آیا منظور از «الفتی اليمنی»، احمد بصری است؟
دارالهدایه| پیروان احمد بصری با سوء استفاده از برخی روایات، تلاش دارند تا مصادیق موجود در برخی متون دینی را بر رئیس فرقه خود انطباق داده و جایگاه های مختلف دینی را برای وی قائل شوند، یکی از این مصادیق شخصیت “الفتی الیمنی” می باشد که این جریان برای امام خود قائل شده است، این مقاله به نقد و بررسی این ادعا می پردازد.
احمد بصری و روایت الفتی الیمنی
اتباع احمد بصری با استناد به روایت ذیل میگویند: منظور از «الفتی اليمنی»، احمد بصری است:
عن ابن عمر قال: کان رسول الله (ص) … فقال و سیخرج من هذا «أی علي سلام الله علیه» فتى یملأ الأرض قسطاً وعدلاً فإذا رأیتم ذلک فعلیکم «بالفتى الیمني»، فإنه یُقبل من المشرق و هو صاحب رایة المهدي.
پیامبر (صلی الله علیه و آله) فرمودند: … و از این «امیر المؤمنین سلام الله علیه» جوانی خارج میشود که زمین را پر از عدل و داد میکند؛ پس اگر آن «جوان یمنی» را دیدید به سوی او بروید پس او از مشرق می آید و او صاحب پرچم امام مهدی (ع) میباشد.
المهدی الموعود المنتظر، ج۱، ص۱۰۷
تدلیس در روایت
این روایت، روایتی است که با دقت در آن متوجه میشویم که اتباع احمد بصری اهل فریب و تدلیس و خیانت در روایات هستند؛ چرا که احادیث را با علم و آگاهی، نوع تحریف شده آن را مینویسند:
پیامبر (صلی الله علیه و آله) فرمودند: … و از این «امیر المؤمنین سلام الله علیه» جوانی خارج میشود که زمین را پر از عدل و داد میکند؛ پس اگر آن «جوان یمنی» را دیدید به سوی او بروید پس او از مشرق می آید و او صاحب پرچم امام مهدی (ع) میباشد.
المهدی الموعود المنتظر، ج۱، ص۱۰۷
پاسخ به احمد بصری
نکتهٔ اول
این حدیث عامی است و شیعه از اخذ روایت از عامه بهشدت نهی شده، مگر اینکه از باب «الزام» باشد:
عن هَارُونَ بْنِ خَارِجَةَ قَالَ: قُلْتُ لِأَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع إِنَّا نَأْتِي هَؤُلَاءِ الْمُخَالِفِينَ فَنَسْمَعُ مِنْهُمُ الْحَدِيثَ يَكُونُ حُجَّةً لَنَا عَلَيْهِمْ قَالَ لَا تَأْتِهِمْ وَ لَا تَسْمَعْ مِنْهُمْ لَعَنَهُمُ اللَّهُ وَ لَعَنَ مِلَلَهُمُ الْمُشْرِكَةَ.
هارون ابن خارجة میگوید: خدمت امام صادق صلوات الله علیه عرض کردم: ما (شيعه و پيروان شما) نزد مخالفين (سنّی ها و…) میرویم و از آنان حديثی كه حجّت و دليل ما بر علیه آنان هست را از ايشان میشنویم (شايسته است چنين كارى را انجام دهيم)؟ حضرت فرمود: نزد آنها نرو و (حدیثی) از آنها نشنو، خداوند ايشان را لعنت كرده و ملّت های مشرک آنها را لعنت نموده است.
نکتهٔ دوم
بر فرض محال اگر عبارت صحیح روایت، «بالفتی اليمني» باشد، کاملاً به ضرر یاران احمد بصری میباشد؛ زیرا صراحت دارد بر اینکه این جوان، از یمن است و البته جوان بودن هم که مطلقاً با احمد بصری تطابق ندارد. پیروان احمد بصری قائلند که یمانی، «یمنی» نیست. البته اگر بگویند محمد و آل محمد علیهم السلام اصل و نسبی در یمن دارند، با این حال دیگر فقط شامل حال یمانی واقعی نمیشود بلکه شامل دیگران از آل محمد من جمله خراسانی هم میشود. بنابرین باز هم این تنها حدیث دلالتی بر مشرقی بودن یمانی ندارد. البته فراموش نشود که حتی یک روایت هم وجود ندارد که بگوید یمانی سید یا از بنی هاشم میباشد و این هم از تهی بودن و خیال پردازی های جریان احمد بصری است، بر خلاف خراسانی که از بنی هاشم بودن او ذکر شده است؛ مگر روایت «خروج رجل من ولد عمي زید بالیمن» که اگر ما این شخص را «یمانی» بدانیم، مشکلی نیست؛ اما اگر اتباع احمد بصری این شخص را یمانی بدانند، ریشهٔ خود را سوزانده اند و ثابت میکنند که یمانی از نسل زيد است نه از نسل امام مهدی (عج) و کاملا بر خلاف ادعاهای احمد بصری است.
نکتهٔ سوم
اتباع احمد بصری این حدیث را از کتاب «المهدي الموعود المنتظر» نقل میکنند، ولی در این کتاب در روایت مورد استناد اتباع، اشتباه و تصحیف رخ داده است: اگر کتاب «المهدي الموعود المنتظر» را ملاحظه فرمایید، روایت را از کتب ذیل نقل کرده است: و فی «مجمع الزوائد ومنبع الفوائد»، ج٧، ص٣١٨، أخرج بسنده [حدیث]…. . أخرجه الطبراني فی «الأوسط»، وأخرجه فی ص٢۶٩ «مقدّمة ابن خلدون» من حدیث ابن عمر، و سیاقه سیاق «مجمع الزوائد».
اکنون منابع و مصادر مذکور را بررسی میکنیم تا ببینیم اصل روایت در این کتابها به چه شکل نقل گردید است: آدرس اول: «مجمع الزوائد ومنبع الفوائد»: در این کتاب، به جای «بالفتی الیمني»، «بالفتی التمیمي» است:
همچنین در کتاب «معجم الاوسط» طبرانی، ج۴، ص۲۵۶ که مصدر است، «بالفتی التمیمي» است:
مصدر بعدی، کتاب «مقدمة ابن خلدون» است؛ در این کتاب هم «بالفتی التميمي» است:
بنابراین اتباع احمد بصری باز در اینجا همچون همیشه خیانت (و آن هم از روی عمد و روی علم) مرتکب شدند و ثابت شد که این حدیث دلالتی بر مشرقی بودن یمانی ندارد؛ اما دقیقاً این روایت که فرموده است: «فعلیکم بالفتی التمیمي» اشاره به «شعیب بن صالح» دارد که ایشان «تمیمی» هستند و اتفاقا فرمانده لشکریان «خراسانی» و امام عصر (عج) میباشد؛ همانطور که در روایات آمده است:
عَنِ الْمُفَضَّلِ بْنِ عُمَرَ، قَالَ: سَأَلْتُ سَيِّدِيَ الصَّادِقَ ع هَلْ لِلْمَأْمُولِ الْمُنْتَظَرِ الْمَهْدِيِّ ع مِنْ وَقْتٍ مُوَقَّتٍ يَعْلَمُهُ النَّاسُ؟ فَقَالَ: …أمِيرُهُمْ رَجُلٌ مِنْ تَمِيمٍ، يُقَالُ لَهُ: شُعَيْبُ بْنُ صَالِحٍ…
خطبه تطنجیه منسوب به امیرالمومنین: و حركت عساكر خراسان و تبع شعيب بن صالح التميمي من بطن طالقان…
إلزام الناصب في إثبات الحجة الغائب عجل الله تعالى فرجه الشريف، ج۲، ص:۲۰۳
و جالب است تنها کتابی که «بالفتی الیمني» نقل کرده، فقط کتاب «المهدي الموعود المنتظر» است که خودش به کتب فوق آدرس داده است و در بقیه کتاب ها، چه کتاب های مصدر و چه دیگر کتاب هایی که از کتاب های مصدر نقل کرده اند، همه «بالفتی التمیمي» است.







