دارالهدایه| ناظم العُقیلی که یکی از نمایندگان رسمی مدعی یمانی می‌باشد، جهت اثبات عقیده جریان خود، مبنی بر وجود ۱۲ امام از فرزندان امام مهدی(عج)، کتابی به نام «چهل حدیث در مورد مهدیین و فرزندان قائم (ع)» تالیف نموده، که در آن کتاب به زعم خود به چهل حدیث در اثبات دوازده امام بعد از امام مهدی (عج) اشاره می‌کند؛ وی مدعی است:

کلام ناظم درباره مهدیین

۱.امامت در ۱۲ امام محصور نیست. ۲.مهدیین بعد از امام زمان (عج) مقام وصایت و امامت دارند. ۳.مهدیین همان عترت و فرزندان امام زمان (عج) هستند.

حدیث بیست و هفتم مهدیین

یکی دیگر از احادیثی که ناظم العقيلی در کتاب «چهل حدیث در مورد مهدیین و فرزندان قائم (ع)» جهت اثبات ادعاهای سه گانه خود به عنوان حدیث بیست و هفتم به آن استناد نموده است، به صورت ذیل است: العلامة المجلسی قال: اقول وجدت فی ادعیة عرفة من کتاب الإقبال زیارة جامعة للبعید مرویة عن الصادق (ع) ینبغی زیارتهم (ع) بها فی کل یوم (و فیه یقول ع):… السَّلَامُ عَلَيْكَ يَا مَوْلَايَ يَا حُجَّةَ بْنَ الْحَسَنِ صَاحِبَ
الزَّمَانِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْكَ وَ عَلَى عِتْرَتِكَ‏ الطَّاهِرَةِ الطَّيِّبَةِ…
علامه مجلسی گوید: در دعاهای عرفه از کتاب اقبال، زیارت جامعه برای [شخص] بعید که از امام صادق (ع) روایت شده است را یافتم که سزاوار است زیارت آنان (ع) به این زیارت در هر روز (و در آن زیارت امام صادق ع می‌فرمایند): … سلام بر تو ای مولای من، ای حجت بن الحسن صاحب الزمان، درود خدا بر تو و بر عترت طاهر و طیب تو… بحارالأنوار، ج۹۸، ص۳۷۵

نکته اول

در دعای فوق هم هیچ اشاره‌ای به موضوع مهدیین و فرزندی آنان برای امام زمان (ع) و مقام امامت آنها نشده است.

نکته دوم

ناظم العقیلی در ادامه چنین ادعا می‌کند: «الدعاء ینص علی السلام علی عترة الامام المهدی (ع) و عترة الرجل هم ذریته و اهل بیته…/ این دعا بر سلام به عترت امام مهدی (ع) تصریح دارد و عترت مرد، فرزندان و اهل بیت او هستند». 

پاسخ به شبهه عترت امام مهدی (مهدیین)

و اما پاسخ: جهت بررسی ادعای ناظم العقیلی پیرامون معنای کلمه  «عترت»، کافی است به کتب لغت عرب مراجعه نماییم. در کتاب لسان العرب، ج۴، ص۵۳۸ آمده است: عِتْرةُ الرجل: أَقْرِباؤه من ولدٍ و غيرهِ، و قيل: هم قومُهُ دِنْياً، و قيل: هم رهطه و عشيرته الأَدْنَون مَنْ مَضى منهم و مَن غَبَر؛ و منه‏ قول أَبي بكر رضي الله عنه‏: نحن‏ عِتْرةُ رسولِ الله … و روي عن أَبي سعيد قال: العِتْرةُ ساقُ الشجرة، قال: و عِتْرةُ النبي صلى الله عليه و سلم، عبدُ المطلب و ولده…  ترجمه: «عترت مرد، نزدیکان او از فرزندان و غیر فرزندان هستند، و گفته شده: آنها، قوم نزدیک مرد هستند، و گفته شده: آنها، قوم و قبیله نزدیک مرد هستند، چه مرده باشند و چه زنده، و از همین معنی است گفته ابوبکر: ما عترت رسول خدا هستیم… و روایت شده از ابی سعید که گفت: عترت يعنی تنه درخت، [و همچنین] گفت: عترت پیامبر (ص) عبدالمطلب و فرزندان او هستند… ». در کتاب المحيط في اللغة، ج۱، ص۴۴۱ چنین آمده است: عِتْرَةُ الرَّجُلِ: عَشيرتُه. و أصْلُه العَمُوْدُ الذي تَفَرَّعَتِ الغُصونُ منه‏. «عترت مرد، قبیله و عشیره او هستند. و اصل عترت، همان عمود و تنه‌ای است که شاخه‌ها از آن به وجود می‌آیند». 

بیان معانی عترت

در کتاب اساس البلاغة، ص۴۰۸ چنین آمده است: عِتْرة النبيّ صلّى اللّه عليه و سلّم: عبد المطّلب، و كلّ عمود تفرّعتْ منه الشُّعب فهو عِتْرَةٌ، و أغصان الشجرة عِتْرتها عمود الشجرة. ترجمه: «عترت پیامبر (ص) عبدالمطلب است، و هر عمود و اصلی که گروه‌ها از آن به وجود می‌آیند، پس آن عترت است. و شاخه‌های درخت، عترتشان همان تنه درخت است».  در کتاب الطراز الأول، ج۸، ص۳۶۳ آمده است: عِتْرَةُ الرَّجُلِ: و هي قَبيلتُهُ و عشيرتُهُ الَّتي تفرّعَ منها و تفرَّعتْ منهُ، أَو رهطُهُ الأَدنونَ؛ ماضِيهم و غابرُهُم، أَو أَقرباؤُهُ من وَلَدِهِ و وَلَدِ وَلَدِهِ و أَداني بني عَمِّه، أَو ولَدُهُ و ذرِّيَّتُهُ و عَقِبُهُ من صُلبهِ؛ عن ابنِ الأعرابيِّ؛ قال: و لا تعرِفُ العربُ من‏ العِترَةِ غيرَ ذلك‏.  و الأَوَّل هو الأَصحُّ؛ لقولِهم: عِتْرَةُ النَّبيِّ عبدُ المطَّلِبِ، و تَخصيصِهِ عليه السلام‏ عترَتهِ‏ بأَهلِ بيتِهِ عليهم السلام في‏ قولهِ: «إنِّي تَارِكٌ فِيكُم الثَّقَلَيْنِ كِتَابَ اللَّهِ و عِتْرَتي‏ أَهْلَ بَيْتِي». ترجمه:«عترت مرد، همان قبیله و عشیره او است که از آن به وجود آمده و از او به وجود می‌آیند. یا قوم نزدیک او هستند، چه آنان که مرده‌اند و یا زنده‌اند. یا نزدیکان او از فرزندان و فرزند فرزندان و پسر عموهای نزدیک. یا فرزند او و ذریه‌اش و دنباله او از صلبش. ابن الاعرابی گوید: عرب از عترت، غیر این معانی را نمی‌شناسد. 

صحیح ترین معنا

و صحیح‌ترین معنا همان معنای اول است به دلیل این گفتارشان: عترت پیامبر (ص) عبدالمطلب است، و به دلیل این که پیامبر(ص) عترتش را به اهل بیتش: تخصیص داد و فرمود: إنِّي تَارِكٌ فِيكُم الثَّقَلَيْنِ كِتَابَ اللَّهِ و عِتْرَتي‏ أَهْلَ بَيْتِي». در کتاب العین، ج۲، ص۶۶ آمده است:  و عِتْرَة الرجل: أصله. و عِتْرَة الرجل أقرباؤه من ولده و ولد ولده و بني عمه دِنْيا. ترجمه: «و عترت مرد یعنی اصل او. و عترت مرد، نزدیکان او از فرزندان و فرزند فرزندان و فرزندان عموی تنی او هستند». بنابراین ادعای ناظم العقیلی در معنای کلمه  «عترت» و اختصاص آن به فرزندان و اهل بیت امام زمان (ع) صحیح نمی‌باشد؛ زیرا بر اساس کتب لغت، مراد از عترت مرد، آباء و اجداد و قوم و عشیره فرد نیز هستند.  بر این اساس، نمی‌توان از عبارت «صَلَّى اللَّهُ عَلَيْكَ وَ عَلَى عِتْرَتِكَ‏ الطَّاهِرَةِ الطَّيِّبَةِ» وجود فرزند را برای امام زمان (ع) نتیجه گرفت؛ زیرا ممکن است مراد از عترت در این فراز، آباء طاهرین حضرتش باشند ـ و إذا جاءَ الاحتمالُ بَطَلَ الاستدلالُ ـ و زمانی که چنین احتمالی وجود دارد، تمسک ناظم العقیلی به این دعا در اثبات وجود فرزند برای امام زمان (ع)، استدلالی باطل و ناتمام است.

نکته سوم

لازم به ذکر است که در این دعا، فقط نام ۱۴ معصوم ذکر شده است و هیچ اسمی از مهدیین در آن به میان نیامده است.  به فرازهای ذیل دقت فرمایید: …السَّلَامُ عَلَيْكَ يَا رَسُولَ اللَّهِ السَّلَامُ عَلَيْكَ يَا نَبِيَّ اللَّهِ السَّلَامُ عَلَيْكَ يَا خِيَرَةَ اللَّهِ مِنْ خَلْقِهِ وَ أَمِينَهُ عَلَى وَحْيِهِ  السَّلَامُ عَلَيْكَ يَا مَوْلَايَ يَا أَمِيرَ الْمُؤْمِنِينَ السَّلَامُ عَلَيْكَ يَا مَوْلَايَ أَنْتَ حُجَّةُ اللَّهِ عَلَى خَلْقِهِ وَ بَابُ عِلْمِهِ وَ وَصِيُّ نَبِيِّهِ وَ الْخَلِيفَةُ مِنْ بَعْدِهِ فِي أُمَّتِهِ لَعَنَ اللَّهُ أُمَّةً غَصَبَتْكَ حَقَّكَ وَ قَعَدَتْ مَقْعَدَكَ أَنَا بَرِي‏ءٌ مِنْهُمْ وَ مِنْ شِيعَتِهِمْ إِلَيْكَ السَّلَامُ عَلَيْكِ يَا فَاطِمَةُ الْبَتُولُ السَّلَامُ عَلَيْكِ يَا زَيْنَ نِسَاءِ الْعَالَمِينَ السَّلَامُ عَلَيْكِ يَا بِنْتَ رَسُولِ اللَّهِ رَبِّ الْعَالَمِينَ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْكِ وَ عَلَيْهِ السَّلَامُ عَلَيْكِ يَا أُمَّ الْحَسَنِ وَ الْحُسَيْنِ لَعَنَ اللَّهُ أُمَّةً غَصَبَتْكِ حَقَّكِ وَ مَنَعَتْكِ مَا جَعَلَهُ اللَّهُ لَكِ حَلَالًا أَنَا بَرِي‏ءٌ إِلَيْكِ مِنْهُمْ وَ مِنْ شِيعَتِهِمْ السَّلَامُ عَلَيْكَ يَا مَوْلَايَ يَا أَبَا مُحَمَّدٍ الْحَسَنَ الزَّكِيَّ السَّلَامُ عَلَيْكَ يَا مَوْلَايَ لَعَنَ اللَّهُ أُمَّةً قَتَلَتْكَ وَ بَايَعَتْ فِي أَمْرِكَ وَ شَايَعَتْ
أَنَا بَرِي‏ءٌ إِلَيْكَ مِنْهُمْ وَ مِنْ شِيعَتِهِمْ 
السَّلَامُ عَلَيْكَ يَا مَوْلَايَ يَا أَبَا عَبْدِ اللَّهِ الْحُسَيْنَ بْنَ عَلِيٍّ صَلَوَاتُ اللَّهِ عَلَيْكَ وَ عَلَى أَبِيكَ وَ عَلَى جَدِّكَ مُحَمَّدٍ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ لَعَنَ اللَّهُ أُمَّةً اسْتَحَلَّتْ دَمَكَ وَ لَعَنَ اللَّهُ أُمَّةً قَتَلَتْكَ وَ اسْتَبَاحَتْ حَرِيمَكَ وَ لَعَنَ أَشْيَاعَهُمْ وَ أَتْبَاعَهُمْ وَ لَعَنَ الْمُمَهِّدِينَ لَهُمْ بِالتَّمْكِينِ مِنْ قِتَالِكُمْ أَنَا بَرِي‏ءٌ إِلَى اللَّهِ وَ إِلَيْكَ مِنْهُمْ 

اسامی ائمه بدون مهدیین

السَّلَامُ عَلَيْكَ يَا مَوْلَايَ يَا أَبَا مُحَمَّدٍ عَلِيَّ بْنَ الْحُسَيْنِ/ السَّلَامُ عَلَيْكَ يَا مَوْلَايَ يَا أَبَا جَعْفَرٍ مُحَمَّدَ بْنَ عَلِيٍّ/ السَّلَامُ عَلَيْكَ يَا مَوْلَايَ يَا أَبَا عَبْدِ اللَّهِ جَعْفَرَ بْنَ مُحَمَّدٍ/ السَّلَامُ عَلَيْكَ يَا مَوْلَايَ يَا أَبَا الْحَسَنِ مُوسَى بنَ جَعْفَرٍ / السَّلَامُ عَلَيْكَ يَا مَوْلَايَ يَا أَبَا الْحَسَنِ عَلِيَّ بْنَ مُوسَى / السَّلَامُ عَلَيْكَ يَا مَوْلَايَ يَا أَبَا جَعْفَرٍ مُحَمَّدَ بْنَ عَلِيٍّ / السَّلَامُ عَلَيْكَ يَا مَوْلَايَ يَا أَبَا الْحَسَنِ عَلِيَّ بْنَ مُحَمَّدٍ/ السَّلَامُ عَلَيْكَ يَا مَوْلَايَ يَا أَبَا مُحَمَّدٍ الْحَسَنَ بْنَ عَلِيٍّ / السَّلَامُ عَلَيْكَ يَا مَوْلَايَ يَا حُجَّةَ بْنَ الْحَسَنِ صَاحِبَ الزَّمَانِ / صَلَّى اللَّهُ عَلَيْكَ وَ عَلَى عِتْرَتِكَ‏ الطَّاهِرَةِ الطَّيِّبَةِ يَا مَوَالِيَّ كُونُوا شُفَعَائِي فِي حَطِّ وِزْرِي وَ خَطَايَاي‏ … بر این اساس، دعای مذکور یکی از ادله حصر اوصیاء پیامبر (ص) در عدد ۱۲ بوده و بطلان فرقه مدعی یمانی به وسیله آن رقم می‌خورد.

نکته چهارم مهدیین

ضمناً، احتمال این که خطاب در فراز «صَلَّى اللَّهُ عَلَيْكَ وَ عَلَى عِتْرَتِكَ‏ الطَّاهِرَةِ الطَّيِّبَةِ» مربوط به پیامبر (ص) باشد، منتفی نیست. توضیح مطلب: در نکته سوم به بخشی از فرازهای دعا اشاره شد؛ همانطور که مشاهده نمودید در سلام بر امام چهارم تا امام یازدهم، فقط به نام آنان اشاره شده و هیچ جمله دیگری – مانند جملاتی که برای ۵ معصوم اول ذکر شد ـ ذکر نمی‌گردد. لذا این احتمال که در سلام بر امام زمان (ع)  ـ همانند هشت امام قبل ایشان ـ فقط اکتفا به نام حضرت شده باشد احتمالی معقول است که در این صورت، فراز «صَلَّى اللَّهُ عَلَيْكَ وَ عَلَى عِتْرَتِكَ‏ الطَّاهِرَةِ الطَّيِّبَةِ» خطاب به پیامبر (ص) محسوب می‌گردد. با وجود این احتمال، دیگر تمسک ناظم العقیلی به دعای مذکور دردی را برای این فرقه دوا نمی‌کند؛ زیرا «إذا جاءَ الاحتمالُ بَطَلَ الاستدلالُ».

سید

دیدگاهتان را بنویسید