دارالهدایه| یکی از ادعاهای فرقه احمد اسماعیل بصری عصمت یمانی می باشد، آنان تلاش دارند تا با بهره گیری از برخی روایات، این ادعای خودرا مستند جلوه داده و جایگاه عصمت را برای احمد بصری مدعی شده و چنین تفکری را به پیروان خود القاء نمایند.

روایت عصمت یمانی

احمد‌بصری و پیروانش، بر این باورند که یمانی معصوم است و عصمت او را از این روایت استنباط کرده اند:

أَخْبَرَنَا أَحْمَدُ بْنُ مُحَمَّدِ بْنِ سَعِيدٍ اِبْنُ عُقْدَةَ قَالَ حَدَّثَنِي أَحْمَدُ بْنُ يُوسُفَ بْنِ يَعْقُوبَ أَبُو اَلْحَسَنِ اَلْجُعْفِيُّ مِنْ كِتَابِهِ قَالَ حَدَّثَنَا إِسْمَاعِيلُ بْنُ مِهْرَانَ قَالَ حَدَّثَنَا اَلْحَسَنُ بْنُ عَلِيِّ بْنِ أَبِي حَمْزَةَ عَنْ أَبِيهِ وَ وُهَيْبِ بْنِ حَفْصٍ عَنْ أَبِي بَصِيرٍ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ مُحَمَّدِ بْنِ عَلِيٍّ عَلَيْهِ السَّلاَمُ أَنَّهُ قَالَ:… وَ لَيْسَ فِي اَلرَّايَاتِ رَايَةٌ أَهْدَى مِنْ رَايَةِ اَلْيَمَانِيِّ هِيَ رَايَةُ هُدًى لِأَنَّهُ يَدْعُو إِلَى صَاحِبِكُمْ فَإِذَا خَرَجَ اَلْيَمَانِيُّ حَرَّمَ بَيْعَ اَلسِّلاَحِ عَلَى اَلنَّاسِ وَ كُلِّ مُسْلِمٍ وَ إِذَا خَرَجَ اَلْيَمَانِيُّ فَانْهَضْ إِلَيْهِ فَإِنَّ رَايَتَهُ رَايَةُ هُدًى وَ لاَ يَحِلُّ لِمُسْلِمٍ أَنْ يَلْتَوِيَ عَلَيْهِ فَمَنْ فَعَلَ ذَلِكَ فَهُوَ مِنْ أَهْلِ اَلنَّارِ لِأَنَّهُ يَدْعُو إِلَى اَلْحَقِّ وَ إِلىٰ طَرِيقٍ مُسْتَقِيمٍ… 

امام محمد باقر علیه السلام:… و در میان پرچم ها پرچمی هدایت یافته تر از پرچم یمانی نیست. آن پرچم هدایت است؛ زیرا او به سوی صاحب شما دعوت می کند. هنگامی که یمانی خروج کند خرید و فروش سلاح برای مردم و هر مسلمانی ممنوع است؛ چون یمانی خروج کرد به سوی او بشتاب که همانا پرچم او پرچم هدایت است. بر هیچ مسلمانی جایز نیست که با آن پرچم مقابله کند، هر کس چنین کند از اهل آتش است، زیرا یمانی به سوی حق و راه مستقیم دعوت می کند… 

الغيبة (للنعماني)، ج۱، ص۲۵۳

استدلال پیروان فرقه

به‌این نحو که لازمۀ دعوت به‌حق و طریق مستقیم، عصمت است و در تعریف عصمت گفته‌اند:  “لا یخطأ فیدخل الناس فی باطل أو یخرجهم من حقّ“.
متشابهات، ج۴، ص٣۴.

یعنی معصوم کسی است که مرتکب خطایی نمی‌شود که سرانجامش داخل‌نمودن مردم در باطل یا خارج‌نمودن آن‌ها از حق شود.

نکتهٔ اول

سند روایتی که احمد بصری عصمت یمانی را از آن برداشت می‌کند، ضعیف است و از تک‌روایت ضعیف حتی یک عمل مستحب نمی‌توان ثابت کرد؛ چه برسد به عصمت که امری بسیار خطیر است.

 

نکتهٔ دوم

عصمت، در اصطلاح به‌معنای مصونیت عده‌ای خاص از بندگان خداوند از گناه، اشتباه، سهو و نسیان است. سرمنشأ این مصونیّت و عصمت نیز لطف و توفیقی است که از جانب خداوند شامل حال آن افراد می‌شود؛ در نتیجه فرد معصوم در عین حال که بر انجام گناه و خطا قدرت دارد، از ارتکاب آن خودداری می‌کند.

تعریف عصمت از دیدگاه علمای امامیه

مرحوم شیخ مفید در‌ این‌باره می‌گوید:

العصمة لطف یفعله الله تعالی بالمکلف بحیث یمتنع منه وقوع المعصیة وترک الطاعة مع قدرته علیهما. 

عصمت، لطفی از جانب خداوند است که شامل حال مکلّف شده و او را از وقوع در معصیت و ترک اطاعت باز می‌دارد، با اینکه آن شخص قادر به انجام آن دو است.

النکت الإعتقادیه و رسائل أخری، ص٣٧

سید مرتضی در تعریف عصمت می‌گوید:

العصمة: ما یمنع عنده المکلف من فعل القبیح والاخلال بالواجب، ولولاه لم یمنع من ذلک ومع تمکینه فی الحالین. عبارة أخری العصمة: الأمر الذی یفعل الله تعالی بالعبد وعلم أنه لا یقدم مع ذلک الأمر علی المعصیة بشرط أن لا ینتهی فعل ذلک الأمر لأحد إلی الالجاء.  

عصمت، همان چیزی است که با وجود آن، انجام کار زشت و عدم انجام واجبات برای مکلف ممتنع می‌شود؛ به‌طوری که اگر نبود، امکان انجام قبیح و ترک واجب ممکن بود؛ هرچند که ذاتاً انجام هر دو طرف (انجام قبیح و ترک واجب)، امکان پذیر است. عصمت، در حقیقت چیزی است که خداوند در حق بنده‌اش انجام می‌دهد و از اینجا دانسته می‌شود که با وجود عصمت شخص معصوم‌، معصیتی انجام نمی‌دهد. با این قید که وجود عصمت، منتهی به سلب اختیار از مکلف و اجبار نمی‌شود.

رسائل المرتضی، ج٢، ص٢٧٧

علامۀ حلّی در کتاب «النافع یوم الحشر»، عصمت را این‌گونه تعریف می‌کند: 

العصمة لطف خفی یفعل الله تعالی بالمکلف، بحیث لا یکون له داع إلی ترک الطاعة وارتکاب المعصیة مع قدرته علی ذلک، لأنه لولا ذلک لم یحصل الوثوق بقوله: فانتفت فائدة البعثة، وهو محال.

عصمت، لطف پنهانی است که خداوند در حقّ بندگان انجام می‌دهد؛ به‌طوری که پس از آن، برای آن شخص انگیزه‌ای برای ترک اطاعت از خداوند و انجام گناه وجود ندارد با اینکه بر انجام، قدرت دارد؛ چراکه اگر معصوم نباشد، به گفته‌های او اعتماد نمی‌شود و در نتیجه، فایدۀ بعثت از بین خواهد رفت و این [برای خداوند] محال است.

النافع يوم الحشر،ص٨٩

خلاصه اقوال علما

از مجموع این تعاریف، دو نکته به دست می‌آید:

۱. عصمت، ملکه‌ای نفسانی است که منشأ الهی دارد و لطفی از جانب خداوند است و به هر‌کسی که بخواهد، اعطا خواهد کرد.

۲. کسی که معصوم است، به‌جبر از گناه دوری نمی‌کند؛ بلکه در عین حال، قدرت بر انجام گناه دارد، اما به لطف و توفیق خداوند از انجام آن خودداری می‌کند؛ همانند ما که از برخی گناهان، مثل برهنه‌رفتن به خیابان و… معصوم هستیم، با اینکه می‌توانیم و قدرت انجام آن را داریم.

نتیجه ادعای عصمت

آنچه احمد‌بصری و اتباعش به‌عنوان تعریف عصمت می‌گویند‌، با معنای مصطلح معروف در تعارض است و دلیل ذکر‌کردن چنین تعریفی برای عصمت، ناتوانی اثبات عصمت برای احمد‌بصری است؛ زیرا اشتباهات فاحشی در فایل‌های صوتی او موجود است که حتی خیلی از کودکان هم در تکلم و قرائت قرآن دچار این اشتباهات نمی‌شوند؛ به‌علاوه، آنچه احمد‌بصری و پیروانش به‌عنوان تعریف عصمت گفتند، بر احمد منطبق نیست؛ زیرا وی با عقیدۀ باطل خود همۀ اتباعش را در باطل وارد و از حق خارج کرد. آن‌ها دعوت باطل احمد را تصدیق کردند و او را به‌عنوان امام سیزدهم قبول کردند و به وجود یازده امام بعد از او معتقد شدند: عقیده‌ای که به‌اجماع طایفه، از عصر ائمه علیهم السلام تا به الان باطل شمرده می‌شود.

سید

دیدگاهتان را بنویسید