آیا عبارت حدیث : “لِأَنَّهُ يَدْعُو إِلَى اَلْحَقِّ وَ إِلىٰ طَرِيقٍ مُسْتَقِيمٍ” دلیل بر عصمت یمانی است؟
دارالهدایه|فرقه مدعی یمانی به استناد روایات مدح یمانی و هدایت گر بودن وی سعی در اثبات عصمت وی را دارند و چنین ملازمه ای را برقرار کردند در این مقاله قصد داریم درباره این ملازمه که از یک روایت برداشت شده، به بحث و بررسی بپردازیم.
روایت عصمت یمانی
عَنْ أَبِي بَصِيرٍ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ مُحَمَّدِ بْنِ عَلِيٍّ عَلَيْهِ السَّلاَمُ أَنَّهُ قَالَ:… وَ لَيْسَ فِي اَلرَّايَاتِ رَايَةٌ أَهْدَى مِنْ رَايَةِ اَلْيَمَانِيِّ هِيَ رَايَةُ هُدًى لِأَنَّهُ يَدْعُو إِلَى صَاحِبِكُمْ فَإِذَا خَرَجَ اَلْيَمَانِيُّ حَرَّمَ بَيْعَ اَلسِّلاَحِ عَلَى اَلنَّاسِ وَ كُلِّ مُسْلِمٍ وَ إِذَا خَرَجَ اَلْيَمَانِيُّ فَانْهَضْ إِلَيْهِ فَإِنَّ رَايَتَهُ رَايَةُ هُدًى وَ لاَ يَحِلُّ لِمُسْلِمٍ أَنْ يَلْتَوِيَ عَلَيْهِ فَمَنْ فَعَلَ ذَلِكَ فَهُوَ مِنْ أَهْلِ اَلنَّارِ لِأَنَّهُ يَدْعُو إِلَى اَلْحَقِّ وَ إِلىٰ طَرِيقٍ مُسْتَقِيمٍ…
امام محمد باقر علیه السلام:… و در میان پرچم ها پرچمی هدایت یافته تر از پرچم یمانی نیست. آن پرچم هدایت است؛ زیرا او به سوی صاحب شما دعوت می کند. هنگامی که یمانی خروج کند خرید و فروش سلاح برای مردم و هر مسلمانی ممنوع است؛ چون یمانی خروج کرد به سوی او بشتاب که همانا پرچم او پرچم هدایت است. بر هیچ مسلمانی جایز نیست که با آن پرچم مقابله کند، هر کس چنین کند از اهل آتش است، زیرا یمانی به سوی حق و راه مستقیم دعوت می کند…
ادعای مدعی یمانی
احمد بصری بعد از استدلال به جملهٔ «يَدْعُو إِلَى اَلْحَقِّ وَ إِلىٰ طَرِيقٍ مُسْتَقِيمٍ» جهت عصمت یمانی میگوید:
«فایدۀ این قید یا حد، فقط جهت معیّنکردن عصمت یمانی است و اگر هر برداشتی غیر از عصمت صورت بگیرد، در این صورت صدور این کلام از ناحیۀ اهلبیت(ع)، بیفایده خواهد بود و آنگاه، این کلام، نه قید و نه حدّ برای شخصیّت یمانی حساب میشود؛ در حالی که چنین نسبتی به اهلبیت(ع) بهدور است.»
متشابهات، ج٣، ص۴۴
جواب به عصمت یمانی
در پاسخ میگوییم که عبارت «يَدْعُو إِلَى اَلْحَقِّ وَ إِلىٰ طَرِيقٍ مُسْتَقِيمٍ» برای یمانی، نه قید و نه حدّ است؛ زیرا قید، فقط برای اسم جنس به کار میرود؛ همانند تقییدکردن رقبه، به مؤمنه در آیۀ «وَمَا كَانَ لِمُؤْمِنٍ أَنْ يَقْتُلَ مُؤْمِنًا إِلَّا خَطَأً وَمَنْ قَتَلَ مُؤْمِنًا خَطَأً فَتَحْرِيرُ رَقَبَةٍ مُؤْمِنَةٍ؛ هیچ مؤمنی را نسزد که مؤمنی را بکشد، مگر آنکه این عمل از روی خطا و اشتباه اتفاق افتد. و کسی که مؤمنی را از روی خطا و اشتباه بکشد، باید یک برده مؤمن آزاد کند.» [النساء: ٩٢]
اسم أعلام و معارف، همانند زید و یمانی و نظیر آنها، تقیید پذیر نیستند و این مسئله از بدیهیات ادبیات عرب است. همچنین حدّ که نوعی تعریف است، برای أعلام همانند یمانی، قابلیت استفاده ندارد؛ طایفه نیز به این امر تصریح میکردند.
در رابطه با جایی که احمدبصری، دربارۀ جملۀ «يَدْعُو إِلَى اَلْحَقِّ وَ إِلىٰ طَرِيقٍ مُسْتَقِيمٍ»، میگوید که اگر این جمله بر عصمت یمانی دلالت دارد، معرِّف یمانی بوده و در این صورت کلام امام علیه السلام مفید خواهد بود و هرچه غیر از عصمت برداشت شود، کلام امام بیفایده خواهد بود.
این کلامی نیز، کلامی باطل است؛ زیرا این جمله هیچ دلالتی بر تعریف شخصیت یمانی، ندارد؛ بلکه بر این دلالت دارد که یمانی، صاحب دعوت به امامزمان علیه السلام است و این، فایدۀ مهمی برای کلام امام است. فایدهداشتن کلام امام هرگز بر دلالت آن کلام بر عصمت یمانی متوقف نیست.
بررسی محدوه الحق
برای «ال» در عبارت «يَدْعُو إِلَى اَلْحَقِّ»، چهار احتمال متصور است:
۱. اگر «ال» در کلمۀ «الحق» را «الفولام عهد» در نظر بگیریم، معنای این قسمت از روایت، این است که یمانی، به یکی از مصادیق حق دعوت میکند و مصداق حق، در روایت مشخص است. آن مصداق، امامزمان علیه السلام است: «لِأَنَّهُ يَدْعُو إِلَى صَاحِبِكُمْ.»
۲. چنانچه «ال» را «الفولام جنس» در نظر بگیریم، روایت بر این امر دلالت دارد که یمانی، به جنس حق دعوت میکند. بنا بر این قول، با محققشدن یکی از مصادیق حق، جنس حق نیز تحقق مییابد. در این صورت، جایگاه یمانی همانند کسانی خواهد بود که به مصادیق دیگری از حق، همچون توحید و… دعوت میکنند.
۳. اگر «ال» در این عبارت، «استغراق» برای افراد باشد، روایت بر این دلالت دارد که یمانی، به تمام افراد حق دعوت میکند.
۴. چنانچه «ال» برای «استغراق صفات» باشد، معنای روایت اینگونه خواهد بود که یمانی، به مصادیقی از حق دعوت میکند که این مصادیق، دربردارندۀ تمام صفات حق باشند.
از بین حالات فوق، فرض اول درست است؛ زیرا در خود روایت، قرینۀ واضحی وجود دارد که عهدی بودن «ال» را تأیید میکند؛ پس اینکه اتباع احمدبصری میگویند: یمانی به مطلق مصادیق حق بهنحو کلی دعوت میکند، کلامی بیاساس و بیدلیل است. اضافه بر اینکه خود احمدبصری، در مقدمۀ کتاب شرائع الإسلام مینویسد:
«اماممهدی(عج) مرا امر فرمودند تا علومی را که اهلش موجود باشند و زمانش رسیده است، بیان کنم و آنچه را وقتش نرسیده، به وقتش موکول کنم و هرکس با این احکام مخالفت کند، با اماممهدی مخالفت کرده است.»
شرائع الإسلام، ج١ ص۵
از این کلام بهوضوح روشن میشود که احمد بصری، همۀ حق را برای مردم بیان نکرده است؛ با این حال، او چگونه اتباع خود را به همۀ مصادیق حق بهنحو کلی دعوت کرده است؟
بررسی ادعای دعوت به تمام ابعاد حق، بهصورت تفصیلی توسط یمانی
احمد بصری دراینباره میگوید:
جملۀ «یدعوا الی الحق» بهمعنای دعوتکردن بهتمام ابعاد حق، بهصورت تفصیلی است؛ پس اگر یمانی در جایی دعوت به حق بکند و در جایی دیگر، دعوت به حق نکند، هیچگاه امام معصوم دربارۀ او نمیگوید: «وَ لاَ يَحِلُّ لِمُسْلِمٍ أَنْ يَلْتَوِيَ عَلَيْهِ فَمَنْ فَعَلَ ذَلِكَ فَهُوَ مِنْ أَهْلِ اَلنَّارِ لِأَنَّهُ يَدْعُو إِلَى اَلْحَقِّ وَ إِلىٰ طَرِيقٍ مُسْتَقِيمٍ» و مردم را به تبعیت از او امر کند! و قاعدهای که در حوزههای علمیۀ قم و نجف تدریس میشود، به این شرح که تبعیت از غیر معصوم جایز نیست؛ زیرا مستلزم اطاعت از گناهکار و خطاکار است، مطابق آنچه گفتیم خواهد بود.»
نصيحة إلى طلبة الحوزات العلمية و إلی کل من يطلب الحق
پاسخ : در خود روایت آمده است که معنای «يَدْعُو إِلَى اَلْحَقِّ» این است که به امام مهدی علیه السلام دعوت میکند و هیچگونه دلالتی در آن نیست که به تمام حق دعوت میکند. جملۀ «لاَ يَحِلُّ لِمُسْلِمٍ أَنْ يَلْتَوِيَ عَلَيْهِ» نیز، بر حرمت مقابله و جنگ علیه یمانی دلالت دارد و به وجوب اطاعت و تبعیت از یمانی اشارهای ندارد.
چنانچه از باب جدل قبول کنیم که ما مأمور به یاریکردن یمانی هستیم، نمیتوان عصمت یمانی را از آن فهمید؛ چون هیچ دلیلی، بر اطلاق وجوب تبعیت از یمانی وجود ندارد؛ در حالی که اتباع احمدبصری این قسمت از روایت را بر اموری حمل کردند که بههیچعنوان بر آن دلالت نمیکند.