آیا خواب مومنان در آخر الزمان همانند خواب انبیاء است؟

دارالهدایه| اتباع احمد اسماعیل بصری در تلاش برای اثبات حجیت رویا به روایاتی استناد نموده اند که مضمون آن بیانگر صادقه بودن خوب مومنین می باشد و آن را بخشی از اجزاء نبوت دانسته اند.

روایت خواب مومنان

در میان احادیث شیعه، روایاتی وجود دارد که ممکن است توهم حجیت خواب را ایجاد کند.از جمله این روایات، روایت ذیل است: عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ اِبْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ هِشَامِ بْنِ سَالِمٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اَللَّهِ عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ قَالَ سَمِعْتُهُ يَقُولُ: رَأْيُ اَلْمُؤْمِنِ وَ رُؤْيَاهُ فِي آخِرِ اَلزَّمَانِ عَلَى سَبْعِينَ جُزْءاً مِنْ أَجْزَاءِ اَلنُّبُوَّةِ.
الکافي،ج:۸،ص:۹۰
این روایت می‌گوید رأی مومن و رؤیای او در آخر الزمان بر هفتاد جزء از اجزاء نبوت است، و یاران احمد به این حدیث برای اثبات حجیت خواب بسیار استناد می کنند:

الف: مراد از مؤمن کیست؟

در این روایت، رأی و رؤیای هر کسی از اجزاء نبوت شمرده نشده، بلکه آن منحصر به مؤمن معرفی شده است و چون عقل حکم می کند که بین حکم و موضوع باید تناسب باشد، روشن می شود تنها به کسی جزئی از نبوت عطا می گردد که از شدت تقوا و اخلاص نزدیک به مقام نبوت گشته باشد، پس شامل هر شیعه ای نمی شود. و به عبارت دیگر: از آن‌جا که خواب انبیاء علیهم السلام همیشه صادقه بوده، می فهمیم مراد از مومن در این حدیث، شخصی است که همیشه خواب‌های صادقه می بیند، همچنان‌که در دو روایت دیگر به جای خواب مؤمن تعبیر به خواب صادقه شده است: وَ رَوَى اَلْحَسَنُ بْنُ عَلِيِّ بْنِ فَضَّالٍ عَنْ أَبِي اَلْحَسَنِ عَلِيِّ بْنِ مُوسَى اَلرِّضَا عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ…إِنَّ اَلرُّؤْيَا اَلصَّادِقَةَ جُزْءٌ مِنْ سَبْعِينَ جُزْءاً مِنَ اَلنُّبُوَّةِ.

من لا يحضره الفقيه،ج:۲،ص:۵۸۴

روایت دیگر درباره خواب

اَلْإِخْتِصَاصُ ، قَالَ اَلصَّادِقُ عَلَيْهِ السَّلاَمُ : إِذَا كَانَ اَلْعَبْدُ عَلَى مَعْصِيَةِ اَللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ وَ أَرَادَ اَللَّهُ بِهِ خَيْراً أَرَاهُ فِي مَنَامِهِ رُؤْيَا تُرَوِّعُهُ فَيَنْزَجِرُ بِهَا عَنْ تِلْكَ اَلْمَعْصِيَةِ وَ إِنَّ اَلرُّؤْيَا اَلصَّادِقَةَ  جُزْءٌ مِنْ سَبْعِينَ جُزْءاً مِنَ اَلنُّبُوَّةِ. 

بحار الأنوار الجامعة لدرر أخبار الأئمة الأطهار علیهم السلام،ج:۵۸،ص:۱۶۷

و اگر در دو نقل منسوب به ائمه علیهم السلام وارد شده که رؤیای مؤمن همیشه درست است و حکم وحی الهی را دارد، مراد خالص‌ترین مؤمن هاست که همیشه خواب راست می‌بینند. 

این در حالیست که خود کلمه «رؤیا» غالباً به معنای خواب راست می‌باشد و برای همین در قرآن در مورد خواب ‏های راست، فقط لفظ «رؤیا» به کار برده شده است. لذا معنای حدیث این می‌شود که خواب های راست مؤمن جزئی از نبوت محسوب می شود نه هر خوابی که ببیند، و معیار راست و دروغ بودن خواب، بسته به محتوای آن فرق می‌کند. یعنی اگر حادثه ای را خواب ببیند معیار صدقش رخ دادن آن است، و اگر حکم شرعی یا عقیده ای را خواب ببیند ملاک صدقش منطبق بودن آن با موازین دین می باشد. این در حالیست که ادعای احمدبصری در مورد ۲۴وصی مخالف روایات متواتر شیعه می باشد و همین روشن می کند خواب‌ هایی که پیروان او درباره حقانیت وی دیده اند صادقه نبوده است.

اشکال به روایت خواب

ممکن است کسی اشکال کند که اگر مراد این حدیث فقط خواب‌های صادقه مؤمن می باشد، پس چرا آن را به آخر الزمان اختصاص داده است، چون در هر زمانی رؤیای صادقه جزئی از نبوت محسوب می شود. اما در پاسخ باید گفت: اولاً: اتفاقاً در حدیث دیگری کلمه «آخر الزمان» وجود ندارد و این موید برداشت ماست: وَ عَنْ أَبِي عَبْدِ اَللَّهِ عَلَيْهِ السَّلاَمُ قَالَ:«إِنَّ الْمُؤْمِنَ رُؤْيَاهُ جُزْءٌ مِنْ سَبْعِينَ جُزْءاً مِنَ النُّبُوَّةِ وَ مِنْهُمْ مَنْ يُعْطَى عَلَى الثَّلَاثِ» امام صادق(ع) فرمودند: «رؤیای مومن جزئی از هفتاد جزء نبوت است و به بعضی مومنان سه جزء داده می شود.»
المؤمن،ص:۳۵،ح:۷۱
غیر از این‌که صرف دیدن خواب صادقه جزئی از نبوت نیست زیرا هم سلول یوسف علیه السلام هم خواب صادقه دید، بلکه آن‌چه جزئی از نبوت بوده، همیشه راست بودن خواب های پیامبران می باشد، لذا اگر کسی به این مقام رسید که همیشه خواب های راست ببیند او به یکی از هفتاد جزء از نبوت دست یافته است. قرطبی از علماء سنی در شرح همین حدیث با لفظ: «الرؤيا الصادقة جزء من سبعين جزءا من النبوة»، می نگارد: رؤیا نمی تواند جزئی از نبوت باشد الا زمانی‌که توسط مسلمان صالحِ راستگو دیده شود چون حالِ چنین کسی با حال پیامبر تناسب دارد. اما راست در آمدن خواب کافر و دروغگو و متوهم به ندرت، مثل راست در آمدن خبر کاهن و منجم از غیب به ندرت است. 

الجامع لأحکام القرآن(تفسیر القرطبي)،ج:۹، ص:۱۲۴-۱۲۵

اقسام خواب

و اصلاً اگر به واقعیت خارجی هم نگاه کنیم، می بینیم که مؤمن همیشه خواب راست و درست نمی‌بیند و همچنان‌که در حدیثی آمده، رؤیا بر سه قسم است: ۱. بشارتی از جانب خدا، ۲. ترساندنی از جانب شیطان، و ۳. انعکاس آن‌چه شخص در ذهن داشته است: كِتَابُ اَلتَّبْصِرَةِ لِعَلِيِّ بْنِ بَابَوَيْهِ ، عَنْ سَهْلِ بْنِ أَحْمَدَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ اَلْأَشْعَثِ عَنْ مُوسَى بْنِ إِسْمَاعِيلَ بْنِ مُوسَى بْنِ جَعْفَرٍ عَنْ أَبِيهِ عَنْ آبَائِهِ عَلَيْهِمُ السَّلاَمُ قَالَ قَالَ رَسُولُ اَللَّهِ صَلَّى اَللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ :  اَلرُّؤْيَا  ثَلاَثَةٌ ۱. بُشْرَى مِنَ اَللَّهِ وَ ۲. تَحْزِينٌ مِنَ اَلشَّيْطَانِ وَ ۳. اَلَّذِي يُحَدِّثُ بِهِ اَلْإِنْسَانُ نَفْسَهُ فَيَرَاهُ فِي مَنَامِهِ.
بحار الأنوار الجامعة لدرر أخبار الأئمة الأطهار علیهم السلام،ج:۵۸،ص:۱۹۱

خلاصه این‌که: روایت نمی‌گوید خواب مومن جزئی از اجزاء نبوت است بلکه می گوید: «رؤیای مؤمن»، و منظور از رؤیا خواب های صادقه است، و با توجه به معرفی آن به عنوان جزئی از نبوت، تنها شامل کسی می‌شود که همیشه خواب راست می‌بیند، یعنی کسی که نزدیک به مقام نبوت باشد. حال کدام‌یک از یاران احمد که با خواب به او ایمان آورده اند، می توانند ادعا کنند در چنین مرحله ای از تقوا و اخلاص و ایمان قرار داشته اند؟

اشکال به اتباع احمد

از طرفی ما از یاران احمد می پرسیم این حدیث شامل کدام خواب شما می شود، خوابِ قبل از ایمان که توسط آن ایمان آورده اید یا خواب های بعد از ایمان؟ اگر مرادتان خواب قبل از ایمان است که فرد خواب بیننده هنوز به دعوت احمد بصری مؤمن نبوده در حالیکه حدیث می‌گوید خواب مؤمن از اجزاء نبوت است، و اگر مرادتان خواب های بعد از ایمان است و منظور از مؤمن را مؤمن به دعوت احمد بصری می‌دانید که خواب بعد از ایمان نمی تواند دلیل بر خود ایمان تلقی شود، غیر از این‌که توضیح دادیم مراد از مؤمن در این حدیث چه کسانی هستند. تازه همه آنچه گفته شد با توجه به خود روایت بود، و إلا در آیات و روایات متعدد نشانه هایی برای مؤمن بیان شده که تنها در افراد بسیار کمی یافت می شود، ولی چون ممکن بود کسی بگوید مؤمن در حدیث بدون قید خاصی عنوان شده، پس منظورش اصطلاح عمومی است، ما به آن آیات و روایات اشاره نکردیم و از خود حدیث ثابت نمودیم که مرادش از مؤمن، افراد واقعاً خاصی است.

این‌ها همه مربوط به خواب خود شخص بود، اما اگر دیگری خوابی درباره او یا همه امت دید و به ما خبر داد، در این صورت مراد از مؤمن چه کسی است؟ صرف شیعه راستگو، یا کسی که بتوان دین و اعتقاد خود را بر اساس خواب او اصلاح نمود؟ بدیهی است که در مهمترین مسأله زندگی انسان یعنی مذهب و اعتقاد، عقل تکیه بر خواب افراد عادی را نمی‌پذیرد و به غیر از خواب برترین مؤمنان اعتنا نمی‌کند.

ب: آخر الزمان یعنی چه موقع؟

اصطلاح «آخر الزمان» لا اقل به ۱۰ معنی در روایات به کار رفته است و شاید بتوان همه اینها را در چهار گزینه جای داد: ۱. از دوره پیامبر صلی الله علیه و آله به بعد. ۲. دوره ما قبل از ظهور تا ظهور. ۳. دوره ما بعد از ظهور تا قبل از نزدیک شدن قیامت. ۴. دوران نزدیک به بر پا شدن قیامت. حال منظور حدیث مورد بحث از «آخر الزمان» کدامیک از این موارد است؟ قطعاً چون این حدیث منسوب به امام صادق علیه السلام می باشد به زمانی بعد از عصر ایشان اشاره دارد، اما چه زمانی؟ زمان غیبت حجت الهی، زمان قبل از ظهور، زمان بعد از خروج، زمان تشکیل حکومت عدل جهانی، زمان نزدیک شدن قیامت؟ دلیلی برای انتخاب هیچیک از این گزینه ها نداریم.  ولی به هر حال باید به این نکته توجه داشت که در سه حدیث دیگر، فقره «آخر الزمان» اصلاً وجود ندارد: وَ عَنْ أَبِي عَبْدِ اَللَّهِ عَلَيْهِ السَّلاَمُ قَالَ:«إِنَّ الْمُؤْمِنَ رُؤْيَاهُ جُزْءٌ مِنْ سَبْعِينَ جُزْءاً مِنَ النُّبُوَّةِ وَ مِنْهُمْ مَنْ يُعْطَى عَلَى الثَّلَاثِ
المؤمن،ص:۳۵،ح:۷۱

ادامه روایات خواب آخرالزمان

وَ رَوَى اَلْحَسَنُ بْنُ عَلِيِّ بْنِ فَضَّالٍ عَنْ أَبِي اَلْحَسَنِ عَلِيِّ بْنِ مُوسَى اَلرِّضَا عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ…إِنَّ اَلرُّؤْيَا اَلصَّادِقَةَ  جُزْءٌ مِنْ سَبْعِينَ جُزْءاً مِنَ اَلنُّبُوَّةِ.

من لا يحضره الفقيه،ج:۲،ص:۵۸۴
قَالَ عَلَيْهِ السَّلاَمُ: إِذَا كَانَ اَلْعَبْدُ عَلَى مَعْصِيَةِ اَللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ وَ أَرَادَ اَللَّهُ بِهِ خَيْراً أَرَاهُ فِي مَنَامِهِ رُؤْيَا تُرَوِّعُهُ فَيَنْزَجِرُ بِهَا عَنْ تِلْكَ اَلْمَعْصِيَةِ وَ إِنَّ اَلرُّؤْيَا اَلصَّادِقَ جُزْؤٌ مِنْ سَبْعِينَ جُزْءاً مِنَ اَلنُّبُوَّةِ.

الإختصاص،ج:۱،ص:۲۴۱

نیز باید توجه داشت که اگر ما نتوانیم مراد از «آخر الزمان» را از بین این همه معانی ثابت نماییم، نمی توانیم به مضمون این حدیث برای اثبات حجیت خواب های قبل از ظهور استدلال کنیم. حال اگر فرض را بر این بگذاریم که مراد حدیث، دوره نزدیک به ظهور است، خوب ما از کجا بدانیم که در دوره نزدیک به ظهور قرار داریم؟

ج: منظور از رأی مومن چیست که به همراه خواب مومن جزئی از نبوت تلقی شده است؟

فهم این نکته بسیار مهم است زیرا می‌تواند کمک کند تا محدوده آخر الزمان را تشخیص دهیم. «رأی» به معنای اندیشه ی برخاسته از تعقل است، در نتیجه معنای حدیث این می شود که اندیشه مومن به همراه رؤیایش در آخر الزمان جزئی از هفتاد جزء نبوت خواهد بود، لذا این سؤال مطرح می‌شود که مگر در آخر الزمان چه اتفاقی می افتد که اندیشه مؤمن در حد جزئی از نبوت ارتقاء می یابد؟ جواب این سوال را در بیان امام باقر علیه السلام خواهید یافت که می فرمایند: زمانی‌که قائم ما قیام کند دست خود را بر سر مردم گذاشته، عقل های ایشان را جمع می نماید لذا عقلها ـ یا خواب‌های ـ آنها کامل می شود: اَلْحُسَيْنُ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ مُعَلَّى بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ اَلْوَشَّاءِ عَنِ اَلْمُثَنَّى اَلْحَنَّاطِ عَنْ قُتَيْبَةَ اَلْأَعْشَى عَنِ اِبْنِ أَبِي يَعْفُورٍ عَنْ مَوْلًى لِبَنِي شَيْبَانَ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ قَالَ: إِذَا قَامَ قَائِمُنَا  وَضَعَ  اَللَّهُ  يَدَهُ عَلَى رُءُوسِ اَلْعِبَادِ فَجَمَعَ بِهَا عُقُولَهُمْ وَ كَمَلَتْ بِهِ أَحْلاَمُهُمْ.
الکافي:۱،ص:۲۵

نکته مهم درباره خواب

و غیر از این حدیث جواب دیگری نمی‌توان یافت، زیرا قطعاً صِرف گذشت زمان تاثیری در صادقه شدن رؤیاها ندارد و حتماً باید واقعه خاصی رخ دهد که همه رؤیاهای مؤمن صادقه گردد و اندیشه اش جزئی از نبوت شود، و در این حدیث از آن واقعه مهم پرده برداشته شده است. لذا از این روایت در می‌یابیم که مراد حدیث از «آخر الزمان» دوره بعد از خروج است و ربطی به خواب هایی که قبل از خروج دیده می شود ندارد.

همچنان‌که اهل سنت از پیامبر صلی الله علیه و آله نقل کرده اند: زمانیکه تقارب زمان رخ دهد خواب مؤمن دروغین نخواهد شد: أَخْبَرَنَا اِبْنُ مَخْلَدٍ ، قَالَ: أَخْبَرَنَا أَبُو عَمْرٍو ، قَالَ: حَدَّثَنَا اَلْحَسَنُ بْنُ سَلاَّمٍ اَلسَّوَّاقُ ، قَالَ: حَدَّثَنَا قَبِيصَةُ ، قَالَ: حَدَّثَنَا سُفْيَانُ ، عَنْ هِشَامٍ ، عَنِ اِبْنِ سِيرِينَ ، عَنْ أَبِي هُرَيْرَةَ، عَنِ اَلنَّبِيِّ (صَلَّى اَللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ) قَالَ: إِذَا تَقَارَبَ اَلزَّمَانُ لَمْ تَكَدْ رُؤْيَا اَلْمُؤْمِنِ تَكْذِبُ…
الأمالي (للطوسي)،ج:۱،ص:۳۸۶، {عموم راویان این حدیث از اهل سنت می باشند.}

تقارب زمان

و در حدیث دیگری مراد از تقارب زمان هنگام حکومت حضرت مهدی علیه السلام معرفی شده که سال به اندازه ماه می گذرد و ماه به اندازه هفته و هفته به اندازه یک روز و یک روز به اندازه یک ساعت: و الثالث: أنه من‌ قوله (صلى اللّه عليه و سلم): يتقارب الزمانُ حتى تكونَ السَّنَةُ كالشهر، و الشهر كالجمعة، و الجمعة كاليوم، و اليوم كالساعة. قالوا: يريد زمن خروج المهدي و بَسْطِه العدلَ، و ذلك زمانٌ يُسْتَقْصَر؛ لاستلذاذه فتتقارب أطرافُه.
الفائق في غريب الحديث(للزمخشري)، ج:٣،ص:۸۲

بله بعضی نیز این احتمال را داده اند که مراد از «آخر الزمان» زمان نزدیک به قیامت باشد چون در هنگامه قیامت همه حقایق منکشف می شود و برای همین یکی از نام های قیامت «الحاقّة» است؛ در نتیجه وقتی قیامت نزدیک گردد خواب ها راست می شوند. همچنان‌که مسأله «تقارب زمان» در روایت دیگری مربوط به دوران نزدیک به قیامت معرفی شده است: «لا تقوم السّاعة حتّى يتقارب الزّمان، فتكون السّنة كالشّهر، و يكون الشّهر كالجمعة، و تكون الجمعة كاليوم، و يكون اليوم كالسّاعة».
معجم الأحاديث الإمام المهدي (عليه السلام)، ج‏:۳، ص:۴۳۷

استنباط یقینی و خواب

اما این‌که بعضی گفته اند مراد از رأی، استنباط یقینی است دلیلی بر آن نیافتم، الا این‌که گفته شود یکی از نام های قیاسِ باطل در روایات، «رأی» است، و اهل قیاس معروف به اهل رأی بوده اند، و قیاس نوعی استنباط باطل از احکام شرعی می باشد، پس مراد از رأی در این روایت نیز استنباط احکام است اما استنباطی یقینی که با جزء نبوت بودن سازگار باشد. ولی چه تناسبی بین رأی مومن و رؤیای او وجود دارد که در کنار هم جزئی از نبوت شمرده شده اند؟ و در آخر الزمان چه رخ می دهد که همه استنباطاتِ شرعی او یقینی می گردد؟ جواب را در کلام امام باقر علیه السلام می یابید که می فرمایند: حَدَّثَنَا أَبُو سُلَيْمَانَ أَحْمَدُ بْنُ هَوْذَةَ قَالَ حَدَّثَنَا أَبُو إِسْحَاقَ إِبْرَاهِيمُ بْنُ إِسْحَاقَ اَلنَّهَاوَنْدِيُّ قَالَ حَدَّثَنِي عَبْدُ اَللَّهِ بْنُ حَمَّادٍ اَلْأَنْصَارِيُّ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدٍ عَلَيْهِ السَّلاَمُ عَنْ أَبِيهِ عَلَيْهِ السَّلاَمُ قَالَ: إِذَا قَامَ اَلْقَائِمُ  بَعَثَ فِي أَقَالِيمِ اَلْأَرْضِ فِي كُلِّ إِقْلِيمٍ رَجُلاً يَقُولُ عَهْدُكَ فِي كَفِّكَ فَإِذَا وَرَدَ عَلَيْكَ أَمْرٌ لاَ تَفْهَمُهُ وَ لاَ تَعْرِفُ اَلْقَضَاءَ فِيهِ فَانْظُرْ إِلَى كَفِّكَ وَ اِعْمَلْ بِمَا فِيهَا…  امام باقر (ع) می‌فرمایند: زمانی‌که قائم قيام كند در هر اقليمى از اقاليم زمين مردى را بفرستد و بگويد عهد تو در كف دست تو است، هرگاه با موضوعی مواجه شدی که خودش و قضاوت درباره آن را ندانستی به كف دستت نگاه كن و به آن‏چه در وى است عمل نما‏…
الغيبة (للنعماني)، ج:۱، ص:۳۱۹
و از این حدیث نیز متوجه می‌شویم مقصود از «آخر الزمان» زمان بعد از خروج مهدی موعود علیه السلام و تشکیل حکومت عدل جهانی است.

د. مراد از جزء نبوت یعنی چه؟

چنان‌چه عرض شد، صادقه بودن خواب تلازمی با حجت بودن آن ندارد. اما آن‌ها که اصرار بر تلازم می کنند نسبت به این حدیث باید پاسخ دهند که آیا منظورش اینست که رؤیای مؤمن در آخر الزمان بالفعل حجت است یا این‌که اقتضاء حجیت را دارد یعنی می تواند حجت باشد به شرطی که مانعی از پذیرش آن وجود نداشته باشد؟ اگر اولی باشد در صورتی که یک مؤمن دو خواب متعارض ببیند یا دو مومن دو خواب متعارض درباره یک موضوع ببینند تکلیف چیست؟ آیا می‌توان هر دو خواب متعارض را حجت دانست؟ این‌که امکان ندارد، لذا متوجه می‌شویم مراد این حدیث، اثبات اقتضاء حجیت برای خواب مؤمن است در صورتی که مانعی نباشد، که یکی از موانع، مخالف بودن محتوای خواب با موازین مذهب و شریعت می باشد، همچنان‌که یکی دیگر از موانع، خواب دیدن اثبات حکم شرعی یا عقیده است که با این حدیث صحیح مخالفت دارد که می گوید: دین خدا ارجمندتر از آنست که در خواب دیده شود: اِبْنِ أُذَيْنَةَ عَنْ أَبِي عَبْدِ اَللَّهِ عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ قَالَ قَالَ: مَا تَرْوِي هَذِهِ اَلنَّاصِبَةُ فَقُلْتُ جُعِلْتُ فِدَاكَ فِيمَا ذَا فَقَالَ فِي أَذَانِهِمْ وَ رُكُوعِهِمْ وَ سُجُودِهِمْ فَقُلْتُ إِنَّهُمْ يَقُولُونَ إِنَّ أُبَيَّ بْنَ كَعْبٍ رَآهُ فِي اَلنَّوْمِ فَقَالَ كَذَبُوا فَإِنَّ دِينَ اَللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ أَعَزُّ مِنْ أَنْ يُرَى فِي اَلنَّوْمِ… عمر بن اذينه گويد: امام صادق عليه السّلام فرمود: اين ناصبى‌ها (دشمنان اهل بيت عليهم السّلام) چه روايت مى‌كنند؟ عرض كردم: قربانت گردم! در مورد چه چيزى‌؟ فرمود: در مورد اذان، ركوع و سجودشان. عرض كردم: آن‌ها مى‌گويند: ابىّ‌ بن كعب آن‌ها را در خواب ديده است (يعنى پيامبر صلّى اللّه عليه و اله در خواب او به اذان، ركوع و سجود حكم فرمود). آن حضرت فرمود: دروغ مى‌گويند؛ زيرا دين خدا گرامى‌تر از آن است كه در خواب ديده شود…
الکافي، ج:۳، ص:۴۸۲

نکته جالب درباره خواب

و جالب این‌که این حدیث صحیح درباره تشریع اذانِ مستحب وارد شده و بر آن دین اطلاق شده است. حال وقتی حتی اذانِ مستحب با خواب و رؤیا به اثبات نمی رسد آیا شناخت حجت خدا که سعادت بشر به آن گره خورده با خواب امکان دارد؟! بله؛ در اینجا احتمالی وجود دارد که مراد این حدیثِ صحیح، إنشاء احکام باشد نه إخبار از آن، بدین معنا که وقتی دین جدیدی آمد خداوند احکام آن دین را در خواب یاران پیامبرش بیان نمی‌کند نه این‌که اگر حکمی توسط دین بیان شده اما به مرور زمان دستخوش تحریف یا فراموشی قرار گرفته، صحیحش در خواب گفته نخواهد شد. و علت این احتمال، جهت صدور حدیث می باشد، زیرا اهل سنت اعتقاد داشتند که اذان در خواب یکی از اصحاب بیان شده و پیامبر هم بر آن خواب اعتماد کردند و امام صادق علیه السلام با رد این ادعا فرمودند: دین خدا در خواب دیده نمی شود.

اما این مجرد یک احتمال است که اطمینانی برای ما نمی‌آورد ، و این حدیث صحیح بر عمومیت خود باقی است. مدعی یمانی در راستای فرار از این اشکال می گوید: رؤیا نسبت به هیچ عقیده یا حکمی حجیت ندارد الا نسبت به تشخیص خلیفه خدا در زمین که قرآن و روایات بدان تصریح کرده است:

این در حالیست که:

اولاً

چنین تخصیصی در قرآن و روایات وجود ندارد و حدیث مورد بحث و روایات دیگری که در ادامه می آید نیز اطلاق دارند لذا اگر حجیت خواب ثابت شود در همه چیز ثابت خواهد بود.

ثانیاً

در روایات که هیچ نصی درباره شرعیت شناخت حجت خدا از طریق رؤیا وجود ندارد و آنچه در قرآن وارد شده نیز ـ بر فرض ثبوت ـ تنها در مورد چند خلیفه خداست و قانونی کلی به ما جهت شناخت همه حجت های خدا ارائه نمی دهد. ممکن است گفته شود: رخداد دو خواب متعارض، تنها یک فرض است که در آخر الزمان اتفاق نمی‌افتد. غافل از آن‌که یاران احمد، همین روزگار را دوره آخر الزمان می دانند در حالی‌که عده ای خواب های متعددی بر ضد احمد بصری دیده اند که با محتوای خواب اتباع پیرامون تایید احمد در تعارض است. هر چند احمد برای فرار از این اشکال چنین عنوان می کند که آنچه شرعاً ثابت شده، اعتنا به خواب برای شناخت حجت خداست نه اعتنا به خواب برای رد مدعی خلافت:

 

غافل از آن‌که او تمثل شیطان به معصوم را در عالم رؤیا مطلقاً رد کرده، پس طبق مبنای خودش اگر کسی معصومی را در خواب ببیند که بطلان احمد را اعلام کند حجت است و راهی برای انکار آن وجود ندارد.

جواب به نکات حول خواب

غیر از این‌که: اولاً: اطلاق روایات مورد بحث، مقابل چشم شما خواننده عزیز است که شامل اثبات و رد مدعی، هر دو می‌شود. لذا به وضوح مکر و حیله این جریان جهت فرار از خواب هایی که بر ضدشان دیده شده را مشاهده می کنید ثانیاً: خود انشعابات جریان مدعی یمانی بر ضد هم خواب دیده اند مثل رایاتی ها بر ضد مکتبی ها. از طرفی حدیث می گوید رأی مومن به همراه رؤیای او جزئی از نبوت است، حال اگر رأی مومن مخالف رؤیایش در آمد وظیفه چیست؟ مثل اینکه صدها دلیل در مورد باطل بودن ادعای احمد وجود دارد، و رأیش می گوید احمد حجت خدا نیست اما صدایی در خواب می شنود که: احمد بر حق است، خوب در این صورت کدام حجت است؟ نیز اگر رؤیای او با رأی یک مؤمن دیگر مخالف در آمد چه؟ مانند این‌که مؤمنی با ادله محکم به این رأی رسیده که جریان مدعی یمانی باطل است اما او خواب دیده که درست است، آیا در این صورت رأی مقدم است یا رؤیا، در حالی‌که هر دو در کنار هم جزئی از نبوت شمرده شده اند؟ تنها راه حل برای این تعارض همانست که بگوییم حجیت خواب، ـ بر فرض ثبوت ـ اقتضائی است لذا اگر مانعی بر سر راهش مثل مخالفت رأی مؤمن وجود داشت، حجیت ندارد.

د: مراد از «بر هفتاد جزء» چیست؟

توضیح آن‌که این روایت نمی‌گوید رأی و رؤیای مومن یک جزء از هفتاد جزء نبوت است بلکه می‌گوید: بر هفتاد جزء از اجزاء نبوت است: «عَلَى سَبْعِينَ جُزْءاً مِنْ أَجْزَاءِ النُّبُوَّةِ»؛ این یعنی چه؟ دو احتمال وجود دارد: اول: این‌که رأی و رؤیای مومن بر منوال و همطراز هفتاد جزء از اجزاء نبوت است. اما این برداشت قابل پذیرش نیست زیرا هرگز نمی‌توان تصور کرد که یک خواب معمولی در رتبه هفتاد جزء از اجزاء نبوت باشد. دوم: منظور یک جزء از هفتاد جزء نبوت است و راوی نتوانسته الفاظ را خوب نقل کند زیرا در سه حدیث دیگر به همین معنا تصریح شده است: وَ عَنْ أَبِي عَبْدِ اَللَّهِ عَلَيْهِ السَّلاَمُ قَالَ:«إِنَّ الْمُؤْمِنَ رُؤْيَاهُ جُزْءٌ مِنْ سَبْعِينَ جُزْءاً مِنَ النُّبُوَّةِ وَ مِنْهُمْ مَنْ يُعْطَى عَلَى الثَّلَاثِ

المؤمن،ص:۳۵،ح:۷۱

وَ رَوَى اَلْحَسَنُ بْنُ عَلِيِّ بْنِ فَضَّالٍ عَنْ أَبِي اَلْحَسَنِ عَلِيِّ بْنِ مُوسَى اَلرِّضَا عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ…إِنَّ اَلرُّؤْيَا اَلصَّادِقَةَ جُزْءٌ مِنْ سَبْعِينَ جُزْءاً مِنَ اَلنُّبُوَّةِ.  

من لا يحضره الفقيه،ج:۲،ص:۵۸۴      

قَالَ عَلَيْهِ السَّلاَمُ: إِذَا كَانَ اَلْعَبْدُ عَلَى مَعْصِيَةِ اَللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ وَ أَرَادَ اَللَّهُ بِهِ خَيْراً أَرَاهُ فِي مَنَامِهِ رُؤْيَا تُرَوِّعُهُ فَيَنْزَجِرُ بِهَا عَنْ تِلْكَ اَلْمَعْصِيَةِ وَ إِنَّ اَلرُّؤْيَا
اَلصَّادِقَ جُزْؤٌ مِنْ سَبْعِينَ جُزْءاً مِنَ اَلنُّبُوَّةِ.

الإختصاص،ج:۱،ص:۲۴۱

معنای هفتاد در روایت خواب

و اما در معنای خودِ «هفتاد جزء» سه احتمال وجود دارد:

اول: طرق دریافت وحی هفتاد نوع می باشد؛ زیرا گاهی وحی بدون واسطه و مستقیم از جانب خدا بوده و گاهی بواسطه فرشته بوده و گاهی القاء در قلب بوده و گاهی الهام بوده و گاهی فرشته با صورت واقعی می آمده و گاهی به صورت انسان می آمده و گاهی در خواب می آمده و گاهی فقط صدا و نور بوده و گاهی مانند صدای زنجیر بوده و گاهی به القاء روح القدس بوده و صورت های دیگری که بعضی در روایات بیان شده و روی هم هفتاد نوع می شده که ما از همه آن راه ها اطلاع نداریم.

دوم: ویژگی های مقام نبوت هفتاد خصوصیت است که یکی از آن‌ها رؤیای صادقه می باشد. سوم: منظور از هفتاد، تمثیلی برای مبالغه می باشد، و شاید برای همین در روایات اهل سنت اعداد دیگری مثل چهل و شش ذکر شده است.

سید

دیدگاهتان را بنویسید