دارالهدایه| ناظم العُقیلی که یکی از نمایندگان رسمی مدعی یمانی می‌باشد، جهت اثبات عقیده جریان خود، مبنی بر وجود ۱۲ امام از فرزندان امام مهدی(عج)، کتابی به نام «چهل حدیث در مورد مهدیین و فرزندان قائم (ع)» تالیف نموده، که در آن کتاب به زعم خود به چهل حدیث در اثبات دوازده امام بعد از امام مهدی (عج) اشاره می‌کند؛ وی مدعی است:

کلام ناظم درباره مهدیین

۱.امامت در ۱۲ امام محصور نیست. ۲.مهدیین بعد از امام زمان (عج) مقام وصایت و امامت دارند. ۳.مهدیین همان عترت و فرزندان امام زمان (عج) هستند.

حدیث بیست و چهارم مهدیین

یکی دیگر از احادیثی که ناظم العقيلی در کتاب «چهل حدیث در مورد مهدیین و فرزندان قائم (ع)» جهت اثبات ادعاهای سه گانه خود به عنوان حدیث بیست و چهارم به آن استناد نموده است، به صورت ذیل است: جاء فی روایة المفضل بن عمر عن الصادق (ع) فی امر القائم (ع): … قَالَ الْمُفَضَّلُ: يَا سَيِّدِي فَمَا يَصْنَعُ‏ بِأَهْلِ‏ مَكَّةَ قَالَ: يَدْعُوهُمْ بِالْحِكْمَةِ وَ الْمَوْعِظَةِ الْحَسَنَةِ فَيُطِيعُونَهُ وَ يَسْتَخْلِفُ فِيهِمْ رجُلًا مِنْ أَهْلِ بَيْتِهِ وَ يَخْرُجُ يُرِيدُ الْمَدِينَة …. در روایت مفضل بن عمر از امام صادق (ع) پیرامون امر قائم آمده است: مفضل گوید: ای آقای من، [قائم] با اهل مکه چه می‌کند؟ حضرتش فرمودند: آنها را به حکمت و موعظه نیکو فرا می‌خواند پس او را اطاعت می‌کنند و در میان آنان  مردی از اهل بیتش را جانشین قرار می‌دهد و به سوی مدینه خارج می‌شود.
بحار الأنوار، ج۵۳، ص1

نکته اول مهدیین

در حدیث بیست و چهارم نیز هیچ اشاره‌ای به موضوع مهدیین و فرزندی آنان برای امام زمان (ع) و مقام امامت آنها نشده است.

نکته دوم

لازم به ذکر است که عبارت  «رَجُلًا مِنْ أَهْلِ بَيْتِهِ» در برخی از نسخ خطی کتاب «الهدایة الکبری» وجود ندارد.

نکته سوم

اگر از آنچه در نکته دوم گفته شد صرف نظر نماییم، عبارت «يَسْتَخْلِفُ فِيهِمْ رَجُلًا مِنْ أَهْلِ بَيْتِهِ / در میان آنان، مردی از اهل بیتش را جانشین قرار می‌دهد» ظهوری در وجود فرزند برای حضرتش ندارد؛ در کتاب های لغت آمده است: در کتاب «العین» پیرامون کلمه اهل آمده است: أَهْلُ‏ الرجل: زوجه، و أخص الناس به‏. ترجمه: اهل مرد، همسر او و مخصوص‌ترین مردم به اوست.(کتاب العین، ج۴، ص۸۹). در کتاب «مفردات راغب» چنین آمده است: أَهْلُ‏ الرجل في الأصل: من يجمعه و إياهم مسكن واحد . ترجمه: اهل مرد در اصل كسانى هستند كه خانه ‏اى واحد، او و آنها را جمع می‌کند.(مفردات راغب، ص۹۶). بنابراین تمسک به فراز «رَجُلًا مِنْ أَهْلِ بَيْتِهِ» در اثبات وجود فرزند برای امام زمان (ع)، استدلالی ناتمام می‌باشد؛ زیرا به نزدیکان و یا غلامان مردی مجرد نیز، کلمه «اهل» اطلاق می‌شود.

نکته چهارم

با مراجعه به روایات هم فهمیده می‌شود که همواره عبارت «أَهْلِ بَيْتِ» دلالت بر وجود فرزند ندارد؛ زیرا این عنوان بر مومنین راستین و یاران خاص معصومین (ع) نیز اطلاق می‌شود. مثلا امام صادق (ع) ضمن حدیثی فرمودند: مُحَمَّدٍ اَلْحَلَبِيِّ، عَنْ أَبِي عَبْدِ اَللَّهِ (عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ) قَالَ: «مَنِ اِتَّقَى اَللَّهَ مِنْكُمْ وَ أَصْلَحَ فَهُوَ مِنَّا أَهْلَ اَلْبَيْتِ»… هر کس از شما که تقوا پیشه کرده و [نفسش را] اصلاح کند، پس او از ما اهل بیت است…
البرهان في تفسير القرآن، ج۳، ص ۳۱۱

عنوان اهل بیت

و همچنین عنوان «أَهْلِ بَيْتِ» بر بنی هاشم و سادات نیز اطلاق می‌گردد. مثلاً امیرالمؤمنين (ع) ضمن نامه‌ای چنین فرمودند: کَانَ رَسُولُ اللَّهِ (ص) إِذَا احْمَرَّ الْبَأْسُ وَ أَحْجَمَ النَّاسُ قَدَّمَ أَهْلَ بَيْتِهِ فَوَقَى بِهِمْ أَصْحَابَهُ حَرَّ السُّيُوفِ وَ الْأَسِنَّةِ فَقُتِلَ عُبَيْدَةُ بْنُ الْحَارِثِ يَوْمَ بَدْرٍ وَ قُتِلَ حَمْزَةُ يَوْمَ أُحُدٍ وَ قُتِلَ جَعْفَرٌ يَوْمَ مُؤْتَة… هرگاه جنگ سخت می‌شد و مردم [از نبرد] خودداری می‌کردند، پیامبر (ص) اهل بیت خود را جلو می‌انداخت و به وسیله
آنان، اصحابش را از حرارت شمشیرها و نیزه‌ها حفظ می‌کرد. پس عبیدة بن حارث در جنگ بدر و حمزه در جنگ احد و جعفر  در جنگ موته کشته شد… 
نهج البلاغة، نامه ۹. پس با توجه به روایات، نمی‌توان از عبارت «أَهْلِ بَيْتِ» وجود فرزند را برای امام زمان (ع) نتیجه گرفت بلکه ممکن است مراد از عبارت  «رَجُلًا مِنْ أَهْلِ بَيْتِهِ»  یکی از اصحاب یا بنی هاشم باشد که در مکه جانشین حضرتش می‌گردد.

نکته پنجم

اگر از آنچه در نکات قبل بیان شد صرف نظر نموده و از فراز «رَجُلًا مِنْ أَهْلِ بَيْتِهِ» وجود فرزند برای امام زمان (ع) را در هنگام ظهور و ورود به مکه بپذیریم، باز هم وجود فرزندان برای حضرتش در  حال حاضر ثابت نمی‌شود؛ زیرا ممکن است امر ظهور ۲۰۰ سال دیگر مقدر شده باشد و حضرتش ۳۰ سال قبل از ظهور، اقدام به گرفتن همسر نموده و سادات مهدوی پا به عرصه وجود بگذارند. لازم به ذکر است که در این صورت، باز هم وجود مهدیین و مقام امامت آنها و فرزندیشان برای امام زمان (ع) ثابت نمی‌شود که در نکته اول به آن اشاره شد.

نکته ششم

ناظم العقیلی با تقطیع و سانسور ادامه حدیث مفضل، خیانتی بزرگ و نابخشودنی را مرتکب شده است؛ زیرا در ادامه حدیث سخن از کشته شدن آن مرد از اهل بیت امام زمان (ع) به میان آمده است. به عبارات زذیل دقت فرمایید: قالَ الْمُفَضَّلُ يَا سَيِّدِي يُقِيمُ بِمَكَّةَ قَالَ لَا يَا مُفَضَّلُ بَلْ يَسْتَخْلِفُ مِنْهَا رَجُلًا مِنْ أَهْلِهِ فَإِذَا سَارَ مِنْهَا وَثَبُوا عَلَيْهِ فَيَقْتُلُونَه‏… مفضل گوید ای آقای من، [مهدی] در مکه اقامت می‌کند؟ حضرتش فرمودند: خیر بلکه جانشین می‌کند از مکه، مردی از اهل خویش را و زمانی که [مهدی] از مکه بیرون رود، بر آن جانشین حمله کرده و او را می‌کشند.

نکته مهم درباره مهدیین

حال پیروان فرقه مدعی یمانی بین دو راه مخیّر هستند: ۱. این که قائل شوند حدیث مورد استناد ناظم العقیلی هیچ ارتباطی به مهدی اول ندارد؛ زیرا آن مردی که از اهل بیت امام زمان (ع) بوده و در مکه جانشین حضرت می‌گردد، در ابتدای ظهور کشته می‌شود که در این صورت،  غرض ورزی و خیانت ناظم العقیلی آشکار گشته و بطلان فرقه مدعی یمانی ثابت می‌شود. لازم به ذکر است کتاب «چهل حدیث در مورد مهدیین و فرزندان قائم (ع)» ناظم العقیلی مورد تایید احمد بصری می‌باشد لذا غرض ورزی‌ها و خیانتهای او، پای احمد بصری نوشته شده و بطلان وی را نیز ثابت می‌نماید. ۲. این که حدیث مذکور مرتبط با امر مهدیین است و مهدی اول در ابتدای ظهور به قتل می‌رسد که در این صورت، بافته‌های فرقه مدعی یمانی پیرامون شخصیت مهدی اول ـ مبنی بر پر شدن زمین از عدل و داد توسط او و کشته شدن سفیانی به دست مهدی اول و خلافت وی پس از امام زمان (ع) و ــ نقش بر آب می‌شود. خلاصه این که در هر یک از دو صورت فوق، بطلان فرقه مدعی یمانی به آسانی آشکار می‌گردد.

سید

دیدگاهتان را بنویسید