دارالهدایه| ناظم العُقیلی که یکی از نمایندگان رسمی مدعی یمانی می‌باشد، جهت اثبات عقیده جریان خود، مبنی بر وجود ۱۲ امام از فرزندان امام مهدی(عج)، کتابی به نام «چهل حدیث در مورد مهدیین و فرزندان قائم (ع)» تالیف نموده، که در آن کتاب به زعم خود به چهل حدیث در اثبات دوازده امام بعد از امام مهدی (عج) اشاره می‌کند؛ وی مدعی است:

کلام ناظم درباره مهدیین

۱.امامت در ۱۲ امام محصور نیست. ۲.مهدیین بعد از امام زمان (عج) مقام وصایت و امامت دارند. ۳.مهدیین همان عترت و فرزندان امام زمان (عج) هستند.

حدیث سی و پنجم مهدیین

یکی دیگر از احادیثی که ناظم العقيلی در کتاب «چهل حدیث در مورد مهدیین و فرزندان قائم (ع)» جهت اثبات ادعاهای سه گانه خود به عنوان حدیث سی و پنجم به آن استناد نموده است، به صورت ذیل است: عَنْ جَابِرِ بْنِ يَزِيدَ اَلْجُعْفِيِّ قَالَ قَالَ أَبُو جَعْفَرٍ مُحَمَّدُ بْنُ عَلِيٍّ اَلْبَاقِرُ عَلَيْهِ السَّلاَمُ…وَ الْقَائِمُ يَوْمَئِذٍ بِمَكَّةَ قَدْ أَسْنَدَ ظَهْرَهُ إِلَى الْبَيْتِ الْحَرَامِ مُسْتَجِيراً بِهِ فَيُنَادِي… أَلاَ فَمَنْ حَاجَّنِي فِي كِتَابِ اَللَّهِ فَأَنَا أَوْلَى اَلنَّاسِ بِكِتَابِ اَللَّهِ أَلاَ وَ مَنْ حَاجَّنِي فِي سُنَّةِ رَسُولِ اَللَّهِ فَأَنَا أَوْلَى اَلنَّاسِ بِسُنَّةِ رَسُولِ اَللَّهِ صَلَّى اَللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ فَأَنْشُدُ اَللَّهَ مَنْ سَمِعَ كَلاَمِي اَلْيَوْمَ لَمَّا بَلَّغَ اَلشَّاهِدُ مِنْكُمُ اَلْغَائِبَ وَ أَسْأَلُكُمْ بِحَقِّ اَللَّهِ وَ حَقِّ رَسُولِهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ وَ بِحَقِّي فَإِنَّ لِي عَلَيْكُمْ حَقَّ اَلْقُرْبَى مِنْ رَسُولِ اَللَّهِ إِلاَّ أَعَنْتُمُونَا وَ مَنَعْتُمُونَا مِمَّنْ يَظْلِمُنَا فَقَدْ أُخِفْنَا وَ ظُلِمْنَا وَ طُرِدْنَا مِنْ دِيَارِنَا وَ أَبْنَائِنَا وَ بُغِيَ عَلَيْنَا وَ دُفِعْنَا عَنْ حَقِّنَا وَ اِفْتَرَى أَهْلُ اَلْبَاطِلِ عَلَيْنَا فَاللَّهَ اَللَّهَ فِينَا لاَ تَخْذُلُونَا وَ اُنْصُرُونَا يَنْصُرْكُمُ اَللَّهُ تَعَالَى…

ترجمه حدیث

امام باقر علیه السلام فرمودند:… و قائم در آن روز در مكه است در حالیكه پشت به بيت الله الحرام داده و به آن پناهنده شده، ندا می‌ دهد… هر كس با من درباره كتاب خدا گفتگو كند من سزاوارترين مردم به كتاب خدا هستم، هشدار هر كس با من درباره سنت رسول خدا گفتگو كند من سزاوارترين مردم به سنت رسول الله هستم، پس من هر كس كه امروز سخن مرا می‌شنود به خدا قسم می‌دهم كه حاضرين از شما به غائبين
برسانند و شما را به حقّ خدا و حقّ رسول او و حقّ خودم قسم می‌دهم؛ زيرا من بر شما حقّ خويشاوندى رسول خدا را دارم كه ما را كمک كنيد و ما را از كسى كه بر ما ستم می‌كند حفظ نمایید كه ما ترسانده شديم و مورد ظلم قرار گرفتیم و از شهرها و كنار فرزندانمان تبعيد شديم و بر ما ستم شد و از حقّ خودمان ممنوع شديم و اهل باطل بر ما دروغ بستند، پس خدا را خدا را درباره ما به ياد آوريد، ما را خوار نكنيد و ما را يارى نمایید تا خدای متعال شما را يارى كند… 
الغيبة (للنعمانی) ج ۱، ص۲۸۸-۲۹۰.

نکتهٔ اول مهدیین

در اینجا هیچ اشاره ای نکرده که (در صورت وجود فرزند برای امام) این فرزندان، بعد از او امام خواهند بود وتعدادشان دوازده نفر هستند، و اولین آنها احمد بصری است و قبل از ظهور من، باید از اولین آن‌ها (که احمد بصری مدعی است مصداق آن است) تبعیت کنید. 

نکتهٔ دوم مهدیین

در این روایت خطبه معروضه، به صیغه جمع سخن گفته شده است؛ وقتی صیغه بصورت جمع باشد مراد یک فرد فی نفسه نیست؛ بلکه شخصی می‌تواند به نمایندگی از یک شهر، یک ایل و یا یک ملت سخن بگوید؛ مثلا وقتی از یک مازندرانی در مورد مشکلات مازندران بپرسند، او در بیان مشکلات می‌گوید: ما برق نداریم، گاز نداریم بیمارستان نداریم و…این حرف بدین معنا نیست که این شخص خودش به هیچ یک از امکانات فوق دسترسی ندارد؛ بلکه مراد عمومیت اهالی مازندران است که بعضاً فلان مشکلات را دارند و بعضا ندارند.

نکتهٔ سوم

در روایات، روایات دیگری مانند این روایت موجود است؛ مانند روایت ذیل:  عَنْ عَبْدِ اَلرَّحْمَنِ بْنِ سَلِيطٍ قَالَ قَالَ  اَلْحُسَيْنُ بْنُ عَلِيِّ بْنِ أَبِي طَالِبٍ عَلَيْهِ السَّلاَمُ: مِنَّا  اِثْنَا عَشَرَ مَهْدِيّاً أَوَّلُهُمْ  أَمِيرُ اَلْمُؤْمِنِينَ عَلِيُّ بْنُ أَبِي طَالِبٍ
وَ آخِرُهُمُ اَلتَّاسِعُ مِنْ وُلْدِي وَ هُوَ اَلْإِمَامُ  اَلْقَائِمُ بِالْحَقِّ يُحْيِي اَللَّهُ  بِهِ اَلْأَرْضَ بَعْدَ مَوْتِهٰا  وَ يُظْهِرُ بِهِ دِيْنَ اَلْحَقِّ عَلَى اَلدِّينِ كُلِّهِ وَ لَوْ كَرِهَ اَلْمُشْرِكُونَ  لَهُ غَيْبَةٌ يَرْتَدُّ فِيهَا أَقْوَامٌ وَ يَثْبُتُ فِيهَا عَلَى اَلدِّينِ آخَرُونَ فَيُؤْذَوْنَ وَ يُقَالُ لَهُمْ مَتىٰ هٰذَا اَلْوَعْدُ إِنْ كُنْتُمْ صٰادِقِينَ أَمَا إِنَّ اَلصَّابِرَ فِي غَيْبَتِهِ عَلَى اَلْأَذَى وَ اَلتَّكْذِيبِ بِمَنْزِلَةِ اَلْمُجَاهِدِ بِالسَّيْفِ بَيْنَ يَدَيْ  رَسُولِ اَللَّهِ صَلَّى اَللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ.

ترجمه حدیث

عبد الرّحمن بن سليط‍‌ گويد:امام حسين عليه السّلام فرمود: از ما خاندان دوازده مهدىّ‌ خواهد بود كه اوّلين آنها امير المؤمنين عليّ‌ بن أبى طالب است و آخرين آنها نهمين از فرزندان من است و او امام قائم به حقّ‌ است و خداى تعالى زمين را به واسطۀ او پس از موت زنده كند و دين حقّ‌ را به دست او بر همۀ اديان چيره نمايد گرچه مشركان را ناخوش آيد،او را غيبتى است كه اقوامى در آن مرتدّ شوند و ديگرانى در آن پابرجا
باشند و اذيّت شوند و به آنها بگويند:اگر راست مى‌گوئيد اين وعده چه وقت عملى شود؟ بدانيد كسى كه در دوران غيبت او بر آزار و تكذيب صابر باشد مانند مجاهدى است كه با شمشير پيشاروى رسول خدا صلّى اللّٰه عليه و آله و سلّم مجاهده كرده است.
کمال الدين و تمام النعمة،ج:۱،ص:۳۱۷.

دوازده مهدی

در این روایت امام حسین علیه السلام می‌فرمایند از ما دوازده مهدی وجود دارد. اولین آنها امیرالمؤمنين علیه السلام و آخرین آنها نهمین فرزند از فرزندانم. امام حسین علیه السلام می‌فرمایند:  «مِنَّا»: یعنی از ما؛ سپس می‌فرمایند اوّلين آنها امير المؤمنين هستند؛ در حالی که امیرالمؤمنين علیه السلام پدر امام حسین علیه السلام هستند و نه فرزندشان. آنجا هم که امام زمان فرمود: «فَقَدْ أُخِفْنَا وَ ظُلِمْنَا وَ طُرِدْنَا مِنْ دِيَارِنَا وَ أَبْنَائِنَا وَ بُغِيَ عَلَيْنَا وَ دُفِعْنَا عَنْ حَقِّنَا وَ اِفْتَرَى أَهْلُ اَلْبَاطِلِ عَلَيْنَا» مراد فقط خود حضرت علیه السلام نیست؛ بلکه مراد این است که از اهل بیت و بنی هاشم افرادی بودند که خود و فرزندانشان را آواره کردید؛ مانند حضرت سید الشهداء علیه السلام. بله اگر می فرمود: طردتُ أنا وأبني: من و فرزندم را آورده کردید، صرفاً یک اثبات ذریه برای امام زمان می‌شد؛ ولی روایت لفظ عام دارد و این افاده قطعی ذریه برای امام زمان نمی‌کند. 

فرج شیعیان

برای تقویت این استدلال، به روایتی در کتاب کافی شریف اشاره می‌شود: عَنْ يَعْقُوبَ اَلسَّرَّاجِ قَالَ: قُلْتُ لِأَبِي عَبْدِ اَللَّهِ عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ مَتَى فَرَجُ شِيعَتِكُمْ قَالَ فَقَالَ… اَلشَّامِيِّ فَيَظْهَرُ عِنْدَ ذَلِكَ صَاحِبُ هَذَا اَلْأَمْرِ فَيُبَايِعُهُ اَلنَّاسُ
وَ يَتَّبِعُونَهُ وَ يَبْعَثُ   اَلشَّامِيُّ عِنْدَ ذَلِكَ جَيْشاً إِلَى اَلْمَدِينَةِ فَيُهْلِكُهُمُ اَللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ دُونَهَا وَ يَهْرُبُ يَوْمَئِذٍ مَنْ كَانَ بِالْمَدِينَةِ مِنْ وُلْدِ عَلِيٍّ عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ إِلَى مَكَّةَ فَيَلْحَقُونَ بِصَاحِبِ هَذَا اَلْأَمْرِ وَ يُقْبِلُ صَاحِبُ هَذَا اَلْأَمْرِ نَحْوَ اَلْعِرَاقِ وَ يَبْعَثُ جَيْشاً إِلَى اَلْمَدِينَةِ فَيَأْمَنُ أَهْلُهَا وَ يَرْجِعُونَ إِلَيْهَا. 
يعقوب سراج گويد: به امام صادق عليه السّلام عرض كردم: فرج شيعيان شما چه وقت است‌؟ فرمودند:… در اين وقت صاحب الامر ظاهر گردد و مردم با او بيعت كنند و از او پيروى كنند. در اين وقت شامى لشكرى بمدينه فرستد و خداى عز و جل لشكر مزبور را پيش از رسيدن بمدينه نابود كند، در آن هنگام هر كه از فرزندان على (عليه السّلام) كه در مدينه سكونت دارد بمكه فرار كند و بصاحب الامر بپيوندد. حضرت صاحب الامر بسوى عراق حركت كند و لشكرى بمدينه فرستد تا مردم مدينه امنيت يابند و بدان جا باز گردند. الکافي، ج۸، ص۲۲۴.

ترجمه حدیث

امام باقر علیه السلام می‌فرمایند که وقتی قائم ظهور کند، در مکه سفیانی لشکر خودش را به مدینه میفرستد؛ ولی خداوند آنها را هلاک می‌کند در این حال فرزندان امیرالمؤمنين علیه السلام از مدینه فراری می‌شوند و خود را به امام زمان علیه السلام می‌رسانند و سپس امام زمان علیه السلام بسمت عراق حرکت می کند و لشکری را بسمت مدینه روانه می کند.

نتیجه بحث مهدیین

یعنی دقیقا سخن امام زمان در همین ساعات و ایام قرائت می شود… در همان زمانی که سادات مستقر در مدینه فراری می‌شوند و در کوه و بیابان خود را به طرف مکه سرازیر می‌کنند، امام زمان می‌فرمایند: آنها ما و فرزندان ما را طرد کردند.  پس اولاً: این روایت دلالتی بر فرزندی احمد بصری از امام زمان ندارد.ثانیاً: اساساً این روایت اثبات نسل برای امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف هم نمی‌کند.

سید

دیدگاهتان را بنویسید