استناد به آیه 43 سوره یوسف جهت اثبات حجیت خواب
دارالهدایه| از جمله آیاتی که جریان احمد همبوشی جهت اثبات حجیت خواب در شناخت حجت الهی به آن استدلال میکنند، آیات شریفه رسوره یوسف است که تلاش نموده تا با سوءاستفاده از این آیات مدعای خودش را به اثبات برساند.
حجیت خواب از قرآن
وَقَالَ الْمَلِكُ إِنِّي أَرَى سَبْعَ بَقَرَاتٍ سِمَانٍ يَأْكُلُهُنَّ سَبْعٌ عِجَافٌ وَسَبْعَ سُنْبُلَاتٍ خُضْرٍ وَأُخَرَ يَابِسَاتٍ يَا أَيُّهَا الْمَلَأُ أَفْتُونِي فِي رُؤْيَايَ إِنْ كُنْتُمْ لِلرُّؤْيَا تَعْبُرُونَ. و پادشاه [مصر] گفت من [در خواب] ديدم هفت گاو فربه است كه هفت [گاو] لاغر آنها را مى خورند و هفت خوشه سبز و [هفت خوشه] خشگيده ديگر اى سران قوم اگر خواب تعبير مى كنيد در باره خواب من به من نظر دهيد (یوسف: ۴۳). قَالُوا أَضْغَاثُ أَحْلَامٍ وَمَا نَحْنُ بِتَأْوِيلِ الْأَحْلَامِ بِعَالِمِينَ؛ گفتند خوابهايى است پريشان و ما به تعبير خوابهاى آشفته دانا نيستيم (یوسف؛ ۴۴) وَقَالَ الَّذِي نَجَا مِنْهُمَا وَادَّكَرَ بَعْدَ أُمَّةٍ أَنَا أُنَبِّئُكُمْ بِتَأْوِيلِهِ فَأَرْسِلُونِ؛ و آن كس از آن دو [زندانى] كه نجات يافته و پس از چندى [يوسف را] به خاطر آورده بود گفت مرا به [زندان] بفرستيد تا شما را از تعبير آن خبر دهم (یوسف؛ ۴۵)يُوسُفُ أَيُّهَا الصِّدِّيقُ أَفْتِنَا فِي سَبْعِ بَقَرَاتٍ سِمَانٍ يَأْكُلُهُنَّ سَبْعٌ عِجَافٌ وَسَبْعِ سُنْبُلَاتٍ خُضْرٍ وَأُخَرَ يَابِسَاتٍ لَعَلِّي أَرْجِعُ إِلَى النَّاسِ لَعَلَّهُمْ يَعْلَمُونَ؛ يوسف اى مرد راستگوى در باره [اين خواب كه] هفت گاو فربه هفت [گاو] لاغر آنها را مى خورند و هفت خوشه سبز و [هفت خوشه] خشگيده ديگر به ما نظر ده تا به سوى مردم برگردم شايد آنان [تعبيرش را] بدانند (یوسف؛ ۴۶) قَالَ تَزْرَعُونَ سَبْعَ سِنِينَ دَأَبًا فَمَا حَصَدْتُمْ فَذَرُوهُ فِي سُنْبُلِهِ إِلَّا قَلِيلًا مِمَّا تَأْكُلُونَ؛ گفت هفت سال پى در پى مى كاريد و آنچه را درويديد جز اندكى را كه مى خوريد در خوشه اش واگذاريد (یوسف:۴۷)ثُمَّ يَأْتِي مِنْ بَعْدِ ذَلِكَ سَبْعٌ شِدَادٌ يَأْكُلْنَ مَا قَدَّمْتُمْ لَهُنَّ إِلَّا قَلِيلًا مِمَّا تُحْصِنُونَ؛ آنگاه پس از آن هفت سال سخت مىآید كه آنچه را براى آن [سالها] از پيش نهاده ايد جز اندكى را كه ذخيره مى كنيد همه را خواهند خورد (یوسف: ۴۸)ثُمَّ يَأْتِي مِنْ بَعْدِ ذَلِكَ عَامٌ فِيهِ يُغَاثُ النَّاسُ وَفِيهِ يَعْصِرُونَ؛ آنگاه پس از آن سالى فرا مى رسد كه به مردم در آن [سال] باران مى رسد و در آن آب ميوه مى گيرند (یوسف: ۴۹).
محتوای آیات
در این آیات داستان خواب پادشاه مصر بازگو شده که تعبیر کنندگان نتوانستند آن را تعبیر نموده، خواب آشفته اش خواندند اما حضرت یوسف علیه السلام تعبیر آن را بیان فرمود. نکاتی که از این آیات بدست می آید عبارتند از: الف: غیر مؤمن هم میتواند خواب صادقه ببیند. ب: بعضی خوابها جزء احلام هستند که تعبیر ندارند. ج: بعضی خوابها دارای تعبیر هستند. د: گاهی در شناخت خواب های آشفته از رؤیای صادقه اشتباه رخ میدهد و این معصوم است که می تواند حق را از باطل تشخیص دهد. هـ: اگر معصوم تعبیر خوابی را بگوید صحیح می باشد.
خواب حضرت یوسف
نکته مهم اینکه تفاوت اين خواب با خواب يوسف آنست كه او يكبار خواب ديد ولى پادشاه چند بار آن خواب را ديده است، زیرا جمله «إِنِّي أَرى …» مفيد استمرار میباشد؛ يعنى من پيوسته چنين مىبينم. به نظر میآيد كه پادشاه مصر آن خواب را چند بار در یک شب یا چند شب متوالى ديده تا در صدد تعبيرش بر آمده و اگر يكبار ديده بود شايد اهميت نمیداد. جریان مدعی یمانی از این داستان سوء استفاده کرده، میگوید: «آیا یوسف بر اساس رؤیای فرعون، اقتصاد دولت مصر را پایه گذاری نکرده، و برای مردم غذای فراوان فراهم ننمود؟» جزوه رؤیای صادقه، مکتوبات اتباع. اما آنها نکات مهمی را در نظر نگرفته اند، از جمله:
الف
همان طور که عرض کردیم، پادشاه مصر آن خواب را مکرر دیده، و یوسف علیه السلام هم طبق خوابی که بارها دیده شده رفتار نمود نه خوابی که یک بار دیده شده است. در نتیجه اگر هم این داستان دلالتی داشته باشد، تنها به خوابی که توسط یک نفر مکرر دیده شده بها میدهد و نسبت به اعتبار تک خوابها یا خواب های متعدد از افراد متعدد ساکت است.
ب
حضرت یوسف حجت خدا بود و حجت خدا بر اساس وحی کار میکند نه بر اساس خواب دیگران. وقتی حتی نقشه ساده مخفی کردن پیمانه طلا در وسایل بنیامین توسط وحی به یوسف علیه السلام ابلاغ شده،
چگونه خداوند در مساله مهم کشوری از وحی دریغ می دارد تا او با تکیه بر خواب دیگران برنامه چهارده ساله بریزد؟ اشتباه نشود اینکه یوسف علیه السلام علم تعبیر خواب داشت و میدانست آن رؤیا صادقه بوده و از تعبیرش نیز آگاهی داشت، مجوز این نمیشده که بدون دستور خدا طبق آن خواب برای یک ملت برنامه ریزی کند، زیرا تلازمی بین صادقه بودن رؤیا و حجت بودن آن وجود ندارد. ولی به هر حال حضرت یوسف علیه السلام معیاری برای تشخیص رؤیای صادقه و فهم تعبیر آن برای ما مشخص نکرده اند.
ج
طبق برخی روایات، این خواب پادشاه به خواست شخص پروردگار بوده تا از یک طرف موجبات آزادی یوسف علیه السلام را فراهم آورد: «… فَقَالَ لَهُ جَبْرَئِيلُ قُلْ يَا يُوسُفُ أَسْأَلُكَ بِمَنِّكَ الْعَظِيمِ وَ إِحْسَانِكَ الْقَدِيمِ وَ لُطْفِكَ الْعَمِيمِ يَا رَحْمَانُ يَا رَحِيمُ فَقَالَهَا فَرَأَى الْمَلِكُ الرُّؤْيَا فَكَانَ فَرَجُهُ فِيهَا» تفسير القمي،ج:۱،ص:۳۵۳. و از طرف دیگر مردم مصر را از هلاکت قطعی نجات دهد چون تنها راه نجات مردم مصر از قحطی این بود که خواب را پادشاه ببیند؛ زیرا پادشاه به خواب کسی غیر خودش اینقدر بها نمیداد که بخواهد طبقش اقدام مناسبی انجام دهد. بنابراین هیچ بُعدی ندارد که حضرت یوسف علیه السلام توسط خداوند از صادقه بودن این خواب مطلع و مامور گشته بر اساس آن، برنامه اقتصادی مصر را بچیند. همچنانکه در بعضی روایات تصریح شده که یوسف علیه السلام به زمان آزادیش خبر داده شد: أَخْبَرَنَا اَلْحَسَنُ بْنُ عَلِيٍّ عَنْ أَبِيهِ عَنْ إِسْمَاعِيلَ بْنِ عُمَرَ عَنْ شُعَيْبٍ اَلْعَقَرْقُوفِيِّ عَنْ أَبِي عَبْدِ اَللَّهِ عَلَيْهِ السَّلاَمُ قَالَ: …قَالَ فَلَمَّا اِنْقَضَتِ اَلْمُدَّةُ ، وَ أَذِنَ اَللَّهُ لَهُ فِي دُعَاءِ اَلْفَرَجِ، فَوَضَعَ خَدَّهُ عَلَى اَلْأَرْضِ ثُمَّ قَالَ «اَللَّهُمَّ…» تفسير القمي:۱،ص:۳۴۴.
روایت امام کاظم
و از همه جالبتر اینکه امام کاظم علیه السلام در روایتی موثق میفرمایند: عَنْهُ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ اِبْنِ فَضَّالٍ عَنِ اَلْحَسَنِ بْنِ جَهْمٍ قَالَ سَمِعْتُ أَبَا اَلْحَسَنِ عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ يَقُولُ: اَلرُّؤْيَا عَلَى مَا تُعَبَّرُ فَقُلْتُ لَهُ إِنَّ بَعْضَ أَصْحَابِنَا رَوَى أَنَّ رُؤْيَا اَلْمَلِكِ كَانَتْ أَضْغَاثَ أَحْلاَمٍ فَقَالَ أَبُو اَلْحَسَنِ عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ إِنَّ اِمْرَأَةً رَأَتْ عَلَى عَهْدِ رَسُولِ اَللَّهِ صَلَّى اَللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ أَنَّ جِذْعَ بَيْتِهَا قَدِ اِنْكَسَرَ فَأَتَتْ رَسُولَ اَللَّهِ صَلَّى اَللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ فَقَصَّتْ عَلَيْهِ اَلرُّؤْيَا فَقَالَ لَهَا اَلنَّبِيُّ صَلَّى اَللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ يَقْدَمُ زَوْجُكِ وَ يَأْتِي وَ هُوَ صَالِحٌ وَ قَدْ كَانَ زَوْجُهَا غَائِباً فَقَدِمَ كَمَا قَالَ اَلنَّبِيُّ صَلَّى اَللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ…ثُمَّ غَابَ زَوْجُهَا ثَالِثَةً فَرَأَتْ فِي مَنَامِهَا أَنَّ جِذْعَ بَيْتِهَا قَدِ اِنْكَسَرَ فَلَقِيَتْ رَجُلاً أَعْسَرَ فَقَصَّتْ عَلَيْهِ اَلرُّؤْيَا فَقَالَ لَهَا اَلرَّجُلُ اَلسَّوْءُ يَمُوتُ زَوْجُكِ قَالَ فَبَلَغَ ذَلِكَ اَلنَّبِيَّ صَلَّى اَللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ فَقَالَ أَلاَّ كَانَ عَبَّرَ لَهَا خَيْراً. الکافي،ج:۸،ص:۳۳۵
رؤیا به همان گونه که تعبیر شود اتفاق میافتد و راوی در تایید حرف ایشان میگوید بعضی شیعیان روایت میکنند خواب پادشاه مصر واقعاً خوابی آشفته و بدون تعبیر بوده (و چون حضرت یوسف علیه السلام
آن را آنگونه تعبیر کرد همانگونه شد) و حضرت کاظم علیه السلام گفته او را نه تنها رد ننموده است که با ذکر داستانی تایید مینمایند. خوب با توجه به مضمون این روایت، حضرت یوسف علیه السلام در واقع خواب پادشاه را تعبیر نکرده بلکه طبق علمی که از غیب داشته خبر از قحطی مصر و راهکار آن داده است نه اینکه بر اساس خواب پادشاه برای یک کشور برنامه ریخته باشد.
عدم حجیت خواب در شناخت خلیفه خدا
همه اینها به کنار، خود احمد بصری تصریح کرده که طبق آیات و روایات، رؤیا در هیچ چیز الا شناخت خلیفه خدا حجیت ندارد آنوقت شما که پیرو او هستید چطور ادعا می کنید خواب پادشاه مصر بر یوسف علیه السلام حجت بوده است؟!

