وصیت حضرت آدم عليه السلام
دارالهدایه| احمد اسماعیل بصری و اتباع وی بر این ادعا هستند که هر حجتی با وصیت شناخته میشود؛ جدای از اینکه بر احمد بصری هیچگونه وصیتی وجود ندارد و آیات و روایات بر دروغگو بودن این شخص شهادت میدهند، در مصادیقی دیده میشود که اساساً امکان ارائه وصیتی از پیامبر پیشین وجود نداشته است؛ مانند مسأله حضرت آدم (ع) که نمیتواند خود را با وصیت پیامبر پیشین معرفی کرده باشد؛ زیرا اساساً پیش از ایشان پیامبری نبوده و به عبارتی سالبه به انتفاء موضوع است.
ادعای احمد در وصیت
احمد بصری میگوید: امر خلافت با نص از سوی خداوند سبحان و متعال به شکل مستقیم بر حجت اول «حضرت آدم(ع)» آغاز شده است به این خاطر که اولین حجت هاست. عقائد الاسلام،ص:٩۵. در ادامه میگوید: خدای سبحان این طریق را در قصه برگزیدن حضرت آدم (ع) به عنوان اولین خلیفه خدا در زمین بیان کرده است به همین طریق نص بر خلیفه خود در زمینش را آغاز نمود به ملائکه وی کرد که آدم خلیفه اوست: «وَإِذْ قَالَ رَبُّکَ لِلْمَلَائِکَةِ إِنِّی جَاعِلٌ فِی الْأَرْضِ خَلِیفَةً ۖ قَالُوا أَتَجْعَلُ فِیهَا مَن یُفْسِدُ فِیهَا وَیَسْفِکُ الدِّمَاءَ وَنَحْنُ نُسَبِّحُ بِحَمْدِکَ وَنُقَدِّسُ لَکَ ۖ قَالَ إِنِّی أَعْلَمُ مَا لَا تَعْلَمُونَ؛ هنگامی که پروردگارت به فرشتگان فرمود: من بر روی زمین، جانشینی قرار خواهم داد. فرشتگان گفتند: (پروردگارا!) آیا کسی را در آن قرار می دهی که فساد و خونریزی کند؟! حال آنکه ما تسبیح و حمد تو را به جا میآوریم و تو را تقديس میکنیم؟! فرمود: من حقایقی را می دانم که شما نمی دانید» (بقره: ۳۰). عقائد الاسلام، ص۹۷.
جواب به ادعای احمد بصری
مخاطب خداوند در این خطاب، ملائکه و ابلیس بوده و نه انسان یا موجوداتی شبیه آن؛ لذا ملائکه در پاسخ عرض کردند: «أَتَجْعَلُ فِیهَا مَن یُفْسِدُ فِیهَا وَیَسْفِکُ الدِّمَاءَ وَنَحْنُ نُسَبِّحُ بِحَمْدِکَ وَنُقَدِّسُ لَکَ؛ گفتند: آیا موجودی را در زمین قرار می دهی که در آن به فساد و تباهی برخیزد و به ناحق خون ریزی کند و حال آن که ما تو را همواره با ستایشت تسبیح میگوییم و تقدیس میکنیم. در حالی که سوال این است که مردم چگونه حضرت آدم(ع) را به عنوان پیامبر الهی شناختند نه ابليس و ملائکه؛ فلذا ادعای وی پیرامون نص الهی بر آدم علیه السلام مغالطه ای از جانب اوست؛ چون سخن او دربارهٔ نص الهی برای بشر است نه ملائکه، پس نص خدای متعال درباره آدم علیه السلام برای بشری که نزد او موجود بودند یعنی همسر و فرزندان کجاست؟! احمد بصری میگوید:
نص مستقیم از خدای سبحان به وسیله وحی است، همانگونه که خداوند به فرشتگان، خلافت آدم (عليه السلام) را وحی کرد و طریق وحی در اختیار همه مردم قرار گرفته و آنچه همه مردم میتوانند بشنوند همان رؤیاست. اولاً: احمد بصری برای اثبات این ادعای بی اساس باید دلیلی از ثقلین ارائه دهد که تا روز قیامت قادر به آوردن آن دلیل نخواهد بود. ثانیاً: طبق روایتی از امام کاظم (ع) میفرمایند: خوابها در ابتدای خلقت نبود و بعدها به وجود آمد:
اَلْحَسَنِ بْنِ عَبْدِ اَلرَّحْمَنِ عَنْ أَبِي اَلْحَسَنِ عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ قَالَ: إِنَّ اَلْأَحْلاَمَ لَمْ تَكُنْ فِيمَا مَضَى فِي أَوَّلِ اَلْخَلْقِ وَ إِنَّمَا حَدَثَتْ… حسن بن عبد الرحمن از حضرت ابى الحسن (موسى بن جعفر) عليه السّلام روايت كرده كه فرمودند: خواب ديدن و رؤيا در زمانهای گذشته و آغاز آفرينش نبوده است و بعدا ايجاد شده است… الکافي، ج ۸، ص ۹۰.
رویا همان وحی است
ثالثاً: این سخن احمد بصری که گفته است: «طریق وحی در اختیار همه مردم قرار گرفته وآن چه همه مردم می توانند بشنوند همان رؤیاست»، مخالف گفتار اهل بیت علیهم السلام درباره اختصاص رؤیای وحی گونه به حجت خداست: عُبَيْدُ اَللَّهِ بْنُ عَلِيٍّ، قَالَ: حَدَّثَنَا عَلِيُّ بْنُ مُوسَى، عَنْ أَبِيهِ، عَنْ جَدِّهِ، عَنْ آبَائِهِ ، عَنْ عَلِيٍّ (عَلَيْهِمُ اَلسَّلاَمُ)، قَالَ: رُؤْيَا اَلْأَنْبِيَاءِ وَحْيٌ. امام على عليه السّلام فرمودند: خواب پيامبران، وحى است. الأمالي(للطوسي)، ج۱، ص۳۳۸.
عَنْ زُرَارَةَ قَالَ: سَأَلْتُ أَبَا جَعْفَرٍ عَلَيْهِ السَّلاَمُ مَنِ اَلرَّسُولُ مَنِ اَلنَّبِيُّ مَنِ اَلْمُحَدَّثُ قَالَ اَلرَّسُولُ يَأْتِيهِ جَبْرَئِيلُ فَيُكَلِّمُهُ قُبُلاً فَيَرَاهُ كَمَا يَرَى اَلرَّجُلُ صَاحِبَهُ اَلَّذِي يُكَلِّمُهُ فَهَذَا اَلرَّسُولُ وَ اَلنَّبِيُّ اَلَّذِي يُؤْتَى فِي مَنَامِهِ نَحْوَ رُؤْيَا إِبْرَاهِيمَ… زراره میگوید از حضرت باقر عليه السّلام دربارهٔ فرق بين رسول و نبى و محدّث پرسیدم. فرمودند: رسول، جبرئيل بر او نازل مىشود و روبرو با او بصحبت میپردازد او را چنان مشاهده مىكند كه شما يكى از دوستان خود را مشاهده میکنید؛ اما نبى در خواب مىبيند مانند خواب ابراهيم… بحار الأنوار الجامعة لدرر أخبار الأئمة الأطهار علیهم السلام، ج۲۶، ص۷۹.
مغالطه رویا
رابعاً: گفته او: «آن چه همه مردم میتوانند بشنوند همان رؤیاست»، مغالطه است؛ زیرا بحث بر سر دلیلی است که بالفعل وجود داشته باشد نه دلیل شأنی که می تواند وجود داشته باشد و به عبارت دیگر: حجت، چیزی است که برای همه وجود داشته باشد نه اینکه بتواند وجود داشته باشد ولی به وجود نیاید و خواب دیدن در مورد خلیفهٔ خدا، از روزی که خدا خلق را آفریده تا به امروز برای همه مردم رخ نداده است و صِرف امکان خواب دیدن برای همه دردی را دوا نمیکند. در اینکه هر پیامبری وصی داشته است، جای هیچ شکی نیست: مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ اَلْحَكَمِ عَنْ عَبْدِ اَلرَّحْمَنِ بْنِ كَثِيرٍ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ قَالَ قَالَ رَسُولُ اَللَّهِ صَلَّى اَللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ : إِنَّ أَوَّلَ وَصِيٍّ كَانَ عَلَى وَجْهِ اَلْأَرْضِ هِبَةُ اَللَّهِ بْنُ آدَمَ وَ مَا مِنْ نَبِيٍّ مَضَى إِلاَّ وَ لَهُ وَصِيٌّ… امام باقر عليه السّلام فرمودند که رسول خدا صلّى اللّه عليه و اله فرمودند: به راستى نخستين وصى كه در روى زمين بوده است، هبة اللّه پسر آدم عليه السّلام بود و پيامبرى درنگذشت جز اينكه وصى داشت… الکافي، ج۱، ص۲۲۴.
وصیت پیامبران
اما محل نزاع و بحث در این است که مردم، چگونه پیامبران زمان خود را شناخته اند و آیا هر پیامبری برای معرفی خود به مردم، به وصیت پیامبر پیشین استناد کرده است؟! در اینجا اتباع اگر بگویند: بله؛ گفته میشود که وصیت و نص امام زمان (عج) بر احمد بصری کجاست؟! در ضمن بعضی از پیامبران بوده اند که برای معرفی خود به وصیت پیامبر پیشین استناد نکرده اند مانند: حضرت آدم(ع)، حضرت ابراهیم(ع)، حضرت یوسف(ع)، حضرت موسی(ع) و حضرت عیسی (ع). به عنوان مثال میتوان به مسألهٔ پیامبراکرم (ص) اشاره کرد که در کتاب پیامبر قبل از خود معرفی شده اند که آن هم خاص مسیحیان بوده و هیچگاه برای معرفی خود برای مشرکین یا یهودیان مکه به بشارت حضرت عیسی (ع) اشاره نفرمودند.