحیح است که به شکل رسمی مربوط به کسانی باشد که به آنها اشکال شده است و نشانه این رسمیت این است که در کتاب یا بیانیه ای صادر از دعوت مبارکه وجود داشته باشد، اما کلام تالارهای گفتمان بر احدی حجت نیست.

درحالیکه ما همان مطلب را از کتب رسمی ایشان آوردیم؛ پس رسوایی متوجه ایشان است نه دیگران.

سید

دیدگاهتان را بنویسید