دارالهدایه| ناظم العُقیلی که یکی از نمایندگان رسمی مدعی یمانی می‌باشد، جهت اثبات عقیده جریان خود، مبنی بر وجود ۱۲ امام از فرزندان امام مهدی(عج)، کتابی به نام «چهل حدیث در مورد مهدیین و فرزندان قائم (ع)» تالیف نموده، که در آن کتاب به زعم خود به چهل حدیث در اثبات دوازده امام بعد از امام مهدی (عج) اشاره می‌کند؛ وی مدعی است:

کلام ناظم درباره مهدیین

۱.امامت در ۱۲ امام محصور نیست. ۲.مهدیین بعد از امام زمان (عج) مقام وصایت و امامت دارند. ۳.مهدیین همان عترت و فرزندان امام زمان (عج) هستند.

حدیث سی و هشتم مهدیین

یکی دیگر از احادیثی که ناظم العقيلی در کتاب «چهل حدیث در مورد مهدیین و فرزندان قائم (ع)» جهت اثبات ادعاهای سه گانه خود به عنوان حدیث سی و هشتم به آن استناد نموده است، به صورت ذیل است: عَلِيٍّ اَلْخَزَّازِ قَالَ: دَخَلَ عَلِيُّ بْنُ أَبِي حَمْزَةَ عَلَى أَبِي اَلْحَسَنِ اَلرِّضَا عَلَيْهِ السَّلاَمُ فَقَالَ لَهُ أَنْتَ إِمَامٌ قَالَ نَعَمْ فَقَالَ لَهُ إِنِّي سَمِعْتُ جَدَّكَ جَعْفَرَ بْنَ مُحَمَّدٍ عَلَيْهِ السَّلاَمُ يَقُولُ لاَ يَكُونُ اَلْإِمَامُ إِلاَّ وَ لَهُ عَقِبٌ فَقَالَ أَ نَسِيتَ يَا شَيْخُ أَوْ تَنَاسَيْتَ لَيْسَ هَكَذَا قَالَ جَعْفَرٌ عَلَيْهِ السَّلاَمُ إِنَّمَا قَالَ جَعْفَرٌ عَلَيْهِ السَّلاَمُ لاَ يَكُونُ اَلْإِمَامُ إِلاَّ وَ لَهُ عَقِبٌ إِلاَّ اَلْإِمَامُ اَلَّذِي يَخْرُجُ عَلَيْهِ اَلْحُسَيْنُ بْنُ عَلِيٍّ عَلَيْهِ السَّلاَمُ فَإِنَّهُ لاَ عَقِبَ لَهُ فَقَالَ لَهُ صَدَقْتَ جُعِلْتُ فِدَاكَ هَكَذَا سَمِعْتُ جَدَّكَ يَقُولُ.

ترجمه حدیث

علی خزار میگوید: علی بن ابی حمزه از امام رضا علیه السلام پرسید شما امام هستید؟ حضرت فرمودند: بلی. به حضرت گفت: من از جد شما امام صادق جعفر بن محمد علیهما السلام شنیدم که می‌فرمودند: امام نیست مگر این که دارای عقب (فرزندی که جانشینش است) باشد. حضرت فرمودند: فراموش کردی یا خود را به فراموشی زدی ای شیخ؟ هرگز جدم این چنین نفرمودند؛ بلکه فرمودند: امامی نیست مگر این که برای او  فرزندی است مگر آن امامی که  حسین بن علی علیه السلام بر او خارج می‌شود که او عقب (فرزندی که جانشینش است) ندارد. علی بن حمزه گفت: درست فرمودید خدا مرا  فدای شما کند همین طور از جدتان شنیدم. الغيبة (للطوسي)، ج۱، ص۲۲۴.

رجعت یا مهدیین

در این روایت از امام رضا علیه السلام وارد شده است که حضرت می‌فرمایند: هر امامی عقب (فرزندی که جانشینش باشد) دارد جز امامی که امام حسین علیه السلام در زمان او رجعت می‌کنند که ایشان چنین فرزندی ندارند. این حدیث،‌ تنها دلیل اتباع بر عدم شروع رجعت در زمان امام زمان است. مضمون حدیث، طبق این است که: امام هشتم، امام رئوف، حضرت علی بن موسی الرضا سلام الله علیهما فرمودند: امامی نیست مگر آنکه عقب داشته باشد، غیر از امامی که حسین بن علی سلام الله علیهما بر او خروج می‌کند که ایشان «عقب» ندارد. ناظم العقیلی و اتباع احمد می‌گویند: «چون امام زمان سلام الله علیه فرزند دارند، پس حتما منظور از این امام، ایشان نیست» و نتیجه گرفته اند که مهدیین امام هستند و رجعت امام حسین بر مهدی دوازدهم هست. اشکال و اشتباه این جماعت این است که «عقب» را دقیقا به معنای فرزند گرفتند؛ اما روایت نمی‌ فرماید: «لا ولد له» بلکه فرموده است «لا عقب له». یعنی سوال اینجاست که: آیا «عقب» ندارند، لزوما یعنی «ولد و فرزند» ندارند؟ برای پیدا کردن جواب این سوال، ابتدا ببینیم «لا عقب له» در زبان عربی به چه معناست؟ (و البته معنای آن در روایات را با استفاده از روایات متوجه می شویم).

لغت شناسی

ابتدا به کتاب های لغت مراجعه کنیم: قال الخلیل: کلّ شی‏ء یعقب شیئا فهو عقیبه. هر چیزی (و یا هر کسی) که بعد از چیز دیگر بیاید یا هر چیزی که به دنبال چیز دیگری است، را می گویند، عقب اوست. التحقيق في كلمات القرآن، ج٨، ص٢٢٤. مثلا «تعقیب»: به همین معناست [مانند تعقیبات نماز، که اذکاری است که بعداز نماز می‌خوانیم و یا تعقیب کردن شخصی، که یعنی به دنبال او می رویم]، و یا کیفر کار ناشایسته را هم «عقوبت» می‌گویند؛ چون به دنبال آن است. «ولد»، فرزند، یکی از مصادیق «عقب» است و یا به قول راغب: واستعير العَقِبُ للولد وولد الولد «عَقِب‏: درباره فرزند و فرزند فرزند، استعاره شده است‏» المفردات في غريب القرآن، ج۱، ص۵۷۵. خلاصه: «عقب» لزوماُ «ولد» نیست. طبق لغت نامه ها، یکی دیگر از مصادیقِ «عقب»، «خلف: جانشین» هست؛ زیرا او هم بعد از فرد قبلی می‌آید. مثلا: نوشته اند که یکی از اسامی رسول الله صلی الله علیه و آله «عاقب» است، و گفته اند به این دلیل که بعد از همه انبیا علیهم السلام آمده اند، و آخرین نبی هستند. فالعاقِبُ: مَن يَخْلُفُ السَّيِّدَ بَعْدَهُ. والعاقِبُ والعَقُوبُ: الَّذِي يَخْلُف مَنْ كَانَ قَبْلَهُ فِي الخَيْرِ. لسان العرب، ج۱، ص۶۱۴. أَعْقَبَ‏ – إعْقَاباً [عقب‏] هُـ: جانشین وى شد. فرهنگ ابجدی عربی فارسی ص۶۱. قال الخلیل: کلّ شی‏ء یعقب شیئا فهو عقیبه، کقولك خلف يخلف…  التحقيق في كلمات القرآن، ج٨، ص٢٢٤. بنابراین نکته این جاست که «عقب» نداشتن امام، لزوما به معنای فرزند نداشتن نیست؛ بلکه در اینجا به این معنا است که «فرزندی ندارند که خلیفۀ ایشان بشود»؛ یعنی در مورد امام به این معنا می‌تواند باشد که امامت در اولاد ایشان نیست.

آخرین وصی کیست

مرحوم محدث نوری نیز در کتاب نجم الثاقب نیز چنین معنایی کرده اند: «..ان مقصود الامام علیه السلام من انّه لا ولد له، أی أن لا یکون له ولد یکون إماماً یعنی انّه علیه السلام خاتم الأوصیاء ولیس له ولد امام». النجم الثاقب في أحوال الإمام الحجّة الغائب، ج۲، ص۷۳. و این معنا کاملا با روایات متواتر ما درباره ی اخرین وصی بودن امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف موافق می‌باشد: عَبْدُ اَلسَّلاَمِ بْنُ صَالِحٍ اَلْهَرَوِيُّ عَنْ عَلِيِّ بْنِ مُوسَى اَلرِّضَا عَنْ أَبِيهِ مُوسَى بْنِ جَعْفَرٍ عَنْ أَبِيهِ جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ أَبِيهِ مُحَمَّدِ بْنِ عَلِيٍّ عَنْ أَبِيهِ عَلِيِّ بْنِ اَلْحُسَيْنِ عَنْ أَبِيهِ اَلْحُسَيْنِ بْنِ عَلِيٍّ عَنْ أَبِيهِ عَلِيِّ بْنِ أَبِي طَالِبٍ عَلَيْهِ السَّلاَمُ قَالَ: قَالَ رَسُولُ اَللَّهِ صَلَّى اَللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ… فَقُلْتُ يَا رَبِّ وَ مَنْ أَوْصِيَائِي فَنُودِيتُ يَا مُحَمَّدُ أَوْصِيَاؤُكَ اَلْمَكْتُوبُونَ عَلَى سَاقِ عَرْشِي فَنَظَرْتُ وَ أَنَا بَيْنَ يَدَيْ رَبِّي جَلَّ جَلاَلُهُ إِلَى سَاقِ اَلْعَرْشِ فَرَأَيْتُ اِثْنَيْ عَشَرَ نُوراً فِي كُلِّ نُورٍ سَطْرٌ أَخْضَرُ عَلَيْهِ اِسْمُ وَصِيٍّ مِنْ أَوْصِيَائِي أَوَّلُهُمْ عَلِيُّ بْنُ أَبِي طَالِبٍ وَ آخِرُهُمْ مَهْدِيُّ أُمَّتِي فَقُلْتُ يَا رَبِّ هَؤُلاَءِ أَوْصِيَائِي مِنْ بَعْدِي فَنُودِيتُ يَا مُحَمَّدُ هَؤُلاَءِ أَوْلِيَائِي وَ أَحِبَّائِي وَ أَصْفِيَائِي وَ حُجَجِي بَعْدَكَ عَلَى بَرِيَّتِي وَ هُمْ أَوْصِيَاؤُكَ وَ خُلَفَاؤُكَ وَ خَيْرُ خَلْقِي بَعْدَكَ وَ عِزَّتِي وَ جَلاَلِي لَأُظْهِرَنَّ بِهِمْ دِينِي وَ لَأُعْلِيَنَّ بِهِمْ كَلِمَتِي وَ لَأُطَهِّرَنَّ اَلْأَرْضَ بِآخِرِهِمْ مِنْ أَعْدَائِي وَ لَأُمَكِّنَنَّهُ مَشَارِقَ اَلْأَرْضِ وَ مَغَارِبَهَا وَ لَأُسَخِّرَنَّ لَهُ اَلرِّيَاحَ وَ لَأُذَلِّلَنَّ لَهُ اَلسَّحَابَ اَلصِّعَابَ وَ لَأَرْقِيَنَّهُ فِي اَلْأَسْبَابِ وَ لَأَنْصُرَنَّهُ بِجُنْدِي وَ لَأَمُدَّنَّهُ بِمَلاَئِكَتِي حَتَّى تَعْلُوَ دَعْوَتِي وَ يَجْتَمِعَ اَلْخَلْقُ عَلَى تَوْحِيدِي ثُمَّ لَأُدِيمَنَّ مُلْكَهُ وَ لَأُدَاوِلَنَّ اَلْأَيَّامَ بَيْنَ أَوْلِيَائِي إِلَى يَوْمِ اَلْقِيَامَةِ. 

ترجمه حدیث

پیامبر صل الله علیه وآله وسلم فرمودند:… گفتم: پروردگارا! اوصياى من چه كسانى هستند؟ ندا رسيد اى محمّد! اوصياى تو بر ساق عرش نوشته شده است و من- در حالى كه در مقابل پروردگارم بودم- به ساق عرش نگريستم و دوازده نور ديدم و در هر نورى سطرى سبز بود كه نام هر يك از اوصياى من بر آن نوشته شده بود، اوّل ايشان علىّ بن أبى طالب و آخر آنها مهدى امّتم بود، گفتم: پروردگارا! آيا آنها اوصياى پس از من هستند؟ ندا آمد كه اى محمّد! آنها اوليا و دوستان و برگزيدگان و حجّتهاى من بر خلايق پس از تو هستند و آنها اوصيا و خلفاى تو و بهترين خلق من پس از تو مى‏باشند، به عزّت و جلالم سوگند كه به واسطه ايشان دينم را چيره و كلمه‏ام را بلند مى‏نمايم و توسّط آخرين آنها زمين را از دشمنانم پاك مى‏گردانم و مشرق و مغرب زمين را به تمليك او در مى‏آورم و باد را مسخّر او مى‏كنم و گردنكشان سخت را رام او مى‏سازم و او را بر نردبان ترقّى بالا مى‏برم و با لشكريان خود ياريش مى‏كنم و با فرشتگانم به او مدد مى‏رسانم تا آنكه دعوتم را آشكار كند و مردمان را بر توحيدم گرد آورد،سپس ملكش را تداوم بخشم و روزگار را در اختيار اولياى خود قرار دهم تا روز قيامت فرا رسد. علل الشرایع ج ۱، ص ۵.

حصر امامان

عَنْ عَبْدِ اَلْعَزِيزِ اَلْقَرَاطِيسِيِّ قَالَ قَالَ أَبُو عَبْدِ اَللَّهِ عَلَيْهِ السَّلاَمُ : اَلْأَئِمَّةُ بَعْدَ نَبِيِّنَا صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ اِثْنَا عَشَرَ نُجَبَاءُ مُفَهَّمُونَ مَنْ نَقَصَ مِنْهُمْ وَاحِداً أَوْ زَادَ فِيهِمْ وَاحِداً خَرَجَ مِنْ دِينِ اَللَّهِ وَ لَمْ يَكُنْ مِنْ وَلاَيَتِنَا عَلَى شَيْءٍ. امام صادق علیه السلام فرمودند: بعداز پیامبر صلی الله علیه و آله، دوازده امام وجود دارد که همه از برگزیدگان و دانش عطا شدگان میباشند هر کس یکی از آنها را کم کند و یا  یکی بر آنان اضافه نماید از دین خدا خارج شده و از ولایت ما بهره ای نبرده است. الإختصاص، ج۱، ص۲۳۳.

امام بدون جانشین

در روایت امام رضا علیه السلام، قرینه ای وجود دارد که مشخص می‌کند آن امامی که عقب ( فرزندی که جانشین باشد)، ندارند امام عصر عجل الله تعالی فرجه الشریف، امام دوازدهم شیعیان می‌باشد و آن قرینه این است که در روایت وارد شده است که هر امامی عقب دارد جز امامی که امام حسین علیه السلام در زمان ایشان علیه السلام رجعت می‌کنند:  عَبْدِ اَللَّهِ بْنِ اَلْقَاسِمِ اَلْبَطَلِ عَنْ أَبِي عَبْدِ اَللَّهِ عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ: فِي قَوْلِهِ تَعَالَى: «وَ قَضَيْنٰا إِلىٰ بَنِي إِسْرٰائِيلَ فِي اَلْكِتٰابِ لَتُفْسِدُنَّ فِي اَلْأَرْضِ مَرَّتَيْنِ» قَالَ قَتْلُ عَلِيِّ بْنِ أَبِي طَالِبٍ عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ وَ طَعْنُ اَلْحَسَنِ عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ : «وَ لَتَعْلُنَّ عُلُوًّا كَبِيراً» قَالَ قَتْلُ اَلْحُسَيْنِ عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ «فَإِذٰا جٰاءَ وَعْدُ أُولاٰهُمٰا» فَإِذَا
جَاءَ نَصْرُ دَمِ اَلْحُسَيْنِ عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ «بَعَثْنٰا عَلَيْكُمْ عِبٰاداً لَنٰا أُولِي بَأْسٍ شَدِيدٍ فَجٰاسُوا خِلاٰلَ اَلدِّيٰارِ» قَوْمٌ يَبْعَثُهُمُ اَللَّهُ قَبْلَ خُرُوجِ اَلْقَائِمِ عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ فَلاَ يَدَعُونَ وَتْراً لآِلِ مُحَمَّدٍ إِلاَّ قَتَلُوهُ «وَ كٰانَ وَعْداً مَفْعُولاً» خُرُوجُ اَلْقَائِمِ عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ «ثُمَّ رَدَدْنٰا لَكُمُ اَلْكَرَّةَ عَلَيْهِمْ» خُرُوجُ اَلْحُسَيْنِ عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ فِي سَبْعِينَ مِنْ أَصْحَابِهِ عَلَيْهِمُ اَلْبَيْضُ اَلْمُذَهَّبُ لِكُلِّ بَيْضَةٍ وَجْهَانِ اَلْمُؤَدُّونَ إِلَى اَلنَّاسِ أَنَّ هَذَا اَلْحُسَيْنَ قَدْ خَرَجَ حَتَّى لاَ يَشُكَّ اَلْمُؤْمِنُونَ فِيهِ وَ أَنَّهُ لَيْسَ  بِدَجَّالٍ وَ لاَ شَيْطَانٍ وَ اَلْحُجَّةُ اَلْقَائِمُ بَيْنَ أَظْهُرِهِمْ فَإِذَا اِسْتَقَرَّتِ اَلْمَعْرِفَةُ فِي قُلُوبِ اَلْمُؤْمِنِينَ أَنَّهُ اَلْحُسَيْنُ عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ جَاءَ اَلْحُجَّةَ اَلْمَوْتُ فَيَكُونُ اَلَّذِي يُغَسِّلُهُ وَ يُكَفِّنُهُ وَ يُحَنِّطُهُ وَ يَلْحَدُهُ فِي حُفْرَتِهِ اَلْحُسَيْنَ بْنَ عَلِيٍّ عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ وَ لاَ يَلِي اَلْوَصِيَّ إِلاَّ اَلْوَصِيُّ .

ترجمه حدیث

امام صادق عليه السلام درباره آيه: «وَقَضَيْنَا اِلَي بَنِي اِسْرَائِيلَ فِي الْكِتَابِ لَتُفْسِدُنَّ فِي الأَرْضِ مَرَّتَيْنِ وَلَتَعْلُنَّ عُلُوًّا كَبِيرًا». فرمودند: منظور قتل امیرالمؤمنين علی بن ابی طالب علیهما السلام و نيزه خوردن امام حسن عليه السلام است. «وَلَتَعْلُنَّ عُلُوًّا كَبِيرًا» يعنی قتل امام حسين عليه السلام و «فَاِذَا جَاء وَعْدُ أُولاهُمَا» يعنی وقتی ياری دهنده خون حسين عليه السلام بيايد. «بَعَثْنَا عَلَيْكُمْ عِبَادًا لَّنَا أُوْلِي بَأْسٍ شَدِيدٍ فَجَاسُواْ خِلاَلَ الدِّيَارِ» يعنی كه خدا قبل از ظهور حضرت قائم عليه السلام آن‌ها را مبعوث می‌سازد و آن‌ها هر ظالمی كه به خاندان محمد ظلم كرده را يافته و می‌كشند «وَكَانَ وَعْدًا مَّفْعُولًا» يعني خروج قائم عليه السلام «ثُمَّ رَدَدْنَا لَكُمُ الْكَرَّةَ عَلَيْهِمْ» يعني خروج امام حسين عليه السلام همراه هفتاد تن از يارانش، آن‌ها كلاه خود زَراندود دو رو دارند و به مردم می‌گويند: اين حسين است كه خروج كرده است تا اين كه مؤمنان در اين باره هيچ شكّی نداشته باشند و بدانند او دجّال و شيطان نيست و حجت قائم عَجَّلَ اللهُ تَعالَي فَرَجَهُ الشَّرِيف در ميان آنهاست، وقتی قلب مؤمنان به يقين مى‌رسد كه او امام حسين عليه السلام است، حضرت حجت عجل الله تعالی فرجه الشريف جان به جان آفرين تسليم مي كند و كسی كه او را ميشوید و كفن می‌کند و حنوط می‌زند و او را در قبر می‌گذارد، امام حسين بن علی عليهما السلام است؛ نمی‌آید پشت وصی ای مگر وصی ای دیگر. الکافي، ج۸، ص۲۰۶.

نتیجه بحث مهدیین

در این روایت به صراحت وارد شده است که امام حسین علیه السلام در زمان حضور امام زمان علیه السلام رجعت می‌کنند و پس از اینکه قلوب مردم برای پذیرش ایشان آماده می‌شود، امام زمان علیه السلام وفات می‌کنند و امام حسین علیه السلام، امام زمان علیه السلام را غسل کرده و کفن می‌کنند و بر ایشان نماز می‌خوانند. بنابراین استفاده و بهره وری از این دسته روایات در راستای اثبات ذریه امام زمان و امامت مهدیین کاملا نادرست و خلاف واقعیت روایی میباشد.

سید

دیدگاهتان را بنویسید