بررسی حدیث بیست و پنجم کتاب چهل حدیث مهدیین
دارالهدایه| ناظم العُقیلی که یکی از نمایندگان رسمی مدعی یمانی میباشد، جهت اثبات عقیده جریان خود، مبنی بر وجود ۱۲ امام از فرزندان امام مهدی(عج)، کتابی به نام «چهل حدیث در مورد مهدیین و فرزندان قائم (ع)» تالیف نموده، که در آن کتاب به زعم خود به چهل حدیث در اثبات دوازده امام بعد از امام مهدی (عج) اشاره میکند؛ وی مدعی است:
کلام ناظم درباره مهدیین
۱.امامت در ۱۲ امام محصور نیست. ۲.مهدیین بعد از امام زمان (عج) مقام وصایت و امامت دارند. ۳.مهدیین همان عترت و فرزندان امام زمان (عج) هستند.
حدیث بیست و پنجم مهدیین
یکی دیگر از احادیثی که ناظم العقيلی در کتاب «چهل حدیث در مورد مهدیین و فرزندان قائم (ع)» جهت اثبات ادعاهای سه گانه خود به عنوان حدیث بیست و پنجم به آن استناد نموده است، به صورت ذیل است: اللَّهُمَّ إِنِّي أَسْأَلُكَ بِحَقِ الْمَوْلُودِ فِي هَذَا الْيَوْمِ الْمَوْعُودِ بِشَهَادَتِهِ قَبْلَ اسْتِهْلَالِهِ وَ وِلَادَتِهِ بَكَتْهُ السَّمَاءُ وَ مَنْ فِيهَا وَ الْأَرْضِ وَ مَنْ عَلَيْهَا وَ لَمَّا يَطَأْ لَابَتَيْهَا، قَتِيلِ الْعَبَرَةِ وَ سَيِّدِ الْأُسْرَةِ الْمَمْدُودِ بِالنُّصْرَةِ يَوْمَ الْكَرَّةِ الْمُعَوَّضِ مِنْ قَتْلِهِ أَنَّ الْأَئِمَّةَ مِنْ نَسْلِهِ وَ الشِّفَاءَ فِي تُرْبَتِهِ وَ الْفَوْزَ مَعَهُ فِي أَوْبَتِهِ وَ الْأَوْصِيَاءَ مِنْ عِتْرَتِهِ بَعْدَ قَائِمِهِمْ وَ غَيْبَتِهِ… اللَّهُمَّ فَصَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ عِتْرَتِه… وَ اجْعَلْنَا مِمَّنْ يُسَلِّمُ لِأَمْرِهِ وَ يُكْثِرُ الصَّلَاةَ عَلَيْهِ عِنْدَ ذِكْرِهِ وَ عَلَى جَمِيعِ أَوْصِيَائِهِ وَ أَهْلِ أَصْفِيَائِهِ الْمَمْدُودِينَ مِنْكَ بِالْعَدَدِ الِاثْنَيْ عَشَرَ … .
ترجمه حدیث مهدیین
بارالها! از تو درخواست میکنم که به حق مولود در این روز، همان که به شهادت او قبل از ولادتش وعده داده شده [و] آسمان و هر آنچه در اوست و زمین و هر آنچه روی آن است، بر او گریستند در حالی که هنوز بر زمین پا ننهاده بود، کشته اشک و بزرگ خاندان است در روز رجعت به نصرت کمک شده، در عوض کشته شدنش [خدا به او پاداش میدهد به این که] امامان از نسل او هستند و شفا در خاک اوست و رستگاری با او در بازگشت او [و رجعتش] است و اوصیاء از عترت او، بعد از قائم آنها و غیبتش است…. خدایا! بر محمّد و خاندانش درود فرست… و ما را از کسانی قرار ده که فرمانش را تسلیم میشود و به هنگام بردن نامش
صلوات زیاد بر او میفرستد و [صلوات زیاد میفرستد] بر جمیع اوصیاء و خاندان برگزیدهاش، که یاری شدگان از سوی تو به عدد دوازدهاند… مصباح المتهجد، ج۲، ص۸۲۶.
نکته اول مهدیین
ناظم العقیلی سعی بر این دارد تا به مخاطبین اینگونه القاء کند که اوصیاء بعد از غیبت امام زمان (ع) در دعای فوق همان مهدیین از فرزندان ایشان هستند که در این صورت، جمع اوصیاء پیامبر (ص) ٢۴ نفر می شود. اما با مراجعه به ادامه دعا، عوام فریبی ناظم العقیلی نقش بر آب شده و همین دعا علیه فرقه مدعی یمانی تمام میشود زیرا در این دعای شریف، تعداد جمیع اوصیاء پیامبر (ص) ۱۲ نفر ذکر شده است، نه ۲۴ نفر. مجددا به این فراز از دعا دقت فرمایید: وَ يُكْثِرُ الصَّلَاةَ عَلَيْهِ عِنْدَ ذِكْرِهِ وَ عَلَى جَمِيعِ أَوْصِيَائِهِ وَ أَهْلِ أَصْفِيَائِهِ الْمَمْدُودِينَ مِنْكَ بِالْعَدَدِ الِاثْنَيْ عَشَرَ… و به هنگام بردن نامش صلوات زیاد بر او میفرستد و [صلوات زیاد میفرستد] بر جمیع اوصیاء و خاندان برگزیدهاش، که یاری شدگان از سوی تو به عدد دوازدهاند…
نکته دوم
حال با توجه به این که تعداد جمیع اوصیاء پیامبر (ص) ۱۲ نفر هستند، مراد از اوصیاء پس از امام زمان (ع) همان امامان و اوصیاء ۱۲گانه قبل بوده که رجعت میکنند و اوصیاء جدیدی تحت عنوان (مهدیین و فرزندان امام زمان ع) وجود ندارند. در روایات فراوانی بحث رجعت ائمه (ع) پس از امام زمان (ع) ذکر شده است که در زیر به تعدادی از آنها اشاره میشود. عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ (ع) سُئِلَ عَنِ الرَّجْعَةِ، أَ حَقٌّ هِيَ؟ قَالَ نَعَمْ، فَقِيلَ لَهُ: مَنْ أَوَّلُ مَنْ يَخْرُجُ؟ قَالَ الْحُسَيْنُ يَخْرُجُ عَلَى أَثَرِ الْقَائِمِ (ع)… از امام صادق (ع) در مورد رجعت سوال شد که آیا حق است؟ حضرتش فرمودند: بله، به ایشان گفتند: اولین کسی که خارج میشود کیست؟ حضرت فرمودند: حسین (ع) است که به دنبال قائم (ع) خارج میشود…بحارالانوار، ج۵۳، ص۱۰۳.
روایات رجعت ائمه
عَن أَبی عَبْدِ اللَّهِ (ع):… أَوَّلُ مَنْ يَنْفُضُ عَنْ رَأْسِهِ التُّرَابَ الْحُسَيْنُ بْنُ عَلِيٍّ (ع) فِي خَمْسَةٍ وَ سَبْعِينَ أَلْفاً وَ هُوَ قَوْلُهُ تَعَالَى إِنَّا لَنَنْصُرُ رُسُلَنا وَ الَّذِينَ آمَنُوا فِي الْحَياةِ الدُّنْيَا… امام صادق (ع) فرمودند اولین نفری که [رجعت نموده و] خاک از سرش پاک میکند حسین بن علی است، همراه هفتاد وپنج هزار نفر، و به آیهای [در مورد رجعت] اشاره فرمودند «همانا ما رسولانمان وکسانی که ایمان آوردند را، در حیات دنیا یاری میکنیم…». بحارالانوار، ج۵۳، ص۱۰۶. عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ (ع) قَالَ: قَالَ الْحُسَيْنُ بْنُ عَلِيٍّ (ع) لِأَصْحَابِهِ قَبْلَ أَنْ يُقْتَلَ… فَأَكُونُ أَوَّلَ مَنْ تَنْشَقُ عَنْهُ الْأَرْضُ فَأَخْرُجُ خَرْجَةً يُوَافِقُ ذَلِكَ خَرْجَةَ أَمِيرِ الْمُؤْمِنِينَ (ع) وَ قِيَامَ قَائِمِنَا وَ حَيَاةَ رَسُولِ اللَّهِ (ص)… امام باقر (ع) فرمودند: حسین بن علی (ع) قبل از کشته شدن به اصحابش فرمودند… من اولین کسی هستم که زمین از او شکافته شده پس خارج میشوم خارج شدنی که همراه است آن با خروج امیرالمومنین (ع) و قیام قائم ما و زندگانی رسول خدا (ص)… الخرائج و الجرائح، ج۲، ص۸۴۸.
نکته سوم
با صرف نظر از نکتهٔ دوم، احتمال عطف کلمه «الْأَوْصِيَاء» بر ضمیر «ـه» در عبارت «أَوْبَتِهِ» نیز وجود دارد – و إذَا جاءَ الاحتِمالُ، بَطَلَ الإستدلال – که در این صورت، استدلال ناظم العقیلی به دعای سوم شعبان نقش بر آب و باطل میشود؛ زیرا این دعا نص بر رجعت امامان است. به ترجمه دعا دقت کنید: وَ الْفَوْزَ مَعَهُ فِي أَوْبَتِهِ وَ الْأَوْصِيَاءِ مِنْ عِتْرَتِهِ بَعْدَ قَائِمِهِمْ وَ غَيْبَتِهِ؛ و رستگاری با او در بازگشتش و بازگشت اوصیاء از عترت او، بعد از قائم آنها و غیبتش است. آری، استدلال ناظم العقیلی به دعای سوم شعبان – در خوش بینانهترین حالت – احتمالی بیش نبوده و احتمال عطف کلمه «الْأَوْصِيَاءِ» بر ضمیر «ـه» نیز وجود دارد. اما حقیقت و واقع امر این است که – با توجه به آنچه در نکته اول و دوم بیان شد – سخن و استدلال ناظم العقیلی را حتی به عنوان احتمال هم نمیتوان پذیرفت.
نکته نحوی درباره حدیث مهدیین
اگر گفته شود که: «احتمال شما یعنی عطف کلمه «الْأَوْصِيَاءِ» بر ضمیر «ـه» نیز پذیرفته نیست؛ زیرا در هنگام عطف بر ضمیر مجرور، باید عامل جر، یعنی کلمه «أَوْبَة» تکرار شود.میگوییم: «ابن مالک» به تبع «یونس» و «اخفش» و «زجاج» و «کوفیون»، چنین مطلبی را لازم نمیداند و میگوید: و عود خافض لدی عطف علی ضمیــر خفض لازمـا قد جعلا و لیس عندی لازما اذ قد اتـی فی النظم والنثر الصحیح مثبتا ترجمه: وقتى کلمهای به ضميرخفض [یعنی مجرور] عطف شود، عود خافض [یعنی عامل جر] بر سر معطوف لازم شمرده شده است؛ اما نزد من عود خافض لازم نيست؛ زيرا در نظم و نثر صحيح، عطف بدون عود خافض وارد شده است. سپس «سیوطی» در شرح «الفیه ابن مالک»، ضمن رد ادله قائلین به لزوم اعاده عامل جر هنگام عطف بر مجرور، مثالهایی را ذکر کرده که به یکی از آنها اشاره میشود: «ما فیها غیره و فرسه»: در این مثال، کلمه «فرسه» بر ضمیر مجرور در «غیره» عطف شده اما عامل جر یعنی کلمه «غیر» تکرار نشده است. نمونه دیگر، ذکر شریف صلوات است: «اللَّهُمَ صَلِ عَلى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّد»: در این مثال، کلمه «آلِ» بر «مُحَمَّدٍ» عطف شده اما عامل جر یعنی «عَلى» تکرار نشده است. خلاصه این که هنگام عطف بر مجرور، تکرار عامل جر بر سر معطوف الزامی نمیباشد.
نکته چهارم
ناظم العقیلی پس از ذکر دعای سوم شعبان، چنین میگوید: «وَ الْأَوْصِيَاءِ مِنْ عِتْرَتِهِ بَعْدَ قَائِمِهِمْ وَ غَيْبَتِهِ؛ یعنی اوصیاء بعد از امام مهدی و غیبتش، از ذریه امام حسین (ع) و نیز از ذریه قائم (ع) هستند…» وی سعی بر این دارد تا با روانشناسی تلقین به مخاطب اینگونه القاء کند که اوصیاء مذکور در دعا از فرزندان قائم (ع) نیز هستند؛ اما همانطور که شاهد هستید در دعا و فراز مذکور هیچ اشارهای به این مطلب نشده است.
نکته پنجم
احمد بصری دعای سوم شعبان را صادر از امام زمان (ع) دانسته و چنین میگوید: و فی دعاء الیوم الثالث من شعبان «یوم ولادة الامام الحسین ع» الذی ورد عن الامام المهدی ع (اللَّهُمَّ إِنِّي أَسْأَلُكَ بِحَقِ الْمَوْلُودِ فِي هَذَا الْيَوْمِ…) اما جالب اینجاست که ناظم العقیلی این دعا را صادر از امام عسکری (ع) میداند و میگوید: لأن الامام العسکری (ع) قال (وَ الْأَوْصِيَاءِ مِنْ عِتْرَتِهِ بَعْدَ قَائِمِهِمْ وَ غَيْبَتِهِ) آری، احمد بصری که مدعی علم الهی است با تایید کتاب ناظم العقیلی، جهل خویش را بارها و بارها بر همگان آشکار ساخته است.
نکته ششم
در این دعای شریف، سخن از رجعت و بازگشت امام حسین (ع) به میان آمده است که این مطلب، بطلان فرقه مدعی یمانی را رقم میزند. به فرازهایی از این دعا دقت فرمایید: قَتِيلِ الْعَبَرَةِ وَ سَيِّدِ الْأُسْرَةِ الْمَمْدُودِ بِالنُّصْرَةِ يَوْمَ الْكَرَّة… وَ الْفَوْزَ مَعَهُ فِي أَوْبَتِه… وَ عَاذَ فُطْرُسَ بِمَهْدِهِ فَنَحْنُ عَائِذُونَ بِقَبْرِهِ مِنْ بَعْدِهِ نَشْهَدُ تُرْبَتَهُ وَ نَنْتَظِرُ أَوْبَتَهُ آمِينَ رَبَّ الْعَالَمِينَ.
[حسین ع] کشته اشک و بزرگ خاندان است، در روز رجعت به نصرت کمک شده … و رستگاری به همراه او در بازگشتش [و رجعتش] است… و فطرس به گهواره وی پناه برد و ما بعد از وی به قبرش پناهنده و تربت او را حاضر میشویم و منتظر بازگشت او هستیم، آمِينَ رَبَّ الْعَالَمِينَ.
آری، این فرازها بطلان احمد بصری و فرقه او را ثابت مینماید؛ زیرا وی به رجعت واقعی در این عالمی که زندگی میکنیم اعتقادی نداشته بلکه آن را غیر عقلی میداند. به عبارات زیر دقت فرمایید: «عالم رجعت عالمی غیر از این عالم است که ما در آن زندگی میکنیم… پس عقل و واقع این را نمیپذیرند که این مسائل [یعنی عمرهای طولانی مردمان و کثرت فرزندان آنان و …] در این دنیا با این محدودیتهایی که دارد باشند. رجعت، ص۲۱.
ادعاهای مدعی درباره رجعت
رجعت، دو رجعت است. رجعت نخستین در قالب مانند و نظیر است که در هنگام قیام قائم (ع) خواهد بود. رجع ت دوم با روح و جسدی که مناسب آن باشد خواهد بود که در این مختصر به عنوان عالَم و روزی دیگر از روزهای بزرگ خدا در مورد آن سخن میگوییم و پیشتر واضح گشت که در آسمان اول خواهد بود». همان، ص۴۳. «و آن عالمی دیگر و امتحانی دیگر برای کسی که به ایمان محض و برای کسی که به کفر محض رسیدهاند میباشد و عالم رجعت با پایان حکومت مهدی دوازدهم، آن قائمی که حسین بن علی (ع) بر او خروج میکند، آغاز خواهد شد» رجعت، ص۳۱. «اما آنچه که در مورد اصحاب کهف روایت شده است که با قائم (ع) مبعوث میشوند … منظور [رجعت] خود [آنان] به شخصه نمیباشد بلکه مراد در این روایات نظیر و امثال آنان از اصحاب قائم (ع) هستند…» رجعت، ص۴۳. «به عبارتی دیگر یعنی از انصار امام مهدی (ع) کسانی هستند که شبیه و مانند این اشخاص مذکور در روایت میباشند، نه این که خود آن اشخاص باز گردند!» رجعت، ص۴۵. اما همانطور که دیدیم در دعای روز سوم شعبان، تصریح به رجعت شخص امامحسین (ع) شده است که این مطلب با رجعت مثالی و یا رجعت در آسمان اول پس از مهدی دوازدهم منافات داشته و اساساً در روایات مربوط به رجعت که در نکته دوم احادیث آن ذکر گردید، هیچ اشارهای به این سخنان گزاف ـ یعنی رجعت مثالی و رجعت در آسمان اول ـ نشده است.



